ناترازی گاز بلای جان نیروگاهها
محمود پوربهزاد کارشناس نیروگاههای گازی
![]()
ایران یکی از کشورهای بزرگ جهان در زمینه ذخایر گازی است و پس از روسیه در رتبه دوم جهان از نظر حجم ذخایر گاز طبیعی قرار دارد. براساس گزارشهای بینالمللی، ایران حدود ۱۷درصد از کل ذخایر گاز جهان را در اختیار دارد که این میزان معادل بیش از ۳۲ تریلیون مترمکعب گاز طبیعی است. مهمترین میادین گازی ایران شامل میدان گازی پارسجنوبی (مشترک با قطر)، میدان گازی پارسشمالی و میدانهای گازی مختلف در جنوب و جنوبغربی کشور است. این در حالی است که نقش قابلتوجهی در تامین گاز جهان ندارد.
باوجود اینکه گاز طبیعی، در جهان و در 2 سمت عرضه و تقاضا وضعیت دارای ثباتی را تجربه میکند، کماکان ناترازی انرژی به جدیترین چالش اقتصاد ایران بدل شده است. تا آنجا که کمبود عرضه گاز طبیعی در فصل زمستان نیروگاهها را به تعطیلی میکشاند.
حتی با کاهش صادرات گاز ایران، وضعیت توزیع و مصرف گاز بهحدی است که نیروگاههای تولیدی برق، توان تولیدی خود را از دست میدهند. باتوجه به شرایط روز و امکان زیر خطر قرارگرفتن نیروگاههای بزرگ، فعالیت خردهنیروگاهها اهمیت بیشتری مییابد که این امر وابسته به گازرسانی این مراکز تولیدی است.
در حقیقت تغییرات بازار گاز و محدودیت در تامین این سوخت، نقش تعیینکنندهای در کاهش تولید برق و تشدید ناترازی انرژی در کشور دارد. نیروگاههای تولید برق در کشور به 2 گروه اصلی تقسیم میشوند. نیروگاههای بزرگ مقیاس این امکان را دارند که علاوه بر گاز، از سوخت دوم مانند گازوئیل یا مازوت استفاده کنند، هرچند این موضوع با افزایش آلایندگی همراه است. اما نیروگاههای تولید پراکنده و مقیاس کوچک که عمدتا در شهرکهای صنعتی و با ظرفیتی بین ۲ تا ۲۰ مگاوات فعالیت میکنند، صرفا از گاز بهعنوان سوخت اصلی استفاده میکنند.
باتوجه به این ساختار، در فصل زمستان، بهدلیل ناترازی گاز، تقریبا تمامی «نیروگاههای پراکنده» کشور بهصورت اجباری از مدار خارج میشوند.
راندمان نیروگاههای بزرگ در بهترین حالت حدود ۳۶ تا ۳۷ درصد است و با انتقال برق در شبکههای سراسری، این راندمان گاهی به ۲۴ یا ۲۵ درصد کاهش مییابد. اما نیروگاههای پراکنده همگی راندمانی بالای ۴۰ درصد دارند، چون در محل مصرف تولید میکنند، تلفات انتقال نیز ندارند.
اگر ضوابط تولید همزمان برق و حرارت (CHP) را در نظر بگیریم، امکان استفاده از گرمای تولیدی نیز وجود دارد که بهرهوری این نیروگاهها را بهمراتب افزایش میدهد. یک نیروگاه پراکنده با راندمان ۴۲ درصد، در صورت تامین گاز کافی، میتواند بهرهوری بالاتری نسبت به نیروگاههای بزرگ داشته باشد. اگر یک مترمکعب گاز به نیروگاه پراکنده داده شود، بازدهی آن معادل 1.5مترمکعب گازی است که به نیروگاه بزرگ اختصاص داده میشود. از این منظر، تقویت نیروگاههای پراکنده کاملا مقرونبهصرفه است.
تا سال گذشته، بسیاری از این نیروگاهها در آستانه خروج از مدار قرار داشتند. نرخ خرید برق تفاوتی نداشت و پرداختهای وزارت نیروگاهی با تاخیر ۱۵ تا ۱۸ماهه انجام میشد. این در حالی بود که هزینههای بهرهبرداری، ارزی و رو به افزایش بودند.
از سال گذشته با ارائه یک راهکار جدید، بخشی از مشکلات برطرف شد. باتوجه به محدودیت منابع مالی وزارت نیرو، تصمیم گرفته شد ۵۰درصد برق تولیدی نیروگاههای پراکنده در بورس انرژی عرضه شود. این اقدام باعث شد، تولیدکنندگان بتوانند برق خود را با نرخ بالاتر و بهصورت نقدی به صنعت بفروشند. این مدل هم بهنفع تولیدکننده بود، هم صنایع بدون خاموشی برق دریافت کردند و هم فشار کمتری به شبکه سراسری وارد شد. همین موضوع باعث شد نقش نیروگاههای پراکنده دوباره پررنگ شود.
در نهایت اینکه از سال گذشته تاکنون، تولید نیروگاههای پراکنده حدود ۶۰ درصد افزایش یافته است. اگر این سیاستها، سالها قبل اجرا میشد، امروز وابستگی ما به نیروگاههای بزرگ بسیار کمتر بود.
در حال حاضر حدود ۲ هزار مگاوات ظرفیت نیروگاههای پراکنده کشور بهدلیل قطع گاز از مدار خارج شده است. این رقم معادل حدود ۲۵۰نیروگاه است. باتوجه به راندمان بالاتر این نیروگاهها، این ظرفیت معادل تولید حدود ۴ هزار مگاوات نیروگاه بزرگ است.
نیروگاههای پراکنده نقش کلیدی در پدافند غیرعامل دارند و نباید از اهمیت آنها غافل شد.
باتوجه به موارد یادشده، وقتی گاز در اختیار نیروگاه قرار نمیگیرد، تولید برق متوقف میشود و همین موضوع مستقیما به ناترازی برق منجر میشود. در اصل ناترازی گاز، بدون واسطه، ناترازی برق را تشدید میکند و این امری اجتنابناپذیر است. در ادامه این زنجیره کاهش تولید در تمام بخشها اجتنابناپذیر خواهد بود. کاهش فعالیت بخش صنعتی نیز منجر به کاهش تولید و افزایش نرخ خواهد شد و این موضوع رکود اقتصادی را بههمراه خود میآورد.