-
صمت گزارش می‌دهد؛

سناریوی نفتی امریکا؛ از ونزوئلا تا ایران

در حالی جهان با شوک بزرگ نفتی جنگ ایران و امریکا دست و پنجه نرم می‌کند که بزرگ‌ترین آبراهی که اکنون صحنه رویایی امریکا و ایران شده همچنان مسدود مانده تا ذخایر استراتژیک نیز به خط پایان نزدیک شوند. گلوگاهی که سرنوشت حدود یک پنجم نفت و یک سوم گاز طبیعی مایع به آن گره خورده تا جایگاه کم نظیر خود را یادآور شود.

سناریوی نفتی امریکا؛ از ونزوئلا تا ایران

مسیری که به گفته رئیس گروه مرکز مطالعات بین‌المللی انرژی وین، اسراییل علاقه‌مند است تا وابستگی کشورهای منطقه به آن را تا حدامکان کاهش دهد و امریکا با نقشه دور زدن آن، سودای در اختیار گرفتن دیگر معابر مهم دنیا از باب المندب، مالاکا و... را نیز در سر می‌پروراند.

سناریوی نفتی امریکا و رژیم صهیونیستی

فریدون برکشلی، رئیس گروه مرکز مطالعات بین‌المللی انرژی وین در پاسخ به این پرسش که سناریو نفتی که امریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ اخیر با ایران دنبال می‌کنند چیست، اظهار کرد: تا آنجا که من متوجه می‌شوم، دونالد ترامپ، سناریوی مشخص و مدونی برای در بخش نفت و گاز، در پی حمله هوایی به ایران داشته است. به نظر می‌رسد که ترامپ، از روی برنامه ونزوئلا در مورد ایران الگوبرداری کرده بود. چنانچه الگوی ونزوئلا به همان شکل در ایران پیاده شده بود، امریکا تمام درآمد حاصل از صادرات نفت خام این کشور را به یک حساب امانی در بانک فدرال تگزاس نگهداری می‌کرد تا پس از فراهم شدن شرایط مقتضی منجمله برداشت هزینه‌های عملیات در کاراکاس، در مورد نحوه استفاده از آن با ونزوئلا مذاکره کند.

وی ادامه داد: بر اساس گزارش سه ماهه اول ۲۰۲۶ شرکت ملی نفت ونزوئلا (PDVSA)، این شرکت ناچار است همچنان با چین با یوان و با دیگر کشورها با پزوتا معاملات نفتی خود را تنظیم کند تا بتواند، هزینه‌های جاری شرکت ملی نفت ونزوئلا را تامین کند. اما در هر حال تاکنون برنامه مشخصی از سوی امریکا درباره برنامه‌های نفتی در قبال ایران ملاحظه نشده است.

وی در ادامه به جزئیات پروژه‌های کریدوری عربستان و امارات اشاره کرد و گفت: آن تعداد از کشورهای منطقه خلیج‌فارس که برایشان به لحاظ جغرافیایی میسر بوده، از مدت‌ها قبل برنامه‌های مربوط به احداث خطوط لوله برای دور زدن و گریز از تنگه هرمز را دنبال کرده بودند. عربستان، پیشگام این برنامه بود. این کشور از زمان جنگ تحمیلی عراق با ایران و شروع عملیات موسوم به جنگ نفتکش‌ها در خلیج‌فارس، برای احداث خطوله برنامه‌ریزی کرد. البته با پایان جنگ و شروع دوره‌ای نسبتا طولانی از صلح و امنیت، عربستان به سراغ خط لوله در مسیر دریای سرخ نرفت. لازم به توضیح است که خط لوله موردنظر، در ابتدا برای انتقال گاز طراحی شده بود و لوله‌ها قطر کمی دارند. اما در شرایط کنونی عربستان به‌طور آزمایشی بهره‌برداری از آن را شروع کرده است. ظرفیت این خط لوله ۵.۵ میلیون بشکه در روز ذکر شده که تقریبا می‌تواند نیمی از تولید و صادرات این کشور را پوشش دهد. امارات متحده عربی هم از بندر فجیره خط لوله‌ای با ظرفیت اسمی ۶۵۰ هزار بشکه در روز را احداث کرده است. کویت تنها تولیدکننده نفت منطقه است که هیچ راهی برای صادرات، غیر از تنگه هرمز در اختیار ندارد.

روزهای سخت تردد کشتی‌ها؛ از نفت تا مواد غذایی

رئیس گروه مرکز مطالعات بین‌المللی انرژی وین افزود: بنابراین در عین حال که اسراییل علاقه‌مند است وابستگی کشورهای منطقه به تنگه هرمز را تا حدامکان کاهش دهد، جبر جغرافیا و سابقه ناآرامی در منطقه کشورهای حاشیه خلیج‌فارس را به تامین مبادی انتقال نفت و گاز، خارج از مسیر آب‌های سرزمینی ایران، ترغیب کرده بود. لازم به توضیح است که عبور و مرور از مسیر تنگه هرمز، محدود به نفت و گاز نیست. محصولات پتروشیمی و واردات و صادرات مواد غذایی و کالاهای صنعتی هم لازم است از مسیر خلیج‌فارس و تنگه هرمز تردد داشته باشند.

وی در ادامه به نقشه جدید در کریدورها و معادلات نفتی و نقشه امریکا برای باب المندب، مالاکا و... اشاره کرد و گفت: فکر می‌کنم نقشه ژئوپلیتیک نفتی منطقه و بلکه جهان تغییرات مهمی را تجربه خواهد کرد. امریکا قصد دارد تا حتی‌الامکان تمام معابر مهم دریایی دنیا را در اختیار داشته باشد. فکر می‌کنم پس از تنگه هرمز به سمت باب المندب، سپس مالاکا و بقیه گذرگاه‌های آبی دنیا خواهند رفت. منظورم این نیست که موفق خواهند شد. قطعا شکست می‌خورند. چین پروژه موسوم به «یک کمربند، یک جاده» را شروع کرد. امریکا هم به‌دنبال پروژه «یک کمربند، یک درست». ازنظر امریکا، مسیرهای زمینی آینده‌ای ندارند. مسیرهای زمینی منتسب به جاده ابریشم، مربوط به کشورهای در حال توسعه است و مسیرهای دریایی هم برای کشورهای صنعتی.

نگرانی شرق آسیا و ترکیه

رئیس گروه مرکز مطالعات بین‌المللی انرژی وین افزود: امریکا، در مسیر دست درازی به گذرگاه‌های آبی مهم دنیاست. اما در عین حال، قضیه تنگه هرمز، یک هشیاری و شاید بگویم، تنگه-شناختی در میان کشورهایی که در مسیر این تنگه‌ها قرار دارند، ایجاد کرده است. طی چند روز گذشته اندونزی، فیلیپین و سنگاپور هم درباره تنگه مالاکا، صحبت‌هایی داشته‌اند. تنگه ترکیه و تنگه دانمارک هم که اهمیت محدودتری نسبت به هرمز، باب‌المندب و مالاکا دارند هم، به سوژه‌های بحث و تبادل‌نظر تبدیل شده‌اند. اهمیت اصلی تنگه هرمز به لحاظ امنیت انرژی است. یک پنجم نفت دنیا و نزدیک به چهل درصد ال.ان.جی دنیا، از هرمز عبور می‌کند. بنابراین هرمز اینک کانون توجهات است. در حقیقت حمله امریکا و اسراییل به ایران، دنیا را بیشتر از هر زمانی متوجه تنگه هرمز کرد.

کسری روزانه ۱۳ میلیون بشکه نفت در بازار

وی ادامه داد: ژئوپلیتیک انرژی در سال‌های پایانی همین دهه، تغییرات مهمی خواهد کرد. در حال‌حاضر علیرغم جنگ و انسداد مضاعف تنگه هرمز، از سوی ایران و بعد امریکا، تا سطح ۶.۵ الی ۷ میلیون بشکه نفت در روز راهی برای عبور می‌یابند. تقریبا خالص کسری بازار معادل ۱۱ الی ۱۳ میلیون بشکه در روز است. کشورهای عمده مصرف‌کننده شامل امریکا و چین به سرعت به سمت برداشت از ذخایر استراتژیک، SPR رفته‌اند. اما این ذخایر باید دوباره پر شوند؛ یعنی یک کسری عرضه غیر قابل‌تحمل در بازار تجمیع خواهد شد.

یک پنجم عرضه نفت از دست رفته

رئیس گروه مرکز مطالعات بین‌المللی انرژی وین در ارزیابی خود از وضعیت تنگه هرمز، تردد کشتی‌های تجاری و به‌خصوص نفتکش‌ها و اوضاع نرخ نفت اظهار کرد: همان‌طور که اشاره شد، بازار نفت با یک کسری عرضه نفت بی‌سابقه روبه‌رو است. در شوک اول نفتی ۱۹۷۳، نرخ جهانی نفت چهار برابر شد. در شوک نفتی دوم در ۱۹۷۹، نرخ جهانی نفت حدودا سه برابر افزایش پیدا کرد. اما امروز که یک پنجم عرضه نفت جهان از دست رفته، قیمت‌های جهانی نفت با دشواری از ۱۰۰ دلار در بشکه عبور می‌کنند.

برکشلی در ادامه گفت: بازارهای بورس نفت، با عملیات بشکه‌های کاغذی، مسیر وقوع یک شوک درخور و متناسب نرخ را مسدود ساخته‌اند. این قیمت‌های برنت و دبلیوتیای (WTI) منعکس‌کننده عمق بحران نیستند. بازارهای بورس علائم گمراه کننده‌ای را به بازارهای جهانی ارسال می‌کنند. بازارهای تک محموله برای تحویل فوری بیش از ۱۴۰-۱۳۰ دلار در بشکه است. احتمال قوی وجود دارد که در پی آرام شدن شرایط، بازار نفت خاورمیانه ترجیح دهد تا قیمت‌گذاری در مبدأ تولید صورت گیرد و نه در انتهای مسیر و محل مصرف.

طلای سیاه بلاتکلیف شد

وی درباره تاثیر این شرایط بر بازار نفت و حذف پترودلار در معاملات نیز گفت: یکی از دلایل اصلی بی‌ثباتی در بازار جهانی نفت، تحریم‌هاست. تحریم‌های نفتی، بازار جهانی نفت را از مسیر عادی خارج و بازار را بلاتکلیف کرده است. نفت، وجود دارد، اما در دسترس نیست. این بلاتکلیفی را در آمارهای سازمان‌های ذینفع بین‌المللی مانند اوپک و آژانس بین‌المللی انرژی می‌توان دید. در نتیجه تحریم‌های طولانی‌مدت؛ بی‌ثباتی در بازار نهادینه شده و اینکه نفت با چه ارزی معامله شود، ناشی از وضع تحریم‌هاست.

دلارگریزی کشورهای تحریمی

رئیس گروه مرکز مطالعات بین‌المللی انرژی وین با بیان اینکه کشورهای تحت تحریم برای تحریم گریزی، دلارگریزی می‌کنند، اظهار کرد: اگر چه قیمت‌گذاری و معاملات نفتی با دلار است، اما کشورها غالبا با آن کنار می‌آیند. اما مکانیسم‌هایی که امریکا توسط آن دلار را علیه کشورها به کار می‌گیرد، مهم است. همه تولیدکنندگان نفت، به‌دنبال راهکارهای دلارگریز هستند. ارز حاصل از فروش بخش اعظم نفت خام‌های خاورمیانه در بانک‌های امریکا ذخیره و سپس جابه‌جا می‌شود. کسی با دلار مشکل ندارد. مشکل با مکانیسم‌هایی است که معاملات دلاری بر اقتصاد کشورهای دارنده دلار، با آن مواجه هستند. اینکه کشورهای صادرکننده نفت، اینک دلارگریز شده‌اند، ناشی از نحوه اعمال مدیرت دلار توسط امریکاست. امریکا، دلار را تسلیحاتی کرده است. اتحادیه اروپا هم با دلار مشکل دارد و طرح ارزی با عنوان یورو دلار در شرایط عملیاتی قرار گرفته است. بخش عمده نفت خاورمیانه، به مقصد بازارهای آسیایی بارگیری می‌شود. اینک برای تولیدکنندگان نفت منطقه دلایلی متقنی وجود ندارد که حتما با دلار معامله کنند و دلارها برای تسویه به بانک‌های امریکا هدایت شوند.

سخن پایانی

بنا براین گزارش تلاش امریکا و متحدانش برای کنترل و مدیریت جریان‌های انرژی جهانی، به‌خصوص در گذرگاه‌های آبی حیاتی مانند تنگه هرمز است و به اعتقاد کارشناسان آینده ژئوپلیتیک انرژی، بیش از هر زمان دیگری به کنترل این گذرگاه‌های آبی گره خورده است. امریکا قصد دارد تا حتی‌الامکان تمام معابر مهم دریایی دنیا را در اختیار داشته باشد. به اعتقاد رئیس گروه مرکز مطالعات بین‌المللی انرژی وین امریکا پس از تنگه هرمز به سمت باب المندب، سپس مالاکا و بقیه گذرگاه‌های آبی دنیا خواهد رفت. وی تاکید می‌کند که امریکا و متحدانش در این مسیر قطعا شکست می‌خورند. در نهایت، می‌توان گفت که آینده ژئوپلیتیک انرژی، به طور فزاینده‌ای به کنترل و مدیریت آبراه‌های حیاتی گره خورده است. در حالی که آمریکا و متحدانش تلاش می‌کنند تا بر این مسیرها تسلط یابند، مقاومت منطقه‌ای و جهانی، به همراه ماهیت رقابتی عرصه بین‌الملل، نشان می‌دهد که این تلاش‌ها با چالش‌های جدی و احتمالاً شکست روبرو خواهند شد. تحولات آتی در تنگه‌های آبی، نه تنها بر بازار نفت، بلکه بر کل نظم اقتصادی و سیاسی جهان تأثیرگذار خواهد بود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین