شکست سنگین گیلاس از موز!
تابستان همیشه با رنگ میوههایش شناخته میشد؛ گیلاس، زردآلو، هلو، شلیل، طالبی و هندوانه اما امسال برای خیلی از خانوادهها این رنگها بیشتر از آنکه روی سفره دیده شوند، پشت ویترین میوهفروشیها ماندهاند.
وقتی نیمکیلو گیلاس در فروشگاههای آنلاین ۳۶۰ هزار تومان قیمت میخورد، یعنی هر کیلو آن به حدود ۷۲۰ هزار تومان میرسد؛ وقتی گوجهسبز نیمکیلویی ۴۲۰ هزار تومان فروخته میشود، یعنی یک کیلو از آن ۸۴۰ هزار تومان آب میخورد؛ وقتی زردآلوی نیمکیلویی ۲۷۰ هزار تومان و سیب گلاب نیمکیلویی ۳۱۵ هزار تومان است، دیگر میوه تابستانی فقط یک خرید روزمره نیست، تبدیل شده به یک انتخاب حسابشده در سبد خانوار. اما جالب است که چطور محصولی که در باغهای داخلی تولید میشود در بسیاری از موارد از موز وارداتی نیز گرانتر تمام میشود؟
میوههایی که از سبد خانوار فاصله گرفتند
بازار میوه در آغاز تابستان دیگر شبیه سالهای قبل نیست. قیمتها فقط بالا نرفتهاند بلکه از ذهنیت معمول مردم درباره خرید میوه فاصله گرفتهاند. تا همین چند سال قبل، خرید چند کیلو میوه تابستانی برای مصرف هفتگی یک خانواده، اتفاقی عادی بود. حالا اما خیلیها قبل از خرید، حساب میکنند که نیمکیلو کافی است یا باید کلا از بعضی اقلام عبور کنند. در بازار خردهفروشی تهران گیلاس در بعضی نقاط تا کیلویی ۸۰۰ هزار تومان قیمت خورده است. زردآلو و شلیل در محدوده ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان دیده میشوند و هلو هم در برخی فروشگاهها تا حدود ۴۵۰ هزار تومان بالا رفته است. حتی در فروشگاههای آنلاین که قیمتها شفافتر دیده میشود، اعداد شوخیبردار نیستند؛ گیلاس ۵۰۰ گرمی ۳۶۰ هزار تومان، گوجهسبز ۵۰۰ گرمی ۴۲۰ هزار تومان، زردآلو ۵۰۰ گرمی ۲۷۰ هزار تومان، سیب گلاب ۵۰۰ گرمی ۳۱۵ هزار تومان و هلو زعفرانی ۷۰۰ گرمی ۳۶۶ هزار تومان عرضه میشود.
در نتیجه خانوادهای که بخواهد فقط چند قلم میوه تابستانی برای چند روز بخرد، خیلی زود با فاکتوری چند میلیون تومانی روبهرو میشود.
گیلاس ۸۰۰ هزار تومانی از کجا آمد؟
گیلاس همیشه میوه ارزانی نبوده، اما قیمتهای امسال آن را وارد سطح تازهای کرده است. وقتی هر کیلو گیلاس تا ۸۰۰ هزار تومان فروخته میشود، طبیعی است که اولین سوال مصرفکننده این باشد؛ باغدار این محصول را چند فروخته و این قیمت در کدام مسیر چند برابر شده است؟ از یک طرف هزینه تولید بالا رفته است. کشاورز با افزایش قیمت سم، کود، کارگر، جعبه، حملونقل، آب، بستهبندی و نگهداری روبهروست. طبق گفته فعالان بازار، سمی که سال قبل حدود ۷۰۰ هزار تومان خریده میشد، حالا تا ۶ میلیون تومان قیمت دارد. سبد پلاستیکی حمل میوه از حدود ۲۰ هزار تومان به ۸۰ هزار تومان رسیده است. هزینه کارگر و حمل نیز با تورم عمومی بالا رفته و باغدار دیگر با هزینههای قبلی تولید نمیکند.
اما نکته مهم اینجاست؛ اگر همه افزایش قیمت به جیب باغدار میرفت، باز میشد درباره منطق تولید حرف زد. اما وزیر جهاد کشاورزی هم به این تناقض اشاره کرده که قیمت میوه از باغ تا سفره چند برابر میشود، در حالی که سهم تولیدکننده اصلی ناچیز است. این یعنی حلقههای بعد از باغ، سهم بسیار بزرگی در قیمت نهایی دارند.
قیمت از باغ تا مغازه چند بار عوض میشود
محصول از باغ به دست واسطه میرسد از آنجا به میدان، بعد به بارفروش، سپس به خردهفروش و در نهایت به مصرفکننده. هر حلقه، هزینه و سود خودش را اضافه میکند. در یک بازار شفاف، این زنجیره باید با فاکتور، نرخ مشخص و سود قابل کنترل کار کند. اما فعالان بازار میگویند بخش مهمی از معاملات میوه، بهخصوص در میدانهای عمدهفروشی، بدون فاکتور رسمی انجام میشود.
وقتی فاکتور نباشد، کنترل قیمت سخت میشود. نهاد نظارتی نمیتواند دقیق تشخیص دهد که قیمت خرید واقعی چه بوده، چند درصد سود اضافه شده و کدام حلقه قیمت را بالا برده است. نتیجه این میشود که قیمت در مسیر رسیدن به مغازه، چندبار تغییر میکند و مصرفکننده در نهایت با عددی روبهرو میشود که با قیمت باغ فاصله زیادی دارد. طبق مقررات، سود مجاز خردهفروشی میوه حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد است اما نمونههای بازار نشان میدهد اختلاف عمدهفروشی و خردهفروشی گاهی بسیار بیشتر از این رقم است. برای نمونه، وقتی سیب درجه یک در میدان میوه و ترهبار حدود ۱۰۰ تا ۱۱۰ هزار تومان است اما در برخی نقاط تهران تا ۳۵۰ هزار تومان فروخته میشود، دیگر نمیتوان فقط از سود قانونی حرف زد. اینجا پای قیمتگذاری سلیقهای و ضعف شفافیت در میان است.
تابستان امسال کممحصولتر شد
یک عامل مهم دیگر در گرانی میوههای تابستانی، نوسان تولید است. میوههایی مثل گیلاس، زردآلو، شلیل و هلو، دوره برداشت کوتاهی دارند. یعنی اگر در زمان گلدهی یا رشد اولیه محصول، هوا بههم بریزد، بخشی از تولید از دست میرود و بازار خیلی سریع واکنش نشان میدهد. امسال تغییرات دمایی از اسفند تا بهار، تولید بعضی محصولات را تحت فشار قرار داد. فعالان کشاورزی میگویند در برخی مناطق، باغها چندبار با تغییر ناگهانی دما روبهرو شدند؛ شرایطی که به گل، باردهی و کیفیت محصول آسیب میزند. وقتی تولید کم شود و تقاضا در آغاز فصل بالا بماند، قیمت هم بالا میرود اما این توضیح هم بهتنهایی کافی نیست. کمبود تولید میتواند قیمت را بالا ببرد اما وقتی این افزایش با زنجیره توزیع غیرشفاف همراه شود، جهش نهایی شدیدتر میشود. به زبان بازار، کاهش عرضه جرقه گرانی را میزند و واسطهگری بیضابطه آن را شعلهور میکند.
چرا موز وارداتی از گیلاس داخلی ارزانتر است؟
یکی از عجیبترین تصاویر بازار این روزها مقایسه قیمت موز با میوههای تابستانی داخلی است. موز وارداتی در بازار حدود ۲۵۰ تا ۳۳۰ هزار تومان فروخته میشود اما گیلاس داخلی تا ۸۰۰ هزار تومان، گوجهسبز تا بیش از ۸۰۰ هزار تومان و زردآلو تا حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان قیمت دارد. برای مصرفکننده این مقایسه ساده و آزاردهنده است که چطور میوهای که از خارج میآید از محصول باغهای داخلی ارزانتر تمام میشود؟ پاسخ در ساختار تولید و توزیع است. موز با زنجیره وارداتی منظمتر، حجم بالا، حمل دریایی، قراردادهای عمده و توزیع مشخص وارد بازار میشود. قیمت خرید آن در کشور مبدا پایینتر است و حمل با مقیاس بزرگ انجام میشود. ضمن اینکه مسیر واردات معمولا فاکتور، مجوز و مسیر رسمیتری دارد. در مقابل، میوه داخلی با هزینه تولیدی روبهروست که مستقیما از تورم، نرخ ارز، دستمزد، نهادههای کشاورزی، حمل داخلی و واسطههای متعدد اثر میگیرد. سم و کود داخلی یا وارداتی با قیمتهای جدید محاسبه میشود، بستهبندی گران شده، کارگر گران شده و حمل از باغ تا میدان و از میدان تا مغازه نیز هزینه بالاتری دارد. از آن طرف نبود فاکتور رسمی و قیمتگذاری سلیقهای در برخی حلقهها، قیمت نهایی را از منطق تولید جدا میکند.
فروشگاه آنلاین فقط آینه بازار است
بررسی قیمتها در فروشگاههای آنلاین نشان میدهد که آووکادوی ایرانی یکعددی ۲۵۰ هزار تومان، بلوبری ۱۲۵ گرمی ۴۲۰ هزار تومان، توتفرنگی نیمکیلویی ۲۰۰ هزار تومان، زردآلو نیمکیلویی ۲۷۰ هزار تومان، سیب گلاب نیمکیلویی ۳۱۵ هزار تومان و هلو زعفرانی ۷۰۰ گرمی ۳۶۶ هزار تومان به فروش میرسد. البته فروشگاه آنلاین همیشه نماینده ارزانترین بازار نیست. هزینه بستهبندی، ارسال، برند فروشگاهی، کیفیت انتخابشده و خدمات جانبی روی قیمت اثر میگذارد اما همین قیمتها یک تصویر مهم میدهد: بازار میوه لوکستر شده است. یعنی حتی اگر مصرفکننده به میوه درجهیک، بستهبندیشده یا فروشگاه اینترنتی مراجعه کند، باید برای مقدار کم، رقم سنگینی بپردازد. این تصویر برای خانوارهای متوسط و کمدرآمد نگرانکنندهتر است. چون آنها معمولا دنبال خرید روزانه یا هفتگی با مقدار محدود هستند. وقتی نیمکیلو میوه عددی چندصد هزار تومانی پیدا میکند، مصرف بهطور طبیعی کاهش پیدا میکند.
سبد میوه چقدر خرج دارد؟
اگر یک خانواده بخواهد خریدی معمولی انجام دهد، خیلی زود متوجه میشود که سبد میوه دیگر با چند اسکناس جمع نمیشود. فرض کنیم یک خانوار فقط یک کیلو گیلاس، یک کیلو زردآلو، یک کیلو هلو، یک کیلو سیب گلاب و چند کیلو میوه ارزانتر مثل طالبی بخرد. همین خرید ساده میتواند چند میلیون تومان هزینه داشته باشد.
گزارشهای بازار نشان میدهد هزینه حداقلی میوه برای هر نفر در ماه حدود ۲ میلیون تومان برآورد شده است. برای خانوار متوسط ۳.۱ نفره، این عدد به حدود ۶.۵ میلیون تومان میرسد؛ رقمی که برای بسیاری از خانوادهها سهم قابل توجهی از بودجه خوراکی ماهانه است. وقتی اجاره، حملونقل، آموزش، درمان، گوشت، مرغ، برنج، روغن و سایر اقلام ضروری هم کنار آن قرار بگیرد، میوه اولین بخشی است که از سبد حذف یا محدود میشود.
به همین دلیل است که رفتار خرید مردم تغییر کرده است. خیلیها دیگر کیلویی خرید نمیکنند؛ نیمکیلو میخرند. برخی فقط میوههای ارزانتر انتخاب میکنند. بعضی خانوادهها خرید میوههای خاص مثل گیلاس و زردآلو را به مهمانی یا مناسبت محدود کردهاند. بازار هم این تغییر را حس کرده؛ فروش کمتر شده، اما قیمت همچنان بالا مانده است.
باغدار هم برنده این بازار نیست
در ظاهر وقتی قیمت میوه چند برابر میشود، شاید تصور شود باغدار سود اصلی را برده است اما روایت تولیدکنندگان چیز دیگری است. باغدار با هزینههای بالا تولید میکند، با ریسک آبوهوا روبهروست، ممکن است بخشی از محصولش آسیب ببیند و در زمان برداشت ناچار است محصول را سریع بفروشد. میوه تابستانی ماندگاری بالایی ندارد و باغدار همیشه قدرت نگهداری و چانهزنی ندارد. در چنین شرایطی واسطهای که نقدی یا سریع خرید میکند، دست بالاتر را دارد. محصول از باغ خارج میشود و بعد در مسیر توزیع، قیمت رشد میکند. اینجاست که شکاف میان قیمت فروش باغدار و قیمت خرید مصرفکننده زیاد میشود. بنابراین گرانی لزوما به معنای رفاه تولیدکننده نیست. ممکن است مصرفکننده گران بخرد اما تولیدکننده هم سهم عادلانهای نبرد. این همان نقطهای است که سیاستگذاری باید روی آن متمرکز شود نه فقط برخورد با خردهفروش، نه فقط اعلام قیمت، بلکه شفافکردن کل مسیر. تا وقتی قیمت خرید از باغ، هزینه حمل، نرخ میدان، سود عمدهفروش و سود خردهفروش روشن نباشد، بازار هر تابستان همین داستان را تکرار میکند.
نظارت بدون فاکتور به جایی نمیرسد
یکی از مشکلات تکراری بازار میوه ضعف اسناد رسمی در زنجیره توزیع است. اگر معاملهها با فاکتور شفاف انجام شود، میتوان دید هر حلقه چقدر روی قیمت اضافه کرده است اما وقتی خریدوفروشها شفاهی یا غیررسمی باشد، نظارت بیشتر شبیه حدسزدن میشود. تعزیرات یا هر نهاد ناظر دیگری برای برخورد با گرانفروشی به سند نیاز دارد. وقتی خردهفروش میگوید خودش گران خریده و فاکتور رسمی وجود ندارد، اثبات تخلف دشوار میشود. همین فضای مبهم فرصت سودجویی را بیشتر میکند. بازار میوه بهدلیل فسادپذیری محصول و نوسان روزانه قیمت، ذاتا بازاری حساس است. اگر شفافیت هم نباشد، قیمتها میتوانند در چند ساعت تغییر کنند و هیچکس دقیق پاسخگو نباشد. راهکار اصلی از همینجا شروع میشود: فاکتور رسمی در همه حلقهها، اعلام قیمت عمدهفروشی قابل اتکا، سامانه رصد مسیر محصول از باغ تا مغازه و برخورد با قیمتسازیهای سلیقهای. بدون اینها هر موج گرانی فقط با چند بازدید میدانی و چند اخطار کوتاه کنترل نمیشود.
وقتی میوه از خرید روزانه به کالای ویترینی تبدیل میشود
میوه برای خانواده ایرانی همیشه بخشی از پذیرایی، تغذیه روزانه و سبک زندگی بوده است حالا اما در بسیاری از خانهها، خرید میوه با احتیاط بیشتری انجام میشود. خانوادهها مقایسه میکنند، حذف میکنند، جایگزین میکنند و گاهی فقط نگاه میکنند. این اتفاق برای بازار هم خطرناک است. وقتی مصرف کاهش پیدا کند، فروشنده هم با افت فروش روبهرو میشود. ممکن است بخشی از محصول در مغازه بماند، کیفیتش افت کند و ضایعات بالا برود. یعنی گرانی بیش از حد، در نهایت فقط مصرفکننده را اذیت نمیکند؛ به خود بازار هم آسیب میزند. از طرف دیگر، فاصله طبقاتی در مصرف خوراکی بیشتر دیده میشود. میوههایی که قبلا برای همه قابل خرید بود، حالا برای بخشی از جامعه به کالای خاص تبدیل شده است. این تصویر در ویترین میوهفروشیها کاملا پیداست؛ جایی که قیمتها کنار رنگهای جذاب نشستهاند و خیلیها را از خرید منصرف میکنند.
سخن پایانی
امسال بازار میوه صریحتر از همیشه نشان داده که مشکل فقط کمبود محصول یا افزایش هزینه تولید نیست. مسئله اصلی جایی جدیتر میشود که محصول داخلی بهدلیل واسطهگری، نبود فاکتور رسمی، حملونقل گران و قیمتگذاری سلیقهای، از یک میوه وارداتی هم گرانتر به دست مردم میرسد. اگر قرار است میوه دوباره به سبد عادی خانوار برگردد، باید مسیر قیمتگذاری روشن شود. مردم حق دارند بدانند این گیلاس از باغ تا مغازه چند بار گران شده و سهم هر حلقه از این قیمت عجیب چقدر است. تابستان بدون میوه برای سفره ایرانی معنای خوبی ندارد اما بیشک ادامه این قیمتها همین تصویر را واقعیتر میکند.