صادرات پایدار از مسیر اعتماد؛ نقش برند و ارتباطات راهبردی

فاصله میان تولید یک کالای باکیفیت و فروش پایدار آن در بازار جهانی، با ظرفیت خط تولید پر نمی‌شود. آنچه این فاصله را طی می‌کند، برند و ارتباطات راهبردی است؛ دو ابزاری که کیفیت را از وضعیتی نامرئی، برای خریدار دور از دسترس، قابل‌درک می‌سازند.

IMG_3999

اعتماد، متغیر پنهان قیمت

توسعه صادرات را معمولاً با افزایش ظرفیت، کاهش قیمت تمام‌شده و یافتن بازار تازه تعریف می‌کنند. اما خریدار خارجی تنها درباره ویژگی فنی یا قیمت تصمیم نمی‌گیرد؛ درباره تحویل به‌موقع، ثبات کیفیت در طول زمان، پایبندی به تعهدات و پاسخ‌گویی در روزهای سخت، قضاوت می‌کند. هرگاه اطلاعات مطمئن در دست نباشد، خریدار ریسک را به قیمت، پیش‌پرداخت یا حجم سفارش منتقل می‌کند. به بیان ساده: بی‌اعتمادی، تخفیفی است که صادرکننده می‌دهد، بی‌آنکه در قرارداد ثبت شده باشد. برند و ارتباطات، دقیقاً همان دو مقوله‌ای هستند که این تخفیف نامرئی را پس می‌گیرند.

برند؛ وعده‌ای که تکرار می‌شود

برند، نام و نشان و طراحی بسته نیست؛ مجموعه برداشت‌ها و انتظاراتی است که مشتری درباره شرکت و محصولاتش دارد. حال کارکرد اصلی برند در صادرات یک چیز است: امکان پیش‌بینی کیفیت، پیش از آزمون. در قفسه‌ای که ده گزینه‌ی هم‌قیمت و هم‌شکل کنار هم ایستاده‌اند، این برند است که تصمیم را ساده می‌کند و ریسک خریدار را پایین می‌آورد.

پژوهش‌ها یک نکته‌ی مهم را نشان می‌دهند و آن توانایی سازمان در مدیریت برند، در دو جبهه است. جبهه‌ی درونی شامل هماهنگی کارکنان، تکرارپذیری کیفیت و پایبندی به همان وعده‌ای است که برند داده است. جبهه‌ی بیرونی شامل شناخت برداشت مشتری در بازار مقصد، انسجام پیام در همه نقاط تماس و حفظ شخصیت برند در ارتباط با توزیع‌کننده و خرده‌فروش است. برند از درون ساخته می‌شود؛ اگر سازمان به وعده‌ی خودش باور نداشته باشد و آن را در رفتار روزمره‌ی خود تکرار نکند، هیچ کمپینی آن را در ذهن مخاطب بیرون جا نمی‌کند.

ارتباطات راهبردی؛ تولید شواهد اعتماد

اگر برند وعده می‌دهد، ارتباطات راهبردی باید آن وعده را قابل‌فهم، معتبر و قابل‌ارزیابی کند. در صادرات، این کار به تبلیغ و صفحه‌های اجتماعی محدود نمی‌شود؛ بلکه پاسخ حرفه‌ای و به‌موقع به استعلام‌ها، شفافیت درباره‌ توان و محدودیت‌های تولید، محتوای تخصصی خطاب به خریدار حرفه‌ای، ارتباط مستمر با توزیع‌کننده و مدیریت اعتبار شرکت در روزهای خوب و بد است.

در این تعریف، وب‌سایت چندزبانه شناسنامه‌ی دیجیتال نیست؛ دروازه‌ی ارزیابی اولیه‌ی خریدار است. مطالعات اخیر روی بنگاه‌های صادراتی کوچک و متوسط نشان می‌دهد قابلیت‌های دیجیتال با کاهش عدم اطمینان ادراک‌شده و هزینه‌های مبادله، گسترش بازار را ممکن می‌کنند. ارتباطات آنگاه اعتماد می‌سازد که بازتاب عملکرد باشد، نه جایگزین آن. اگر آنچه منتشرشده با عمل سازگار نباشد، پاسخ‌ها دیر برسند یا وعده‌ها محقق نشوند، همان راه‌های ارتباطی به‌سرعت به کانال‌های تردید بدل می‌شوند. وقتی محموله‌ای دیر می‌رسد یا شکایتی مطرح می‌شود، سرعت، صداقت و مسئولیت‌پذیری در پاسخ به‌موقع، رابطه را تعیین می‌کند نه تبلیغاتی که امسال یا سال گذشته برند داشته است. در صادرات، ارتباطات و نحوه مواجهه درست و به‌موقع با بحران، هزینه‌ی جاری نیست؛ سرمایه‌گذاری بلندمدت برند است.

کیفیت پایدار و صدای صادق برند

اعتماد، پیش از آنکه از راه تبلیغ به ذهن خریدار برسد، از راه محموله شکل می‌گیرد. در صنعت غذا، خریدار نمونه نمی‌خرد؛ قطعیت تکرار می‌خرد: همان طعم، همان بافت و بو در نخستین و دهمین سفارش، همان مدت زمان انقضای محصول، همان بسته‌بندی سالم و همان زمان تحویل. نوسان، زبان پرهزینه‌ی این تجارت است؛ محموله‌ای بهتر از حد انتظار، اعتماد نمی‌سازد، اما محموله‌ای ضعیف‌تر تردیدی می‌کارد که با ده تخفیف هم برطرف نمی‌شود. برند، وعده‌ای است که ضامن اصلی‌اش کیفیت تکرارپذیر است، و اگر این ضمانت درست نقش آفرینی نکند، همه‌ی سرمایه‌ی برند از دست می‌رود.

از همین روست که شفافیت و صداقت، دو مقوله جدایی‌ناپذیر ارتباطات برند هستند: گفتن توان واقعی، محدودیت فصلی، تفاوت طبیعی مواد اولیه و علت تأخیر، به‌جای بزرگ‌نمایی. خریداری که بداند طرف مقابل آنچه ندارد را وعده نمی‌دهد، بسیار زودتر از خریداری که فریب خورده، بر سر میز مذاکره‌ی بعدی می‌نشیند. این صداقت، آمادگی درونی می‌طلبد: اطلاعات دقیق از خط تولید به واحد صادرات برسد، وعده‌ای فراتر از توان ثبت نشود و ادعایی منتشر نگردد که سازمان یارای اثباتش را ندارد. فاصله‌ی میان پیام و عملکرد، گران‌ترین فاصله‌ی تجارت صادراتی است. برای صادرکننده‌ی ایرانی، اصالت محصول (مواد اولیه‌ی بومی، طعم آشنا، محصول هویت دار) برتری طبیعی اوست؛ اما اصالت تنها در سایه‌ی صداقت، خریدار دارد، و بزرگ‌نمایی در بازارهایی که راستی‌آزمایی در آن‌ها سریع و حافظه‌ خریدار کوتاه است، بهای خود را فوراً می‌ستاند.

از فروش مقطعی تا اعتماد پایدار

صادرات پایدار زنجیره‌ای است که یک سر آن قابلیت تولید است و سر دیگر، انتخاب مکرر مشتری خارجی؛ حلقه‌ی اتصال این دو، اعتماد است و سازنده‌ی آن، برند و ارتباطات راهبردی. از همین روست که سنجشِ موفقیت را نباید به ارزش فروش و شمار بازارها محدود کرد: سهم مشتریان تکراری، ماندگاری رابطه با شرکا، حاشیه‌ی سود بدون تخفیف و جایگاه برند در بازار مقصد، نشانه‌های واقعی پایداری‌ هستند. پیش از هر برنامه‌ی صادراتی، سه پرسش بی‌پاسخ نماند: وعده‌ی برند ما در یک جمله چیست و کدام رفتار سازمانی آن را ثابت می‌کند؟ خریدار احتمالی پیش از نخستین گفت‌وگو، از کجا درباره‌ ما قضاوت می‌کند؟ و نخستین پاسخ ما در روز بحران، چه چیزی خواهد بود؟ توسعه‌ی صادرات بدون این لایه‌ها به قرارداد‌های یک‌بارمصرف می‌انجامد یا آن‌ها به دارایی‌ای انباشته بدل می‌شود که در بحران، از افت سفارشات محافظت می‌کند؟

نگارنده: دکتر فرینوش لازار- استاد دانشگاه آزاد اسلامی

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین