چگونه فولاد مبارکه با سرمایه گذاری پیشگیرانه ناجی جان هزاران انسان شد؟
در صنعتی که همه چیز با تناژ، مگاوات، درصد، ظرفیت و رکورد اندازهگیری میشود، شاید مهمترین عدد، اعدادی باشد که در هیچ خط تولیدی ثبت نمیشود؛ تعداد انسانهایی که میتوان زودتر دید، زودتر تشخیص داد و شاید زودتر نجات داد.
به گزارش صمت این جریان، بخشی از داستان امروز فولاد مبارکه است؛ روایت صنعتی که مسئولیت خود را فقط در تولید فولاد نمیبیند و بخشی از توان خود را به جایی برده که مستقیما با زندگی انسانها سروکار دارد. طرح غربالگری سرطان در اصفهان، یک پروژه معمولی در فهرست مسئولیتهای اجتماعی یک شرکت نیست. اینجا انتخابی اتفاق افتاده است؛ انتخاب اینکه منابع مسئولیت اجتماعی به جای آنکه صرفا در ساخت یک بنا، تجهیز یک مجموعه یا حمایت از گروهی خاص متوقف شود، در مسیری قرار بگیرد که منفعت آن بتواند به گسترهای وسیع از جامعه برسد. سرطان، کسی را بر اساس صنعت، طبقه، شغل یا جایگاه اجتماعی انتخاب نمیکند. به همین دلیل، مبارزه با آن نیز نمیتواند مخاطبی محدود داشته باشد.
از ابتدای اجرای طرح غربالگری سرطان پستان و کولورکتال، بیش از ۳۹۸ هزار نفر از مردم استان اصفهان در این مسیر قرار گرفتهاند. این عدد را میتوان در گزارشها نوشت و از کنار آن گذشت؛ اما اگر عدد را دوباره به انسان تبدیل کنیم، معنای دیگری پیدا میکند.
۳۹۸ هزار نفر یعنی صدها هزار فرصت برای آنکه یک بیماری پیش از آنکه دیر شود، دیده شود. در بخش غربالگری سرطان پستان، تا پایان بهار ۲۶۸ هزار و ۸۴۹ نفر مشارکت کردند و ۱۱۷ مورد ابتلا شناسایی شد. تنها در بهار، ۱۰۸ هزار و ۱۱۵ نفر غربالگری شدند و ۷۵ درصد موارد سرطان شناساییشده در این دوره در مراحل صفر، یک و دو قرار داشتند. این اعداد، فقط از تشخیص سخن نمیگویند؛ از زمان سخن میگویند. از فاصلهای که میان هنوز دیر نشده و دیر شده است وجود دارد.
در سرطان کولورکتال، این روایت حتی روشنتر میشود. در فصل بهار ۴۲ هزار و ۸۶۲ نفر در برنامه غربالگری شرکت کردند. ۴ هزار و ۴۸۴ تست FIT مثبت شناسایی شد و پس از آن ۹۶۵ کولونوسکوپی انجام گرفت. حاصل این فرآیند، شناسایی ۳۰۴ پولیپ بود که ۱۰۹ مورد، معادل ۳۶ درصد، پرخطر تشخیص داده شدند.
در اینجا، داستان فقط پیدا کردن بیماری نیست؛ گاهی داستان پیدا کردن چیزی است که هنوز بیماری تشخیص داده نشده است. و قطعا این مهمترین معنای چنین طرحی باشد؛ حفظ جان انسان همیشه با درمان آغاز نمیشود؛ گاهی با دیدنِ به موقع آغاز میشود. فولاد مبارکه در این نقطه، از یک منطق ساده عبور کرده است؛ از اینکه مسئولیت اجتماعی را صرفا به معنای بازگرداندن بخشی از درآمد به جامعه بداند، به این معنا که بخشی از توان سازمان میتواند برای حفاظت از سرمایهای به کار گرفته شود که هیچ کارخانه و جامعه ای بدون آن معنا ندارد؛ انسان. این همان جایی است که یک اقدام اجتماعی، به هویت سازمانی تبدیل میشود. هویت برند فقط آن چیزی نیست که شرکت درباره خودش میگوید. در طول زمان، از میان انتخابهای واقعی شرکت شکل می گیرد؛ از اینکه در لحظههای مختلف، پول، توجه و توان خود را صرف چه چیزی میکند. وقتی یک صنعت به جای انتخاب پروژهای محدود، سراغ طرحی میرود که صدها هزار نفر را دربرمیگیرد، در حقیقت درباره ارزشهای خود سخن گفته است؛ حتی اگر یک جمله تبلیغاتی درباره آن ننویسد. این زبان برای جهان قابل فهم است.
مخاطب بینالمللی ممکن است جزئیات صنعت فولاد ایران را نداند. ممکن است فاصله جغرافیایی زیادی با اصفهان داشته باشد. اما مفهوم حفظ زندگی ترجمه نمیخواهد.
او می تواند بفهمد که پشت یک برند صنعتی، تصمیمی انسانی قرار گرفته است.
و شاید این همان روایتی باشد که باید از فولاد مبارکه به جهان رسید؛ نه روایتی که از محصول شروع میشود و در محصول تمام میشود، بلکه روایتی که از محصول عبور میکند و به انسان میرسد. فولاد برای ساختن خانهها، خودروها، پلها، بیمارستانها و زیرساختها به کار میرود. اما شرکتی که این فولاد را تولید میکند، میتواند نسبت خود را با زندگی نیز تعریف کند. گروه مبارکه این نسبت را در یک پروژه بزرگ اجتماعی به منصه ظهور گذاشته است سرمایه گذاری بر تشخیص زودهنگام، پیشگیری و سلامت عمومی. در چنین روایتی، مسئولیت اجتماعی دیگر یک فصل فرعی در گزارش سالانه نیست؛ بخشی از داستان خود برند است.
داستان برندی که می توانست منابعش را در محدودهای کوچکتر هزینه کند، اما تصمیم گرفت اثری بسازد که منفعت آن به صدها هزار انسان برسد. و شاید ارزشمندترین بخش این داستان، چیزی باشد که در پایان باقی میماند؛ نه تعداد تستها. نه تعداد کولونوسکوپیها. نه حتی تعداد موارد شناسایی شده. بلکه این حقیقت ساده که در پشت یک مجتمع بزرگ فولادی، تصمیمی گرفته شده است که انسان را پیش از بیماری ببیند.
این، تصویری متفاوت از یک صنعت حتی در مقیاس جهانی است. صنعتی که در آن، قدرت فقط به معنای توان تولید نیست؛ توان اثرگذاری بر کیفیت زندگی انسانها نیز هست. فولاد مبارکه امروز تنها با محصول خود شناخته نمیشود؛ بخشی از هویت آن را انتخابهایی میسازند که نشان میدهد این صنعت، خود را در برابر جامعه چگونه تعریف کرده است. و اگر قرار باشد داستان این برند روزی به زبان بازار جهانی روایت شود، شاید نیازی به شعارهای بزرگ نباشد. کافی است قصه یک انتخاب واقعی را تعریف کنیم؛ شرکتی که فولاد تولید میکند، اما بخشی از توان خود را برای چیزی به کار گرفته که از فولاد هم مهمتر است؛ برای اینکه انسانها فرصت بیشتری برای زندگی داشته باشند. شاید این همان معنایی باشد که یک برند را از یک تولیدکننده جدا میکند. زیرا فولاد، ساختمانها را برپا میکند، اما برندی که از زندگی انسان محافظت میکند، چیزی فراتر از ساختمان در افکار عمومی میسازد؛ اعتماد.