استاندارد؛ زیرساخت پنهان رقابتپذیری معدن
استاندارد در بخش معدن را نمیتوان صرفاً مجموعهای از ضوابط فنی یا الزامی اداری دانست؛ رعایت اصول استاندارد، از ایمنی نیروی انسانی و کاهش ریسک حوادث تا افزایش بهرهوری، کنترل کیفیت و تقویت رقابتپذیری محصولات معدنی، نقش مهمی در پایداری فعالیت این بخش دارد. با این حال، اجرای استانداردها زمانی اثربخش خواهد بود که در کنار نظارت دقیق، زیرساختهای فنی، ماشینآلات مناسب و توان اقتصادی بهرهبرداران نیز مورد توجه قرار گیرد.
از سوی دیگر، استانداردسازی در شرایطی که بازارهای داخلی و خارجی به کیفیت پایدار، مشخصات فنی روشن و قابلیت تأمین مستمر محصولات اهمیت میدهند، میتواند به توسعه فرآوری، افزایش ارزش افزوده و کاهش وابستگی به فروش مواد خام کمک کند. پرسش اصلی این است که آیا استاندارد در بخش معدن ایران همچنان یک الزام اداری تلقی میشود یا میتواند به ابزاری برای ارتقای ایمنی و توسعه اقتصادی تبدیل شود؟ صمت در گفتوگو با بهرام شاهویسی و عماد هاشمیزاده، کارشناسان حوزه معدن و صنایع معدنی، اهمیت استاندارد، موانع اجرای آن و نقش این موضوع در افزایش بهرهوری و رقابتپذیری بخش معدن را بررسی کرده است.
استاندارد؛ بخشی از هزینه تولید نیست
بهرام شاهویسی، کارشناس حوزه معدن و صنایع معدنی در گفتوگو با صمت درباره اهمیت استاندارد در فعالیتهای معدنی اظهار کرد: استاندارد در معدن را نباید یک موضوع اداری یا هزینه اضافی برای بهرهبردار دانست. معدن بهدلیل ماهیت فعالیت خود با ریسکهای مختلفی مواجه است و هرچه فرآیند استخراج، تجهیزات و عملیات فنی بر اساس اصول مشخص و استاندارد انجام شود، احتمال بروز حادثه و اتلاف منابع نیز کاهش پیدا میکند.
وی افزود: معدن معمولاً در نقاط دورافتاده و مناطقی فعالیت میکند که دسترسی به زیرساخت، خدمات فنی و امکانات پشتیبان محدودتر است. به همین دلیل، رعایت استاندارد در چنین شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا یک نقص کوچک در تجهیزات یا یک خطای فنی میتواند هزینهای بسیار بیشتر از هزینه پیشگیری به معدنکار تحمیل کند.
شاهویسی ادامه داد: یکی از مسائل مهم این است که استاندارد زمانی اثرگذار خواهد بود که از مرحله تدوین مقررات به مرحله اجرا برسد. اگر استانداردها فقط در اسناد و بخشنامهها وجود داشته باشند، اما در محیط واقعی معدن، تجهیزات و عملیات مطابق آنها کنترل نشوند، نمیتوان انتظار داشت که نتیجه مطلوب حاصل شود.
این کارشناس معدن تصریح کرد: باید میان استاندارد، نظارت و توان اقتصادی بهرهبردار ارتباط منطقی وجود داشته باشد. نمیتوان برای یک معدن کوچک که در منطقهای دورافتاده فعالیت میکند همان شرایطی را در نظر گرفت که برای یک مجموعه بزرگ صنعتی با دسترسی به سرمایه، نیروی متخصص و امکانات فنی وجود دارد. استاندارد باید اجرا شود، اما سیاستگذاری نیز باید شرایط واقعی معادن را در نظر بگیرد.
وی با اشاره به وضعیت ماشینآلات معدنی گفت: یکی از بخشهایی که موضوع استاندارد در آن اهمیت زیادی دارد، ماشینآلات و تجهیزات است. وقتی دستگاهی فرسوده میشود یا قطعات آن بهموقع تأمین نمیشود، علاوه بر کاهش بهرهوری، ریسک فعالیت نیز افزایش پیدا میکند. بنابراین نوسازی ماشینآلات باید همزمان با الزامات استاندارد و ایمنی دنبال شود.
شاهویسی افزود: اگر بهرهبردار نتواند تجهیزات مناسب تهیه کند، صرفاً ابلاغ استاندارد جدید مشکل را حل نمیکند. باید امکان دسترسی به ماشینآلات، قطعات و خدمات فنی نیز فراهم باشد. در غیر این صورت، فاصله میان مقررات و واقعیت معدن بیشتر خواهد شد
این فعال معدنی با اشاره به وضعیت معادن کوچک گفت: معادن کوچک و متوسط معمولاً آسیبپذیری بیشتری دارند. این معادن در مناطق دورافتاده فعالیت میکنند و هزینه دسترسی آنها به تجهیزات، خدمات فنی و نیروی متخصص بالاتر است. بنابراین اگر قرار است استانداردها در این معادن بهطور کامل اجرا شود، باید سازوکارهای حمایتی نیز برای آنها در نظر گرفته شود.
وی ادامه داد: معدنکار خصوصی در بسیاری از موارد با سرمایه خود وارد منطقهای میشود که زیرساخت کافی ندارد، اشتغال ایجاد میکند و بخشی از فعالیت اقتصادی منطقه را شکل میدهد. طبیعی است که چنین مجموعهای برای رعایت استانداردها و ارتقای ایمنی به حمایت و تسهیلگری نیاز داشته باشد.
ایمنی را نمیتوان از استاندارد جدا کرد
شاهویسی اظهار کرد: وقتی درباره استاندارد در معدن صحبت میکنیم، موضوع فقط کیفیت محصول نیست. ایمنی نیروی انسانی یکی از مهمترین بخشهای استانداردسازی در معدن است. تجهیزات، روش استخراج، حمل مواد، نگهداری، برق، تهویه و بسیاری از فعالیتهای روزمره باید بر اساس اصول مشخص انجام شوند.
وی افزود: در نهایت هدف استاندارد باید این باشد که فعالیت معدنی هم از نظر اقتصادی قابلاتکا باشد و هم کمترین ریسک را برای نیروی انسانی و محیط پیرامون ایجاد کند. اگر استاندارد را فقط به یک الزام اداری تبدیل کنیم، از هدف اصلی آن فاصله گرفتهایم.
این کارشناس حوزه معدن تأکید کرد: استاندارد فقط برای جلوگیری از حادثه نیست و میتواند به افزایش بهرهوری نیز کمک کند. تجهیزات مناسب، عملیات منظم و فرآیندهای مشخص باعث میشوند توقف تولید کاهش پیدا کند و هزینههای تعمیر و نگهداری نیز بهتر مدیریت شود.
شاهویسی گفت: معدنکار زمانی میتواند روی افزایش تولید تمرکز کند که زنجیره فعالیت او پایدار باشد. اگر ماشینآلات مرتباً متوقف شوند، قطعات در دسترس نباشند یا عملیات بدون برنامه مشخص انجام شود، حتی افزایش ظرفیت اسمی معدن نیز الزاماً به افزایش تولید واقعی منجر نخواهد شد.
وی در ادامه به ضرورت تقویت نظارت اشاره کرد و گفت: مسئله مهم دیگر، نظارت بر اجرای استانداردهاست. اگر نظارت ضعیف باشد، ممکن است برخی بهرهبرداران به دلیل فشار هزینهها از اجرای بخشی از الزامات صرفنظر کنند. این مسئله در کوتاهمدت شاید هزینهها را کاهش دهد، اما در بلندمدت میتواند هزینههای بسیار سنگینتری به معدن و نیروی انسانی تحمیل کند.
شاهویسی افزود: بنابراین باید میان نظارت و حمایت تعادل برقرار شود. هدف نباید صرفاً برخورد با بهرهبردار باشد، بلکه باید شرایطی ایجاد شود که رعایت استاندارد برای معدنکار امکانپذیر و از نظر اقتصادی قابل توجیه باشد.
استاندارد؛ ضرورت توسعه معدن
این فعال معدنی در پایان خاطرنشان کرد: اگر قرار است معدن بهعنوان یکی از پایههای تولید و اشتغال کشور توسعه پیدا کند، استاندارد باید در تمام مراحل فعالیت معدنی جدی گرفته شود. از اکتشاف و تجهیز گرفته تا استخراج، فرآوری و حمل، هر مرحله نیازمند الزامات مشخص و قابل اجراست. استاندارد زمانی معنا پیدا میکند که از روی کاغذ وارد کارگاه و معدن شود. برای رسیدن به این هدف، علاوه بر مقررات مناسب، باید ماشینآلات، قطعات، نیروی متخصص، آموزش و زیرساخت نیز فراهم باشد. در چنین شرایطی، استاندارد نه یک هزینه اضافی، بلکه بخشی از سرمایهگذاری برای کاهش ریسک، افزایش بهرهوری و پایداری فعالیت معدنی خواهد بود.
استاندارد؛ از الزام اداری تا مزیت اقتصادی
عماد هاشمیزاده، کارشناس حوزه معدن و صنایع معدنی در مورد موضوع یاد شده به صمت گفت: استاندارد را نباید صرفاً مجموعهای از ضوابط فنی دانست که بهرهبردار موظف به رعایت آنهاست. در شرایطی که معدن و صنایع معدنی بیش از گذشته با بازارهای رقابتی داخلی و خارجی مواجه هستند، استاندارد میتواند به یکی از ابزارهای اصلی برای افزایش کیفیت، کاهش هزینه و حفظ بازار تبدیل شود.
وی افزود: وقتی یک محصول معدنی با مشخصات فنی مشخص و کیفیت پایدار تولید میشود، خریدار نیز با اطمینان بیشتری وارد معامله خواهد شد. بنابراین استاندارد فقط برای تولیدکننده الزام ایجاد نمیکند، بلکه برای مصرفکننده و بازار نیز نوعی اطمینان ایجاد میکند. هرچه این سازوکار شفافتر باشد، امکان شکلگیری روابط تجاری پایدار نیز بیشتر خواهد شد.
هاشمیزاده ادامه داد: یکی از مشکلاتی که باید در زنجیره معدن ایران جدی گرفته شود، فاصله میان تولید مواد معدنی و الزامات بازارهای هدف است. بازارهای جهانی تنها به دنبال خرید یک ماده معدنی نیستند، بلکه مشخصات، کیفیت، یکنواختی، نحوه فرآوری و قابلیت تکرارپذیری محصول برای آنها اهمیت دارد.
این کارشناس معدن تصریح کرد: اگر قرار باشد ایران سهم بیشتری از بازارهای منطقهای و بینالمللی به دست آورد، باید بتواند محصولی ارائه کند که مشخصات آن برای خریدار قابل شناسایی و قابل اعتماد باشد. در چنین شرایطی، استاندارد میتواند زبان مشترک میان تولیدکننده ایرانی و مصرفکننده خارجی باشد.
وی با اشاره به اینکه استانداردسازی نباید تنها به مرحله فرآوری و تولید نهایی محدود شود، گفت: کیفیت محصول نهایی تا حد زیادی به اتفاقاتی بستگی دارد که از مرحله استخراج آغاز میشود. روش استخراج، تفکیک مواد، دانهبندی، حمل، انبارش و فرآوری همگی میتوانند بر مشخصات محصول اثرگذار باشند.
هاشمیزاده افزود: اگر مواد معدنی در مراحل مختلف بدون کنترل و معیار مشخص جابهجا و ترکیب شوند، در نهایت تولیدکننده نمیتواند محصولی با کیفیت ثابت ارائه دهد. بنابراین استاندارد باید در کل زنجیره معدن دیده شود، نه اینکه صرفاً در کارخانه فرآوری یا هنگام عرضه محصول مورد توجه قرار گیرد.
استاندارد میتواند خامفروشی را محدود کند
این فعال حوزه معدن اظهار کرد: یکی دیگر از موضوعاتی که استاندارد میتواند در آن نقش داشته باشد، حرکت از فروش مواد خام به سمت تولید محصولات با ارزش افزوده بیشتر است. زمانی که برای محصولات فرآوریشده مشخصات فنی و معیارهای کیفی تعریف میشود، تولیدکننده ناچار است فرآیند خود را به سمت کنترل کیفیت و تولید محصول مشخص هدایت کند.
وی ادامه داد: در واقع استاندارد میتواند به توسعه زنجیره ارزش کمک کند. وقتی بازار برای یک محصول فرآوریشده مشخصات و استاندارد تعریف میکند، دیگر نمیتوان هر محصولی را با هر کیفیتی به بازار عرضه کرد. همین موضوع تولیدکننده را به سمت سرمایهگذاری در فناوری و فرآوری بیشتر سوق میدهد.
هاشمیزاده با اشاره به رقابت میان تولیدکنندگان معدنی گفت: در بسیاری از موارد تصور میشود اگر یک تولیدکننده بتواند محصول خود را ارزانتر عرضه کند، حتماً در بازار موفق خواهد بود؛ در حالی که قیمت تنها یکی از عوامل رقابت است. کیفیت ثابت، قابلیت تأمین مستمر، مشخصات فنی روشن و اعتماد تجاری نیز اهمیت زیادی دارند.
وی افزود: ممکن است یک محصول در مقطعی قیمت پایینتری داشته باشد، اما اگر کیفیت آن تغییر کند یا مشخصات آن برای خریدار قابل پیشبینی نباشد، نمیتواند بازار پایداری ایجاد کند. استاندارد از این منظر میتواند به تولیدکننده کمک کند تا به جای رقابت صرفاً قیمتی، بخشی از مزیت خود را بر پایه کیفیت و اعتبار محصول ایجاد کند.
این کارشناس معدن یکی از الزامات استانداردسازی را ایجاد نظام کنترل کیفیت مستمر دانست و گفت: استاندارد زمانی اثرگذار است که کنترل کیفیت به یک فرآیند دائمی تبدیل شود. نمیتوان یکبار محصول را بررسی کرد و تصور داشت که تمام تولیدات بعدی نیز همان مشخصات را خواهند داشت.
هاشمیزاده ادامه داد: معادن و واحدهای فرآوری باید بتوانند تغییرات کیفیت مواد اولیه و محصول نهایی را بهصورت مستمر رصد کنند. این موضوع نیازمند آزمایشگاههای مجهز، تجهیزات مناسب و نیروی متخصص است. اگر زیرساخت کنترل کیفیت وجود نداشته باشد، حتی بهترین استانداردها نیز در مرحله اجرا با مشکل مواجه خواهند شد.
استانداردهای قدیمی، مانع تولید جدید
وی همچنین بر ضرورت بهروزرسانی استانداردها تأکید کرد و گفت: صنعت معدن ثابت نیست و فناوریهای استخراج، فرآوری و تجهیزات دائماً در حال تغییر هستند. بنابراین استانداردها نیز باید متناسب با فناوری و شرایط جدید بازنگری شوند.
این فعال معدنی افزود: اگر استانداردها با فناوری روز هماهنگ نباشند، ممکن است به جای اینکه مسیر توسعه را تسهیل کنند، به مانعی برای سرمایهگذاری و نوسازی تبدیل شوند. مقررات باید ضمن حفظ الزامات کیفی و ایمنی، امکان استفاده از فناوریهای جدید را نیز فراهم کنند.
هاشمیزاده با اشاره به ضرورت هماهنگی میان دستگاههای مختلف اظهار کرد: یکی از مشکلات بخش معدن میتواند تعدد مقررات و الزاماتی باشد که از سوی نهادهای مختلف به تولیدکننده ابلاغ میشود. اگر استانداردها، دستورالعملها و الزامات دستگاههای مختلف با یکدیگر هماهنگ نباشند، بهرهبردار به جای تمرکز بر تولید، بخش قابلتوجهی از انرژی خود را صرف تطبیق با مقررات خواهد کرد.
وی گفت: استاندارد باید برای تولیدکننده روشن، قابل اندازهگیری و قابل اجرا باشد. همچنین نهادهای نظارتی باید برداشت واحدی از الزامات داشته باشند تا فعال معدنی بداند دقیقاً چه معیارهایی را باید رعایت کند.
این کارشناس حوزه معدن در ادامه خاطرنشان کرد: نمیتوان از معدنکار انتظار داشت که استانداردهای جدید را رعایت کند اما همزمان تجهیزات آزمایشگاهی، ماشینآلات، فناوری و نیروی انسانی مورد نیاز را در اختیار او قرار نداد. استانداردسازی نیز مانند هر بخش دیگری از توسعه معدن به سرمایهگذاری نیاز دارد.
وی افزود: بهویژه در معادن کوچک، هزینه ایجاد زیرساختهای کنترل کیفیت و استاندارد میتواند سنگین باشد. در چنین شرایطی، ایجاد آزمایشگاههای منطقهای، مراکز خدمات فنی مشترک و حمایت از نوسازی تجهیزات میتواند راهکار مناسبی باشد تا معادن کوچک نیز بتوانند خود را با الزامات کیفی بازار هماهنگ کنند.
استاندارد؛ مسیر اعتمادسازی در معدن
هاشمیزاده در پایان گفت: اگر هدف، توسعه پایدار معدن و افزایش سهم ایران از بازارهای داخلی و خارجی است، باید استاندارد را از یک الزام اداری به یک ابزار توسعه تبدیل کنیم. محصول استاندارد، بازار قابل پیشبینیتری دارد و تولیدکنندهای که کیفیت محصول خود را تضمین میکند، شانس بیشتری برای ایجاد روابط تجاری بلندمدت خواهد داشت.
استاندارد در نهایت باید به ایجاد اعتماد میان معدنکار، کارخانه، مصرفکننده و بازار منجر شود. هرچه این اعتماد بیشتر باشد، امکان سرمایهگذاری، توسعه فرآوری و ورود به بازارهای جدید نیز افزایش پیدا میکند. بنابراین روز ملی استاندارد میتواند فرصتی باشد تا بخش معدن بیش از گذشته به این پرسش پاسخ دهد که آیا استاندارد را صرفاً برای رعایت یک الزام میخواهد یا قرار است از آن بهعنوان ابزاری برای افزایش کیفیت، ارزش افزوده و رقابتپذیری استفاده کند.
سخن پایانی
استاندارد در بخش معدن را نمیتوان صرفاً مجموعهای از ضوابط فنی یا الزامی اداری دانست؛ رعایت اصول استاندارد، از ایمنی نیروی انسانی و کاهش ریسک حوادث تا افزایش بهرهوری، کنترل کیفیت و تقویت رقابتپذیری محصولات معدنی، نقش مهمی در پایداری فعالیت این بخش دارد. با این حال، اجرای استانداردها زمانی اثربخش خواهد بود که در کنار نظارت دقیق، زیرساختهای فنی، ماشینآلات مناسب و توان اقتصادی بهرهبرداران نیز مورد توجه قرار گیرد.
از سوی دیگر، استانداردسازی در شرایطی که بازارهای داخلی و خارجی به کیفیت پایدار، مشخصات فنی روشن و قابلیت تأمین مستمر محصولات اهمیت میدهند، میتواند به توسعه فرآوری، افزایش ارزش افزوده و کاهش وابستگی به فروش مواد خام کمک کند. پرسش اصلی این است که آیا استاندارد در بخش معدن ایران همچنان یک الزام اداری تلقی میشود یا میتواند به ابزاری برای ارتقای ایمنی و توسعه اقتصادی تبدیل شود؟ صمت در گفتوگو با بهرام شاهویسی و عماد هاشمیزاده، کارشناسان حوزه معدن و صنایع معدنی، اهمیت استاندارد، موانع اجرای آن و نقش این موضوع در افزایش بهرهوری و رقابتپذیری بخش معدن را بررسی کرده است.