قطع گاز پاشنهآشیل تولید
عاطفه خسروی مدیر مسئول
![]()
ایران یکی از بزرگترین تولیدکنندگان گاز طبیعی در جهان است و بهدلیل برخورداری از ذخایر عظیم، بهویژه میدان گازی پارسجنوبی، جایگاه راهبردی در بازار انرژی دارد. بخش عمده تولید گاز کشور از این میدان تامین میشود و طی ۲ دهه گذشته با توسعه فازهای مختلف آن، ظرفیت تولید بهطورچشمگیری افزایش یافته است. گاز طبیعی در ایران نقش ستونفقرات تامین انرژی را دارد و سهم بالایی را در سبد انرژی اولیه کشور به خود اختصاص داده است.
در سمت مصرف نیز، ایران از جمله کشورهایی است که مصرف سرانه گاز بسیار بالایی دارد. بیشترین میزان مصرف به بخش خانگی و تجاری اختصاص دارد و آمار مصرف در فصل سرما بیشتر میشود. در ماههای سرد، مصرف خانگی بهشدت افزایش مییابد و گاه از توان تامین پایدار شبکه فراتر میرود؛ بههمیندلیل در این دورهها معمولا گاز صنایع و نیروگاهها محدود یا با سوختهای جایگزین تامین میشود.
پس از بخش خانگی و تجاری، نیروگاهها و صنایع بزرگ مانند پتروشیمی، فولاد و سیمان وابستگی شدیدی به انرژی گاز طبیعی دارند. این الگوی مصرف نشان میدهد گاز نهتنها سوخت، بلکه پایه اصلی فعالیت اقتصادی و رفاه خانوارها در ایران است.
باتوجه به موارد یادشده، تولید و مصرف گاز در ایران در کنار فرصتهای بزرگ، با چالشهای جدی نیز همراه است.
چراکه ناترازی گاز در ایران حاصل مجموعهای از عوامل ساختاری، فنی و مدیریتی است.
از سوی دیگر، قیمتگذاری یارانهای و پایین بودن نرخ گاز نسبت به ارزش واقعی، فرسودگی زیرساختها و پایین بودن بهرهوری در تولید، از دیگر عوامل چالش جدی ناترازی گاز است.
بخشی از شبکه انتقال و توزیع کشور نیز قدیمی است و تلفات فنی قابلتوجهی در این سیستم توزیع رخ میدهد. در این مسیر راندمان پایین بسیاری از نیروگاهها و صنایع انرژیبر به مصرف گاز بیشتری برای تولید همان میزان انرژی منجر شده است که فشار مضاعفی بر شبکه وارد میکند.
چالشهای سرمایهگذاری و توسعه میادین گازی نیز در این ناترازی بیتاثیر نیست.
به مجموع عوامل یادشده، تاخیر در توسعه برخی فازها و نگهداشت تولید بهدنبال محدودیتهای مالی، فناوری و مدیریتی را نیز اضافه کنید که در نهایت باوجود ذخایر عظیم، رشد عرضه گاز از رشد مصرف عقب مانده است و در دورههای اوج تقاضا، ناترازی به پاشنهآشیل تولید تبدیل میشود.
در نهایت، سیاستگذاری و حکمرانی انرژی، نبود برنامههای موثر برای بهینهسازی مصرف، کندی در اصلاح نظام قیمتگذاری و تاخیر در تنوعبخشی به سبد انرژی مانند توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و بهبود بهرهوری، شکاف بین عرضه و تقاضا را بیشتر کرده است.
باتوجه به موارد یادشده و برونرفت از این چالش، رفع ناترازی گاز نیازمند بستهای جامع از اصلاحات قیمتی، سرمایهگذاری، بهینهسازی مصرف و نوسازی زیرساختهاست.
این در حالی است که در تمام این سالها، ناترازی انرژی و خسارات ناشی از آن بر روند تولید کشور تاثیر منفی گذاشته و موجب کاهش بهرهوری، تعطیلی برخی خطوط تولید و افزایش هزینههای جانبی شده است.
کمبود و قطع گاز آثار منفی گستردهای بر بخش صنعت دارد، زیرا بسیاری از صنایع کشور، وابستگی مستقیم و حیاتی به گاز طبیعی بهعنوان سوخت یا خوراک دارند. صنایعی مانند فولاد، سیمان، پتروشیمی و صنایع غذایی با هرگونه محدودیت در تامین گاز ناچار به کاهش ظرفیت تولید یا توقف کامل خطوط میشوند. این وقفهها نهتنها موجب کاهش تولید و فروش میشوند، بلکه برنامهریزی تولید و تعهدات قراردادی بنگاهها را نیز با اختلال جدی مواجه میکند.
از منظر اقتصادی، قطع گاز باعث افزایش هزینههای تولید میشود. صنایع در زمان محدودیت گاز ناچار به استفاده از سوختهای جایگزین مانند مازوت یا گازوئیل هستند که هم گرانتر هستند و هم راندمان پایینتری دارند. علاوه بر این، تغییر سوخت میتواند به تجهیزات آسیب بزند و هزینههای تعمیر و نگهداری را افزایش دهد. در نتیجه، نرخ تمامشده کالا بالا میرود و توان رقابتی صنایع در بازارهای داخلی و خارجی کاهش مییابد.
کمبود گاز همچنین پیامدهای اشتغال و اجتماعی بههمراه دارد. کاهش یا توقف تولید بهصورت مستقیم بر اشتغال نیروی کار اثر میگذارد و در برخی موارد به تعطیلی موقت یا دائم واحدهای صنعتی منجر میشود. این وضعیت بهویژه در شهرهای صنعتی و مناطق کمترتوسعهیافته میتواند پیامدهای اجتماعی قابلتوجهی مانند کاهش درآمد خانوارها و افزایش نااطمینانی شغلی ایجاد کند.
در نهایت، تداوم محدودیت گاز به سرمایهگذاری و توسعه صنعتی آسیب میزند. نااطمینانی در تامین انرژی، ریسک فعالیت صنعتی را افزایش میدهد و انگیزه سرمایهگذاران برای توسعه یا ایجاد واحدهای جدید را کاهش میدهد. از اینرو، مدیریت پایدار عرضه گاز و اولویتدهی هوشمند به بخش صنعت، نقش کلیدی در حفظ رشد اقتصادی و ثبات تولید کشور دارد.
آنچه بر وضعیت صنعت گاز ایران گذشته است، نشان میدهد؛ نباید وضعیت دومین مالک ذخایر گاز جهان بهگونهای پیش میرفت که محتاج واردات گاز شود، اما حالا وضعیت چنین است و دومین کشور دارنده گاز برای تامین انرژی نیازمند واردات گاز است.
آنچه مسلم است، در حال حاضر کشور با ناترازی انرژی روبهروست؛ برای مدیریت این شرایط، راهی جز اصلاح سیاستهای حاکم بر حکمرانی انرژی نداریم و باید از دیپلماسی انرژی بهره بریم تا شاید روزگاری تولید از بند مشکلات این چالش عمیق رها شود.