هرمز گلوگاه انرژی جهان
مهدی هاشمزاده - کارشناس انرژی
تاثیر بسته ماندن تنگه هرمز و از آن طرف محاصره دریایی بر ایران یک اثر دوطرفه دارد، زیرا اولا موجب تشدید تنش خواهد شد و خود این موضوع موجب افزایش قیمت انرژی خواهد شد و ثانیا خروج واقعی انرژی از این منطقه را بهشدت محدود خواهد کرد و اثرگذاری بر افزایش قیمت انرژی خواهد داشت. در این بین، ایران با تکیه بر رویکردهای متنوعی از روشهایی نظیر جابهجایی نفت در وسط اقیانوس یا حملونقل زمینی یا ریلی نفت خام و فرآورده توانسته است که تاکنون بخش مهمی از نفت خام خود را صادر کند، اما در طرف مقابل، امریکا مجبور به تخلیه ذخایر استراتژیک نفت خود شده است و چین نیز از این جنگ، بیشترین نفع را در توسعه صادرات پنلهای خورشیدی و خودروهای برقی برده است.
بازی محاصره و بسته بودن تنگه هرمز بر سر این است که کدام طرف بیشتر دوام میآورد و این وضعیت در نهایت برنده بخش دوم جنگ بعد از آتشبس را مشخص خواهد کرد. وضعیت تورمی امریکا افزایشی شده است و نزدیک به قیمتهای بالای بعد از شروع جنگ روسیه با اوکراین شده است و عملا به بالاترین سطح تورم در سه سال اخیر رسیده است. همچنین متحدان آمریکا یعنی اروپا و ژاپن و کره جنوبی وضعیت بهمراتب بدتری دارند، زیرا بعد از جنگ روسیه و اوکراین، تمام تمرکز تامین انرژی اروپا به سمت کشورهای حاشیه خلیجفارس رفت و بسته شدن تنگه هرمز و دو قفله کردن این بسته شدن با محاصره دریایی علیه ایران، عملا منجر به کاهش شدید دسترسی کشورهای مختلف دنیا به انرژی شد؛ در این بین خود امریکا نیز در زمان بسیار مهمی و نزدیکی درگیری در فاز جدید با چین بعد از فاز اول درگیری با این کشور در جنگ تعرفهها سال 2025، در حال تخلیه ذخایر نفتی خود است که چین نیز با دقت در حال نظارهگری این وضعیت است.
در مقابل مسئله اثرگذاری این موضوع بر چین بوده است؛ این در حالی است که چین در بحران انرژی نیز به سراغ سودآوری رفته است بهنحویکه از جنگ انرژی در خلیجفارس با تکیه بر شرکتهای فناور حوزه تولید برق پاک و تجدیدپذیر و همچنین صنعت خودرو برقی توانسته است که از جنگ تحمیلی سوم ایران با دشمن امریکایی صهیونیستی، سود بالایی کسب کند و در ما مارس صادرات پنلهای خورشیدی و خودروهای برقی چین در رکوردشکنی کرده است؛ بهنحویکه فروش خارجی شرکت بی وای دی بیش از 71 درصد در این ماه رشد داشته است و بازارهای آسیا، اروپا و افریقا نیز مقصد این رشد صادرات بوده است.
برای ایران نیز مسئله محاصره دریایی بر درآمد ارزی کشور اثرگذار است، اما رویکردهای متعددی برای دور زدن این مسیر وجود دارد؛ با توجه به قیمت بالای نفت و درآمد بسیار پایین پیشبینیشده در بودجه پیرامون بحث فروش نفت، صادرات زمینی یا ریلی نفت به چین و همچنین صادرات نفت خام به کشورهای همسایه و آسیای مرکزی بهعنوان رویکردهای جایگزین فعلی در نظر گرفته شده که کمترین آسیب به کشور وارد شود و از همین رو، چین نیز بهدنبال تقویت مسیر زمینی تجارت خود با غرب آسیا و سپس رسیدن به بازارهای اروپا و افریقاست که در این بین همکاری بین ایران و چین از مسیرهای کریدور میانی، مسیر چین افغانستان ایران و همچنین مسیر چین پاکستان ایران نیز در حال تقویت شدن است و همین موضوع دست آمریکا را باز هم در مقابله با چین خواهد بست و منجر به از دست رفتن اهمیت تنگه مالاکا در درگیری بین آمریکا و چین خواهد شد.
هر روز بسته ماندن تنگه هرمز و رسیدن به سطح بحرانی در ذخایر کشورهای گوناگون دنیا، منجر به افزایش بیشتر قیمت نفت خام و گاز طبیعی و همه فرآوردههای وابسته به نفت و گاز چه در خود زنجیره پاییندست نفت و گاز و چه در زنجیره دیگر محصولات انرژیپایه خواهد شد و به این ترتیب تورم روزبهروز افزایش خواهد یافت.
این وضعیت دوام چندانی نخواهد داشت و بازی اصلی نیز این است که کدام طرف در نهایت در مقابل این وضعیت کوتاه خواهد آمد و با توجه به این وضعیت، احتمال بازگشت به جنگی کوتاهمدت یا خروج یکطرفه امریکا نیز از جنگ وجود دارد.
بنابراین تاثیر بسته ماندن تنگه هرمز و از آن طرف محاصره دریایی بر ایران یک اثر دوطرفه دارد زیرا اولا موجب تشدید تنش خواهد شد و خود این موضوع موجب افزایش قیمت انرژی خواهد شد و ثانیا خروج واقعی انرژی از این منطقه را بهشدت محدود خواهد کرد و اثرگذاری بر افزایش قیمت انرژی خواهد داشت. در این بین، ایران با تکیه بر رویکردهای متنوعی از روشهایی نظیر جابهجایی نفت در وسط اقیانوس یا حملونقل زمینی یا ریلی نفت خام و فرآورده توانسته تاکنون بخش مهمی از نفت خام خود را صادر کند، اما در مقابل، امریکا مجبور به تخلیه ذخایر استراتژیک نفت خود شده و چین نیز از این جنگ، بیشترین نفع را در توسعه صادرات پنلهای خورشیدی و خودروهای برقی برده است.