سفر زیر سایه ناامنی
صنعت گردشگری، این غول حساس و شکننده، این روزها نفسهایش بهشماره افتاده است. از یکسو، ذات نوسانی این صنعت که آن را بهشدت نسبت به تحولات سیاسی و اجتماعی واکنشپذیر کرده و از سوی دیگر، تشدید تنشها و سایه مدام جنگ در منطقه خاورمیانه، زنجیره ارائه خدمات گردشگری را فلج کرده است. فعالان این حوزه وضعیت را به آمیبی تشبیه میکنند که در شرایط بحران به خود میپیچد و به حالت انقباض درمیآید؛ نهفقط بهدلیل ناامنی واقعی که بهواسطه «احساس ناامنی» در سطح بینالمللی که سفر به ایران را عملا متوقف کرده است. در این میان، راهنمایان گردشگری که سالهاست این حرفه را بهعنوان شغل اول خود دنبال میکنند، با بیکاری طولانیمدت دستوپنجه نرم میکنند و بسیاری ناگزیر به ترک حرفه و تغییر مسیر شغلی شدهاند. این در حالی است که رسالت اصلی گردشگری یعنی صلح و تبادل فرهنگی، در گرو برقراری حداقلی از آرامش و ثبات است؛ آرامشی که این روزها در هالهای از ابهام و بیثباتی گم شده است.
واکنش انقباضی گردشگری به سایه جنگ
علی شادلو، فعال حوزه گردشگری در گفتوگو با صمت اظهار کرد: نخستین نکتهای که درباره تاثیر تنشها و سایه جنگ بر گردشگری باید به آن توجه کرد، این است که صنعت گردشگری ذاتا صنعتی نوسانی است. شاید بسیاری از فعالان این حوزه با این ویژگی آشنا باشند، اما گاه عمق آن کمتر موردتوجه قرار میگیرد. ما در ادبیات این صنعت از «فصل شلوغ» و «فصل خلوت» سخن میگوییم؛ واقعیتهای جغرافیایی، اقلیمی و تغییرات فصلی خودبهخود موجب فراز و فرود در تقاضا و عرضه میشوند. بنابراین نوسان، بخشی از سرشت این صنعت است و نمیتوان آن را پدیدهای استثنایی دانست.
شادلو گفت: ویژگی ذاتی دیگر گردشگری آن است که میتوان آن را حساسترین و واکنشپذیرترین صنعت جهان دانست؛ صنعتی که بهشدت نسبت به تحولات اقتصادی و اجتماعی واکنش نشان میدهد. اگر گردشگری را به موجودی زنده تشبیه کنیم، سرعت و شدت واکنش آن به هر تغییر نامطلوب یا هر تحول با بار منفی، بیش از بسیاری از صنایع دیگر است. تجربه همهگیری کرونا نشان داد که چگونه این صنعت بهسرعت دچار افت میشود؛ جنگ و ناامنی نیز همین تاثیر را دارند و بهسرعت آن را بهعقب میرانند.
وی بااشاره به اینکه تمایز میان «وجود امنیت» و «احساس امنیت» اهمیت فراوان دارد، گفت: ممکن است در یک کشور از نظر عینی سطحی از امنیت برقرار باشد و شرایطی مشابه کشورهایی با بحرانهای شدید امنیتی وجود نداشته باشد، اما اگر احساس امنیت در سطح بینالمللی مخدوش شود، پیامد آن بر گردشگری کاملا محسوس خواهد بود. زمانی که سفارتخانههای خارجی به شهروندان خود توصیه میکنند کشوری را ترک یا از سفر به آن خودداری کنند، حتی اگر ساکنان آن کشور وضعیت را به آن شدت ناامن احساس نکنند، بازار سفر بهشدت آسیب میبیند. صنعت گردشگری نهتنها از ناامنی واقعی، بلکه از احساس ناامنی نیز تاثیر میپذیرد و بهواسطه همان ویژگی حساسیت بالا، واکنشی انقباضی و شدید نشان میدهد.
این فعال حوزه گردشگری افزود: این ویژگیهای پیشفرض صنعت گردشگری است. اما در شرایط بحران، همان تعاریف بهصورت عینی فعال میشوند. احساس امنیت کاهش مییابد، اطمینان نسبت به ثبات آینده از میان میرود و در نتیجه بازار تقاضا بهشدت افت میکند. کاهش تقاضا بهطورمستقیم بر اشتغال، سرمایهگذاری، تاسیسات و بهرهبرداری تاثیر میگذارد و تمام اجزای زنجیره ارائه خدمات را تحتالشعاع قرار میدهد. بهبیان دیگر، واکنش صنعت به بیثباتی، ناشی از همان سرشت نوسانی و حساس آن است.
وی بااشاره به اینکه میتوان رفتار این صنعت را به رفتار آمیب تشبیه کرد، گفت: آمیب یک موجود زنده بسیار ریز و تکیاختهای است که در شرایط مساعد بهسرعت گسترش مییابد و تکثیر میشود، اما در شرایط نامساعد پیرامون خود، غشایی ضخیم ایجاد میکند و به حالت انقباضی درمیآید تا زمان بهبود شرایط فرا رسد. گردشگری نیز چنین رفتاری دارد. در وجه مثبت، همین صنعت سریعترین نرخ احیا را نیز داراست. پس از همهگیری کرونا، در بسیاری از کشورهای جهان، گردشگری جزو نخستین صنایعی بود که به آمارهای پیشین بازگشت و روند رشد خود را از سر گرفت.
شادلو تصریح کرد: اما باوجود تاثیرات منفی جنگ بر این صنعت، پدیده دیگری که گاه مطرح میشود، «گردشگری جنگ» است، هرچند جنگ بهطورکلی برای گردشگری مخرب است، اما در برخی موارد محدود، خود صحنههای جنگ نیز برای گروهی خاص جذابیت ایجاد کرده است. نمونههایی از حضور گردشگران در نزدیکی جبهههای درگیری، چه در منطقه سوریه و چه در مناقشات قفقاز، وجود داشته است. با این حال، این نوع گردشگری در زمره بازارهای انبوه قرار نمیگیرد، بلکه بازاری محدود، خاص و ماجراجویانه محسوب میشود و نمیتواند جایگزین بازارهای گسترده و پایدار باشد.
گردشگری ایران در مدار بحران
وی بیان کرد: فعالان گردشگری در منطقهای چون خاورمیانه و ایران، که با سطح بالایی از نوسان و عدمقطعیت مواجه است، باید این واقعیت را بپذیرند که در صنعتی ذاتا نوسانی و در محیطی پرریسک فعالیت میکنند. بیثباتیهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، مهآلودگیهای ناشی از عدمقطعیت و فراز و فرودهای مکرر، بخشی از بستر فعالیت آنان است. بنابراین شگفتزده شدن از بروز بحرانها چندان منطقی نیست؛ بلکه باید آن را جزئی از واقعیت محیطی دانست.
شادلو اظهار کرد: در مواجهه با چنین شرایطی، یکی از راهبردهای عملی، تمرکز بر بازار داخلی است، زیرا بازار بینالمللی در زمان بحران ممکن است به نزدیک صفر برسد. البته بازار داخلی نیز رفتار یکنواختی ندارد. تجربه نشان داده است که ممکن است در شرایط جنگی، مناطق پیرامونی شهرهای بزرگ که امکانهای اقامتگاهی و گردشگری دارند، با افزایش تقاضا مواجه میشوند، زیرا افراد برای حفظ امنیت یا آرامش به این مناطق پناه میبرند، در حالیکه مناطق دورتر ممکن است با کاهش شدید تقاضا روبهرو شوند، بنابراین رفتار جغرافیایی صنعت نیز اهمیت دارد و لازم است کسبوکارها تغییرات جمعیتی و الگوهای جدید تقاضا را بهدقت رصد کنند.
وی تصریح کرد: مدیران و فعالان گردشگری باید برای بحرانهای محتمل و حتی غیرقابلتصور، سناریوهای مشخص و چکلیستهای عملیاتی داشته باشند. همانگونه که پیش از سال ۱۳۹۸ کمتر کسی تصور میکرد یک ویروس بتواند کل جهان را با رکود مواجه کند، در بحرانهای اقتصادی یا اجتماعی نیز باید برای بدترین سناریوها برنامهریزی کرد و واکنشهای ازپیشتعریفشده داشت. تدوین دستورالعملهای عملیاتی برای شرایط گوناگون میتواند از شدت آسیبها بکاهد.
این فعال حوزه گردشگری گفت: باتوجه به حجم بالای نوسان و بیثباتی که فعالان گردشگری در ایران تجربه کردهاند، میتوان گفت سطح تابآوری آنان بسیار بالاست. فعالیت در چنین محیطی، نیازمند انعطاف، سازگاری و آمادگی دائمی برای تغییر است؛ ویژگیهایی که اگر در هر نقطه دیگری از جهان بهکار گرفته شود، میتواند مزیتی رقابتی محسوب شود.
بمباران اقتصادی
محدثه گرمابدری، راهنمای گردشگری در گفتوگو با صمت بیان کرد: در بررسی ابعاد موضوع جنگ و تاثیر آن بر صنعت گردشگری، بیتردید بخشی از تحلیل باید از سوی کارشناسان اقتصادی انجام شود. آنان لازم است مشخص کنند که پیش از بروز این تحولات، میزان درآمد حاصل از گردشگری چه مقدار بوده، سهم این صنعت در تولید ناخالص ملی تا چه اندازه برآورد میشده و اکنون چه تغییری در این شاخصها رخ داده است. چنین ارزیابیهایی مستلزم بهرهگیری از فرمولها و مدلهای تخصصی اقتصادی است و طبیعتا در حوزه وظایف ما قرار نمیگیرد. با این حال، آنچه ما در فرآیندهای عملی گردشگری مشاهده میکنیم، تصویری روشن از وضعیت موجود ارائه میدهد.
وی در ادامه گفت: در بخش گردشگری ورودی که بخش عمده فعالیت من نیز در همین حوزه متمرکز بوده، طی سال گذشته اتفاق قابلتوجهی رخ نداده است. تعداد گردشگران ورودی بسیار محدود بوده و تنها گروههایی بهصورت پراکنده و اندک وارد کشور شدهاند. بهدشواری میتوان ادعا کرد؛ این میزان ورودی، تاثیر معناداری بر اقتصاد گردشگری داشته است.
گرمابدری گفت: در حوزه گردشگری خروجی نیز، روند محدودیتها تشدید شده است؛ نوسانات نرخ ارز، افزایش هزینهها، لغو یا بیثباتی پروازها و نامشخص بودن شرایط آینده موجب شده بسیاری از افراد سفرهای خود را به زمان مناسبتری موکول کنند. در بخش تورهای داخلی نیز بهدلیل تورم و سایر مشکلات اقتصادی، شرایط دیگر همانند گذشته نیست و تقاضا به شکل محسوسی کاهش یافته است. در مجموع میتوان گفت که در اقتصاد گردشگری، دستکم از منظر میدانی، تحرک قابلتوجهی مشاهده نمیشود. این راهنمای گردشگری تصریح کرد: تجربه نشان داده است که در شرایط بحران ــ خواه همهگیری بیماری، تغییرات اقلیمی، جنگ، ناامنی یا بلاتکلیفی سیاسی ــ نخستین صنعتی که تحتتاثیر قرار میگیرد، گردشگری است. رکود بهسرعت در این بخش نمود پیدا میکند و فعالان آن، از هتلداران و شرکتهای حملونقل گرفته تا دفاتر خدمات مسافرتی، با کاهش جدی فعالیت مواجه میشوند.
وی اضافه کرد: در گذشته، شاید بخش آموزش گردشگری دیرتر از سایر بخشها تحتتاثیر قرار میگرفت و کلاسها با روال نسبتا عادی ادامه داشت. اما در ماههای اخیر حتی موسسات آموزشی نیز با رکود اقتصادی مواجه شدهاند و فعالیت آنها کاهش یافته است.
رکود اشتغال راهنمایان
وی بااشاره به اینکه طی سالهای گذشته بسیاری از افراد حرفه راهنمایی را بهعنوان شغل دوم انتخاب کرده بودند، اما برای گروهی دیگر، از جمله من و بسیاری از اطرافیانمان، راهنمایی گردشگری شغل اول و اصلی محسوب میشود و حتی شغل دومی نیز نداریم. اکنون این بیکاری بهتدریج به دورهای طولانی تبدیل شده است و ماههاست که در انتظار بهبود شرایط به سر میبریم.
این راهنمای گردشگری گفت: افرادی که راهنمایی، شغل اصلی آنان بوده، بیشترین آسیب را متحمل شدهاند. بخشی از عمر حرفهای آنان در این وضعیت سپری شده است، در حالیکه تخصص دیگری برای جایگزینی ندارند. با این حال، ناگزیرند به فکر ایجاد منبع درآمد جدید یا تغییر مسیر شغلی باشند تا بتوانند هزینههای زندگی خود را تامین کنند.
از بسیاری از همکاران میشنوم که بهدلیل فشارهای معیشتی، این حرفه را کنار گذاشته و به مشاغل دیگر روی آوردهاند. عملا در حال حاضر بسیاری از راهنمایان فعالیتی در حوزه تورلیدری ندارند و این موضوع تاسفبار است، بهویژه آنکه برخی از آنان سالها تجربه و سابقه حرفهای دارند و عمر خود را صرف این کار کردهاند.
سفیر صلحی که در انتظار امنیت ماند
گرمابدری بااشاره به اینکه یکی از رسالتهای اصلی گردشگری، ایجاد صلح، دوستی و تبادل فرهنگی است، گفت: سفر فرصتی فراهم میکند تا انسانها با هر عقیده، ایدئولوژی و پیشینه فرهنگی، مستقیما با یکدیگر گفتوگو کنند. این ارتباطات میتواند بسیاری از سوءتفاهمها و کدورتها را کاهش دهد.
وی افزود: با این حال، تحقق این کارکرد، مستلزم وجود بستر اولیهای از آرامش و امنیت است. گردشگری در خلأ شکل نمیگیرد. پیششرط آن، برقراری حداقلی از صلح، ثبات و اطمینانخاطر است؛ زیرساختهایی مانند پروازهای منظم، امنیت نسبی و اعتماد عمومی باید فراهم باشد تا اساسا امکان آغاز سفر مهیا شود. تنها پس از تحقق این مقدمات است که گردشگری میتواند رسالت اصلی خود، یعنی تقویت ارتباط، گفتوگو و دوستی میان ملتها را به انجام رساند.
سخن پایانی
صنعت گردشگری ایران بهدلیل سرشت نوسانی و حساسیت بالایش در برابر تحولات سیاسی، نخستین قربانی بحرانهای منطقهای و بینالمللی شده است. تمایز میان «امنیت عینی» و «احساس ناامنی» در سطح جهانی، نقشی تعیینکننده در رکود کنونی دارد؛ جایی که هشدارهای سفارتخانهها، حتی بدون وقوع ناامنی واقعی، جریان سفر به کشور را متوقف کرده است. در میدان عمل، گردشگری ورودی عملا به کمترین حالت رسیده و بازار داخلی و خروجی نیز از نوسانات ارز و تورم آسیب دیده است. راهنمایانی که سالها این حرفه را بهعنوان شغل اول دنبال میکردند، پس از ماهها کمبود کار، ناگزیر به ترک تخصص خود شدهاند. تحقق رسالت صلحآفرینی گردشگری نیز در غیاب ثبات و اعتماد عمومی، ناممکن جلوه میکند.