مشارکت محلی، تالابها را به نقشه بازمیگرداند
تالابها بهعنوان شریانهای حیاتی کرهزمین، نقشی بیبدیل در حفظ تنوع زیستی، مهار سیلابها و پایداری معیشت جوامع محلی ایفا میکنند. اهمیت این زیستبومهای ارزشمند چنان است که در ۱۳بهمن ۱۳۴۹ (۲ فوریه ۱۹۷۱)، «کنوانسیون رامسر» در شهر رامسر پایهگذاری شد. امروزه این پیمان بینالمللی با عضویت ۱۶۹کشور، از بیش از ۲ هزار تالاب مهم جهان حفاظت میکند تا میراثی برای آیندگان باقی بماند. با این حال، در سالروز این رویداد تاریخی، وضعیت تالابهای ایران از ارومیه و انزلی تا گاوخونی و هامون، به مرحلهای بحرانی رسیده است. برخی از کارشناسان، با نقد رویکردهای سختافزاری و هزینهکرد میلیاردی بودجههای بیثمر، بر لزوم شفافیت در تخصیص حقابهها و مشارکت واقعی مردم تاکید میکنند.
رویکرد حفاظتی نیازمند جراحی است
مهدی مجتهدی، فعال محیطزیست در گفتوگو با صمت اظهار کرد: روز جهانی تالابها، رویداد جهانی نمادینی است که بهمنظور جلبتوجه به مسائل مرتبط با تالابها برگزار میشود. این نوع نامگذاریها، مشابه روز جهانی کوهستان یا روز جهانی رودخانهها، اقدام نمادینی با هدف افزایش آگاهی عمومی درباره موضوعات مهم دارد. با این حال، در ایران امروز وضعیت تالابها بسیار بحرانی است. وی افزود: اما امسال، در پی حوادث تلخی که در ماههای اخیر رخ داده، جامعه بهشدت از نظر روحی و روانی آسیب دیده است. مردم خشمگین و داغدار هستند و در چنین شرایطی، برگزاری مراسم نمادین نهتنها نمیتواند برای جامعه خوشایند باشد، بلکه ممکن است هدف اصلی این اقدام را نقض کند. مجتهدی در ادامه گفت: باتوجه به شرایط استثنایی حاکم در کشور، کارگروه تخصصی آب و تالابها در شبکه انجمنهای محیطزیست و منابعطبیعی ایران به این نتیجه رسید که جز برنامههای محلی که هر انجمن بهطورجداگانه در حال اجرای آن است، در هیچیک از برنامههای نمادین مربوط به این روز شرکت نکند. از دلایل اصلی این تصمیم، همدلی با جامعه و همزمان این واقعیت است که وضعیت تالابها به مرحلهای رسیده است که نیاز به تصمیمگیریهای راهبردی و اقدامات اجرایی سخت و جدی دارند، نه اقدامات نمادین. برای نمونه در حال حاضر، باید حقابه محیطزیستی تالابها، مانند دریاچه ارومیه، در فصل زمستان که زمان کشاورزی نیست، از سوی وزارت نیرو رهاسازی شود. این فعال محیطزیست بیان کرد: این اقدام ضروری است، چراکه احیای اکولوژیک تالابها بستگی به دریافت همین حقابهها دارد. در این شرایط، مطالبهگری از دستگاههای کلیدی چون وزارت نیرو ضروری است تا حقابههای محیطزیستی بهموقع در اختیار تالابها قرار گیرد. ما در شرایطی هستیم که وضعیت بحرانی تالابها بهوضوح قابلمشاهده است، حتی در استان گیلان که پرآبترین استانهای کشور است، تالاب انزلی در حال خشک شدن است و در آستانه از دست دادن حیات خود قرار دارد. سال گذشته، در جلسهای بهمناسبت روز هوای پاک، وزیر بهداشت آماری تکاندهنده ارائه داد که برخلاف تصور عمومی که در ایران، بیشترین آلودگی هوا مربوط به کلانشهرهایی چون تهران، اصفهان و تبریز باشد، زاهدان و زابل آلودهترین هوای شهرهای کشور را داشتند. این مشکل با تبدیل بادهای ۱۲۰روزه به بادهای حدودا 200روزه در پی خشکسالیها و عدمتحویل حقابهها رخ داده که توفانهای شن و گرد و غبار در این مناطق تشدید کرده است. وی اضافه کرد: در چنین شرایطی، دیگر نمیتوان به اقدامات نمادین بسنده کرد. تصمیمات جدی و بنیادین و تغییر رویکردهای کلان مدیریتی باید در دستور کار قرار گیرد. باید بهجای مسکنهای موقت، جراحیهای اساسی و برنامههای اجتماعمحور در کشور انجام شود تا بحرانهای محیطزیستی مدیریت شوند.
بلعیده شدن بودجه ۱.۲ میلیارد دلاری در کانالهای بتنی
این فعال محیطزیست گفت: در یک نمونه برای احیای دریاچه ارومیه، دولت باوجود شرایط تحریم و مشکلات اقتصادی، ستادی را با عنوان ستاد احیا تشکیل داد و بهگفته آقای کلانتری، رئیس ستاد احیا و بعدا رئیس سازمان محیطزیست، ۱.۲میلیارد دلار بودجه به این پروژه تخصیص یافت. این مبلغ، در مقیاسهای جهانی، در شرایط خاص کشور، عدد بزرگی محسوب میشود.
وی افزود: البته این وظیفه دولت بوده و احیای دریاچه ارومیه بهعنوان یک اولویت باید جزء دستور کار دولتها قرار گیرد. اما چنانچه میگویند، «نمیتوان با همان نظام فکری که مشکل را ایجاد کرده، مشکل را حل کرد»، بهگفته آقای کلانتری، بیش از ۸۰ درصد از این بودجه، به وزارت نیرو اختصاص یافت و باوجود تخصیص این مبلغ، طرحهای سختافزاری و عمران آب مانند اتصال زرینهرود به سیمینهرود، یا ساخت سد زاب بدون ارزیابی دقیق اثرات محیطزیستی و اجتماعی، اجرایی شدند. این طرحها با بودجهای بیش از هزار میلیارد تومان اجرا شدند، اما توجهی به نیاز به رویکردهای اجتماعمحور و سازگار با محیطزیست نشد.
مجتهدی گفت: در حالی بخش عمده این بودجه صرف پروژههای سازهای و سختافزاری شد که کارشناسان بارها تاکید کرده بودند که راهحل احیای دریاچه ارومیه باید با رویکردهای نرم و اجتماعمحور و محلی همراه باشد. در حقیقت، تاکید بر کشاورزی پایدار، توسعه کشت کمآبخواه و تغییر الگوهای کشت و شیوههای آبیاری توسط کشاورزان محلی میتوانست تاثیر بسیاری در بهبود وضعیت دریاچهها راهگشا بود. متاسفانه دولت، این پیام غلط را داد که احیای دریاچه ارومیه تنها وظیفه دولت است، بدون آنکه آب در دل کسی تکان بخورد (بدون آنکه تغییر اساسی در شیوه تولید و بهرهبرداری از سرزمین روی دهد)، میتوان دریاچه را احیا کرد. در حوضه آبخیز دریاچه ارومیه، در بسیاری از روستاها در یک دهه گذشته توسعه کمی اراضی کشاورزی روی داد و محصولات پرآببری مانند گوجهفرنگی و چغندر در آنها کشت شد.
این فعال محیطزیست ادامه داد: در شرایطی که مردم محلی میگویند زمین حاشیه زرینهرود حکم طلا را دارد (همیشه آب و امکان کشت یونجه و...) فراهم است و درکی از کمآبی و تاثیر آن بر حقابه دریاچه ارومیه ندارند، روستاهای پاییندست و دریاچه حقابه نمیگیرند.
مدیریت پشت درهای بسته
وی تصریح کرد: مسئله اینجاست که حقابه تالابها تخصیص پیدا نمیکند. این روند و میزان حقابه باید بهصورت شفاف و با مشارکت مردم محلی انجام شود. بدون این مشارکت اجتماعی، تخصیص آب در رویکردی صرفا کارشناسی با سیاستگذاری از بالا به پایین و در پشت درهای بسته، هیچ تاثیری در بهبود وضعیت نخواهد داشت.
مجتهدی اظهارکرد: بنابراین، برای حل بحران دریاچه ارومیه یا گاوخونی و... باید تغییرات جدی در سیاستهای مدیریت سرزمین ایجاد شود. دولت باید این حقیقت را بپذیرد که نقش اصلی در احیای تالابها برعهده کشاورزان محلی و جوامع روستایی است و این مردم باید بهعنوان بازیگران اصلی در فرآیند احیا نقش داشته باشند. در این راستا، سازمانهای مردمنهاد بهعنوان واسطه بین دولت و مردم باید نقش تسهیلگر ایفا کنند و در فرآیند اطلاعرسانی و بسیج عمومی مشارکت کنند.
وی در پایان گفت: اکنون سوال اصلی در روز تالاب این است که چه برنامهای برای رهاسازی و تحویل حقابه محیطزیستی تالابها وجود دارد و آیا دولت در این زمینه پاسخگویی و شفافیت دارد؟ آیا مکانیزمهای محلی برای نظارت بر تخصیص صحیح پیشبینی شده است؟ در این شرایط، ایجاد بستر مشارکت، نقشآفرینی و اطلاعرسانی به مردم، بهویژه جوامع محلی، برای حل بحرانهای زیستمحیطی حیاتی است. این وضعیت نشاندهنده لزوم بازنگری در سیاستها و رویکردهای اجرایی و مدیریتی در راستای حفظ و احیای تالابها در سطح ملی است.
فرصتی برای احیای دانش بومی
ایمان ابراهیمی، فعال محیطزیست که در آخرین نشست کنوانسیون رامسر عنوان «قهرمان جوان تالابهای جهان» را گرفت، در گفتوگو با صمت بیان کرد: روز جهانی تالابها برای کنوانسیون رامسر اهمیت ویژهای دارد، چراکه تمام اعضای این کنوانسیون که در حال حاضر بیش از ۱۴۰ کشور هستند، به این موضوع رأی داده و آن را به یکی از رزولوشنهای اصلی کنوانسیون رامسر تبدیل کردهاند. به این ترتیب، اعضای این کنوانسیون، از جمله جمهوری اسلامی ایران، بهعنوان یکی از کشورهای عضو، موظف به برگزاری برنامههایی در این روز هستند تا آگاهی عمومی، چه در سطح مدیریتی و چه در سطح مردم، درباره تالابها افزایش یابد. بنابراین، این روز بهنوعی برای ایران یک مسئولیت قانونی و بینالمللی است که باید با برنامههای مشخصی در راستای ارتقای آگاهی عمومی درباره تالابها برگزار شود.
وی اضافه کرد: علاوه بر این، باید توجه داشت که هر سال روز جهانی تالابها یک تم خاص دارد و تم سال ۲۰۲۶ با عنوان دانش بومی و ارتباط جامعه محلی با تالابها مطرح شده است. این موضوع بسیار حائزاهمیت است، زیرا در حالی که بسیاری از تالابهای کشور ما برای قرنها از پایداری نسبی برخوردار بودند، این پایداری بهدلیل استفاده از دانش بومی جوامع محلی در زمینه مدیریت آب و حفاظت از تالابها بوده است. اما متاسفانه، در چند دهه اخیر، با توسعه افسارگسیخته سازههای آبی و نادیده گرفتن این دانش بومی، ما آن را به زیر پا گذاشته و بهطورعمده به رویکردهای مهندسی و سازهای روی آوردهایم. این تغییرات باعث شده که تالابها آسیب ببینند و در بلندمدت خود ما نیز از توسعه پایدار و حفظ منابع آبی و اکولوژیکی کشور آسیب ببینیم. بههمیندلیل، روز جهانی تالابها در سال ۲۰۲۶ بهویژه برای ایران بسیار مهم است.
جامعه محلی باید به قدرت دانش بومی خود ایمان بیاورد
ابراهیمی گفت: تم امسال که بر دانش بومی تاکید دارد، میتواند فرصتی باشد برای دولت و بهویژه سازمان حفاظت محیطزیست، همچنین سازمانهای غیردولتی و کنشگران محیطزیست، تا بر لزوم ثبت و استفاده از دانش بومی تاکید کنند. متاسفانه، باتوجه به شرایط فعلی کشور، این فرصت بهطورکامل از دست میرود. وی اظهار کرد: پیشنهاد من که به کنوانسیون رامسر نیز ارائه شده و آنها از آن استقبال کردهاند، این است که روز جهانی تالابها با یک ماه تاخیر برگزار شود؛ یعنی دقیقا یک ماه پس از تاریخ ۲ فوریه. امیدوارم که این پیشنهاد عملی شود، چراکه اهمیت این کنش بیشتر از برگزاری روز دقیق آن است. اگر در حال حاضر نمیتوانیم برنامههای ویژهای برگزار کنیم، پیشنهاد میکنم که این برنامهها را آماده نگه داریم و در صورت بهبود شرایط و آرامش در کشور، در زمانی مناسبتر آنها را اجرا کنیم.
این فعال محیطزیست بیان کرد: واقعیت این است که جامعه محلی بهویژه در ایران، در زمینه حفظ تالابها باید به خود بیشتر ایمان داشته باشد. یکی از مشکلات عمده در جوامع محلی، بهویژه در نسلهای جوان، این است که آنها به دانش بومی بهارثرسیده از نسلهای گذشته خود اعتماد ندارند. این وضعیت در ایران بهوضوح مشاهده میشود، جایی که نسل جدید حتی گاهی اوقات به دانش پدران و پدربزرگهای خود میخندند و بهدنبال الگوهای کشورهای دیگر یا روشهای جدیدتر میروند. وی اضافه کرد: در حالی که بسیاری از این روشها و دانش بومی حاصل تجربیات مستقیم مردم از زندگی در کنار تالابها بوده و میتواند راهحلهای موثرتری باشد. بههمیندلیل، مهمترین اقدامی که جوامع بومی و محلی میتوانند انجام دهند، در درجه اول، اعتماد به دانش بومی خود است. در گام بعدی، باید این دانش ثبت و حفظ شود تا از بین نرود و در نهایت، بخشهای کاربردی آن احیا و دوباره در مدیریت منابع آبی و تالابها به کار گرفته شود.
سخن پایانی
تالابهای ایران امروز بیش از آنکه به بودجههای کلان پروژههای سختافزاری و مهندسی نیاز داشته باشند، نیازمند بازنگری بنیادین در «نظام فکری مدیریت آب» است.
تجربه ناموفق تخصیص اعتبارات سنگین به طرحهای انتقال آب و سدسازی، بدون در نظر گرفتن پیوستهای اجتماعی، ثابت کرد که بتن و سازه بهتنهایی قادر به احیای اکوسیستمهای خشکیده نیستند. از نگاه برخی از کارشناسان نجات تالابها در گرو دو رکن اساسی است؛ نخست، شفافیت و پاسخگویی در رهاسازی حقابههای محیطزیستی از سوی نهادهای متولی و دوم، بازگشت به خرد بومی و مشارکت دادن واقعی جوامع محلی در فرآیند تصمیمگیری. تا زمانی که کشاورز محلی، خود را بخشی از فرآیند احیا نبیند و دانش آزمودهشده نسلهای گذشته در مدیریت منابع آب نادیده گرفته شود، هرگونه طرح اصلاحی از بالا به پایین با شکست مواجه خواهد شد.