-
گزارش صمت از فرمول جدید رستوران‌ها برای جیب‌های کوچک‌شده

منو بی پولی!

چند اسکرول در منوهای آنلاین کافی است تا یک تغییر مهم به چشم بیاید؛ غذاهایی که تا همین یکی دو سال قبل سفارش کامل حساب می‌شدند حالا با برچسب‌های تازه برگشته‌اند: یک‌نفره، اقتصادی، جمع‌وجور، زیر یک سقف قیمتی مشخص، همراه با نوشیدنی یا مخلفات، با ارسال رایگان یا تخفیف‌های ریز و درشت. در واقع رستوران‌ها خوب فهمیده‌اند که مشتری امروز کمتر از قبل دست‌ودلباز سفارش می‌دهد، بیشتر قیمت را بالا و پایین می‌کند و خیلی وقت‌ها پیش از آن‌که بپرسد چی خوشمزه‌تر است؟ می‌پرسد چی به‌صرفه‌تر درمی‌آید؟

منو بی پولی!

نتیجه این شده که بخشی از بازار غذا از منطق قدیمی فاصله گرفته و دارد خودش را با جیب کوچک‌تر مردم تنظیم می‌کند. حالا دیگر مسئله فقط فروش یک پیتزا، برگر یا یک پرس غذا نیست، این است که رستوران بتواند در روزهایی که مشتری محتاط شده او را از سفارش منصرف نکند. منوهای تازه دقیقا از همین نقطه شروع می‌شوند از تلاش برای نگه داشتن مشتری‌ که هنوز می‌خواهد بیرون غذا بخورد اما فقط به اندازه جیب خود.

بازار غذا وارد فاز بقا شده است

برای فهم این تغییر کافی است منوی بسیاری از غذافروشی‌ها، کافه‌ها و فست‌فودها را با چند سال قبل مقایسه کنیم. قیمت‌ها بالا رفته، سایز سفارش‌ها تغییر کرده، ترکیب آیتم‌ها عوض شده و مهم‌تر از همه، زبان منوها هم تغییر کرده است. جایی که قبلا روی «ویژه»، «دو نفره» یا «خانوادگی» مانور می‌داد حالا روی «اقتصادی»، «یک‌نفره»، «زیر قیمت» و «همراه با نوشیدنی» دست گذاشته است.

این تغییر از سر ذوق و خلاقیت صرف نیست از دل فشار بازار بیرون آمده است. رستوران‌ها با یک واقعیت روشن روبه‌رو شده‌اند مشتری هست اما دیگر مثل قبل سفارش نمی‌دهد. نه به این معنا که میل به غذا خوردن کم شده بلکه به این معنا که هزینه تفریح و غذا خوردن بیرون، برای بخش بزرگی از مردم از یک عادت عادی به یک تصمیم حساب‌شده تبدیل شده است. خانواده‌ای که قبلا برای ۴ نفر راحت‌تر سفارش می‌داد، حالا شاید یک یا دو آیتم کمتر بگیرد. کارمندی که قبلا وسط هفته بدون فکر سفارش ثبت می‌کرد، حالا اول قیمت‌ها را چک می‌کند. دانشجو، کارمند، زوج جوان و حتی خانواده متوسط شهری، هر کدام به شکلی دارند از روی جیب‌شان انتخاب می‌کنند.

در چنین فضایی رستوران اگر بخواهد با همان منطق قبلی جلو برود، خیلی زود از چرخه سفارش حذف می‌شود. چون مردم به‌سادگی از غذا خوردن بیرون نمی‌گذرند اما خیلی راحت‌تر از قبل از یک رستوران خاص و گران می‌گذرند. بنابراین رقابت دیگر فقط بر سر طعم یا سرعت نیست بر سر قابل خرید بودن هم هست.

مشتری محتاط‌تر شده

یکی از مهم‌ترین سوءتفاهم‌ها درباره بازار غذا این است که تصور می‌شود یا مردم کاملا کنار کشیده‌اند یا اوضاع مثل قبل ادامه دارد. هیچ‌کدام دقیق نیست. واقعیت این است که مشتری هنوز در بازار هست اما محتاط، مقایسه‌گر و کم‌ریسک شده است. او هنوز هوس پیتزا، برگر، چلو، پاستا یا ساندویچ می‌کند اما دیگر حاضر نیست بی‌محابا پول بدهد. هر سفارش حالا بیشتر شبیه یک محاسبه است تا یک تصمیم لحظه‌ای.

منوهای آنلاین این تغییر را خیلی روشن نشان می‌دهند. تعداد آیتم‌هایی که دور یک قیمت روان، مثلا زیر یک مرز مشخص چیده شده‌اند، کم نیست. در کنار آن بسته‌هایی دیده می‌شود که با اضافه کردن یک نوشیدنی کوچک، سالاد، سیب‌زمینی یا مخلفات ارزان‌تر، حس خرید بهتر را به مشتری می‌دهند. رستوران‌ها عملا به مشتری می‌گویند اگر نمی‌خواهی زیاد خرج کنی ما نسخه کم‌هزینه‌تری برایت داریم. این همان نقطه‌ای است که سلیقه و توان خرید به هم گره می‌خورند. مردم دنبال این هستند که در ازای پولی که می‌دهند، احساس باخت نکنند. به همین دلیل قیمت نهایی سفارش، هزینه ارسال، حجم غذا و اقلام همراه، همه با هم دیده می‌شود. خیلی وقت‌ها حتی یک اختلاف چند ده هزار تومانی، سرنوشت انتخاب را عوض می‌کند. برای بازاری که مشتری‌ تا این اندازه روی جزئیات حساس شده، ادامه بدون تغییر تقریبا غیرممکن است.

منوی تازه برای ماندن در بازی

در سال‌های قبل بسیاری از رستوران‌ها سعی می‌کردند با بزرگ‌تر کردن آیتم‌ها، خاص‌تر کردن اسم‌ها یا اضافه کردن ترکیب‌های پرزرق‌وبرق، خودشان را در بازار متمایز کنند. اما حالا بخشی از بازار از این فاز عبور کرده است چون در شرایط فشار اقتصادی، اولویت مشتری از هیجان خرید به منطقی بودن خرید جابه‌جا شده است. نتیجه این شده که رستوران‌ها به سمت طراحی منوهایی رفته‌اند که بیش از آن‌که لوکس باشند قابل‌فروش‌اند. سفارش‌های یک‌نفره دقیقا در همین چارچوب معنا پیدا می‌کنند. این آیتم‌ها به مشتری می‌گویند لازم نیست برای یک وعده، هزینه یک سفارش سنگین را بپردازی. می‌توانی غذایی خریداری کنی که از نظر روانی هم برایت قابل‌قبول باشد.

برای رستوران هم این یک فرمول بقاست، او می‌داند اگر مشتری را از دست بدهد، بازگرداندنش سخت‌تر از قبل خواهد بود. پس به جای این‌که فقط روی آیتم‌های گران‌تر حساب باز کند، سعی می‌کند با نسخه‌های سبک‌تر، ساده‌تر یا بسته‌بندی‌شده‌تر، تعداد سفارش را حفظ کند. این استراتژی شاید حاشیه سود هر سفارش را کمتر کند اما جلوی افت کامل فروش را می‌گیرد.

زیر یک عدد مشخص!

چیزی که در منوهای تازه خیلی به چشم می‌آید، تلاش برای نگه داشتن قیمت در یک مرز روانی است. این مرز ممکن است در هر مقطع زمانی جابه‌جا شود اما اصل ماجرا ثابت است. مشتری باید حس کند هنوز می‌شود با مبلغی محدود، یک وعده غذا خرید. برای همین خیلی از منوها طوری بسته می‌شوند که قیمت نهایی از یک سقف مشخص بالاتر نرود. وقتی مشتری با موج گرانی روبه‌روست به‌دنبال نقاط امن می‌گردد. رستوران‌ها هم دارند همین نقطه امن را می‌سازند. در عمل یعنی کوچک کردن بعضی اقلام، حذف مخلفات پرهزینه، جایگزینی مواد اولیه ارزان‌تر، طراحی ترکیب‌های ساده‌تر یا چسباندن چند آیتم کم‌هزینه به هم تا سفارش همچنان ارزش خرید داشته باشد. البته این روند یک خطر هم دارد اگر صرفا به کم کردن حجم یا کیفیت ختم شود، مشتری خیلی زود متوجه می‌شود و دل‌زده خواهد شد. به همین دلیل آن بخش از رستوران‌ها که هوشمندانه‌تر عمل می‌کنند فقط قیمت را پایین نمی‌آورند، ساختار سفارش را بازطراحی می‌کنند. مثلا به‌جای یک آیتم بزرگ و دور از دسترس، یک وعده کوچک اما کامل ارائه می‌دهند.

ارسال رایگان و نوشابه همراه

در منوی جدید بازار غذا مسئله فقط خود غذا نیست. خیلی وقت‌ها بازی روی حاشیه‌ها شکل می‌گیرد؛ همان چیزهایی که شاید در نگاه اول جزئی به نظر برسند اما در تصمیم مشتری اثر جدی دارند. هزینه ارسال یکی از مهم‌ترین آن‌هاست. وقتی قیمت غذا برای مشتری مرزی شده، اضافه شدن هزینه پیک می‌تواند کل منطق خرید را به هم بزند. برای همین حذف یا کاهش این هزینه تبدیل به ابزار جدی رقابت شده است. کنار آن، آیتم‌های همراه هم نقش پررنگی پیدا کرده‌اند؛ نوشیدنی کوچک، آب معدنی، سالاد، سیب‌زمینی، ترشی یا هر افزودنی دیگری که هم هزینه تمام‌شده سنگینی ندارد و هم حس «پکیج کامل» می‌سازد. این‌ها از بیرون ممکن است چیزهای کم‌اهمیتی به نظر برسند اما برای مشتری‌ای که با وسواس قیمت را می‌سنجد، همین جزئیات می‌تواند تصمیم نهایی را عوض کند. نکته اینجاست که رستوران‌ها فهمیده‌اند در شرایط سخت اقتصادی، فروش فقط با پایین آوردن عدد اصلی قیمت جلو نمی‌رود. باید حس خرید خوب هم ساخته شود. مشتری باید احساس کند با پولی که می‌دهد، چیز بیشتری نصیبش شده است. این حس گاهی از خود تخفیف مهم‌تر است.

این تغییر مدل مصرف است

اگر این روند را فقط به چند ترفند فروش تقلیل بدهیم، اصل ماجرا را ندیده‌ایم. داستان بزرگ‌تر این است که مدل مصرف مردم عوض شده و رستوران‌ها ناچار شده‌اند با آن هماهنگ شوند. مصرف‌کننده امروز نسبت به گذشته کمتر هیجانی خرید می‌کند و بیشتر بر اساس نیاز، موقعیت و بودجه تصمیم می‌گیرد. او شاید همچنان اهل سفارش دادن باشد، اما دیگر سفارش را با منطق روزهای وفور نمی‌چیند. به همین دلیل است که یک‌نفره بودن یا اقتصادی بودن منو این‌قدر پررنگ شده ترجمه مستقیم شرایط زندگی شهری است. تعداد زیادی از مردم یا تنها غذا می‌خورند، یا در محیط کار سفارش می‌دهند، یا نمی‌خواهند برای یک وعده معمولی، هزینه‌ای شبیه یک تفریح آخر هفته بپردازند. رستوران‌هایی که این تغییر را زودتر فهمیده‌اند، منوهایشان را براساس همین زندگی واقعی بازنویسی کرده‌اند.

این بازنویسی در واقع اعتراف بازار به یک حقیقت است دوران سفارش‌های بی‌فکر و پرخرج، برای بخش بزرگی از مشتریان دست‌کم فعلا عقب نشسته است. حالا هر وعده باید برای خودش توجیه اقتصادی داشته باشد. رستوران اگر این را نفهمد از سبد انتخاب مشتری بیرون می‌افتد. اگر بفهمد، شانس دارد هنوز در همان سبد بماند حتی اگر با سود کمتر و منوی متفاوت‌تر.

ایده خوب هست اما نسخه معجزه نیست

این‌که رستوران‌ها خودشان را با توان خرید مردم تنظیم کرده‌اند، در اصل اتفاق بدی نیست اتفاقا می‌تواند نشانه انعطاف بازار باشد. در شرایطی که خیلی از کسب‌وکارها با افت تقاضا روبه‌رو هستند، هر مدلی که بتواند فاصله بین فروشنده و مشتری را کمتر کند، ارزش بررسی دارد. منوهای اقتصادی، سفارش‌های یک‌نفره و بسته‌های جمع‌وجور از همین جنس‌اند؛ راهی برای این‌که هم مشتری کاملا حذف نشود و هم رستوران بی‌مشتری نماند. اما این هم مهم است که این روند را بیش از حد بزک نکنیم. این تغییر هرچند هوشمندانه و لازم، محصول یک بازار پررونق نیست؛ محصول فشار است. وقتی رستوران ناچار می‌شود برای نگه داشتن مشتری، وعده را کوچک‌تر، ارزان‌تر یا به‌صرفه‌تر تعریف کند، در واقع دارد خودش را با افت قدرت خرید عمومی تطبیق می‌دهد. پس این ایده خوب، همزمان یک علامت هشدار هم هست.

یعنی بازار غذا هنوز زنده است اما با الگوی دفاعی. هنوز تقاضا وجود دارد، اما تقاضایی که درشت‌خریدار نیست. هنوز رقابت هست اما بیشتر بر سر نباختن مشتری است تا فتح بازار. این تصویر خیلی واقعی‌تر از آن چیزی است که از بیرون با چند برچسب تخفیف و چند پیشنهاد جذاب دیده می‌شود.

آن‌که واقعیت جیب مردم را انکار نکند

در نهایت آن بخش از بازار غذا شانس بیشتری برای ماندن دارد که با واقعیت زندگی مردم درگیر نشود. نه با شعار، اسم‌های عجیب و تخفیف‌های نمایشی. مشتری امروز باهوش‌تر و بی‌اعتمادتر از آن است که صرفا با برچسب ارزان، قانع شود. او زود می‌فهمد کجا منو واقعا متناسب با جیبش طراحی شده و کجا فقط ظاهر ماجرا عوض شده است. رستوران‌هایی که این روزها بسته‌های یک‌نفره و اقتصادی ارائه می‌کنند، اگر بخواهند موفق بمانند باید چند چیز را همزمان حفظ کنند؛ قیمت قابل‌قبول، کیفیتی که سقوط نکند، شفافیت در حجم و ترکیب غذا و حسی که به مشتری بگوید هنوز می‌تواند بدون عذاب وجدان مالی سفارش بدهد. در این وضعیت، جذاب‌ترین منو لزوما پرزرق‌وبرق‌ترین منو نیست. گاهی جذاب‌ترین منو همان منویی است که بی‌سروصدا فهمیده مردم چطور زندگی می‌کنند، چطور خرج می‌کنند و چرا دیگر مثل قبل سفارش نمی‌دهند.

سخن پایانی 

این موج تازه در منوهای غذایی را می‌شود از دو زاویه دید. از یک طرف نشانه فشار اقتصادی است که هم مشتری را محتاط کرده و هم فروشنده را وادار به عقب‌نشینی از مدل‌های پرخرج قبلی. از طرف دیگر، نشانه زنده بودن بازار نیز است؛ این‌که رستوران‌ها به‌جای نشستن و تماشا کردن افت فروش، شکل عرضه را عوض می‌کنند تا از بازی بیرون نیفتند. سفارش‌های یک‌نفره، بسته‌های اقتصادی، قیمت‌گذاری تا یک سقف روانی، اقلام همراه و ارسال رایگان همه بخشی از همین تلاش برای بقاست. این ایده اگر در تمام بخش ها درست اجرا شود، ایده بدی نیست اما نباید فراموش کرد پشت این منوهای جمع‌وجور و قیمت‌های مهار‌شده یک واقعیت روشن است؛ مردم هنوز می‌خواهند غذا سفارش بدهند اما فقط تا جایی که جیب آن‌ها اجازه می‌دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین