-
گزارش صمت از زنانی که میان اجبار و اختیار رحم خود را اجاره می‌دهند

نوزادان سفارشی

در روزگاری که تورم، واژه‌ها را از معنا تهی کرده، مادری نیز در برخی آگهی‌های فضای مجازی، رنگ و بوی تجارت به خود گرفته است. رحم اجاره‌ای که روزگاری به عنوان یک راهکار پزشکی-انسانی برای چشاندن طعم فرزندآوری به زوج‌های نابارور شناخته می‌شد این روزها به دریچه‌ای برای گریز از بن‌بست‌های معیشتی بدل شده است.

نوزادان سفارشی

از پایتخت گرفته تا تبریز و مشهد، آگهی‌هایی به چشم می‌خورد که در آنها نه از ایثار بلکه از مبالغ ۶۰۰ میلیونی تا یک میلیاردی سخن به میان می‌آید. زنی که با چشمداشت مادی پاره‌ای از وجودش را به امانت می‌گذارد و زوجی که تمام دارایی‌شان را برای یک آرزو حراج می‌کنند، دو سوی این بازار پرمخاطره هستند. صمت در این گزارش به مناسبت روز ماما روایتی دارد از زنانی که میان اجبار و اختیار، رحم خود را به بازار اجاره آورده‌اند. بازاری که دلالان در آن جولان می‌دهند و قیمت‌ها همپای نرخ ارز در نوسان است.

جهش ارقام در بازار رحم

نگاهی به آگهی‌های منتشر شده در بهار ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که نرخ رحم اجاره‌ای به شکل سرسام‌آوری افزایش یافته است. اگر تا چند سال پیش ارقام ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومانی در بازار مطرح بود امروز صحبت از مبالغی است که به مرز یک میلیارد تومان نزدیک شده است. در یکی از آگهی‌های شهر تبریز، زنی ۳۳ ساله برای رحم اجاره‌ای، درخواست یک میلیارد تومان پیش‌پرداخت و ماهیانه ۲۰ میلیون تومان هزینه نفقه کرده است. این ارقام نشان‌دهنده یک واقعیت تلخ است؛ در شرایطی که هزینه‌های دارو، درمان و معیشت به شدت افزایش یافته اهداکنندگان نیز دیگر حاضر نیستند با مبالغ پایین، ریسک‌های جسمی و روحی این فرآیند را بپذیرند.

در سوی دیگر، متقاضیان نیز در تنگنای شدیدی قرار دارند. یک آگهی در تهران، شرایط سفت و سختی را برای اهداکننده تعیین کرده است از سکونت در منزل شخصی گیرنده تا ممنوعیت کامل دخانیات و سن زیر ۳۲ سال. مبلغ پیشنهادی آنها ۶۰۰ میلیون تومان است. شکاف میان مبالغ درخواستی یک میلیارد و پیشنهادی ۶۰۰ میلیون، حکایت از بازاری دارد که در آن چانه‌زنی بر سر زندگی به یک رویه عادی تبدیل شده است. این نوسان قیمت، تابعی از شرایط اقتصادی کشور است. وقتی تورم افسارگسیخته قدرت خرید را کاهش می‌دهد، رحم اجاره‌ای نه یک انتخاب، بلکه راهی برای بقای برخی از زنان آسیب‌دیده از طلاق یا فقر مزمن می‌شود. بسیاری از این زنان در متن آگهی‌های خود به صراحت ذکر می‌کنند که اگر مجبور نبودیم، هرگز تن به این کار نمی‌دادیم. این جملات عمق فاجعه‌ای را نشان می‌دهد که در آن اعضای بدن و عملکردهای زیستی انسان به کالایی برای مبادله تبدیل شده است تا هزینه‌های اولیه زندگی تامین شود.

روایت اول: مادری از تبریز ۳۳ ساله، مطلقه

ببینید، من ۳۳ سالمه و ۲ تا زایمان موفق داشتم. اگر امروز اینجام و میگم یک میلیارد تومان پیش‌پرداخت می‌خوام، به خاطر اینه که تو این شرایط جنگی و اقتصادی کشور دارم جونم رو کف دستم می‌ذارم. داروها، آمپول‌ها و اون استرس لحظه زایمان، شوخی نیست. من حتی از پدر و مادر آینده درخواست آزمایش عدم اعتیاد و تاییدیه روانشناس دارم، چون برام مهمه اون طفل معصومی که تو شکم منه، قراره دست کی بیفته. من دنبال پول هستم چون مجبورم اما وجدانم رو حراج نکردم.

روایت دوم: مادری از تهران متقاضی رحم

ما دنبال کسی هستیم که واقعا سالم باشه. سنش بین ۲۰ تا ۳۲ سال و حتما مطلقه باشه که مشکل رضایت همسر نداشته باشیم. شرط اصلی ما اینه که خانم کل ۹ ماه رو در یکی از اتاق‌های منزل ما ساکن بشه تا خودمون مراقب تغذیه و سلامتش باشیم. ۶۰۰ میلیون نقد میدیم و ماهی ۱۵ میلیون تومان. تمام آزمایش‌ها هم باید زیر نظر فوق‌تخصص ما در کلینیک انجام بشه. ما دنبال یک قرارداد رسمی و محبتی هستیم که منجر به بچه بشه.

روایت سوم: مادری از کرج ۲۶ ساله، متاهل

من متولد ۷۷ هستم، ۲ تا پسر دارم و رحمم رو دکتر تایید کرده. همسرم کاملا راضیه و ما یک خانواده مذهبی و متعهد هستیم. قیمتم ۹۵۰ میلیون تومنه با ماهی ۳۰ میلیون. من برای خانواده‌هایی که واقعا بچه می‌خوان وقت می‌ذارم. قدم ۱۷۸ و وزنم ۷۵ کیلوئه یعنی از لحاظ فیزیکی عالی هستم.

جولان لیدرها در بازار مکاره

یکی از گره‌های کور در پرونده رحم اجاره‌ای حضور پررنگ واسطه‌هایی است که تحت عنوان لیدر فعالیت می‌کنند. این افراد که معمولا در شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام و تلگرام فعال هستند با شناسایی زنان مستمند در حاشیه شهرها آنها را به کلینیک‌های خصوصی یا زوج‌های ثروتمند معرفی می‌کنند و سهم‌های کلانی از مبالغ پرداختی را به جیب می‌زنند. در گزارش‌های میدانی نیز مشخص شده است که گاهی از یک مبلغ ۶۰۰ میلیونی نزدیک به ۱۰۰ میلیون تومان سهم واسطه می‌شود، در حالی که تمام فشار جسمی و روانی بر عهده اهداکننده است.

از سوی دیگر، مسائل شرعی و قانونی نیز در این حوزه همچنان با ابهاماتی روبه‌رو است. اگرچه قانون اهدای جنین در سال ۱۳۸۲ تصویب شد اما جزییات مربوط به رحم جایگزین همچنان بیشتر بر پایه قراردادهای خصوصی و استفتائات شرعی پیش می‌رود. این خلاء قانونی باعث شده در صورت بروز اختلاف مثلا اگر اهداکننده از تحویل نوزاد خودداری کند یا زوجین از پرداخت مبلغ امتناع ورزند، مسیر قضایی بسیار پیچیده و فرساینده باشد. علاوه بر این در کلینیک‌های خصوصی گاهی بدون توجه به سلامت روانی اهداکننده، صرفا به دلیل نیاز مالی فرد فرآیند انجام می‌شود. مواردی گزارش شده که اهداکنندگان پس از زایمان، دچار افسردگی‌های شدید شده‌اند، چرا که هیچ پیوست فرهنگی و روانشناختی برای این جدایی دردناک تعریف نشده است. آنها نوزادی را که ۹ ماه با خون خود تغذیه کرده‌اند در اتاق عمل رها می‌کنند و تنها با یک چک بانکی به خانه‌های خالی‌شان برمی‌گردند. این تجارت عاطفه، زخمی است که شاید با هیچ مبلغی ترمیم نشود.

فرسودگی زودهنگام

نکته تکان‌دهنده در آگهی‌های اخیر گرایش زنان به تکرار این فرآیند است. برخی زنان به دلیل نیاز مالی مستمر، رحم اجاره‌ای یا اهدای تخمک را به عنوان یک شغل یا منبع درآمد دوره‌ای می‌بینند. متخصصان زنان و زایمان هشدار می‌دهند که تحریک بیش از حد تخمدان‌ها برای اهدای تخمک یا بارداری‌های مکرر به روش IVF، می‌تواند عوارض جبران‌ناپذیری از جمله یائسگی زودرس، سرطان‌های دستگاه تناسلی و فرسودگی شدید بافت‌های داخلی را به همراه داشته باشد. در یکی از گزارش‌های کلینیکی، زنی دیده شده که برای ششمین بار اقدام به اهدای تخمک کرده است. اقدامی که از نظر اخلاق پزشکی یک جنایت بیولوژیک محسوب می‌شود.

همچنین، شرط‌گذاری‌های عجیب در آگهی‌ها، مانند درخواست عکس اهداکننده یا قد و وزن دقیق و به ویژه رنگ چشم، نشان‌دهنده تغییر ذائقه بازار به سمت نوعی به‌نژادی پنهان است.

گیرندگان تخمک یا رحم به دنبال ویژگی‌های ظاهری خاصی هستند که نرخ را جابه‌جا می‌کند. این نگاه کالایی به بدن زن، کرامت انسانی را زیر سوال برده است. در کلینیک‌های خصوصی پایتخت، تفاوت نرخ بین یک اهداکننده با تحصیلات عالی و چهره زیبا با یک فرد عادی، گاهی به صدها میلیون تومان می‌رسد. این وضعیت لایه جدیدی از تبعیض اجتماعی را بازتولید می‌کند، جایی که حتی ژنتیک و رحم نیز به طبقات اقتصادی تقسیم می‌شوند. زنان در این فرآیند نه تنها رحم خود، بلکه سلامت آتی و آرامش روانی خود را نیز پیش‌فروش می‌کنند تا شاید بتوانند چاله‌های عمیق زندگی اقتصادی‌شان را پر کنند؛ چاله‌هایی که به نظر می‌رسد با این مبالغ نیز پر شدنی نیستند.

سخن پایانی

پدیده رحم اجاره‌ای شمشیری دو لبه است؛ از یک سو معجزه‌ای برای زوج‌های آرزومند فرزند و از سوی دیگر آینه‌ای تمام‌نما از شکاف‌های طبقاتی و فقر معیشتی. افزایش بی‌سابقه قیمت‌ها و هجوم زنان دهه هفتادی و حتی هشتادی به این بازار، هشداری جدی برای سیاست‌گذاران اجتماعی است. تا زمانی که معیشت زنان سرپرست خانوار بهبود نیابد و حمایت‌های دولتی لازم شامل حالشان نشود، بقای اقتصادی آنها در معرض فشارهای شدیدتری قرار گرفته و راهکارهای ناپایدار را تجربه خواهند کرد. این گزارش روایتی است از دردی که پشت لبخند نوزادان سفارشی پنهان شده است.

 

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین