ظرفیت های صنعت چاپ در تیر رس بحران ها
صنعت چاپ ایران هرچند در میان کشورهای همسایه بهلحاظ تولید و ظرفیت، در جایگاه پنجم خاورمیانه قرار دارد، اما سهم واقعی آن در بازار منطقه بسیار کمتر است. فعالان صنعت چاپ و بستهبندی کشور خواستار توجه و حمایتی اساسی هستند تا این جایگاه واقعی ایران بهتر از وضعیت فعلی آشکار شود. در سال ۱۳۸۲ بهمناسبت سابقه بیش از دویست ساله صنعت چاپ در ایران و برای قدردانی از فعالان، هنرمندان و صنعتگران این حوزه، ۱۱شهریور بهعنوان روز ملی صنعت چاپ در ایران، نامگذاری شد. در آستانه این مناسبت، فعالان صنعت چاپ از مشکلاتی مانند قوانین مالیاتی و تعرفهای، تامین مواد اولیه و ضروری این صنعت، ساماندهی شبکه ناوگانی ماشینآلات و تجهیزات و از همه مهمتر، تعیینتکلیف در تولیگری این حوزه بین چندین وزارتخانه میگویند. با گزارش صمت همراه باشید.

ایران در جایگاه پنجم منطقه
در میان صنایع مادر و زیرساختی کشور، صنعت چاپ یکی از کهنترین و در عین حال کمبررسیترین حوزههایی است که نقشی کلیدی در زنجیره تولید، فرهنگ و اقتصاد ایفا میکند. ایران با برخورداری از بیش از هزار و 500 واحد تولیدی صنعتی و بالغ بر ۱۵۰هزار کسبوکار کوچک و متوسط در بخش چاپ و بستهبندی، از نظر ظرفیت عملیاتی جایگاه قابلتوجهی دارد، اما سهم واقعی کشور از بازار منطقهای صنعت چاپ، تنها حدود ۵ درصد است؛ رقمی که بهگفته کارشناسان، بههیچوجه با توان بالقوه ایران همخوانی ندارد.
امروزه در خاورمیانه، ترکیه با تصاحب نزدیک به ۵۰ درصد بازار، یکهتاز میدان است و کشورهایی چون امارات و عربستان نیز سرمایهگذاری سنگینی برای توسعه این صنعت داشتهاند. ایران باوجود دارا بودن زیرساختها، دانش فنی و بازار بزرگ داخلی، در جایگاه پنجم منطقه قرار دارد و در عمل نتوانسته است سهم موثری در صادرات چاپی ایفا کند.
موانع توسعه؛ از تحریم تا ساختارهای فرسوده
یکی از بزرگترین موانع رشد صنعت چاپ در ایران، تحریمهای بینالمللی و محدودیت دسترسی به فناوری روز دنیاست. ماشینآلات چاپ و بستهبندی مدرن، اغلب از اروپا یا شرق آسیا وارد میشوند و در سالهای اخیر، واردات آنها با موانع مالی، گمرکی و ارزی متعددی روبهرو شده است. بهگفته فعالان صنف، بیش از ۹۰ درصد ماشینآلات و حدود ۸۵ درصد مواد اولیه موردنیاز این صنعت از خارج وارد میشود. این وابستگی، در شرایط نوسانات ارزی و محدودیتهای بانکی، عملا نفس تولید را گرفته است.
از سوی دیگر، کمبود زیرساختهای انرژی نیز صنعت چاپ را گرفتار کرده است. قطعی برق در ایام اوج مصرف، اختلالات در شبکه گاز و ضعف در پایداری برق صنعتی، موجب تعطیلی مکرر واحدهای چاپی و وارد آمدن خسارتهای سنگین شده است.
صنعتی با ساختار صنفی
یکی از مشکلات ساختاری این صنعت، نادیده گرفتن جایگاه آن بهعنوان یک صنعت استراتژیک است. چاپ در ایران همچنان در قالب یک صنف فرهنگی و تحتنظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تعریف میشود، در حالی که در بسیاری از کشورها، صنعت چاپ در زیرمجموعه وزارت صمت یا صنعت و فناوری قرار دارد و بهعنوان یک بخش تولیدی، از مشوقهای صنعتی و صادراتی بهرهمند است.
این ساختار اداری، عملا مانع تدوین استراتژی توسعهای برای چاپ شده و صنعت را در سطح فعالیتهای کوچک، پراکنده و غیررقابتی نگه داشته است. نبود متولی مشخص، فقدان دادههای آماری دقیق و موازیکاری نهادی از دیگر چالشهای جدی این حوزه بهشمار میرود.
غفلت از فناوری و آموزش
در شرایطی که چاپ در جهان خیلی سریع بهسمت دیجیتالشدن و هوشمندسازی حرکت میکند، در ایران هنوز بسیاری از چاپخانهها با ماشینآلات مستهلک، فاقد نرمافزارهای بهروز و حتی بدون سیستمهای مدیریت کیفیت فعالیت میکنند. این عقبماندگی فنی، نهتنها به کاهش بهرهوری منجر شده، بلکه امکان رقابت با تولیدکنندگان خارجی را نیز از بین برده است. در کنار آن، فقدان آموزش تخصصی یکی از بزرگترین گلوگاههای توسعه است. در ایران تقریبا هیچ نهاد دانشگاهی فعالی برای تربیت نیروی متخصص چاپ وجود ندارد و انتقال دانش فنی اغلب از طریق تجربه یا کارآموزی سنتی انجام میشود. بسیاری از واحدهای چاپی برای ارتقای کارکنان خود، ناچار به اعزام آنها به ترکیه یا کشورهای اروپایی هستند؛ فرآیندی پرهزینه، وقتگیر و دشوار در شرایط فعلی.
بازاری با ظرفیت بالا و تقاضای مغفول
برخلاف این موانع، بازار داخلی ایران برای صنعت چاپ ظرفیت عظیمی دارد. جمعیت ۸۵ میلیونی، رشد صنعت بستهبندی، رونق فروش آنلاین، و افزایش مصرف کالاهای گرافیکی، همه و همه نشاندهنده یک بازار پرظرفیت هستند. طبق برخی برآوردها، بازار چاپ ایران میتواند تا ۴۰۰ میلیون نفر را پوشش دهد، اگر به صادرات منطقهای توجه شود؛ اما نبود سیاستهای مشوق صادراتی، ضعف استانداردسازی و مشکلات نقلوانتقال مالی این امکان را از فعالان این حوزه ، سلب کرده است.
در حوزه بستهبندی صادراتی نیز، باوجود کیفیت قابلقبول تولیدکنندگان داخلی، بهدلیل نبود تکنولوژی روز، بسیاری از صادرکنندگان ترجیح میدهند بستهبندی کالاهای خود را در کشورهای همسایه انجام دهند؛ اتفاقی که هم سود اقتصادی را از ایران خارج میکند و هم بر اشتغالزایی تاثیر منفی دارد.
کمبود کاغذ، مشکل بزرگ صنعت چاپ
احمد ابوالحسنی، رئیس اتحادیه چاپخانهداران تهران ضمن تاکید بر فرسودگی ماشینآلات صنعت چاپ به صمت گفت: یکی از مهمترین چالشهای این صنعت، فرسودگی ماشینآلات است. ۷۰ درصد مواد اولیه و بیش از ۸۵ درصد ماشینآلات در صنعت چاپ وارداتی است و تنها حدود ۴ کشور دنیا، ماشین چاپ تولید میکنند، در نتیجه بهعلت حذف ارز نیمایی، هزینههای سنگینی بابت تهیه ماشینها به چاپخانهداران تحمیل میشود و یک ماشین چاپ معمولی حداقل یک میلیون یورو نرخ دارد و در عین حال دولتها هیچگونه حمایتی از این صنعت ندارند. این در حالی است که بهدلیل هزینه سنگین واردات ماشینآلات، برخی فعالان صنف به واردات دستگاههای زیرمدرن و دست دوم روی آوردهاند که ترخیص آنها هم در گمرک مشکلات بسیاری را بههمراه دارد. وی در رابطه با لایحه نوسازی صنعت چاپ نیز اظهار کرد: بارها اشاره شده که چالشهای قانونگذاری این حوزه با تدوین لایحه نوسازی صنعت چاپ و تصویب در دولت و مجلس قابلحل خواهد بود، اما تاکنون هیچ اتفاقی رخ نداده است. رئیس اتحادیه چاپخانهداران تهران بااشاره به وعده خودکفایی در تولید کاغذ بیان کرد: برخلاف وعدههای دادهشده، کمبود کاغذ، مشکل بزرگ صنعت چاپ است. براساس مشاهدات و بررسیهای انجامگرفته در فرآیند تولید با کاغذهای داخلی، سرعت دور چاپ، ماشینهای چاپ کتابهای درسی با کاغذ وارداتی حداقل به ۳۲ هزار چاپ در ساعت میرسد که این سرعت در صورت استفاده از کاغذهای ایرانی، بیشتر از ۲۵ هزار چاپ در ساعت ممکن نیست، در نتیجه سرعت چاپ بهواسطه استفاده از کاغذهای داخلی ۳۰ درصد کاهش مییابد، همچنین کاغذهای داخلی بهدلیل کیفیت پایینتر، موجب افزایش ۲۵ تا ۳۰ درصدی مصرف مرکب و افزایش ۲۵ درصدی استهلاک ماشینآلات میشوند.
شکاف عمیق با غولهای چاپ جهان
در جهانی که چاپ، نهتنها ابزار اطلاعرسانی و تبلیغ، بلکه ستونفقرات بستهبندی، تجارت و حتی امنیت ملی است، ایران هنوز نتوانسته جایگاهی متناسب با ظرفیتهای خود در این صنعت بهدست آورد.
فاصله کشور ما با بازیگران اصلی صنعت چاپ دنیا، فاصلهای فراتر از ماشینآلات و مرکب است؛ این فاصله، حاصل نگاه صنفی، سیاستگذاری فرسوده، ضعف فناوری و نبود برنامه ملی برای توسعه یک صنعت راهبردی است.
کشورهایی نظیر آلمان، ژاپن، چین، امریکا و ایتالیا در صف اول صنعت چاپ ایستادهاند.
این کشورها نهتنها بازارهای داخلیشان را اشباع کردهاند، بلکه به صادرکنندگان اصلی خدمات چاپی، ماشینآلات و مواد اولیه بدل شدهاند.
بهعنوان نمونه، چین با تکیه بر چاپ دیجیتال و توسعه گسترده چاپ بستهبندی، به بزرگترین تولیدکننده و صادرکننده چاپ جهان تبدیل شده است و آلمان نیز، همچنان قطب نوآوری و ساخت تجهیزات پیشرفته چاپ بهشمار میرود.
در این میان، ایران با بیش از هزار و 500 واحد صنعتی و صدها هزار کسبوکار کوچک در حوزه چاپ و بستهبندی، در جایگاه پنجم منطقه خاورمیانه ایستاده، اما در عمل تنها حدود ۵ درصد از سهم بازار منطقهای را در اختیار دارد. این در حالی است که کشورهایی مانند ترکیه بیش از ۴۵ درصد بازار منطقهای را به خود اختصاص دادهاند.
شکاف ایران با کشورهای پیشرفته، نهفقط تکنولوژیک، بلکه چندلایه است. ماشینآلات مورداستفاده در چاپخانههای کشور غالبا فرسوده، قدیمی و وارداتی هستند. بیش از ۹۰ درصد تجهیزات و ۸۵ درصد مواد اولیه همچون زینک، مرکب، کاغذ و مقوا از خارج وارد میشوند.
در حالیکه تولید داخلی تجهیزات چاپ در کشورهای پیشرو در حال جهش است، ایران حتی در مونتاژ هم وابسته است. همین وابستگی، در روزگار تحریم و نوسانات ارزی، به یکی از گلوگاههای اصلی این صنعت تبدیل شده است.
مشکلات ساختاری نیز مزید بر علت شدهاند. صنعت چاپ در ایران، برخلاف کشورهای توسعهیافته، در قالب یک صنف فرهنگی زیرمجموعه وزارت ارشاد باقی مانده است؛ ساختاری که نه با ماهیت صنعتی چاپ هماهنگ است و نه توان حمایت تولیدی، صادراتی یا فناورانه از آن را دارد.
این در حالی است که در کشورهای دیگر، چاپ در دل وزارت صنعت یا بازرگانی قرار گرفته و با بستههای حمایتی واقعی، رشد کرده است.
برای جبران این شکاف و رسیدن به سطحی قابلقبول در صنعت چاپ، ایران نیازمند یک بازطراحی اساسی است؛ نهفقط در سطح تولید، بلکه در شیوه نگرش به این صنعت.
پیشنهادهای کلیدی به شرح زیر است:
صنعت چاپ ایران، اگرچه امروز با مشکلاتی جدی دستوپنجه نرم میکند، اما هنوز زنده است با هزاران فعال خلاق، جوان و متخصص. اگر این صنعت را نه یک حرفه جانبی، بلکه یک زیرساخت کلیدی اقتصاد و فرهنگ بدانیم، میتوان امید داشت که جوهر توسعه دوباره بر صفحه صنعت ایران جاری شود.
سخن پایانی
هرچند صنعت چاپ بهگفته کارشناسان و فعالانش، از ظرفیت اشتغالزایی بالایی برخوردار است، اما واقعیت تلخ امروز این صنعت؛ رکودی است که گریبانگیر واحدهای مرتبط با آن شده است، چهبسا با تعطیلی هر انتشاراتی، دهها شغل دیگر از قبیل چاپ، صحافی، کاغذ و کتابفروشی هم تعطیل شود.
چاپ؛ صنعت بزرگ و بااهمیتی است که در بیشتر کشورهای توسعهیافته جهان در بین 5 صنعت نخست جای گرفته است. اما بهگفته کارشناسان و فعالان این بخش، در کشور ما صنعت چاپ در جایگاه درخور ارزش خود، قرار ندارد و بعد از نساجی، دومین صنعتی بوده که دچار بحران شده است. برای آنکه صنعت چاپ ایران بتواند از وضعیت کنونی خارج شود و نقش خود را در اقتصاد ملی و بازار منطقهای بازتعریف کند، نیازمند یک بازنگری اساسی در رویکردهاست. این بازنگری باید از سطح سیاستگذاری آغاز شود: تبدیل نگاه صنفی به نگاه صنعتی، حمایت از تولید داخل، تسهیل واردات فناوری، اصلاح ساختار نهادهای متولی و توسعه آموزش تخصصی. فعالان این صنعت، سالهاست بدون حمایت موثر، در حال حفظ جریان تولید هستند. اکنون زمان آن فرارسیده است که دولت و نهادهای اقتصادی کشور، ظرفیت واقعی چاپ را بهرسمیت شناخته و مسیر را برای شکوفایی یکی از صنایع زیربنایی اقتصاد ایران هموار کنند.