شلیک موشکهای ایران به قلب پاشنه آشیل اسرائیل
جبهه داخلی رژیم صهیونیستی به عنوان پاشنه آشیل این رژیم از همان ابتدای جنگ با ایران درحال فروپاشی است.
با تشدید جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران، و همزمان با آن، مجبور شدن اسرائیل به مقابله با حزبالله در جبهه شمال فلسطین اشغالی، و شاید با جبهه یمن در صورت ورود انصارالله به رویارویی، بحث در میان اشغالگران در مورد امکان تکیه کابینه اسرائیل بر پایداری جبهه داخلی در برابر خساراتی که ممکن است به زیرساختها وارد شود و آموزش را مختل کند، علاوه بر گسترش بحران اقتصادی، دوباره مطرح شده است؛ به ویژه اینکه توانایی جبهه داخلی برای مقابله با چالشهای کنونی، تأثیر قاطعی بر نتایج نبرد در سایه یک رویارویی نظامی طولانیمدت دارد.
فریاد صهیونیستها از درد موشکهای ایران
شاید از همین جا بتوانیم اظهارات تالی گوتلیب، عضو کنست اسرائیل از حزب لیکود، را که دو روز پیش در کانال 7 عبری مطرح شد درک کنیم؛ جایی که او از برخی سوالاتی که در میان صهیونیست ها در طول جنگ مطرح میشود و او آنها را "صداهای شکستخورده" نامید که میپرسند: چرا؟ و چقدر؟ و چگونه از جنگ خارج شویم؟، ابراز نارضایتی کرد و گفت: "گروهی در میان ما هستند که من آنها را دستیاران دشمن مینامم، و آنها باید ساکت شوند."
به گزارش المیادین، در هر جنگی، جبهه داخلی از اهمیت بالایی برخوردار است و یک عنصر تعیینکننده در توانایی برای پیروزی در نبرد، به ویژه در یک جنگ چند جبههای، محسوب میشود. اما به طور خاص در اسرائیل، جایی که جبهه داخلی اغلب بخش اساسی رویارویی است، مقامات آن میدانند که تفاوت اساسی بین جنگهای امروز و جنگهایی که تا اواسط قرن نوزدهم، این رژیم درگیر آن بود، این است که در جنگهای قبلی، شهرکنشینان صهیونیست همیشه خارج از منطقه جنگ بودهاند و جنگ هرگز به جبهه داخلی کشیده نشده بود.
پایداری جبهه داخلی رژیم صهیونیستی به طور کلی به چندین عامل بستگی دارد، از جمله: مدت رویارویی، دستاوردهای ارتش در جبهه جنگ، تواناییهای دفاعی، تداوم عملکرد اقتصادی فعال، و توانایی کابینه برای ادامه ارائه خدمات حیاتی به شهرک نشینان خود، علاوه بر اعتماد و باور عمومی به اینکه این جنگ، موجه و ضروری است.
رژیم صهیونیستی به خوبی میداند که جبهه داخلی این رژیم، نقطه ضعف آن است، و ایران و حزبالله موشکها و پهپادهای پیشرفتهای دارند که تمام سرزمینهای اشغالی فلسطین را پوشش میدهد، و توانایی خود را در هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی و اهداف استراتژیک در عمق، از جمله فلج کردن زندگی و مختل کردن روال زندگی روزمره شهرکنشینان، به عنوان ابزاری برای فشار بر کابینه و تصمیمگیرندگان ، با هدف تأثیر سریع بر نتیجه جنگ، اثبات کردهاند.
روشن است که جبهه داخلی اسرائیل در طول جنگ دو نقش اصلی ایفا میکند، اولی حمایت از تلاشهای جنگی از طریق تأمین افراد، منابع و پشتیبانی لجستیکی برای جنگ، و دومی، پایداری جبهه داخلی تا پایان نبرد که یک عنصر اساسی در قدرت و توانایی برای حل سریع درگیریها است.
اما از لحاظ اصولی، توانایی و انعطافپذیری جبهه داخلی اسرائیل تحت تأثیر تعداد زیادی از عواملی است که قبلاً به آنها اشاره شد.
اصولاً، طول مدت نبرد تنها به توانایی خطوط مقدم برای مقاومت در روزهای رویارویی بستگی ندارد، بلکه به وضعیت جبهه داخلی و انسجام آن نیز در سایه اختلالات آموزشی و حمل و نقل، تعطیلی مراکز اقتصادی و سایر محدودیتهایی که منجر به از دست دادن صبر افکار عمومی میشود، بستگی دارد.
پاشنه آشیل صهیونیستها مقابل ایران
همین مسئله یک نقطه ضعف بزرگ برای صهیونیستهاست و آنها ترجیح میدهند زندگی روزمره آرامی داشته باشند و کسانی را که این سبک زندگی را تهدید و مختل میکنند، دوست ندارند. بنابراین هنگامی که اوضاع سخت میشود و الگوهای زندگی عادی مختل می گردد، صبر جبهه داخلی رژیم صهیونیستی تمام میشود.
با وجود اینکه مقامات صهیونیست در مورد مقاومت جبهه داخلی لاف میزنند، اما واقعیت چیز دیگری بوده و سران رژیم اشغالگر میدانند که افکار عمومی اسرائیل نیاز به اقناع دارد، زیرا هرچه جنگ ادامه یابد، شک و تردیدها و سوالات در گفتمان عمومی داخلی رژیم صهیونیستی افزایش مییابد، به ویژه اینکه کنترل اطلاعات و تصویر جنگ در سایه انقلاب اطلاعات و گسترش شبکههای اجتماعی، دیگر تنها در دست کابینه نیست.
درست است که رژیم صهیونیستی در سایه حمایت نامحدود و همه جانبه غرب و آمریکا، از نظر نظامی قوی است، دائماً جبهه داخلی خود را آماده میکند، اقتصاد آن یکی از اقتصادهای قوی جهان است و توافقات سیاسی عادی سازی با کشورهای عربی و اتحاد استراتژیک با ایالات متحده دارد، اما از سوی دیگر میداند که جبهه داخلی، نقطه ضعف آن است و تکرار صحنههای سقوط موشکها و صدای آژیرهای خطر و انتقال ساکنان به پناهگاهها در اکثر شهرکها برای مدت طولانی، منجر به ایجاد احساس دائمی وحشت و بیثباتی در جامعه می شود.
بنابراین اگر جنگ برای مدت طولانی ادامه یابد، این ممکن است چالشهای اضافی ایجاد کند، به خصوص که اقتصاد اسرائیل تا حد زیادی به بخشهای فناوری، گردشگری و سرمایهگذاریهای خارجی وابسته است و این بخشها در جنگ به سرعت تحت تأثیر بیثباتی امنیتی قرار میگیرند. به همین دلیل، توانایی جامعه اسرائیل برای سازگاری با شرایط جنگ کنونی، در صورت طولانی شدن، یکی از عوامل مهم در تعیین مسیر آن خواهد بود.
این درحالی است که صهیونیستها از همان روزهای اول آغاز جنگ با ایران بعد از مشاهده موج حملات شدید و مرگبار ایران به خیابانها آمده و خواستار توقف جنگ هستند. همچنین صحنههایی که از زندگی شبانهروزی صهیونیستها در پناهگاه منتشر میشود، بیانگر رنج شدید آنها از پیامدهای ناشی از جنگ است؛ به ویژه اینکه صهیونیستها هرگز عادت به این صحنهها و تبدیل شدن جبهه داخلی خود به میدان جنگ نداشتند و همواره جنگ را در جبهه دیگران انجام میدانند.