-
صمت ۱۴۰۵ گزارش می‌دهد

ناترازی مزمن انرژی؛ از توقف خطوط تا افت تولی

شهناز صفایی خاموشی در صنعت، فقط خاموش شدن چراغ یک کارخانه یا توقف چند ساعته خط تولید نیست؛ هر بار قطع برق می‌تواند نظمی را بر هم بزند که برای تأمین مواد اولیه، تنظیم فرایند تولید و تحویل محصول شکل گرفته است.

ناترازی مزمن انرژی؛ از توقف خطوط تا افت تولی

 

 در اقتصادی که بنگاه‌ها با هزینه‌های فزاینده و محدودیت منابع مالی روبه‌رو هستند، ناپایداری انرژی فشار مضاعفی بر فعالیت تولیدی وارد می‌کند. دامنه این فشار نیز به واحدهای بزرگ و پرمصرف محدود نمی‌ماند و با اختلال در فعالیت بنگاه‌های کوچک و متوسط، بخش‌های بیشتری از صنعت را درگیر می‌کند. از سوی دیگر، محدودیت گاز در کنار خاموشی برق، امکان تداوم فعالیت برخی خطوط تولید را دشوارتر می‌سازد و آثار اختلال را به حلقه‌های دیگر زنجیره صنعتی انتقال می‌دهد. در چنین شرایطی، مسئله فقط میزان تولید ازدست‌رفته نیست؛ بلکه کاهش قدرت برنامه‌ریزی، افزایش هزینه تمام‌شده و تضعیف توان رقابت صنعتی نیز مطرح است. وقتی انرژی به عاملی پیش‌بینی‌ناپذیر در تولید تبدیل می‌شود، صنعت چگونه می‌تواند مسیر رشد و توسعه خود را حفظ کند؟

انرژی از تولید عقب ماند

ناترازی انرژی دیگر به یک فصل یا گروه مشخص از صنایع محدود نیست؛ این مسئله به چالشی فراگیر برای فعالیت بنگاه‌های تولیدی تبدیل شده که آثار آن از توقف خطوط تولید و افزایش هزینه‌ها تا اختلال در تأمین مواد اولیه و کاهش توان رقابتی صنایع امتداد پیدا می‌کند. در شرایطی که تولید به دسترسی مستمر و قابل پیش‌بینی به انرژی وابسته است، محدودیت برق و گاز می‌تواند برنامه‌ریزی بنگاه‌ها را مختل کند و هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده‌ای به آنها تحمیل کند.

خاموشی برق، به‌ویژه در واحدهایی که امکان ذخیره‌سازی یا جبران سریع تولید ازدست‌رفته را ندارند، فراتر از توقف موقت فعالیت است. ناهماهنگی در برنامه تولید، افزایش هزینه تمام‌شده، تأخیر در تحویل سفارش‌ها و کاهش بهره‌وری، بخشی از پیامدهای این وضعیت به شمار می‌رود. از سوی دیگر، محدودیت گاز در صنایع وابسته به فرایندهای حرارتی و تجهیزات پیوسته می‌تواند خسارت‌های بیشتری ایجاد کند؛ زیرا توقف و راه‌اندازی مجدد برخی تجهیزات، زمان‌بر و پرهزینه است.

هم‌زمانی کمبود برق و گاز، امکان جبران محدودیت یک حامل انرژی با دیگری را نیز کاهش می‌دهد و فشار مضاعفی بر فعالیت صنعتی وارد می‌کند. این اختلال‌ها به واحدهای مستقیمِ درگیر محدود نمی‌مانند و با کاهش تولید مواد اولیه در صنایع بالادستی، فعالیت صنایع پایین‌دستی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهند.

در چنین شرایطی، ناترازی انرژی علاوه بر کاهش ظرفیت عملیاتی کارخانه‌ها، تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری، توسعه تولید و پذیرش سفارش‌های جدید را دشوار می‌کند. تداوم این وضعیت می‌تواند توان بنگاه‌ها برای رقابت در بازار داخلی و خارجی را تضعیف کند. ازاین‌رو، تأمین پایدار انرژی و مدیریت قابل پیش‌بینی محدودیت‌ها، از الزامات حفظ تولید و جلوگیری از گسترش خسارت‌ها در زنجیره صنعت است.

خاموشی‌های اجباری؛ فشار مضاعف بر تولید

محدودیت‌های هم‌زمان برق و گاز، دیگر فقط واحدهای بزرگ و انرژی‌بر را درگیر نمی‌کند، بلکه به بنگاه‌های کوچک و متوسط نیز رسیده و با افزایش هزینه‌ها، اختلال در برنامه‌ریزی تولید و دشواری تأمین مواد اولیه، دامنه آثار ناترازی انرژی را در زنجیره‌های صنعتی گسترش داده است.

سرایت خاموشی‌ها به بنگاه‌های کوچک و متوسط

کیوان کاشفی، کارشناس و فعال حوزه صنعت، با تشریح آثار محدودیت‌های برق بر فعالیت واحدهای تولیدی به صمت گفت: خاموشی‌های ناشی از ناترازی انرژی به یکی از چالش‌های مستمر بخش تولید تبدیل شده است؛ چالشی که آثار آن در سال‌های اخیر از واحدهای بزرگ و انرژی‌بر فراتر رفته و بخش گسترده‌تری از بنگاه‌های اقتصادی را درگیر کرده است.

وی با بیان اینکه محدودیت‌های برق در فصل پاییز و زمستان نیز استمرار داشته، اظهار کرد: در گذشته، بخش عمده محدودیت‌های انرژی بیشتر متوجه صنایع بزرگ و واحدهایی بود که مصرف بالای برق داشتند، اما در سال ۱۴۰۴ دامنه این محدودیت‌ها به‌تدریج گسترش یافت و بنگاه‌های کوچک و متوسط نیز با مشکلات ناشی از قطع برق روبه‌رو شدند.

کاشفی خاطرنشان کرد: گسترش خاموشی‌ها به واحدهای کوچک و متوسط از این جهت اهمیت دارد که این بنگاه‌ها معمولاً با محدودیت بیشتری در زمینه نقدینگی، تأمین سرمایه در گردش و جبران هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده مواجه‌اند. در چنین شرایطی، توقف تولید تنها به معنای از دست رفتن چند ساعت فعالیت نیست، بلکه می‌تواند مجموعه‌ای از هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم را به بنگاه تحمیل کند.

این کارشناس حوزه صنعت با اشاره به اینکه قطعی برق نظم فعالیت واحدهای تولیدی را بر هم می‌زند، افزود: هنگامی که یک واحد صنعتی نتواند مطابق برنامه از پیش تعیین‌شده فعالیت کند، زمان‌بندی تولید، تحویل سفارش‌ها و تأمین نیاز مشتریان نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد. از سوی دیگر، بخشی از هزینه‌های ثابت بنگاه، حتی در زمان توقف تولید، همچنان پابرجاست و کاهش میزان تولید می‌تواند هزینه تمام‌شده هر واحد محصول را افزایش دهد.

وی ادامه داد: استمرار این وضعیت، قدرت برنامه‌ریزی بنگاه‌ها را کاهش می‌دهد و تصمیم‌گیری درباره توسعه ظرفیت، خرید تجهیزات و سرمایه‌گذاری جدید را با تردید همراه می‌کند. در واقع، نااطمینانی درباره دسترسی به انرژی، به یکی از عوامل مؤثر بر محاسبات اقتصادی تولیدکنندگان تبدیل شده است؛ زیرا بنگاه برای پذیرش سفارش تازه یا افزایش تولید باید از امکان تأمین انرژی موردنیاز خود اطمینان نسبی داشته باشد.

محدودیت گاز و اختلال در زنجیره تولید

کاشفی با اشاره به آثار محدودیت گاز بر صنایع گفت: پیامدهای قطع گاز همیشه به شکل تعطیلی رسمی کارخانه یا توقف کامل فعالیت نمایان نمی‌شود، اما این موضوع به معنای محدود بودن خسارت‌ها نیست. در برخی واحدهای صنعتی، کاهش دسترسی به گاز می‌تواند بخش مهمی از فرایند تولید را مختل کند و ظرفیت عملیاتی کارخانه را پایین بیاورد.

وی با تأکید بر تفاوت ماهیت محدودیت گاز در صنایع مختلف بیان کرد: در صنایعی که فرایند تولید به کوره‌ها، تجهیزات حرارتی و فعالیت پیوسته خطوط وابسته است، قطع یا محدود شدن گاز می‌تواند پیامدهایی فراتر از مدت زمان محدودیت داشته باشد. در این واحدها، توقف تجهیزات و راه‌اندازی مجدد آن‌ها ممکن است فرایند تولید را با اختلال‌های گسترده روبه‌رو کند و بازگشت به شرایط عادی به زمان و هزینه بیشتری نیاز داشته باشد.

این فعال حوزه صنعت افزود: مسئله فقط کاهش تولید در واحدی نیست که مستقیماً با محدودیت گاز مواجه شده است؛ زیرا صنایع در قالب زنجیره‌های به‌هم‌پیوسته فعالیت می‌کنند و اختلال در هر حلقه می‌تواند بخش‌های دیگر را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در چنین وضعیتی، حتی واحدهایی که مستقیما با محدودیت گاز روبه‌رو نیستند، ممکن است به دلیل کمبود مواد اولیه یا تأخیر در دریافت نهاده‌های موردنیاز، امکان فعالیت در ظرفیت معمول خود را از دست بدهند. بنابراین، ارزیابی آثار ناترازی گاز باید با در نظر گرفتن ارتباط میان صنایع و پیامدهای زنجیره‌ای آن انجام شود، نه صرفاً بر اساس میزان تولید ازدست‌رفته در واحدهای مشمول محدودیت.

پیامدهای ناترازی مرکب

کاشفی با اشاره به هم‌زمانی محدودیت‌های برق و گاز تأکید کرد: هنگامی که یک واحد صنعتی در دوره‌ای با محدودیت برق و در دوره‌ای دیگر با محدودیت گاز مواجه می‌شود، آثار این دو مسئله را نمی‌توان جدا از یکدیگر بررسی کرد. تداوم محدودیت‌ها در کنار هم، نوعی ناترازی مرکب ایجاد می‌کند که پیامدهای آن به‌تدریج در بخش‌های مختلف فعالیت اقتصادی نمایان می‌شود.

وی اظهار کرد: در چنین شرایطی، بنگاه‌ها برای حفظ سطح تولید خود با دشواری بیشتری روبه‌رو می‌شوند و امکان جبران خسارت‌های ناشی از یک محدودیت از طریق افزایش فعالیت در دوره‌های دیگر نیز کاهش می‌یابد. اگر تولیدکننده نتواند زمان و میزان دسترسی به انرژی را پیش‌بینی کند، تنظیم برنامه تأمین مواد اولیه، مدیریت نیروی انسانی، تحویل سفارش‌ها و کنترل هزینه‌ها پیچیده‌تر خواهد شد.

این کارشناس و فعال حوزه صنعت با بیان اینکه آثار ناترازی انرژی به بازار فروش نیز منتقل می‌شود، گفت: کاهش یا بی‌ثباتی تولید می‌تواند توان بنگاه‌ها برای ایفای تعهدات تجاری را تحت تأثیر قرار دهد. این مسئله برای واحدهایی که با مشتریان خارجی قرارداد دارند، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا تأخیر در تحویل کالا یا ناتوانی در تأمین حجم توافق‌شده ممکن است هزینه‌های اضافی ایجاد کند و بر اعتبار تجاری شرکت اثر بگذارد.

کاشفی افزود: صادرات صنعتی به استمرار تولید، کیفیت قابل اتکا، تحویل به‌موقع و توان رقابت در قیمت وابسته است. هر عاملی که هزینه تولید را افزایش دهد یا امکان برنامه‌ریزی منظم را محدود کند، می‌تواند موقعیت صادرکننده را در بازارهای هدف دشوارتر سازد. از این منظر، ناترازی انرژی تنها مسئله‌ای مرتبط با زیرساخت‌های داخلی نیست، بلکه می‌تواند بر ظرفیت حضور بنگاه‌های ایرانی در بازارهای خارجی و امکان توسعه صادرات نیز اثر بگذارد.

وی در پایان گفت: برای کاهش آثار این وضعیت، باید ناترازی انرژی را فراتر از مسئله‌ای مقطعی در تأمین برق و گاز دید و پیامدهای آن را بر کل زنجیره تولید بررسی کرد. پیش‌بینی‌پذیرتر شدن تأمین انرژی، مدیریت محدودیت‌ها با توجه به شرایط و نیاز صنایع و توجه به آثار اقتصادی توقف خطوط تولید، از جمله موضوعاتی است که در سیاست‌گذاری این حوزه اهمیت دارد. هرچه امکان برنامه‌ریزی برای تولیدکنندگان بیشتر باشد، بنگاه‌ها نیز با اطمینان بیشتری می‌توانند درباره حفظ ظرفیت تولید، سرمایه‌گذاری و حضور در بازارهای صادراتی تصمیم بگیرند.

سخن پایانی

بر اساس این گزارش و به اعتقاد کارشناسان، ناترازی انرژی را نمی‌توان صرفا مسئله‌ای مربوط به تأمین برق و گاز دانست؛ زیرا پیامدهای آن در تمام مراحل فعالیت صنعتی، از تولید مواد اولیه تا تحویل محصول نهایی و حضور در بازارهای صادراتی، گسترش پیدا می‌کند. هنگامی که بنگاه‌ها از میزان و زمان دسترسی به انرژی اطمینان ندارند، برنامه‌ریزی برای تولید، مدیریت هزینه‌ها و سرمایه‌گذاری با دشواری بیشتری همراه می‌شود. این وضعیت برای واحدهای کوچک و متوسط که توان محدودتری برای جبران خسارت‌های ناشی از توقف تولید دارند، اهمیت بیشتری دارد. از سوی دیگر، اختلال در صنایع بالادستی می‌تواند فعالیت واحدهای پایین‌دستی را نیز تحت تأثیر قرار دهد و دامنه خسارت‌ها را افزایش دهد. بنابراین، مدیریت ناترازی انرژی باید با توجه به پیوستگی زنجیره‌های صنعتی و هزینه‌های توقف تولید دنبال شود. ایجاد امکان پیش‌بینی‌پذیرتر برای تأمین انرژی، در کنار برنامه‌ریزی منسجم برای مدیریت محدودیت‌ها، می‌تواند به کاهش نااطمینانی بنگاه‌ها و حفظ ظرفیت تولید کمک کند.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین