-
در بررسی صمت از آینده تجاری ایران مطرح شد

اقتصاد ایران در ۳ سناریو

در شرایط کنونی، فضای حاکم بر روابط ایران و غرب، به‌ویژه در سال ۲۰۲۶، بیش از هر زمان دیگری با عدم‌قطعیت و سیالیت تعریف می‌شود. این وضعیت به‌گونه‌ای است که نمی‌توان مسیر آینده را به‌صورت قطعی پیش‌بینی کرد و هرگونه تحول، به‌شدت وابسته به تصمیم‌های متقابل بازیگران اصلی است. در چنین بستری، 3 مسیر کلی قابل‌تصور است؛ حرکت به‌سمت نوعی توافق محدود، تداوم بن‌بست در مذاکرات یا ورود به سطحی از تنش نظامی. با این حال، آنچه وضعیت را پیچیده‌تر می‌کند، نه صرفا وجود این سناریوها، بلکه همزمانی امکان وقوع آنها و تغییر سریع شرایط میان این مسیرهاست. در حال‌ حاضر، نشانه‌هایی از تمایل به کنترل تنش و مدیریت بحران از سوی هر دوطرف دیده می‌شود. از یک‌سو، فشارهای اقتصادی داخلی در ایران و نیاز به بهبود شاخص‌های کلان مانند تورم، نرخ ارز و درآمدهای ارزی، انگیزه‌هایی برای کاهش تنش ایجاد کرده است. از سوی دیگر، ایالات‌متحده نیز با ملاحظات سیاسی و هزینه‌های بالای درگیری نظامی در منطقه خاورمیانه مواجه است و ترجیح می‌دهد از ورود به یک جنگ گسترده اجتناب کند. آنچه در ادامه می‌خوانید، گفت‌وگوی صمت با محمدرضا برجی، تحلیلگر مسائل اقتصادی درباره سناریوهای پیش‌روی اقتصاد ایران (توافق میان 2 کشور، ادامه شرایط موجود ـ حفظ فشار اقتصادی بر ایران ـ یا شروع درگیری نظامی) در شرایط حاضر است.

اقتصاد ایران در ۳ سناریو

تحت‌تاثیر همزمان تهدیدها و فرصت‌ها

در این میان، اقتصاد ایران در موقعیتی قرار گرفته است که می‌تواند همزمان تحت‌تاثیر تهدیدها و فرصت‌ها باشد. از یک‌طرف، ادامه تحریم‌ها و فشارهای خارجی می‌تواند به کاهش صادرات، افزایش تورم و تشدید فرار سرمایه منجر شود. از طرف دیگر، توسعه مسیرهای جایگزین تجاری، گسترش روابط با کشورهای غیرغربی و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های ترانزیتی، امکان کاهش بخشی از این فشارها را فراهم می‌کند. به‌عبارت دیگر، اقتصاد ایران در حال حرکت در یک وضعیت تعادلی ناپایدار است که در آن هر تغییر سیاسی می‌تواند پیامدهای اقتصادی قابل‌توجهی به‌همراه داشته باشد. در مجموع، وضعیت کنونی را می‌توان به یک «بازی شطرنج اقتصادی ـ سیاسی» تشبیه کرد که در آن هر حرکت، نه‌تنها بر نتیجه نهایی بلکه بر آرایش کل میدان تاثیر می‌گذارد. در چنین شرایطی، آمادگی برای سناریوهای مختلف، تقویت تاب‌آوری اقتصادی و اتخاذ رویکردهای واقع‌بینانه در سیاست‌گذاری، بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند.

در مجموع، شرایط فعلی را باید به‌عنوان یک نقطه حساس در نظر گرفت که مسیر آینده آن وابسته به کیفیت و زمان‌بندی تصمیم‌هاست. اگر روندهای موجود بدون اصلاح ادامه یابند، احتمال تشدید ناپایداری وجود دارد، اما در مقابل، همچنان امکان تغییر مسیر و حرکت به‌سوی ثبات نیز باقی است. این دوگانگی، جوهر اصلی وضعیت کنونی را شکل می‌دهد.

اجازه بدهید از چارچوب کلی بحث شروع کنیم. شما در صحبت‌های اخیرتان تاکید داشتید که فضای فعلی، فضایی «سیال» است و پیش‌بینی قطعی در آن دشوار است. این سیالیت دقیقا چه معنایی در تحلیل اقتصادی ـ سیاسی دارد؟

وقتی از سیالیت صحبت می‌کنیم، منظور این است که هیچ‌کدام از سناریوهای مطرح درباره آینده قطعیت ندارند و همه‌چیز به تصمیم‌گیری‌های دوطرف اصلی ـ یعنی ایران و ایالات‌متحده ـ وابسته است. در چنین شرایطی، تحلیل بیش از آنکه مبتنی بر قطعیت باشد، شبیه به سناریوسازی است؛ حتی می‌توان گفت، نوعی «قمار استراتژیک» در جریان است. هر تصمیم سیاسی، اثرات مستقیم و چندلایه اقتصادی دارد و برعکس، فشارهای اقتصادی نیز رفتار سیاسی را شکل می‌دهند. بنابراین، ما ناچاریم به‌جای پیش‌بینی قطعی، 3 مسیر محتمل را ترسیم کنیم.

باتوجه به شرایط روز، شما دقیقا چند سناریو را برای آینده ایران محتمل می‌دانید؟

3سناریو؛ سناریوی اول، توافق دیپلماتیک و پیامدهای اقتصادی آن که در حال‌ حاضر با جدیت پیگیری می‌شود.

سناریوی دوم، تداوم شرایط موجود، حفظ فشار حداکثری اقتصادی بر ایران است و در سناریوی سوم درگیری مستقیم نظامی پیش‌بینی می‌شود.

بیایید وارد سناریوی اول شویم؛ یعنی توافق دیپلماتیک. چرا این سناریو را محتمل‌تر می‌دانید؟

درحال‌حاضر، فضای رسانه‌ای ـ به‌ویژه رسانه‌های غربی ـ این سناریو را نزدیک‌تر به واقعیت می‌دانند. این تحلیل بر یک فرض کلیدی استوار است؛ اینکه دونالد ترامپ به‌دنبال «معامله» است، نه جنگ. از سوی دیگر، ایران نیز تحت‌فشار اقتصادی داخلی قرار دارد؛ فشاری که هم در سطح مردم و هم در لایه‌های اجتماعی قابل‌مشاهده است. در کنار این، کانال‌های دیپلماتیک فعال هستند؛ از جمله مسیر عمان و همچنین احتمال مذاکرات در ژنو. حتی سیگنال‌هایی از کشورهای منطقه دریافت شده، برای مثال از سوی هاکان فیدان درباره مذاکرات گام‌به‌گام.

اگر این توافق شکل بگیرد، چارچوب آن چگونه خواهد بود؟

این توافق احتمالا یک توافق کامل مانند برجام نخواهد بود، بلکه چیزی شبیه «اقدام در برابر اقدام» است. در این چارچوب، ایران ممکن است سطح غنی‌سازی اورانیوم را از ۶۰ درصد کاهش دهد و در مقابل، رفع تدریجی تحریم‌های نفتی را دریافت کند.

از منظر سیاسی، هر دوطرف نیاز دارند این توافق را به‌عنوان «پیروزی» به افکار عمومی خود عرضه کنند. ترامپ می‌خواهد خود را به‌عنوان منجی صلح و بهترین معامله‌گر معرفی کند و ایران نیز تاکید خواهد کرد که بدون تسلیم، به رفع تحریم‌ها دست یافته است.

پیامدهای اقتصادی این سناریو را دقیق‌تر توضیح می‌دهید؟

پیامدها چندلایه و بسیار مهم هستند. در حال ‌حاضر، نفت ایران با تخفیف‌هایی بین ۷ تا ۱۳دلار در هر بشکه فروخته می‌شود. اگر این تخفیف حتی به نصف کاهش یابد، بدون افزایش حتی یک بشکه تولید، درآمد سالانه نفتی ایران می‌تواند بین ۱۰ تا ۱۵میلیارد دلار افزایش پیدا کند.

این نکته بسیار مهم است: افزایش درآمد بدون افزایش تولید، صرفا از طریق بهبود شرایط سیاسی و رفع محدودیت‌های تحریمی. علاوه بر این، شرکت‌های اروپایی و حتی امریکایی که از سال ۲۰۱۸ منتظر بازگشت به بازار ایران بوده‌اند، احتمالاـ هرچند با احتیاط ـ سریع وارد خواهند شد. حوزه‌هایی مانند خودروسازی، دارو و فناوری که سابقه حضور دارند، نخستین مقصد خواهند بود.

نقش کشورهای ثالث، به‌ویژه هند، در این سناریو چیست؟

هند از ژانویه ۲۰۲۵ سیگنال‌هایی برای بازگشت به بازار نفت ایران نشان داده است. در صورت رفع تحریم‌ها، این کشور می‌تواند دوباره به جایگاه دومین خریدار نفت ایران ـ مانند سال ۲۰۱۸ ـ بازگردد.

برای هند، این یک استراتژی تنوع‌بخشی به منابع انرژی است؛ یعنی کاهش وابستگی به یک کشور. برای ایران نیز همین منطق صادق است؛ تنوع در مشتریان، افزایش قدرت چانه‌زنی و ایجاد توازن میان خریداران مانند چین و هند.

اما تجربه گذشته چه می‌گوید؟ آیا این سناریو بدون ریسک است؟

قطعا نه. تجربه برجام در سال ۲۰۱۵ نشان داد که حتی پس از توافق، شرکت‌های اروپایی به‌دلیل ترس از تحریم‌های ثانویه امریکا، با احتیاط و تردید عمل می‌کنند. تفاوت احتمالی این بار این است که اگر شرکت‌های امریکایی نیز اجازه سرمایه‌گذاری پیدا کنند، این ریسک کاهش می‌یابد و حضور اروپا نیز تسهیل می‌شود.

به سناریوی دوم برسیم؛ یعنی بن‌بست مذاکراتی. این وضعیت چه ویژگی‌هایی دارد؟

در این سناریو، نه امریکا حاضر می‌شود تحریم‌ها را به‌طورکامل کاهش دهد و نه ایران تغییرات اساسی در برنامه موشکی و منطقه‌ای خود می‌پذیرد. نتیجه، ادامه فشار حداکثری بدون درگیری مستقیم نظامی است.

در این شرایط، اقتصاد ایران چه مسیری را طی می‌کند؟

صادرات نفت ادامه پیدا می‌کند، اما با نوسان و تحت فشار شدیدتر. یکی از نقاط کلیدی، توافق احتمالی میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو برای محدودسازی فروش نفت ایران به چین است. اگر امریکا تحریم‌های موثرتری علیه شرکت‌های بزرگ چینی اعمال کندـ نه فقط شرکت‌های کوچک ـ ممکن است جریان صادرات نفت ایران بین ۲۰ تا ۳۰ درصد کاهش یابد.

اثر این وضعیت بر شاخص‌های کلان اقتصادی چیست؟

فشار بر نرخ ارز افزایش می‌یابد. ریال که از مارس ۲۰۲۵ دچار تلاطم شده، ممکن است بیش از پیش تضعیف شود. نرخ تورم که اکنون حدود ۴۳ درصد است، می‌تواند به ۴۹ درصد برسد و حتی از مرز ۵۵ درصد نیز عبور کند.

این یعنی ورود به یک چرخه تورمی خطرناک که هم قدرت خرید را کاهش می‌دهد و هم بی‌ثباتی اجتماعی ایجاد می‌کند.

آیا در این سناریو هیچ فرصت اقتصادی وجود ندارد؟

چرا، اتفاقا نکته مهم همین است. حتی در شرایط بن‌بست، برخی ظرفیت‌های ساختاری می‌توانند فعال شوند. یکی از مهم‌ترین آنها، کریدور شمال ـ جنوب است. پروژه رشت ـ آستارا می‌تواند تا اوایل ۲۰۲۶ تکمیل شود و تا ۲۰۲۷ به بهره‌برداری کامل برسد.

این پروژه می‌تواند ایران را به یک مسیر ترانزیتی کلیدی تبدیل کند. همچنین، تجارت با افریقا رشد قابل‌توجهی داشته ـ حدود ۶۶ درصد افزایش ـ هرچند حجم فعلی آن ۱.۳ میلیارد دلار است. رسیدن به ۱۰ میلیارد دلار دور از دسترس نیست، اما نیازمند تلاش مستمر و توسعه زیرساخت‌هاست.

بزرگ‌ترین تهدید اقتصادی در این سناریو چیست؟

ترکیب دو عامل فرار سرمایه و عدم‌جذب سرمایه‌گذاری خارجی. نرخ فرار سرمایه حدود ۱۲ میلیارد دلار در سال برآورد می‌شود. وقتی این رقم با نبود سرمایه‌گذاری خارجی ترکیب شود، نتیجه آن تضعیف پایه‌های تولید و اشتغال خواهد بود.

به سناریوی سوم برسیم؛ یعنی درگیری نظامی. چرا این سناریو کم‌احتمال‌تر ارزیابی می‌شود؟

زیرا داده‌های موجود نشان می‌دهد کشورهای منطقه مانند عربستان‌سعودی و امارات‌متحده‌عربی تمایلی به درگیری ندارند و حتی استفاده از حریم هوایی خود را رد کرده‌اند، همچنین ترکیه به‌عنوان عضو ناتو مخالفت خود را اعلام کرده است.

پیامدهای اقتصادی چنین درگیری‌ چیست؟

تجربه جنگ ۱۲روزه اخیر نشان داد که صادرات نفت ایران می‌تواند تا یک‌دهم کاهش یابد. بازار سرمایه نیز به‌شدت آسیب‌پذیر است؛ بورس ۹ روز تعطیل شد و سپس ریزش تاریخی را تجربه کرد.

در سطح جهانی، تنگه هرمز به کانون بحران تبدیل می‌شود. حدود ۲۰ درصد نفت جهان از این مسیر عبور می‌کند. هرگونه اختلال می‌تواند نرخ نفت را در کوتاه‌مدت به بالای ۱۵۰دلار برساند.

این افزایش قیمت، اقتصاد جهانی را تحت‌فشار قرار می‌دهد و اروپا و آسیا نخستین قربانیان خواهند بود.

آیا این افزایش نرخ به‌نفع ایران خواهد بود؟

به‌طور کوتاه‌مدت، اگر صادرات ادامه داشته باشد، درآمد افزایش می‌یابد. اما واقعیت این است که آسیب به زیرساخت‌های انرژی و اختلال در تجارت منطقه‌ای، اثرات منفی بسیار عمیق‌تری بر اقتصاد داخلی خواهد داشت. برای مثال، بدهی ۱۰ تا ۱۱ میلیارد دلاری عراق به ایران ممکن است غیرقابل‌وصول شود و مسیرهای ترانزیتی در حال توسعه متوقف شوند.

در نهایت، باتوجه به این 3 مسیر، کدام سناریو محتمل‌تر است؟

سناریوی دوم در حال ‌حاضر محتمل‌ترین گزینه است. نه به این دلیل که مطلوب است، بلکه به این دلیل که هر دوطرف انگیزه کافی برای اجتناب از 2سناریوی دیگر دارند.

ایران نمی‌خواهد از برنامه هسته‌ای خود عقب‌نشینی کند، اما در عین حال نمی‌خواهد وارد جنگ شود. امریکا نیز تمایلی به تحمل هزینه‌های جنگ جدید در خاورمیانه ندارد، به‌ویژه باتوجه به تجربه‌های عراق و افغانستان.

شخصیت سیاسی دونالد ترامپ نیز نشان می‌دهد که ترجیح می‌دهد به‌جای جنگ‌های پرهزینه، به‌سمت عملیات‌های محدود، اما قابل‌عرضه به افکار عمومی حرکت کند.

اگر بخواهید یک جمع‌بندی نهایی ارائه دهید، وضعیت ایران را در سال ۲۰۲۶ چگونه توصیف می‌کنید؟

ایران در سال ۲۰۲۶ در حال بازی یک «شطرنج اقتصادی» پیچیده است. هر حرکت سیاسی، پیامد اقتصادی دارد و هر اهرم اقتصادی، ابزار چانه‌زنی سیاسی است.

آنچه تعیین‌کننده است، آمادگی داخلی است که شامل آماده‌سازی زیرساخت‌ها، طراحی پیشنهادهای اقتصادی جذاب و توانایی مدیریت سناریوهای مختلف می‌شود.

تجربه کشورهایی مانند روسیه در جنگ اوکراین نشان می‌دهد که با سیاست‌گذاری دقیق و کنترل‌شده، می‌توان حتی در شرایط فشار نیز ثبات نسبی ایجاد کرد.

در نهایت، مسئله اصلی این است که آیا ایران می‌تواند از این بازی پیچیده، با حداکثر بهره اقتصادی و حداقل هزینه سیاسی خارج شود یا خیر.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

پخش زنده

آخرین اخبار

پربازدیدترین