ورشکسته، ورشکسته است!

«ایران با دارا بودن حدود ۳۳ تریلیون مترمکعب ذخایر گازی در مجموع حدود ۱۷درصد از ذخایر اثبات شده گاز طبیعی در جهان را در اختیار دارد.» « ایران با تولید سالانه ۲۷۵ میلیارد مترمکعب، سومین تولیدکننده بزرگ گاز در جهان است.»

ورشکسته، ورشکسته است!

 

ورشکسته، ورشکسته است!

«براساس گزارش‌های منتشر شده روی سایت اداره انرژی‌های امریکا، ایالات متحده در رتبه نخست میزان مصرف گاز جهانی قرار گرفته و روسیه و چین رتبه‌های دوم و سوم این جدول را به خود اختصاص داده‌اند و ایران در جایگاه چهارمین مصرف‌کننده گاز طبیعی جهان ایستاده است.»

«ایران با حدود یک درصد از جمعیت جهان حدود ۶ درصد گاز طبیعی دنیا را مصرف می‌کند. به بیانی دیگر ایران با سهم ۶ درصدی از کل گاز تولیدی دنیا، تنها ۰.۴۲ درصد از کل تولید ناخالص داخلی جهان را دارد. اگر به این آمار سهم۰.۲۴ درصدی ایران از تجارت جهانی گاز را نیز اضافه کنیم به فاصله معنادار تولید گاز طبیعی با ظرفیت‌ها و ذخایر گازی ایران می رسیم.»

موارد یادشده آمارهایی از تولید و مصرف گاز ایران هستند که به راحتی با جستجو در موتور جستجوگر گوگل به‌دست می‌آیند.

 مجموع آمار یادشده و تجربه قطع گاز یا اعمال محدودیت‌های مصرف، گویای این واقعیت است که ایران با وجود داشتن سومین ذخایر بزرگ گاز و چهارمین ذخایر بزرگ نفت در جهان، با کمبود انرژی مواجه است. کمبودهایی که در سال‌های اخیر نه تنها باعث تعطیلی تولید شده بلکه چراغ خانه‌ها را نیز خاموش کرد و مشکلات اقتصادی فراوانی را به وجود آورده است.

چرایی ایجاد مشکلات یادشده و افزایش دامنه این مشکلات، بارها و بارها از سوی کارشناسان و تحلیلگران انرژی مطرح شده و همواره هشدارهایی هم از سوی تحلیلگران انرژی برای برنامه‌ریزی و اصلاح ساختار توسط مسئولان عنوان شده است. در مقابل مسئولان نیز همواره توپ را به زمین مصرف‌کننده انداخته و مسئولیت رفع مشکلات ناشی از کسری را با توصیه به صرفه‌جویی به گردن این حلقه زنجیره انداخته‌اند. به نظر می‌رسد مشکلات تامین این انرژی و یافتن راه حل برای کسری‌‌های مداوم به توپی تبدیل شده که بین زمین متولیان تولید و مصرف‌کنندگان سرگردان است. غافل از اینکه خوشمان بیاید یا نه، گره اصلی این کلاف سردرگم «مدیریت نادرست» در حوزه‌‌های مختلف انرژی است. موضوعی که به‌دلیل ناکارآمدی در بهره‌برداری از منابع و تصمیم‌گیری‌های غیرکارشناسی، منجر به بروز بحران‌های مکرر در تأمین انرژی شده است. عدم‌سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و فرسودگی تأسیسات که منجر به کاهش کارآیی سیستم شده و سایر پیامدهای آشکار و پنهان نیز نشات گرفته از همین مدیریت نادرست است. در واکاوی مدیریت نادرست نیز به عدم‌تعریف دقیق از مفهوم «ناترازی» می رسیم که شاید نقطه عطف بسیاری از مشکلات در اقتصاد امروز ایران است.

منظور از «ناترازی» در یک اقتصاد، ایجاد تعهدات فراتر از رشد حقیقی است و اقتصاد ایران سال‌هاست با انواع و اقسام ناترازی‌ها دست و پنجه نرم می‌کند؛ از ناترازی بانکی گرفته تا ناترازی در بخش‌های گوناگون انرژی که در نهایت ماحصل مجموع این ناترازی‌ها، کاهش رفاه عمومی است. اینکه عامل بروز این ناترازی‌ها را باید در کجا جست‌وجو کرد و موانع رفع آن سیاست‌‌گذاری‌های نادرست دولت‌هاست یا ضعف قوانین و اجرا، موضوعی است که همواره در صدر مباحث اقتصادی قرار داشته و دارد.

برخی معتقدند این ناترازی‌ها نه‌تنها نتیجه سیاست‌های ناکارآمد، بلکه محصول ساختار «ناترازی‌ساز» حکمرانی است. به بیان دیگر، نظام اقتصادی و سیاسی کشور در شرایطی به سر می‌برد و به نحوی طراحی شده که به جای حل مشکلات، مدام ناترازی‌های جدیدی ایجاد می‌کند. در حوزه انرژی نیز ناترازی به معنای نبود انرژی نیست، بلکه به نحوه مدیریت تولید، مصرف و تنوع منابع انرژی مربوط می‌شود.

و به‌طور مشخص در حوزه گاز؛ می‌توان به آمار تولید و مصرف اشاره کرد. چنانچه در بسیاری از کشورها، اختلاف میان آمار تولید و مصرف گاز تنها ۱۵ تا ۲۰ درصد است و در ایران مصرف بی‌رویه و بدون الگوی مشخص هر سال گره این کلاف را کورتر می‌کند.

اما اهمیت «ناترازی» فراتر از طرح موضوع است. مسئله مهم‌تر آن است که بیشتر ناترازی‌ها بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند؛ به این معنا که مشکلات در یک بخش می‌تواند به سرعت به سایر بخش‌ها منتقل شده و بر عملکرد کلی اقتصاد تاثیر منفی بگذارد. به تبع بهبود یک ناترازی نیز می‌تواند اثرات مثبتی روی سایر ناترازی‌ها بگذارد.

 این چنین است که اقتصاد ایران گرفتار دومینوی ناترازی می‌شود. هرچند که فلسفه این دومینو فراتر از این حرف‌هاست چنانچه می‌توان با نگاهی دقیق‌تر به ساختار وجودی بخش‌های یاد شده پی به واقعیتی تلخ‌تر ‌برد.

آمار تولید و مصرف در بسیاری از بخش‌ها می گوید؛ ما با تعداد بالایی «ساختار ورشکسته» در اقتصادمان مواجه هستیم و برای پنهان کردن ورشکستگی و ناکارآمدی این‌ بخش‌ها، اصطلاح قشنگی به نام «ناترازی» را اختراع کرده‌ایم تا عبوری سهل‌تر از کنار گستردگی ابعاد این فاجعه داشته باشیم.

غافل از اینکه ورشکسته، ورشکسته است و باید برای خروج از ساختار ورشکستگی تدابیری دیگر اندیشید.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین