-
صمت در بررسی تاثیرات تغییر اقلیم بر بیماری تب دنگی مطرح کرد

فرش قرمز مدیریت شهری برای پشه آئدس

کامیار فکور :میهمانی ناخوانده و مرگبار، مرزهای بیولوژیک ما را درنوردیده است. سال ۲۰۲۴ با ثبت بیش از ۱۴میلیون مورد تب دنگی، رکورد تاریخ اپیدمیولوژی را جابه‌جا کرد؛ رکوردی که تنها «نوک کوه یخ» بحرانی عمیق‌تر است. پشه «آئدس» که پیش‌تر به قلمروهای استوایی محدود بود، تحت‌تاثیر تغییرات پارامترهای اقلیمی و افزایش شاخص مناسب‌سازی دمایی، بازه پراکنش جغرافیایی خود را به‌سمت عرض‌های شمالی و از جمله جغرافیای ایران گسترش داده است. این ناقل انطباق‌پذیر با استقرار در کلونی‌های انسانی و کانون‌های آب راکد در جنوب کشور، به نماد عینی فروپاشی سدهای بیولوژیک در برابر گرمایش جهانی تبدیل شده است. این شبیخون بیولوژیک، ضرورت بازنگری بنیادین در پروتکل‌های انطباق ملی و تقویت زیرساخت‌های پایش بهداشتی را در مواجهه با پیامدهای گریزناپذیر تغییر اقلیم دوچندان می‌کند.

فرش قرمز مدیریت شهری برای پشه آئدس

تب استخوان‌شکن در ایران

گزارش «۱۰ بصیرت نوین در علوم اقلیمی ۲۰۲۵/۲۰۲۶» که توسط نهادهای بین‌المللی شامل Future Earth، The Earth League و WCRP تدوین شده است، سال ۲۰۲۴ را برهه‌ای تعیین‌کننده در تاریخ اقلیم و سلامت انسان معرفی می‌کند. با ثبت میانگین دمای ۱.۵۵درجه سانتیگراد بالاتر از دوران پیش‌صنعتی، جهان اکنون شاهد تبعات مستقیم گرمایش زمین بر گسترش بیماری‌های ناقل‌زاد است. در این میان، تب دنگی به‌عنوان بارزترین نمونه از بیماری‌های حساس به اقلیم، به بزرگ‌ترین شیوع جهانی خود با بیش از ۱۴ میلیون مورد دست یافته و اکنون به‌شکلی نگران‌کننده راه خود را به جغرافیای ایران باز کرده است.

پشه آئدس، ناقل بیماری‌های خطرناکی چون زیکا و تب دنگی (معروف به تب استخوان‌شکن)، چند سالی است که در شهرهایی از ایران گزارش شده و زیستگاه خود را به‌ویژه در مناطق جنوبی تثبیت کرده است. تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین باعث رانده شدن حشرات از مناطق استوایی به‌سمت عرض‌های جغرافیایی بالاتر و مناطق معتدل شده است. اگرچه جابه‌جایی از طریق تجارت، جاده‌ها، کشتی‌ها و هواپیماها در ورود این گونه به کشور موثر بوده، اما این تغییرات آب‌وهوایی است که با ایجاد شرایطی مشابه مناطق گرمسیری، به این پشه اجازه داده تا در ایران ساکن شده و به‌سرعت تکثیر شود.

این حشره به‌قدری با شرایط جدید سازگار شده که حتی در نبود بارندگی، از آب‌های راکد بسیار اندک در منازل، فاضلاب‌های شهری و حتی ظروف فرسوده برای بقای خود استفاده می‌کند. گرمای مفرط و تغییر در الگوهای بارش، جنوب ایران را به محیطی ایده‌آل برای استقرار دائم این پشه تبدیل کرده است. نکته حائزاهمیت این است که پشه آئدس برخلاف بسیاری از گونه‌ها، به‌خوبی با محیط‌های انسانی خو گرفته و حتی در مقادیر بسیار ناچیز آب، قادر به تخم‌ریزی و تکمیل چرخه حیات خود است.

تغییر اقلیم باعث شده است که مرزهای بیولوژیک کشور جابه‌جا شود؛ به‌طوری‌که حشرات ناقل که پیش از این در مرزهای استوایی محدود بودند، اکنون در عرض‌های جغرافیایی ایران زیستگاه‌های پایداری برای خود یافته‌اند. این پدیده نه‌تنها سلامت جسمی، بلکه امنیت روانی و اجتماعی ساکنان مناطق درگیر را نیز تحت‌تاثیر قرار داده است.

مقابله با پشه آئدس تنها از طریق سم‌پاشی سنتی میسر نیست. باتوجه به هوش بیولوژیک این حشره و سازگاری بالای آن با تغییرات اقلیمی، ایران نیازمند اجرای پروتکل‌های نوین است. این اقدامات شامل مدیریت دقیق پسماندهای شهری، خشکاندن کانون‌های تجمع آب‌های راکد و استفاده از فناوری‌های نوین نظیر روش‌های بیولوژیک برای کنترل جمعیت ناقلان است.

سال ۲۰۲۴ میلادی با ثبت ۱۴.۲ میلیون مورد گزارش‌شده از تب دنگی، رکوردی بی‌سابقه را در تاریخ اپیدمیولوژی ثبت کرد. با این حال، گزارش «۱۰ بصیرت نوین در علوم اقلیمی ۲۰۲۵/۲۰۲۶» تاکید می‌کند که این عدد تنها «نوک کوه یخ» است. دلایل متعددی برای این باور وجود دارد که نخستین مورد آن تشخیص اشتباه است. در مناطقی که بیماری مالاریا و دنگی به‌صورت همزمان بومی است، بسیاری از موارد دنگی به‌دلیل شباهت علائم، به اشتباه مالاریا تشخیص داده می‌شود. موضوع دوم، فقدان سیستم پایش است؛ بسیاری از کشورها، به‌ویژه در مناطق در حال توسعه، فاقد زیرساخت‌های نظارتی دقیق برای ثبت و ردیابی همه‌گیری‌ها هستند. موضوع دیگر به موارد بدون علامت برمی‌گردد. تخمین زده می‌شود که ۷۵ تا ۸۰ درصد عفونت‌های اولیه، خفیف یا بدون علامت باشند که همین امر مانع از مراجعه بیماران به مراکز درمانی و ثبت آمار می‌شود. تخمین‌های واقعی نشان می‌دهد که سالانه ۱۰۰ تا ۴۰۰ میلیون عفونت رخ می‌دهد و نیمی از جمعیت جهان اکنون در معرض خطر هستند.

بیماری تب دنگی از طریق ویروسی با 4 نوع مختلف منتقل می‌شود. یکی از ویژگی‌های پیچیده و مخاطره‌آمیز این بیماری، عدم‌ایجاد مصونیت کامل پس از یک‌بار ابتلا است؛ به‌طوری‌که ابتلای قبلی تنها در برابر همان نوع خاص از ویروس ایمنی ایجاد می‌کند و فرد همچنان در معرض ابتلا به 3 نوع دیگر قرار دارد. بر این اساس، امکان تجربه 4 بار ابتلا به تب دنگی در طول حیات وجود دارد.

بررسی‌های پزشکی نشان می‌دهد که ابتلای مجدد (عفونت دوم یا سوم) به‌مراتب خطرناک‌تر از تجربه اولیه است. در این موارد، واکنش‌های دفاعی بدن ممکن است به‌شکل شدیدی بروز کند و منجر به ایجاد «تب خونریزی‌دهنده» شود؛ وضعیتی بحرانی که در صورت عدم‌مداخله سریع پزشکی، ظرفیت مرگ‌آوری دارد.

مکانیسم‌های اثرگذاری تغییرات اقلیمی بر پشه آئدس

تغییرات اقلیمی از طریق 3 سازکار بنیادین، اکوسیستم انتقال بیماری دنگی را دچار دگرگونی عمیق کرده است. نخستین عامل، افزایش «مناسب‌سازی دمایی» است؛ چراکه دمای بالاتر، سرعت تکثیر ویروس در بدن پشه و رشد لاروها را به‌شدت افزایش می‌دهد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که بین سال‌های ۱۹۵۱ تا ۲۰۲۳، شرایط اقلیمی برای فعالیت پشه «آئدس آلبوپیکتوس» ۴۶.۳ درصد و برای «آئدس اجیبتی» ۱۰.۷ درصد مساعدتر شده است. این تغییرات دمایی در کنار توانایی بقای پشه معروف به «ببر آسیایی» در دماهای پایین‌تر، منجر به گسترش مرزهای جغرافیایی این ناقلان به‌سمت مناطق معتدلی نظیر اروپا شده است. از سوی دیگر، زمستان‌های ملایم‌تر باعث طولانی شدن فصل فعالیت حشرات شده و زنجیره انتقالی را که پیش‌تر توسط سرمای زمستان قطع می‌شد، تداوم بخشیده است.

پیامدهای این تغییرات اقلیمی اکنون در تحلیل‌های جغرافیایی و شیوع‌های منطقه‌ای به‌وضوح قابل‌مشاهده است. در قاره امریکا، سال ۲۰۲۴ با ثبت بیش از ۱۳میلیون مورد ابتلا، سالی بحرانی بود که طی آن ۱۷شهر برزیل وضعیت اضطراری اعلام کردند و حتی ایالت‌های جنوبی امریکا شاهد انتقال محلی بیماری بودند؛ مطالعات تایید می‌کنند که تغییرات اقلیمی مسئول بیش از ۴۰ درصد این موارد در برخی کشورهای این منطقه است. در آسیا نیز شواهد نگران‌کننده‌ای از نپال گزارش شده که نشان می‌دهد شیوع دنگی در ارتفاعات مختلف، فراتر از کاتماندو، گسترش یافته و موانع طبیعی گذشته مانند ارتفاع و سرما دیگر سد موثری در برابر این بیماری محسوب نمی‌شوند.

وضعیت در سایر قاره‌ها نیز به همین ترتیب رو به وخامت است؛ اروپا به‌شدت آسیب‌پذیر شده و تنها در سال ۲۰۲۴ صدها مورد انتقال محلی در ایتالیا و فرانسه ثبت شده، در حالی که آمار کلی موارد وارداتی و محلی این قاره از سال ۲۰۰۰ تاکنون از مرز ۴۵هزار مورد فراتر رفته است. در افریقا نیز شرایط به‌شکلی حاد تغییر کرده و تعداد مبتلایان در سال ۲۰۲۳ نسبت به ۲۰۱۹ افزایشی نه‌برابری را تجربه کرده است. در این منطقه، تلاقی فاکتورهای اقلیمی با درگیری‌های داخلی و جابه‌جایی گسترده جمعیت، کار کنترل و مقابله با این پدیده را با دشواری‌های بی‌سابقه‌ای روبه‌رو کرده است.

چالش‌های انسانی و محیطی

در کنار عوامل اقلیمی، کنش‌ها و الگوهای زیستی انسانی نقشی تعیین‌کننده در تشدید بحران تب دنگی ایفا می‌کنند. شهرنشینی ناپایدار و رشد شتابان مناطق شهری بدون ایجاد زیرساخت‌های مهندسی‌شده، منجر به انباشت زباله و مدیریت ناکارآمد منابع آب شده است؛ وضعیتی که زیستگاه‌هایی ایده‌آل برای تخم‌ریزی پشه‌ها فراهم می‌آورد. پشه آئدس با برخورداری از انطباق‌پذیری خیره‌کننده، حتی از مقادیر بسیار ناچیز آب رکودیافته در اشیای رهاشده نظیر درب بطری‌ها یا لاستیک‌های کهنه برای زادآوری استفاده می‌کند و همین امر کنترل آن را در محیط‌های پرجمعیت دشوار می‌سازد. علاوه بر ساختار شهرها، شتاب در تجارت و سفرهای بین‌المللی نیز به‌عنوان پیشران اصلی در انتقال سریع ویروس و پشه‌ها به مناطق جغرافیایی جدید عمل می‌کند. جابه‌جایی کالا و مسافر در سطح کلان، مرزهای طبیعی را برای این ناقلان از میان برداشته است. همزمان، شواهد علمی از تغییر رفتار نگران‌کننده این پشه‌ها در محیط‌های شهری حکایت دارد؛ به‌طوری‌که این حشرات تمایل بیشتری به تغذیه از خون انسان پیدا کرده و با تغییر الگوی فعالیت خود به ساعات روز، محیط‌هایی نظیر حیاط مدارس را به کانون‌های بالقوه انتقال بیماری تبدیل کرده‌اند. این تلاقی میان زیرساخت‌های ضعیف شهری و تغییرات رفتاری ناقلان، پیچیدگی مبارزه با این بحران بهداشتی را دوچندان کرده است.

راهکارهای نوین و استراتژی‌های مداخله

گزارش تاکید می‌کند که گسترش بیماری دنگی پدیده‌ای اجتناب‌ناپذیر نیست، مشروط بر اینکه راهبردهای کنترلی و پیشگیرانه در اولویت برنامه‌های ملی قرار گیرند. یکی از این محورهای حیاتی، «مدیریت یکپارچه ناقلین» است که فراتر از روش‌های سنتی سم‌پاشی، بر رویکردهای نوین بیولوژیک تمرکز دارد؛ از جمله استفاده از باکتری‌هایی نظیر «ولباکیا» که با عقیم‌سازی پشه‌ها یا تضعیف توانایی آنها در حمل ویروس، زنجیره انتقال را از درون قطع می‌کند.

علاوه بر این، توسعه «سیستم‌های هشدار زودهنگام» از دیگر ارکان پیشنهادی این گزارش است. این سیستم‌ها با بهره‌گیری از فناوری‌های دیجیتال و اپلیکیشن‌های موبایل برای گزارش‌دهی داوطلبانه مسافران، و همچنین ادغام هوشمندانه داده‌های هواشناسی با پایگاه‌های داده سلامت، امکان پیش‌بینی دقیق زمان و مکان شیوع‌های بعدی را فراهم می‌سازند. این رویکرد پیش‌دستانه به مقامات بهداشتی اجازه می‌دهد پیش از تبدیل شدن یک جرقه به بحران، اقدامات واکنشی را آغاز کنند.

در آخر نیز اجرای اقدامات موسوم به «بدون پشیمانی» (No-regret) به عنوان راهکاری پایدار توصیه شده است. این اقدامات که شامل بهسازی سیستم‌های ذخیره آب شهری و ارتقای مدیریت پسماندهای جامد است، نه‌تنها کانون‌های زادآوری پشه آئدس را از بین می‌برد، بلکه به‌دلیل ایجاد مزایای بهداشتی و محیط زیستی گسترده و همیشگی، حتی در صورت عدم‌بروز شیوع نیز سرمایه‌گذاری‌هایی ارزشمند و سودمند برای جامعه محسوب می‌شوند.

سیاست‌گذاری و تعهدات بین‌المللی

گزارش مذکور بر ضرورت تحولی بنیادین در رویکردهای کلان مدیریتی تاکید دارد تا سلامت انسان به هسته مرکزی تصمیم‌گیری‌های اقلیمی تبدیل شود. این تغییر رویکرد با ادغام رسمی موضوعات بهداشتی در برنامه‌های کار «کنفرانس‌های تغییرات اقلیمی سازمان ملل» (COP) آغاز شده است. اعلامیه امارات در COP۲۸ و تداوم آن در نشست‌های باکو و بلم، نشان‌دهنده خروج سلامت از حاشیه و ورود آن به جریان اصلی مذاکرات بین‌المللی است. در سطح اجرایی نیز، کشورها موظف هستند خطرات ناشی از بیماری‌هایی همچون دنگی را در «برنامه‌های انطباق ملی»(NAPs) خود بگنجانند؛ امری که تحقق آن تنها در گرو همکاری تنگاتنگ و هم‌افزایی میان سازمان‌های هواشناسی، محیط‌زیست و نهادهای بهداشت و درمان است.

عملیاتی کردن این راهبردها، به‌ویژه در طرح‌های جامعی نظیر «برنامه اقدام بهداشتی بلم»، مستلزم یک عزم بین‌المللی برای بسیج منابع مالی و تامین اعتبارات لازم است. هدف نهایی این سرمایه‌گذاری‌ها، ساخت و تجهیز سیستم‌های بهداشتی تاب‌آور در برابر تکانه‌های اقلیمی است که بتوانند در برابر فشارهای ناشی از شیوع بیماری‌های جدید پایداری کنند. بدون این حمایت‌های مالی و همکاری‌های فرامرزی، کشورهای در حال توسعه در برابر تهدیدات نوظهور زیستی بی‌دفاع خواهند ماند.

نگاه به چشم‌انداز آینده در دهه‌های ۲۰۳۰، ۲۰۵۰ و ۲۱۰۰ ضرورت این اقدامات را بیش از پیش نمایان می‌سازد. پیش‌بینی‌های مدل‌سازی‌شده براساس سناریوهای انتشار گازهای گلخانه‌ای نشان می‌دهد که در صورت تداوم روند کنونی گرمایش زمین، جهان با افزایش تصاعدی در تعداد ماه‌های مناسب برای انتقال بیماری مواجه خواهد شد. تا نیمه قرن جاری و پس از آن، مناطقی که پیش‌تر به لحاظ اقلیمی از دنگی پاک بودند، به کانون‌های جدید شیوع تبدیل می‌شوند. این گسترش جغرافیایی بیماری می‌تواند به فروپاشی سیستم‌های بهداشتی در کشورهای کم‌درآمد منجر شده و با مختل کردن نیروی کار و هزینه‌های گزاف درمانی، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به اقتصادهای محلی و جهانی وارد کند.

سخن پایانی

دیگر نمی‌توان تب دنگی را یک بیماری گرمسیری در دوردست دانست؛ بلکه حالا این بیماری یک تهدید بهداشتی جهانی است و چند سالی است که پای خود را به ایران نیز گذاشته است. راه مقابله با این بحران، از مسیر کربن‌زدایی و همزمان، تقویت زیرساخت‌های انطباقی می‌گذرد. موفقیت در این نبرد نیازمند یک رویکرد چندبعدی است که علم اقلیم، تکنولوژی بهداشتی و اراده سیاسی را با هم ترکیب کند تا از تبدیل شدن این بحران به یک فاجعه سلامتی و بهداشتی در دهه‌های آتی جلوگیری شود.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین