شکست کارآفرینی با مانعتراشی سازمانها
ناصر بزرگمهر - نویسنده و روزنامه نگار

به نام او که هرچه بخواهد همان میشود
موضوع پرونده امروز روزنامه صمت، کارآفرینی است. بارها نوشته و گفتهایم که کار کردن در ایران باوجود سازمانهای مزاحم که بهجای کمک، مانعتراشی میکنند، امکان تولید سالم را از جامعه کارآفرین میگیرد. کار کردن در ایران با این همه سازمانهای مزاحم که قرار است بهجای کمک، فقط مانعتراشی کنند، کاری سخت و پیچیده است.
نهادهای گوناگون مثل وزارت اقتصاد و زیرمجموعههای آن مثل اداره مالیات، شهرداریها، وزارت صنعت، معدن و تجارت، یا وزارت رفاه با سازمان عریض و تحویل تامیناجتماعی و دهها سازمان تعزیراتی، اتاق اصناف، اتحادیهها، اماکن، بانکها، بیمه، گمرک، پلیس، بهداشت، سازمان بهاصطلاح حمایت از مصرفکنندگان و تولیدکنندگان، آتشنشانی، آب، برق، گاز، تلفن و حتی کارکنانی که خود تولیدکننده استخدام میکنند و دهها نهاد و وزارت و سازمان نهان و آشکار دیگر که هیچ کاری، جز کارشکنی برای تولید و کاسب درست نمیکنند را باید چاره کرد. کارآفرینی در دنیای مجازی و با استفاده از اینترنت هم این روزها دچار مصیبتهای عظما شده و گاهی دستاندرکاران، عطایش را به لقایش میبخشند و تعطیل میکنند.
مشکلات کارآفرینان تنها مربوط به دولت و زیرساختها و بیمه و مالیات و شهرداری و آتشنشانی نیست، بخش عمدهای از آن مربوط به نبودن قوانین یا زیادی قوانین و بخشی هم ناشی از مشکلات فرهنگی و روحیه پیچیده ما مردم در ارتباط با کارآفرینی است.
کارآفرینی موضوعی سخت و چندبعدی است که در سطح جهانی هم مطرح است و بههمیندلیل از سال ۲۰۰۷ هفته کارآفرینی در پاییز هر سال با مشارکت ۳۷ کشور با این ایده که اگر جنبشی جهانی برای الهامبخشی، ایدهپردازی و گام نهادن در سفر کارآفرینی برای مردم دنیا وجود داشت، چه میشد؟ آغاز شد.
هفته جهانی کارآفرینی، کاری مشترک میان کارآفرینان، سرمایهگذاران، سیاستگذاران، پژوهشگران، قانونگذاران و رهبران جامعه است تا در این رویداد با هدف کمک به کارآفرینان برای ورود به عرصه کارآفرینی، از طریق تشویق افراد تلاش کنند نسل جدیدی از کارآفرینان به راهاندازی کسبوکار ورود کنند.
هدف از نامگذاریها و اهمیت کارآفرینی در عرصه جهانی، ایده دادن و کمک به تمام کسانی است که قدم در مسیر کسبوکار گذاشتهاند. هدف جلب مشارکت بخش خصوصی برای گسترش فرهنگ کارآفرینی است.
عقیده بسیاری بر این است که این کمپینهای عظیم ملی و جهانی میتوانند باعث ترفیع جایگاه کارآفرینی در اذهان و افکار عمومی شده و مشوقی برای راهاندازی کسبوکار توسط همه جامعه باشند. این رویدادها مراسمی برای ارج نهادن به نوآوران و خالقان اشتغال هستند؛ کسانی که ایدههای خود را حیات میبخشند و کسبوکاری را پایهگذاری میکنند و باعث رشد اقتصادی در کشور خود و توسعه رفاه انسانی میشوند.
تمامی مکاتب اقتصادی بهنحوی کارآفرینی را در نظریههای اقتصادی خویش تشریح کردهاند. ماهیت کارآفرینی، طی سالهای گوناگون دستخوش تغییرات بسیاری قرار گرفته و اندیشمندان متعددی به آن پرداختهاند؛ از دیالکتیکهای مرتبط با فرصتهای عینی و ذهنی بهعنوان محور کارآفرینی گرفته تا ایده کسبوکار جدید که دیویدسون مطرح میکند.
پیتر دراکر، پدر علم مدیریت، کارآفرین را کسی میداند که فعالیتی را با سرمایه اقتصادی خود شروع میکند، ارزشها را تغییر میدهد و در محیط اطراف خود تحول ایجاد میکند و آن را بهسمت بهتر شدن میبرد.
ژوزف شومپیتر که از او بهعنوان پدر کارآفرینی یاد میکنند، واژه نوآوری را به کارآفرینی پیوند میدهد؛ بهعبارت دیگر ویژگی تعیینکننده در کارآفرینی را انجام کارهای جدید یا ابداع روشهای نوین در امور جاری میداند. از نظر او نوآوری در هر یک از زمینههای ذیل، کارآفرینی محسوب میشود:
۱ـ ارائه کالای جدید
۲ـ ارائه روش جدید در فرآیند تولید
۳ـ گشایش بازاری جدید
۴ـ یافتن منابع جدید
۵ـ ایجاد هرگونه تشکیلات جدید در صنعت
نکته قابلتوجه آنکه، کارآفرینی میتواند مادر تولید باشد و تولید میتواند تسلسلوار، کارآفرینی کند و این ویژگی خاص ارتباط بین کارآفرین و کارآفرینی و تولید و ثروتافزایی فردی و ملی و کاهش بیکاری و ایجاد شغل برای هر دولتی در حوزه رشد و توسعه است و میتواند آنقدر وسوسهانگیز باشد که برای یک دوره تاریخی دست از سر تولیدکنندگان و کارآفرینان بردارد و بگذارد آنها کار خودشان را بکنند و نتیجه آن را ببینند.
دولت باید باور کند که تولیدکنندگان و کارآفرینان هم جزو همین مردم هستند و گرفتن انواع عوارض با نامهای مختلف از آنها، کمکی به بیتالمال نمیکند. تعطیل شدن هر کار تولیدی و کارآفرینی، نابود کردن بخشی از مشاغل و افزودن بیکاری در جامعه است و مسئول مستقیم چنین وضعیتی، دولتها و قوانین مزاحم و دستوپاگیر هستند.
فراموش نکنیم که همه تلاشهای نمایشی مثل نامگذاری روز و هفته و سال، اگر با امور اجرایی و حذف قوانین و موارد گوناگون مثل مجوزهای بیمورد و گاهی موازی و بروکراسیهای اداری و دستاندازهایی که خصوصا سازمانهایی مثل شهرداریها و بیمه و مالیات و تامین اجتماعی درست میکنند، همراه نشود، راه به جایی نخواهد برد.