-
صمت از اهمیت یکپارچه‌سازی مدیریت منابع و مصارف پس از جنگ گزارش می‌دهد

پیوند اجتناب‌ناپذیر آب، انرژی، غذا و صنعت

در شرایط عادی، یکپارچه دیدن منابع و مصارف کشور یک اولویت سیاستی است؛ اما در وضعیت پس از جنگ، این ضرورت به سطح یک الزام راهبردی ارتقا یافته است.

پیوند اجتناب‌ناپذیر آب، انرژی، غذا و صنعت

خسارت‌های واردشده به زیرساخت‌ها، جابه‌جایی اولویت‌های بودجه‌ای، تشدید محدودیت‌های مالی، تغییرات ماتریس ریسکی برای انواع صنایع و افزایش نااطمینانی‌های امنیتی، همگی نشان می‌دهند که دیگر نمی‌توان با منطق بخشی و جزیره‌ای درباره آب، انرژی، غذا و صنعت تصمیم گرفت. هر تصمیم در یک حوزه، به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم بر سایر حوزه‌ها اثر می‌گذارد و بی‌توجهی به این پیوندها، هزینه بازسازی و اداره کشور را سنگین‌تر می‌کند. صمت در این گزارش نگاهی دارد درباره اهمیت یکپارچه‌اندیشی در مدیریت منابع و مصارف پس از جنگ که در ادامه می‌خوانید.

یکپارچه‌اندیشی از مفهوم تا ضرورت اجرا

بازتعریف اولویت‌ها در دوران پس از جنگ، به معنای چشم‌پوشی از ظرفیت‌های ملی نیست؛ سوال سخت کردن درباره منابع و مصارف به معنای تزریق ناامیدی در کشور نیست؛ بلکه به معنای تنظیم دوباره آنها بر مبنای واقعیت‌های جدید است. این بازتنظیم باید با در نظر گرفتن محدودیت منابع مالی، الزامات امنیتی، ویژگی‌های جغرافیایی، و نیاز به تاب‌آوری بلندمدت انجام شود. در چنین شرایطی، تفکر نکسوس، یعنی فهم پیوندهای متقابل میان آب، انرژی، غذا و صنعت، دیگر یک چارچوب صرفا نظری نیست؛ بلکه ابزاری ضروری برای سیاست‌گذاری، تخصیص منابع، و بازآرایی ظرفیت‌های ملی است. ایران از نظر منابع طبیعی، کشوری برخوردار است. ذخایر بزرگ نفت و گاز، منابع معدنی متنوع، ظرفیت‌های گسترده کشاورزی در برخی مناطق، و تنوع اقلیمی قابل توجه، همگی مؤید آن هستند که کشور از پایه‌های مادی مهمی برای توسعه برخوردار است. با این حال، تجربه دهه‌های اخیر نشان داده برخورداری از منابع، به‌تنهایی تضمین‌کننده رفاه، ثبات و امنیت نیست. مسئله اصلی، نحوه مدیریت این منابع و چگونگی تنظیم رابطه میان منابع موجود و مصارف فزاینده در سطح ملی است.

علی میرزایی‌سیسان، پژوهشگر دانشگاه علم و صنعت درباره اهمیت یکپارچه‌اندیشی در مدیریت منابع و مصارف پس از جنگ با اشاره به اینکه امروز پرسش اصلی آن نیست که ایران چه میزان منابع در اختیار دارد، بلکه این است که با منابع محدود، در شرایطی پیچیده و پرتنش، چگونه می‌توان نیازهای اساسی جامعه را در پهنه جغرافیایی گسترده کشور تأمین کرد، به صمت گفت: این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم هر راه‌حل بخشی، اگر بدون توجه به پیامدهای آن در سایر بخش‌ها طراحی شود، می‌تواند به جای حل مسئله، مسئله‌ای تازه بیافریند. از همین‌جا ضرورت عبور از نگاه بخشی و حرکت به سوی نگاه یکپارچه آشکار می‌شود. جنگ‌های اخیر این ضرورت را برجسته‌تر کرده‌اند. اکنون کشور نه‌تنها با مسائل مزمن پیشین، بلکه با آثار مستقیم و غیرمستقیم جنگ بر زیرساخت‌ها، سرمایه‌گذاری، الگوی استقرار صنایع، و نظام اولویت‌بندی ملی روبه‌روست. در چنین فضایی، مدیریت کارآمد منابع بدون یک چارچوب منسجم و فرابخشی امکان‌پذیر نیست.

 محدودیت‌های هم‌زمان

پژوهشگر دانشگاه علم و صنعت ادامه داد: برای فهم دقیق‌تر شرایط کنونی، باید دست‌کم سه محدودیت عمده منابع را به صورت هم‌زمان در نظر گرفت در حالی که کشور آرزوی صنعتی شدن دارد و نگران سلامت تغذیه با محدودیت‌های جغرافیایی و اقلیمی است: محدودیت آب، محدودیت انرژی، و محدودیت امنیت غذایی. این سه حوزه به ظاهر مستقل هستند، اما در عمل به‌شدت به یکدیگر وابسته‌اند. نخست، آب. ایران در شمار کشورهایی قرار دارد که با تنش آبی مزمن مواجه هستند، هر چند امسال بهار بارش بارانی داشتیم! کشور ما از خشکسالی مزمن بلندمدت رنج می‌برد. افت منابع آب تجدیدپذیر، برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی، کاهش کیفیت منابع، و نابرابری جغرافیایی در دسترسی به آب، باعث شده مسئله آب به یکی از بنیادی‌ترین چالش‌های توسعه در کشور تبدیل شود. این مسئله تنها به کشاورزی محدود نیست؛ بلکه بر فعالیت‌های صنایع، امنیت اجتماعی، و حتی الگوهای مهاجرت اثر می‌گذارد. دوم، انرژی. با وجود جایگاه مهم ایران در برخورداری از منابع هیدروکربنی، بخش انرژی کشور سال‌هاست با مشکلاتی چون فرسودگی زیرساخت‌ها، سرمایه‌گذاری ناکافی، افت بهره‌وری، و ناترازی در تولید و مصرف مواجه است. در چنین شرایطی، انرژی دیگر مزیتی پایان‌ناپذیر نیست، بلکه منبعی است که برای بهره‌برداری پایدار از آن به برنامه‌ریزی دقیق، فناوری مناسب، و تخصیص هوشمندانه نیاز است. سوم، امنیت غذایی. تأمین غذا در کشوری با جمعیت بالا، تغییرات اقلیمی، محدودیت آب، و وابستگی نسبی به واردات برخی نهاده‌ها و کالاهای اساسی، مسئله‌ای فراتر از کشاورزی است. امنیت غذایی به ثبات اقتصادی، زیرساخت حمل‌ونقل، دسترسی به انرژی، ظرفیت ذخیره‌سازی، و تاب‌آوری زنجیره‌های تأمین وابسته است. به همین دلیل، هر اختلال در یکی از این حوزه‌ها می‌تواند مستقیم بر توان کشور در تأمین غذای پایدار اثر بگذارد.

چرا نگاه بخشی دیگر پاسخگو نیست

وی با اشاره به اینکه یکی از سهل‌انگاری‌های احتمالی در سیاست‌گذاری آن است که هر مسئله در چارچوب نهاد و سازمان مسئول همان بخش تعریف و حل شود در ادامه افزود: در ظاهر، این شیوه کارآمد به نظر می‌رسد، زیرا هر نهاد مأموریت خود را دنبال می‌کند و می‌کوشد شاخص‌های عملکردی حوزه خود را بهبود دهد. اما در سطح ملی، حاصل این‌رویکرد همیشه بهینه نیست. به‌عنوان مثال، افزایش تولید کشاورزی ممکن است در کوتاه‌مدت به تقویت امنیت غذایی کمک کند، اما اگر بر پایه مصرف بیشتر آب و انرژی صورت گیرد، در میان‌مدت به تضعیف همان امنیت غذایی بینجامد. یا توسعه برخی صنایع ممکن است اشتغال و تولید را افزایش دهد، اما در مناطقی که ظرفیت آبی و زیست‌محیطی ندارند، فشار مضاعفی بر منابع وارد کند و هزینه‌های پنهان فراوانی به کشور تحمیل کند. به همین ترتیب، تصمیمی که صرفا برای افزایش تولید برق اتخاذ می‌شود، ممکن است پیامدهایی برای کشاورزی، اکوسیستم‌ها، یا کیفیت زندگی در مناطق پایین‌دست داشته باشد. بنابراین، مشکل اصلی فقط کمبود منابع نیست؛ بلکه نبود سازوکاری است که بتواند اثرات متقابل تصمیم‌ها را پیشاپیش بسنجد و حتی مصارف را منطقی کند. در چنین بستری، سیاست‌گذاری بخشی نه‌فقط ناکافی، بلکه در مواردی مسئله‌ساز است.

تفکر نکسوس؛ از مفهوم تا ضرورت جغرافیای ما

در پاسخ به همین پیچیدگی‌ها، طی دو دهه گذشته در ادبیات جهانی سیاست‌گذاری، مفهوم «نکسوس» برجسته شده است؛ مفهومی که بر پیوندهای درهم‌تنیده میان حوزه‌های آب، انرژی و غذا تأکید می‌کند و در بسیاری از موارد، صنعت، محیط‌زیست و سکونت را نیز در بر می‌گیرد. پژوهشگر دانشگاه علم و صنعت با بیان این مطلب در ادامه اظهار کرد: مقصود از این‌رویکرد آن است که منابع و مصارف نه در قالب بخش‌های منفک، بلکه در قالب یک سامانه به‌هم‌پیوسته فهم و مدیریت شوند. اهمیت این‌رویکرد برای ایران دوچندان است. وی افزود: کشور با تنوع اقلیمی زیاد، پراکندگی نامتوازن منابع، فشارهای تحریمی، و محدودیت‌های مالی و فناورانه روبه‌روست. در چنین شرایطی، هر گونه سیاست‌گذاری مؤثر ناگزیر است به این پرسش پاسخ دهد که تغییر در یک بخش چه اثری بر سایر بخش‌ها خواهد داشت و چگونه می‌توان از تعارض میان اهداف بخشی جلوگیری کرد. البته پذیرش مفهوم نکسوس از غرب و شرق، به معنای نسخه‌برداری ساده از ادبیات بین‌المللی نیست. بسیاری از الگوها و مدل‌هایی که در کشورهای صنعتی طراحی شده‌اند، بر پیش‌فرض‌هایی استوارند که با واقعیت‌های ایران هم‌خوانی کامل ندارند. تفاوت در ساختار حکمرانی، شرایط اقلیمی، محدودیت‌های مالی، الگوی توزیع جمعیت، و سطح دسترسی به فناوری، باعث می‌شود که استفاده از این چارچوب‌ها تنها در صورت بومی‌سازی و بازطراحی مفید باشد. از این منظر، تفکر نکسوس برای ایران بیش از آنکه یک واردات نظری باشد، باید به یک توان ملی برای تحلیل و تصمیم‌گیری تبدیل شود. یکی از مسائل مهم در بهره‌گیری از ادبیات جهانی نکسوس، فاصله میان دانش تولیدشده در مراکز علمی پیشرفته و نیازهای واقعی کشورهای در حال توسعه است. بسیاری از پژوهش‌های معتبر جهانی از نظر روش‌شناسی قوی‌اند، اما در بستری شکل گرفته‌اند که از ثبات نهادی بیشتر، داده‌های دقیق‌تر، دسترسی بالاتر به سرمایه، و فناوری‌های پیشرفته برخوردار بوده‌اند. به همین دلیل، انتقال مستقیم این دستاوردها به ایران نه ممکن است و نه مطلوب. راه درست آن است که این دانش به صورت انتقادی و گزینشی بازخوانی شود.

به اعتقاد میرزایی سیسان بومی‌سازی واقعی زمانی رخ می‌دهد که مفاهیم و ابزارها با نیازهای سرزمینی، ملاحظات فرهنگی، ظرفیت‌های نهادی، و تجربه‌های محلی پیوند بخورند و در این مسیر، دانش سنتی در مدیریت آب، الگوهای تاریخی سازگاری با اقلیم، و شیوه‌های بومی تنظیم مصرف، می‌توانند در کنار دانش نوین به کار گرفته شوند. وی این تحول را مستلزم جابه‌جایی در نقطه آغاز سیاست‌گذاری دانست و گفت: به جای آنکه هدف صرفا دستیابی به الگوهای بهینه برگرفته از تجربه‌های دیگران باشد، باید تأمین نیازهای اساسی جامعه ایرانی در مرکز تحلیل قرار گیرد. هر مدلی که نتواند در نهایت به بهبود امنیت آب، غذا، انرژی و معیشت در بستر واقعی کشور کمک کند، هرچند از نظر نظری پیچیده و جذاب باشد، از منظر سیاستی کارآمد نخواهد بود.

جنگ و تغییر در معادله منابع و مصارف

پژوهشگر دانشگاه علم و صنعت با اشاره به اینکه جنگ، مسئله مدیریت منابع را از سطح یک چالش مزمن به سطح یک مسئله فوری ارتقا داده، اظهار کرد: خسارت‌های واردشده به زیرساخت‌ها، کاهش توان سرمایه‌گذاری، اختلال در برخی زنجیره‌های تولید و توزیع، و افزایش ملاحظات امنیتی، همگی باعث شده‌اند که کشور ناچار به بازنگری در نحوه تخصیص منابع شود. در چنین وضعی، بازسازی به معنای بازگشت ساده به وضع پیشین نیست. مهم‌تر از بازسازی، بازآرایی است. اگر زیرساختی یا صنعتی در گذشته در مکانی نامناسب مستقر شده، یا الگویی از مصرف را تثبیت کرده که با ظرفیت‌های سرزمینی سازگار نیست، بازتولید همان الگو در دوران پس از جنگ، به معنای تداوم خطاهای گذشته با هزینه‌ای بیشتر خواهد بود. اینجاست که تفکر نکسوس معنای عملی پیدا می‌کند.

وی در ادامه به تصمیم درباره بازسازی دوباره اشاره کرد و خاطرنشان کرد: یک صنعت مادر، تنها تصمیمی صنعتی نیست؛ بلکه تصمیمی درباره مصرف آینده آب، انرژی، زمین، نیروی کار، و حتی امنیت منطقه‌ای است. جانمایی دوباره صنایع آب‌بر، بازنگری در محل استقرار صنایع انرژی‌بر، توجه به پیوند میان زیرساخت‌های حمل‌ونقل و زنجیره‌های تأمین، و سنجش ظرفیت‌های واقعی هر منطقه، باید بخشی از برنامه‌ریزی پس از جنگ باشد. این تصمیم‌ها ممکن است در کوتاه‌مدت دشوار یا پرهزینه به نظر برسند، اما در افق بلندمدت از تحمیل هزینه‌های سنگین‌تر جلوگیری می‌کنند.

از هماهنگی اداری تا حکمرانی یکپارچه

پژوهشگر دانشگاه علم و صنعت با اشاره به اینکه تأکید لفظی بر هماهنگی بین‌بخشی را به‌تنهایی راهگشا نیست، گفت: مادامی که هر نهاد و سازمانی صرفا با معیارهای درونی خودارزیابی شود و مسئولیت پیامدهای برون‌بخشی تصمیم‌هایش را نپذیرد، یکپارچگی در حد شعار باقی می‌ماند. حکمرانی نکسوس مستلزم آن است که تصمیم‌گیری درباره منابع و مصارف، در چارچوبی فرابخشی صورت گیرد. این امر به معنای حذف یک نهاد یا سازمان یا ادغام صوری آنها نیست؛ بلکه به معنای ایجاد سازوکارهایی است که بتوانند اثرات متقابل سیاست‌ها را آشکار کنند، اولویت‌ها را در سطح ملی بسنجند، و از تعارض‌های پرهزینه پیشگیری کنند. چنین سازوکاری نیازمند داده‌های قابل اتکا، مدل‌های تحلیلی مشترک، نهادهای هماهنگ‌کننده توانمند، و از همه مهم‌تر، پذیرش سیاسی محدودیت‌ها و انتخاب‌های دشوار است.

میرزایی‌سیسان افزود: در وضعیت پس از جنگ، این نیاز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. منابع محدودتر شده‌اند، فشار برای بازسازی سریع افزایش یافته، و احتمال خطا در تصمیم‌گیری پرهزینه‌تر شده است. از این‌رو، ارتقای تفکر نکسوس باید بخشی از بازسازی نهادی کشور نیز باشد، نه صرفاً موضوعی برای مباحث دانشگاهی.

نکسوس کمک به بازنگری در استراتژی تاب‌آوری ملی

به اعتقاد میرزایی‌سیسان تفکر نکسوس فقط روشی برای بهینه‌سازی علمی و فنی و تخصصی نیست؛ بلکه بخشی از منطق تاب‌آوری ملی است. پژوهشگر دانشگاه علم و صنعت در این‌باره تاکید کرد که کشوری که بتواند میان آب، انرژی، غذا، صنعت و امنیت سرزمینی تعادل برقرار کند، در برابر شوک‌های ژئوپلیتیکی، اقتصادی و اقلیمی مقاوم‌تر خواهد بود. این تاب‌آوری، خود یکی از مهم‌ترین پایه‌های بازدارندگی در جهان امروز است. در این معنا، امنیت صرفا به مرز و تجهیزات نظامی محدود نمی‌شود. وی در پایان خاطرنشان کرد: امنیت یعنی توان کشور برای حفظ کارکردهای حیاتی در شرایط بحران؛ یعنی اینکه جامعه بتواند در وضعیت فشار، همچنان به آب، غذا، انرژی و خدمات ضروری دسترسی داشته باشد. هرقدر این توان بیشتر باشد، کشور در برابر فشارهای بیرونی و اختلال‌های داخلی مقاوم‌تر خواهد بود. از همین رو، ارتقای تفکر نکسوس در ایران پس از جنگ، نه نشانه بدبینی، بلکه نشانه بلوغ در سیاست‌گذاری است. سخن گفتن از محدودیت منابع، بازآرایی اولویت‌ها، و نقد الگوهای پیشین، به‌معنای انکار ظرفیت‌های ملی نیست؛ بلکه تلاشی برای استفاده واقع‌بینانه‌تر، عادلانه‌تر و پایدارتر از همین ظرفیت‌هاست.

سخن پایانی

ایران در آستانه ورود به مرحله‌ای قرار دارد که در آن، کیفیت تصمیم‌گیری بیش از هر زمان دیگر تعیین‌کننده چشم‌انداز رشد خود خواهد بود. در این مرحله، دیگر نمی‌توان با تکیه‌بر نگاه‌های بخشی، نسخه‌های آماده، یا امید به بازگشت خودکار به شرایط گذشته، آینده‌ای باثبات ساخت. آنچه نیاز داریم، بازاندیشی در نسبت میان منابع و مصارف، بازنگری در برنامه‌های پیشین، و طراحی افقی تازه برای توسعه و بازسازی است. تفکر نکسوس، در این معنا، یک دعوت به واقع‌بینی است درباره محدودیت‌ها، درباره پیوندهای پنهان و آشکار میان بخش‌ها، و درباره لزوم تصمیم‌گیری بر پایه منافع بلندمدت ملی. اگر این‌رویکرد به زبان سیاست، بودجه، برنامه‌ریزی سرزمینی و بازسازی صنعتی ترجمه شود، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین پایه‌های سامان‌دهی آینده کشور تبدیل شود. سخن سخت از بازارایی و برنامه‌ریزی دوباره یکپارچه، هر چند سخت باشد، سخن از ناامیدی نیست؛ سخن از بازاندیشی برای ساختن فردایی بهتر، با تکیه‌بر واقعیت‌های موجود و ظرفیت‌های واقعی کشور است

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین