خاموشی پرهزینه
نوار قلب اقتصاد دیجیتال ایران در هفتههای اخیر خط ممتدی را نشان میدهد که حاصل قطع شریان حیاتی اینترنت است. در حالی که جهان بهسمت هوشمصنوعی و اقتصاد دادهمحور میشتابد، کسبوکارهای ایرانی در حال تجربه یکی از سختترین دورانهای حیات خود هستند؛ دورانی که در آن دسترسی به اینترنت به آرزویی لوکس بدل شده است. گزارشهای میدانی و آمارهای رسمی اتحادیههای صنفی حاکی از آن است که از ۱۸ دی ۱۴۰۴ و با تشدید اختلالات و قطعیهای گسترده، نمودار فروش کسبوکارهای آنلاین سقوط آزاد ۸۰ درصدی را تجربه کرده است. این بحران تنها محدود به فروشگاههای اینترنتی نیست؛ از صنعت گردشگری و آموزش آنلاین گرفته تا بازار تبلیغات دیجیتال و شبکه حملونقل هوشمند، همگی زیر آوار عدمالنفع گرفتار شدهاند. برآوردها نشان میدهد که روزانه حدود ۵ هزار میلیارد تومان خسارت به بدنه اقتصاد کشور وارد میشود که سهم هسته اقتصاد دیجیتال از این زیان، ارقام نگرانکنندهای است. صمت در این گزارش ابعاد مختلف این ایست قلبی در بازار کار و سرمایه را بررسی کرده است.
روایت آمار از عمق فاجعه زیرساختی
شوک ناشی از قطعی اینترنت در هفتههای اخیر، فراتر از یک اختلال فنی ساده بوده و به یک بحران تمامعیار اقتصادی تبدیل شده است.
رضا الفتنسب، رئیس اتحادیه کسبوکارهای مجازی، با ترسیم تصویری نگرانکننده از وضعیت موجود، اعلام کرده است که براساس آمارهای رسمی وزارت ارتباطات، اقتصاد دیجیتال کشور روزانه متحمل ۵ هزار میلیارد تومان ضرر و زیان یا عدمالنفع میشود. این رقم سرسامآور نشان میدهد که اختلال در شبکه، نهفقط لایه کاربری، بلکه لایههای زیرین تولید و خدمات را نیز فلج کرده است. طبق دادههای منتشرشده، از تاریخ ۱۸ دی که کشور وارد فاز جدیدی از محدودیتهای ارتباطی شد، حتی کسبوکارهای بزرگی که زیرساختهای داخلی داشتند و وبسایتهایشان در دسترس بود، با کاهش فروش ۸۰ درصدی در روزهای نخست مواجه شدند. اگرچه این شیب نزولی در روزهای بعد اندکی تعدیل شد، اما بازار هرگز به نقطه تعادل پیشین بازنگشت و در وضعیت رکود تورمی و بلاتکلیفی باقی ماند.
بررسیهای آماری نشان میدهد که حدود ۵۵ درصد از اقتصاد ایران در بخش خدمات تعریف میشود؛ بخشی که امروزه وابستگی حیاتی به فناوریهای نوین و بستر اینترنت دارد. بنابراین، وقتی صحبت از قطعی اینترنت میشود، عملا نیمی از مشاغل کشور دچار اختلال جدی میشوند. معاونت سیاستگذاری اقتصاد دیجیتال وزارت ارتباطات نیز پیشتر زیان روزانه کسبوکارهای آنلاین را بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلیارد تومان برآورد کرده بود، اما با احتساب زنجیره تامین، لجستیک و بازارهای وابسته، خسارت کلان بسیار فراتر از این ارقام است. برخی گزارشهای رسانهای مجموع خسارت وارده در ۱۸روز نخست اختلالات را تا ۹۰ هزار میلیارد تومان تخمین زدهاند. این در حالی است که شرکتهای دانشبنیان و تیمهای فنی با چالشهای پیچیدهتری روبهرو هستند. برنامهنویسان برای بروزرسانی نرمافزارها، رفع باگها و دسترسی به مخازن جهانی کد، نیازمند اینترنت بینالملل هستند و محدودیتهای اعمالشده، عملا تیمهای فنی چندصدنفره را در شرکتهای بزرگ بیکار کرده است؛ وضعیتی که هزینه سربار هنگفتی را به کارفرمایان تحمیل میکند، بدون آنکه خروجی محصول داشته باشند.
سرنوشت مبهم یک میلیون شغل اینستاگرامی و خرد
در لایهای دیگر از این بحران، معیشت اقشار آسیبپذیر و کسبوکارهای خرد قرار دارد که بیشترین ضربه را از خاموشی پلتفرمهای اجتماعی دریافت کردهاند. آمارهای صنفی حکایت از آن دارد که حدود ۷۰۰ هزار صفحه فروشگاهی در اینستاگرام فعال بودهاند که هرکدام بهطورمیانگین برای ۱.۲نفر اشتغالزایی مستقیم ایجاد کرده بودند. این یعنی معیشت حدود یک میلیون نفرکه غالبا از طبقه متوسط و ضعیف جامعه هستند، مستقیما به پایداری اینترنت و دسترسی به پلتفرمهای خارجی گره خورده است. زنانی که در شهرهای دورافتاده صنایعدستی میفروختند، جوانانی که با تولید محتوا درآمدزایی میکردند و فروشگاههای کوچکی که ویترینشان صفحه موبایلشان بود، اکنون با دکانهای بسته مواجهند. گزارشها حاکی از آن است که بسیاری از این افراد که سالها برای جذب مخاطب و اعتمادسازی تلاش کرده بودند، اکنون سرمایه اجتماعی خود را بربادرفته میبینند و امکان بازگشت به نقطه صفر در پلتفرمهای داخلی را نیز ندارند، چراکه ساخت مجدد شبکه مشتریان، سالها زمان میبرد.
نمونههای عینی این بحران در مصاحبههای میدانی کاملا مشهود است. صاحبان آنلاینشاپها از توقف کامل سفارشگیری خبر میدهند و برخی حتی انگیزه پاسخگویی به تماسها را از دست دادهاند. در یک مورد، صاحب یک مزون که برای بازار شب عید برنامهریزی کرده بود، اکنون با انبوهی از کالاهای دپوشده و بازاری که وجود ندارد، روبهروست. این وضعیت تنها به فروش کالا محدود نمیشود؛ مدرسان آنلاین زبان و یوگا که شاگردان خارجی یا راه دور داشتند، با قطع شدن ابزارهای ارتباطی مانند واتساپ و گوگلمیت، درآمد خود را از دست دادهاند. معلمی که پیش از این ماهانه ۳۰ میلیون تومان درآمد داشت، اکنون با درآمد صفر روبهروست و حتی امکان توضیح وضعیت برای شاگردان خارجی خود را ندارد. کارشناسان هشدار میدهند که تداوم این روند تاکنون، موجی از تعدیل نیرو و اخراج کارکنان را در شرکتهای خصوصی کوچک و متوسط به راه خواهد انداخت، زیرا کارفرمایان توان پرداخت حقوق پرسنل در شرایط درآمد صفر را نخواهند داشت.
از توقف تورهای گردشگری تا سکته در بازار تبلیغات
اثرات دومینوی قطعی اینترنت، بخشهایی از اقتصاد را هدف قرار داده است که شاید در نگاه اول، ارتباط مستقیم کمتری با «فروش آنلاین» داشته باشند، اما بهشدت به دادههای آنلاین وابستهاند. صنعت گردشگری و تورهای طبیعتگردی یکی از این قربانیان خاموش است. سعید قاسمی، فعال این حوزه، از توقف کامل تورهای دوچرخهسواری خبر میدهد، چراکه ابزارهای حیاتی مسیریابی ماهوارهای و هواشناسی از دسترس خارج شدهاند. درآمد ماهانه ۵۰ تا ۶۰ میلیونی این گروهها به صفر رسیده و ۱۱هزار مخاطبی که طی 7 سال جمعآوری شده بودند، اکنون هیچ راه ارتباطی با برگزارکنندگان ندارند. پلتفرمهای گردشگری نیز با افت ۶۰ تا ۷۰ درصدی فروش مواجه شدهاند و تاکسیهای اینترنتی کاهشی بین ۲۵ تا ۴۰ درصد را در تقاضای سفر تجربه میکنند که ناشی از اختلال در سیستمهای مکانیابی (GPS) و دشواری دسترسی مسافران به اپلیکیشنها است.
در سوی دیگر، صنعت تبلیغات دیجیتال که موتور محرک اقتصاد آنلاین محسوب میشود، با شوک عظیمی روبهرو شده است. هادی شریفی، مدیرعامل تپسل، اعلام کرده است که بیش از ۹۰ درصد ناشران تبلیغاتی با افت درآمدی حداقل ۷۰ درصدی مواجه شدهاند. قطع دسترسی به ابزارهای تحلیل داده مانند گوگل آنالیتیکس و مسدود شدن گوگلادز، امکان رصد بازار و بهینهسازی کمپینها را از برندها گرفته است. این گسست در زنجیره ارزش، باعث شده تبلیغدهندگان بودجههای خود را متوقف کنند و چرخهای معیوب شکل بگیرد: تبلیغ نیست، مشتری نیست، فروش نیست و در نهایت تولید متوقف میشود. کیوان نقرهکار، کارشناس فناوری اطلاعات، تاکید میکند که زیرساختهای بومی باوجود هزینههای گزاف، نتوانستهاند جایگزین مطمئنی باشند و موتورهای جستوجوی داخلی توان پاسخگویی به نیاز کاربران را ندارند. این وضعیت، کسبوکارهای ایرانی را که به بازارهای بینالمللی و ابزارهای جهانی وابستهاند، در بنبستی استراتژیک قرار داده است که خروجی آن، عقبماندگی ساختاری از رقبای منطقهای خواهد بود.
قطع اینترنت فشار روانی به جامعه را بیشتر کرد
موارد فوق در حالی بیان میشود که بهتازگی ستار هاشمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات اعلام کرد؛ آنچه در جریان ناآرامیها رخ داد، یک هشدار جدی برای دولت بود. مدیریت بحران نباید دوباره از مسیر قطع اینترنت عبور کند. او معتقد است؛ باید راهی پیدا کرد تا هم امنیت حفظ شود و هم مسیر زندگی روزمره مردم با محدودیتهای اینترنتی روبهرو نشود.
وزیر ارتباطات بااشاره به اینکه در جریان این اتفاقات ارتباطات اینترنتی قطع شد و همه میدانند که این موضوع نگرانی مردم را دوچندان کرد، تأکید میکند که شرایط بهوجودآمده برای جامعه ساده نبود. مجموعه حوادثی که کشور در این مدت با آن مواجه شد، تلخ و سنگین بود و متاسفانه تعدادی از هموطنان جان خود را از دست دادند.
بهگزارش خبر آنلاین، هاشمی ناظر به آینده، میگوید دغدغه اصلی دولت این است که اگر دوباره با چالشی روبهرو شدیم، بهگونهای اقدام شود که کشور وارد مسیرهای پرهزینه نشود. بهگفته او، قطع ارتباطات تنها یک مسئله فنی نیست، بلکه خسارتهای اقتصادی بههمراه دارد. وقتی اینترنت محدود میشود، اشتغال مردم بهخطر میافتد، کسبوکارها دچار مشکل میشوند و این مسئله حتی در برخی موارد به تعدیل نیرو منجر میشود. در نتیجه، خانوادهها هم تحتتأثیر تبعات قطع اینترنت قرار میگیرند و این فشارها میتواند نارضایتی ایجاد کند.
این وزیر کابینه میگوید: بسیاری از افراد در این مدت از حال هم خبر نداشتند و همین قطع ارتباطات، باعث شد فشار روانی بیشتری به جامعه وارد شود. ممکن است مردم مطالبات و اعتراضهایی داشته باشند، اما مدیریت چالش باید بهگونهای باشد که کمترین آسیب به زندگی روزمره مردم وارد شود. وزیر دولت چهاردهم در بخش دیگری از سخنانش به این نکته اشاره میکند که در مجموعه حاکمیت پذیرفته شده که امروز ارتباطات یک نیاز جدی جامعه است؛ چه ارتباطات داخلی و چه ارتباطات بینالمللی. بهگفته هاشمی، باید میان نیاز ضروری مردم به ارتباطات و ملاحظات دیگر تعادل برقرار شود، بهگونهایکه هم امنیت کشور حفظ شود و هم زندگی و کسبوکار مردم آسیب نبیند.
وزیر ارتباطات با نگاهی امیدوارانه به آینده میگوید؛ همه تلاشها بر این است که کشور وارد شرایط مشابهی نشود و اگر هم با چالشهایی روبهرو شد، مدیریت آنها بهشکلی باشد که کمترین هزینه را برای مردم و اقتصاد بههمراه داشته باشد.
سخن پایانی
آنچه امروز بر سر اقتصاد دیجیتال ایران آمده، فراتر از اعداد و ارقام خشک اقتصادی است، این روایتی از نابودی امید و انگیزه در لایههای فعال و خلاق جامعه است. وقتی اینترنت قطع میشود، تنها یک سیم ارتباطی قطع نشده، بلکه شریان حیاتی میلیونها شغل، از دستفروشان مجازی تا مهندسان نرمافزار، قطع شده است. زیان ۵ هزار میلیارد تومانی در روز، بهمعنای دود شدن سرمایههای ملی است که میتوانست صرف توسعه زیرساختها و اشتغالزایی شود، اما اکنون هزینه بقا شده است. تجربه هفتههای اخیر نشان داد که ایده اینترنت بومی بدون اتصال به شبکه جهانی و دسترسی به ابزارهای استاندارد، نمیتواند چرخ اقتصاد را بگرداند. اگر سیاستگذاران بهدنبال امنیت هستند، باید بدانند که امنیت اقتصادی و شغلی میلیونها شهروند، بخش جداییناپذیر از امنیت ملی است. تداوم این وضعیت و عدمبازگشت پایداری به شبکه، نه نها منجر به ورشکستگی موجی از کسبوکارهای خرد و کلان در شب عید خواهد شد، بلکه اعتماد عمومی به اکوسیستم دیجیتال را برای سالها خدشهدار خواهد کرد. بازگرداندن چراغ روشن به دکانهای مجازی، امروز نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت فوری برای جلوگیری از فاجعه بیکاری و رکود عمیقتر است.