-

تجارت زیر سایه تنش

محمدصادق مشایخ کارشناس مسائل خاورمیانه

ی ۱۴

ایالات‌متحده با اعمال تعرفه ۲۵درصدی بر کشورهای تجارت‌کننده با ایران، اهرم فشار اقتصادی بی‌سابقه‌ای را همزمان با دور جدید مذاکرات به‌کار گرفته است. براساس این مصوبه، هر کشوری که به تجارت با جمهوری اسلامی ایران ادامه دهد، مشمول یک «تعرفه ۲۵ درصد» بر کلیه روابط تجاری خود با امریکا خواهد شد

 فعال شدن شبکه تحریمی جدید علیه ایران را می‌توان واکنش جدید واشنگتن به تنش‌های رو به افزایش با ایران دانست که به‌نوعی بخشی از سیاست فشار حداکثری است و هدف آن، محدود کردن روابط اقتصادی ایران با شرکای منطقه‌ای و جهانی اعلام شده است.

واقعیت این است که ما هم‌اکنون در یک بن‌بست اقتصادی قرار داریم و اعمال تعرفه‌های امریکا تنها فشار را بر ساختار ارزی و تجارت داخلی ایران افزایش می‌دهد. افزایش نرخ دلار به حدود ۱۵۰هزار تومان، نشان‌دهنده همین فشارهای مستمر است و تاثیری بیشتر از این بر اقتصاد ایران در روابط با شرکای منطقه‌ای ایجاد نمی‌کند. از سوی دیگر، اثر مستقیم این تعرفه‌ها بر جریان تجارت کشورهایی که با ایران همکاری تجاری دارند، مثل عراق، ترکیه چندان قابل‌توجه نیست. بنابراین نگرانی‌ها از تاثیر تعرفه یادشده بیشتر درباره کشورهای ترکیه و امارات متمرکز است، چراکه حجم قابل‌توجهی از مبادلات مالی و تجاری ایران از طریق این کشورها انجام می‌گیرد.

 به‌علاوه اینکه در حال‌ حاضر فشار عمده بر جریان حمل‌ونقل منطقه‌ای و لجستیک متمرکز شده است، نه بر حجم تجارت واقعی. بنابراین به‌دلیل ریسک بالای امنیتی در خلیج‌فارس و دریای عمان، هزینه‌های بیمه و حمل کالا به‌شدت افزایش یافته است. هر شرکت حمل‌ونقلی برای مدیریت ریسک، ناگزیر به بالا بردن نرخ‌هاست که این امر مستقیما بر نرخ تمام‌شده کالاهای وارداتی تاثیر می‌گذارد.

این شرایط بر کالاهای مصرفی روزانه ایران، که عمدتا از بنادر جنوبی مانند بندرعباس وارد کشور می‌شوند، اثرگذار است و به‌طورمستقیم بر بازار داخلی فشار ایجاد می‌کند. بنابراین می‌توان گفت باتوجه به زنجیره تامین، بحران حمل‌ونقل یادشده و افزایش هزینه‌های لجستیک، بیش از خود تعرفه‌ها بر تجارت منطقه‌ای اثرگذار است.

در نگاهی دیگر از روند تجاری می‌توان گفت؛ تجارت با امارات و ترکیه در شرایط فعلی به‌سمت کاهش شدید حرکت کرده و حتی میل به صفر شدن دارد. بنابراین اعمال تعرفه‌ها، اثر ملموس چندانی بر جریان تجارت واقعی ندارد، اما فشار روانی و اقتصادی ایجاد می‌کند.

تا زمانی که تنش‌ها در خلیج‌فارس و دریای عمان ادامه دارد، هزینه‌های حمل‌ونقل بالا باقی می‌ماند و نرخ تمام‌شده کالاها افزایش می‌یابد. این یعنی اثرات اقتصادی اعمال تعرفه‌های امریکا بیشتر به‌شکل فشار بر لجستیک و حمل‌ونقل مشاهده می‌شود تا محدودیت مستقیم بر حجم تجارت. در صورتی که یک کشتی در تنگه هرمز غرق شود یا حادثه‌ای مشابه رخ دهد، نرخ بیمه ممکن است تا هزار درصد افزایش یابد و این به‌نوبه خود نرخ کالاهای مصرفی و هزینه‌های حمل‌ونقل را به‌شکل چشمگیری بالا می‌برد. این شرایط برای همه کشورها در منطقه و نه‌فقط ایران، اثرگذار است.

بنابراین همه عوامل از جمله بیمه، ریسک‌های امنیتی و افزایش هزینه حمل‌ونقل باید در برنامه‌ریزی‌های تجاری در نظر گرفته شود تا اثرات منفی تحریم‌ها و تعرفه‌ها کاهش یابد.

اثرات این تعرفه‌ها در شرایط فعلی بیشتر جنبه روانی و فشار اقتصادی دارد و تا زمانی که تعادل استراتژیک در منطقه برقرار نشود، بازارها و تجارت داخلی ایران همچنان با نوسان و عدم‌قطعیت مواجه خواهند بود.

در کل می‌توان گفت؛ در حال ‌حاضر، بازار منطقه‌ای در وضعیت ناامنی نسبی قرار دارد و هرگونه افزایش تنش ممکن است تاثیرات فوری بر تجارت و قیمت‌ها داشته باشد. بنابراین دولت و بخش خصوصی، باید آمادگی مدیریت بحران‌های ناگهانی را داشته باشند و برای جلوگیری از افزایش بیش از حد قیمت‌ها، از ذخایر استراتژیک و برنامه‌ریزی دقیق مالی استفاده کنند.

باتوجه به موارد یادشده، اقتصاد ایران، تجارت با شرکای منطقه‌ای و نرخ کالاها تحت‌تاثیر مستقیم تحریم‌ها و تعرفه‌ها قرار می‌گیرند، اما بحران حمل‌ونقل و افزایش هزینه‌های بیمه و لجستیک، مهم‌ترین عوامل فشار هستند که لازم است مدیریت شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین