-

زیبا شناسی دورریزها

زیبا شناسی دورریزها

خش دوم و پایانی آثار هنرمندان که با زباله‌ها آثار دوست داشتنی شان خلق و ما را {همت و تلاش خانم ها؛ لیلا شاهنجرینی و گلناز فرهمند } به تماشای آنها کشاندند. اینک هفت پرده آخر را بنگریم و گام زنیم در خیال و واقعیت.

اثر نخست عباس احمدی: شلواری زرین برکشیده از زیر ماسه‌های کنار ساحل، هم برابری زباله و طلا، نگاهی ژرف به‌دست ساخت و مصرفی بشر، نگره طنز و دوگانه و اهمییت دادن به شلواری پر سوراخ و گمنام و خلاف آمد عتیقه، نمایش شئی در مرتبه‌ای والا بخاطر خودش، در نهایت شلواری از جنس فلز که اندامی پولادین طلب می‌کند و ذهنی دریایی.

اثر دوم نیوشا داد مهر، ماهی با چهراه‌ای طناز که چشم‌های برآمده‌اش این نمایش را به طرز ظریفی به خنده وطنز نزدیکش کرده، دریا و آغوش بخشنده‌اش و ما که جز بهره گرفتن و آلودگیش ثمری نداشتیم، ماهی دریا انسان مثلثی از بودن و پاگرفتن و دوام یافتن زیست، ناباورانه چشم در چشم دست‌سازی از دور ریزهایمان می‌دوزیم که قصد داشتیم فراموشش کنیم و اینک برابر ماست.

اثر سوم کارن کمانگیر، نیم تنه انسانی دست ساز از پاپیه ماشه(خمیر شانه تخم‌مرغ)، چشم غیر متعارف چشمگیرترین بخش اثر می‌باشد که چشم بیننده را بدنبال خودش خواهد داشت، خلاف آمد نیمتنه‌های باستانی که معمولا شکوه و جلال را به نمایش می‌گذارند، همگونی جنس و ماده با فرم و شمایل به نمایش در آمده، تناقض بخشی مهمی از اثر است که مرز بین جدیت و شوخ طبعی را رقم می‌زند.

اثر چهارم الهه فداییان، موج بزرگی که حوض ماهی در بغل دارد، تناقض رنگ‌های ماهی‌های قرمز و ظرف قهوه‌ای در دامن بلند آبی، حرکت و ایستایی در دل حرکت جنبشی، زیست و سکون در نمایشی قابل لمس در برابر تماشگر، همنشینی پلاستیک(این ویرانگر مخوف) و ماهی و آب، فرم‌های شکلی دایره، مستطیل، قوس و خط قوس‌ها در کنار حجم و حرکت نمایش را کامل و قابل توجه نموده است.

اثر پنجم مبینا ابراهیمی مقدم، اثری با چینشی دقیق برای بازتاب انسان و زباله هایش در شیکترین شکل ممکن، نقش متضاد و متفاوت دوتایی‌ها (چشم ها، ابروها، یقه، ز دگمه‌ها و...) اتفاق جالب و حرکت آفرین ذهنی مخاطب را رقم می‌زند، پیپ و بخش‌های ناهمجنسش در یک ترکیب ذهنیت چند پاره‌ای را رقم زده، نقش ذره بین در چشم کارکتر برآمده از این چیدمان برای برجسته ساختن شخصیت داخل عکس نیز نقطه ثقل اثر شده است.

اثر ششم فاطمه ناطقی، فیلی با قفسی در بدنش نشسته بر صفحه شطرنج، سری برآمده از شطرنج با دو مهره که به‌صورت مورب همدیگر را تهدید می‌کنند، نمایش حس توسط یک مهره آنهم از طریق فیگور چهره خصوصا چشم‌ها نشانه شناخت درست و استفاده بجا از این شناخت برای ارائه بموقع آن در زمان مناسب، فرم بیرونی و موج‌های برآمده و همگونی و هماهنگی‌اش با رنگ فیل نیز از هارمونی مناسبی برخوردار شده است.

اثر هفتم ندا مرادیان، کولاژی از نوشتارها و اتکت‌ها و لگوها و آرم‌ها بهمراه نقش چشم و سایر اعضای چهره سری را بهمراه سر گربه‌ای به نمایش آمده، نقش گرافیک در ماسک فوق چشمگیر و قابل اعتناست، بحث طنز و فانتزی با حضور گربه در بالای سر با دو گوش صورتک سه نقطه بعنوان نقاط اتکا در نظر گرفته شود، چینش رنگ‌ها و چهره به نمایش درآمده، در نهایت شادابی جلوه اصلی اثر در برابر مخاطب است.

در نهایت در تمامی آثار به‌وجود آمده از دورریزها مبحث زیبا شناسی نقطه و نکته مرکزی می‌باشد درحالی که مبحث زباله‌ها بخش تلخ و مهمش فراگیری و آلودگی ویرانگر آن است که در این آثار کمتر به این بخش مهم و حیاتی اشاره شده است. آنچه در این مقال باید اشاره کرد این است که مبحث مفهومی و ایده در این دست آثار باید توامان با هم به اجرا در آیند.

الهه فداییان 4

فاطمه ناطقی 6

کارن کمانگر3

مینا ابراهیمی 5

نیوشا دادمهر2

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین