-

فرصتی برای بازاندیشی در جایگاه و مسئولیت‌ نمایندگان

شیدا آریایی‌پور پژوهشگر حقوقی

ی ۱۴

روز مجلس تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ فرصتی است برای آن‌که نگاهی دوباره بیندازیم به نهادی که باید محور قانون‌گذاری و مطالبه‌گری عمومی باشد. مجلسی که براساس قانون اساسی، ستون تصمیم‌سازی کشور و زبان مردم در ساختار قدرت است، امروز در نقطه‌ای قرار گرفته که نیازمند ارزیابی دقیق عملکرد خود است. این روز یادآور می‌شود که مجلس صرفاً محل تصویب قوانین نیست، بلکه جایی است که باید اراده و نیاز جامعه در آن دیده و شنیده شود. اگر مجلس از واقعیت‌های اجتماعی فاصله بگیرد، کارکرد اصلی خود را از دست می‌دهد و اعتماد عمومی آسیب می‌بیند. در سال‌های اخیر، یکی از مهم‌ترین چالش‌های این نهاد، گسست میان مطالبات مردم و خروجی‌های قانون‌گذاری بوده است. شهروندان انتظار دارند قوانین با زندگی روزمره آنان ارتباط مستقیم داشته باشد؛ قوانینی که بتواند شرایط اقتصادی و اجتماعی را بهبود دهد، نه اینکه به مجموعه‌ای از کلمات بی‌اثر در متن قانون تبدیل شود. رفع مشکلات معیشتی، تورم، کاهش قدرت خرید، بحران مسکن، وضعیت ناپایدار اشتغال و دغدغه‌های آموزشی و درمانی سال‌هاست در صدر خواسته‌های مردم قرار دارد، اما کافی است تصویب برخی طرح‌ها و لوایح را مرور کنیم تا روشن شود که بخشی از این قانون‌گذاری‌ها با مسائل اصلی جامعه بی‌ارتباط مانده است.از سوی دیگر، شفافیت در فرآیند تصمیم‌گیری هنوز به جایگاه بایسته خود نرسیده است. مردم می‌خواهند بدانند چگونه درباره طرح‌ها تصمیم‌گیری می‌شود، رأی‌ها بر چه مبنایی داده می‌شود و پشت هر مصوبه چه استدلالی وجود دارد. نبود شفافیت، زمینه‌ساز سوء‌تفاهم، گمانه‌زنی و فرسایش اعتماد شده است. نهادی که برآمده از رأی مردم است، نمی‌تواند خود را از نظارت افکار عمومی بی‌نیاز بداند. شفافیت نه امتیاز، بلکه حق مردم است؛ حقی که اجرای آن باعث افزایش پاسخگویی و ارتقای کیفیت تصمیم‌سازی می‌شود.

مسئله دیگری که به‌طور جدی محل بحث است، کیفیت نظارت مجلس بر عملکرد دستگاه‌های اجرایی است. ابزارهایی مانند تحقیق و تفحص سؤال، استیضاح و گزارش‌های نظارتی در اختیار نمایندگان قرار دارد، اما میزان استفاده مؤثر از این ابزارها همواره محل پرسش بوده است. در بسیاری از موارد، ضعف‌ها و تخلفات بدون پیگیری مشخص رها شده یا با اقدام‌های مقطعی و موردی پاسخ داده می‌شود. نظارت زمانی اثربخش است که پیوسته، دقیق و فارغ از ملاحظات سیاسی باشد. مردم انتظار دارند وقتی مشکلی در دستگاه‌های حکمرانی وجود دارد، مجلس نه با تأخیر و نه با محافظه‌کاری بلکه با قاطعیت و بی‌طرفی وارد عمل شود.در کنار این مسائل، نحوه ارتباط نمایندگان با حوزه‌های انتخابیه نیز بارها مورد انتقاد قرار گرفته است. یکی از مهم‌ترین فلسفه‌های وجودی مجلس، انتقال مستقیم صدای مردم به ساختار تصمیم‌سازی است. اما وقتی گفت‌وگو با مردم کم‌رنگ شود، حضور نماینده در میان موکلانش محدود گردد و ارتباط مستمر با جامعه شکل نگیرد، طبیعی است که فاصله‌ای قابل توجه ایجاد شود. این فاصله، نه تنها مانع شناخت درست مشکلات می‌شود، بلکه سبب می‌شود مردم احساس کنند نقش آنان در فرآیند قانون‌گذاری کم‌رنگ شده است. یکی دیگر از چالش‌ها، پرداختن به موضوعات کم‌اهمیت در کنار بی‌توجهی به مسائل اصلی کشور است. گاهی بخش قابل توجهی از زمان مجلس صرف بحث‌هایی می‌شود که نه اولویت جامعه است و نه تأثیر ملموسی بر زندگی مردم دارد. در حالی که کشور با بحران‌های اقتصادی و اجتماعی جدی روبه‌روست، انتظار عمومی این است که مجلس بر امور فوری و ضروری متمرکز باشد و تصمیمات خود را بر مبنای تحلیل واقع‌بینانه از شرایط اتخاذ کند. هرگونه انحراف از این مسیر موجب نارضایتی و کاهش اعتماد می‌شود. پاسخگویی نیز موضوعی است که نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد. زمانی که قانونی ناکارآمد است یا سیاستی نادرست اجرا می‌شود، مردم حق دارند بدانند چه کسی مسئول است و چه اصلاحی قرار است انجام شود. گاهی مشکلات به گردن شرایط عمومی یا دستگاه‌های دیگر انداخته می‌شود، اما این رفتار جایگزین مسئولیت‌پذیری نیست. مجلس، به‌عنوان نهاد ناظر و قانون‌گذار، باید در برابر جامعه توضیح دهد که چگونه تصمیمات اتخاذ شده و چه نتایجی به‌همراه داشته است. روز مجلس در حقیقت روزی برای پرسیدن این پرسش‌های بنیادین است: آیا مسیر قانون‌گذاری با نیازهای واقعی جامعه هماهنگ است؟ آیا نظارت، جدی و مستقل اجرا می‌شود؟ آیا رأی نمایندگان به دور از فشارهای بیرونی و بر اساس منافع مردم است؟ آیا تصمیم‌گیری‌ها شفاف و قابل ارزیابی است؟ و آیا صدای مردم آن‌گونه که باید به گوش تصمیم‌سازان می‌رسد؟

اهمیت این روز در آن است که به ما یادآوری می‌کند مجلس زمانی می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت کشور داشته باشد که خود را به نقد بسپارد، ضعف‌ها را به رسمیت بشناسد و به مسیر اصلاح تن دهد. این نهاد با ظرفیت‌های گسترده‌ای که دارد، می‌تواند موتور محرک تحول باشد؛ به شرط آن‌که از حاشیه‌ها فاصله بگیرد، به مسائل اصلی بپردازد و تصمیم‌گیری را بر پایه شواهد و تحلیل کارشناسی قرار دهد. اعتماد عمومی ارزشمندترین سرمایه هر نهاد است، و این اعتماد تنها با احترام به خواست مردم و پاسخ‌گویی مستمر تقویت می‌شود.

روز مجلس دعوتی است برای بازاندیشی. فرصتی است برای بازگشت به مأموریت اصلی دفاع از حقوق مردم، پیگیری مطالبات ملی و ایجاد سازوکاری که در آن تصمیمات نه برای مردم، بلکه با مردم گرفته شود. این روز می‌تواند نقطه آغاز گفت‌وگویی سازنده میان جامعه و نمایندگانش باشد؛ گفت‌وگویی که نتیجه آن ارتقای کیفیت حکمرانی و نزدیک‌تر شدن مجلس به نیازهای واقعی کشور است. در نهایت، روز مجلس باید زمانی باشد برای پرسیدن پرسش‌هایی که سال‌هاست بی‌پاسخ مانده‌اند

مسائل اصلی مردم چه زمانی در اولویت قرار می‌گیرد؟

شفافیت چه زمانی به یک اصل تبدیل می‌شود؟

نظارت چه زمانی جدی خواهد شد؟

قانون‌گذاری چه زمانی بر مبنای واقعیت‌های جامعه انجام می‌شود؟

و چه زمانی مجلس از این فاصله با مردم فاصله می‌گیرد؟

این روز، نه برای تعریف است و نه برای توجیه روز مطالبه‌گری است.

روزی برای شنیده شدن دوباره صدای مردم است.

روز مجلس همچون یک تذکر است راه اصلاح همیشه باز است، اعتماد قابل بازسازی است و مجلس می‌تواند نقشی تعیین‌کننده‌تر در سرنوشت کشور ایفا کند به شرط آن‌که نمایندگان چراغ نقد را دشمن ندانند و صدای مردم را تنها معیار داوری خود قرار دهند.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین