-
در گفت‌وگوی صمت با کارشناس روابط بین‌الملل مطرح شد

ضرورت همسایگی هوشمندانه در بستر پیچیده ژئوپلتیک

در شرایطی که تحولات ژئوپلتیک منطقه خلیج‌فارس و فشارهای ناشی از تحریم‌های بین‌المللی، معادلات اقتصادی و سیاسی ایران را تحت‌تاثیر قرار داده، روابط تهران و دوحه به‌عنوان یکی از محورهای مهم سیاست همسایگی جمهوری اسلامی ایران، وارد مرحله‌ای تازه از اهمیت شده است.

ضرورت همسایگی هوشمندانه در بستر پیچیده ژئوپلتیک

مناسبات ایران و قطر که برپایه همجواری جغرافیایی، اشتراک در منابع عظیم نفت و گاز و مواجهه با تهدیدها و فرصت‌های مشترک شکل گرفته، در سال‌های اخیر به‌ویژه پس از بحران محاصره قطر توسط برخی کشورهای عربی، ابعاد راهبردی‌تری پیدا کرده است. به عقیده برخی از کارشناسان، حمایت ایران از قطر در دوره محاصره، از طریق ایجاد کریدورهای هوایی و دریایی برای تامین نیازهای این کشور، نه‌تنها مانع از تسلیم دوحه در برابر فشارهای منطقه‌ای شد، بلکه نوعی سرمایه سیاسی برای تهران ایجاد کرد که اکنون می‌تواند در توسعه روابط دوجانبه مورد بهره‌برداری قرار گیرد. در همین حال، افزایش حجم مبادلات تجاری، ظرفیت‌های مکمل اقتصادی از جمله بازار مصرفی قطر برای کالاها و خدمات فنی و مهندسی ایران و تلاش دوحه برای تبدیل شدن به هاب ترانزیتی منطقه، چشم‌انداز تازه‌ای از همکاری‌های اقتصادی را پیش‌روی دو کشور قرار داده است. با این حال، این روابط در بستری از پیچیدگی‌های بین‌المللی شکل می‌گیرد؛ جایی که قطر همزمان روابط نزدیکی با غرب دارد و ایران همچنان تحت‌فشار تحریم‌ها قرار دارد. از این‌رو، پایداری مناسبات اقتصادی و سیاسی میان 2 کشور، بیش از هر چیز به میزان استقلال تصمیم‌گیری دوحه و مقاومت این روابط در برابر فشارهای خارجی وابسته است؛ موضوعی که می‌تواند آینده همکاری‌های تهران و دوحه را در سال‌های پیش‌رو تعیین کند. صمت در بررسی روابط اقتصادی ایران و قطر، با محمدپارسا نجفی، کارشناس روابط بین‌الملل گفت‌وگویی داشته است که در ادامه می‌خوانید.

توسعه همکاری فراتر از تجارت

ایران و قطر با بهره‌مندی از بزرگ‌ترین میدان گازی جهان (پارس‌‎جنوبی) به‌‎عنوان یک مزیت استراتژیک مشترک، در تلاش برای گسترش همکاری‌های اقتصادی در حوزه‌های مختلف هستند. آمارهای تجاری حاکی از رشد چشمگیر مبادلات است؛ به‌طوری‌که در چهارماهه نخست سال ۱۴۰۴، حجم تجارت 2 کشور نسبت به مدت مشابه سال قبل ۶۶ درصد افزایش یافته و مجموع مبادلات تجاری فیمابین در یک سال اخیر به حدود ۳۳۳ میلیون دلار رسیده که از این میزان، سهم صادرات ایران ۱۴۳ میلیون دلار و واردات از قطر ۱۹۰ میلیون دلار بوده است. عمده صادرات ایران به قطر شامل محصولات کشاورزی و غذایی (مانند گوجه‌فرنگی، سیب‌زمینی، خرما، خشکبار و زعفران)، مصالح‌ساختمانی (سیمان، سنگ، کاشی و سرامیک) و صنایع‌دستی است. در مقابل، واردات ایران از قطر عمدتا شامل مواد اولیه صنعتی، مواد شیمیایی، قطعات خودرو و تجهیزات مکانیکی می‌شود. زمینه‌های اصلی همکاری فراتر از تجارت کالا را نیز در بر می‌گیرد. در بخش انرژی، همکاری در میدان گازی مشترک محور اصلی تعاملات است. در حوزه حمل‌ونقل و لجستیک، خط کشتیرانی بین بندر دیر ایران و بندر الرویس قطر، روزانه حجم قابل‌توجهی از کالاهای ایرانی را جابه‌جا می‌کند. نهادهایی مانند اتاق بازرگانی مشترک ایران و قطر و کمیسیون مشترک همکاری‌های اقتصادی نیز به‌طورمنظم برای تسهیل و توسعه روابط تجاری و رفع موانع فعالیت می‌کنند. باوجود رشد مثبت، چالش‌هایی نظیر محدودیت‌های بانکی ناشی از تحریم‌ها، رقابت بالا در بازار قطر و ضرورت تطابق با استانداردهای این کشور همچنان پابرجاست. با این حال، باتوجه به اراده سیاسی 2 کشور برای گسترش مناسبات، موقعیت قطر به‌عنوان دروازه‌ای برای دسترسی به بازارهای منطقه و نیاز این کشور به تامین مصالح ساختمانی برای پروژه‌های زیرساختی خود، چشم‌انداز روشنی برای افزایش همکاری‌های تجاری فیمابین ترسیم می‌شود.

در ابتدای بحث یک تصویر کلی از روابط سیاسی و اقتصادی ایران و قطر ارائه دهید تا بعد بتوانیم وارد جزئیات و تحولات سال‌های اخیر شویم. برای فهم روابط ایران و قطر، ابتدا باید به موقعیت ژئوپلتیک و اقتصادی دو کشور توجه کنیم. هر دو کشور در منطقه خلیج‌فارس قرار دارند و از مهم‌ترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان منابع هیدروکربنی به‌ویژه نفت و گاز محسوب می‌شوند. همین ویژگی باعث می‌شود که هم منافع مشترک و هم رقابت‌های بالقوه میان آنها شکل بگیرد.

از سوی دیگر، همجواری جغرافیایی موجب شده است که تهدیدها، فرصت‌ها و چالش‌های مشترکی داشته باشند. برای مثال، امنیت انرژی، ثبات منطقه‌ای و همچنین فشارهای بین‌المللی از جمله مسائلی است که هر دو کشور به‌نوعی با آن مواجهند. اما یک نقطه عطف مهم در روابط 2 کشور، بحران محاصره قطر در سال‌های گذشته بود. زمانی که عربستان‌سعودی، امارات‌متحده‌عربی، بحرین و مصر روابط خود را با قطر قطع کردند و این کشور را تحت تحریم و محاصره همه‌جانبه قرار دادند، ایران نقش بسیار مهمی در حمایت از قطر ایفا کرد. در آن مقطع، ایران با ایجاد کریدورهای هوایی و دریایی، مسیر انتقال کالا و مایحتاج اساسی به قطر را فراهم کرد. این اقدام عملا مانع از آن شد که قطر تحت فشار کشورهای محاصره‌کننده تسلیم شود. به‌همین دلیل، این تجربه تاریخی در حافظه سیاسی قطر باقی مانده و می‌توان گفت نوعی سرمایه سیاسی برای ایران ایجاد کرده است.

باتوجه به این پیش‌زمینه، روابط اقتصادی و تجاری 2 کشور چه ویژگی‌هایی دارد؟

در حوزه اقتصادی، روابط ایران و قطر چندلایه و نسبتا پیچیده است. از یک‌سو، هر 2 کشور صادرکننده نفت و گاز هستند، بنابراین می‌توانند در برخی حوزه‌ها مثل تنظیم بازار انرژی یا هماهنگی در قیمت‌گذاری همکاری داشته باشند. این همکاری‌ها البته بیشتر در سطح کلان و در چارچوب منافع مشترک تعریف می‌شود. از سوی دیگر، ساختار اقتصادی 2 کشور مکمل یکدیگر نیز هست. قطر کشوری است با درآمد سرانه بالا، جمعیت کم و وابستگی شدید به واردات. بیش از ۸۰ درصد جمعیت این کشور را مهاجران تشکیل می‌دهند و همین موضوع باعث شده است تقاضای بالایی برای کالاهای مصرفی، مواد غذایی و خدمات وجود داشته باشد. در مقابل، ایران ظرفیت‌های گسترده‌ای در تولید محصولات کشاورزی، مصالح ساختمانی و همچنین خدمات فنی و مهندسی دارد. بنابراین بازار قطر می‌تواند مقصد مناسبی برای صادرات این نوع کالاها و خدمات از ایران باشد.

نکته دیگر این است که قطر در سال‌های اخیر تلاش کرده است شهر دوحه را به یک هاب ترانزیتی و لجستیکی در منطقه تبدیل کند. سرمایه‌گذاری‌های گسترده در فرودگاه بین‌المللی و زیرساخت‌های حمل‌ونقل، در همین راستا انجام شده است. باتوجه به محدودیت‌هایی که تحریم‌ها برای صنعت هوایی ایران ایجاد کرده‌اند، این حوزه می‌تواند زمینه‌ای برای تعامل و همکاری بیشتر میان 2 کشور باشد.

در حال ‌حاضر شاهد افزایش حجم تجارت میان ایران و قطر هستیم. این روند را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

افزایش تجارت میان 2 کشور را باید در چارچوب شرایط کلان منطقه‌ای و بین‌المللی تحلیل کرد. ایران به‌دلیل تحریم‌های گسترده، با محدودیت‌هایی در دسترسی به بازارهای جهانی مواجه است. در چنین شرایطی، گسترش روابط اقتصادی با کشورهای همسایه یک راهبرد ضروری محسوب می‌شود. قطر نیز به‌عنوان کشوری که به واردات وابسته است، می‌تواند شریک مناسبی برای ایران باشد.

اما یک نکته مهم این است که قطر در عین حال روابط نزدیکی با کشورهای غربی دارد و در برخی موارد در چارچوب سیاست‌های آنها عمل می‌کند. بنابراین، پایداری روابط اقتصادی ایران و قطر تا حد زیادی به این بستگی دارد که این روابط تا چه اندازه از فشارهای خارجی ـ به‌ویژه فشارهای امریکا ـ مصون بماند.

تجربه‌های گذشته نشان داده که اگر این فشارها افزایش یابد، ممکن است روابط اقتصادی دچار اختلال شود. برای مثال، درباره برخی کشورها مانند ژاپن و کره‌جنوبی، شاهد آن بوده‌ایم که دارایی‌های ایران تحت‌تاثیر تحریم‌ها بلوکه شد. چنین اتفاقاتی اگر درباره قطر رخ دهد، می‌تواند به اعتماد متقابل آسیب بزند.

بنابراین، مهم‌ترین مسئله در روابط تجاری ایران و قطر، پایداری و قابلیت اتکای آن است، نه صرفا افزایش کوتاه‌مدت حجم تجارت.

به نظر شما چه عواملی می‌تواند به پایداری این روابط کمک کند؟

یکی از عوامل کلیدی، استقلال سیاسی قطر است. قطر در سال‌های اخیر تلاش کرده است سیاست خارجی نسبتا مستقلی در پیش بگیرد و خود را از سلطه کامل عربستان‌سعودی خارج کند. این رویکرد را می‌توان تا حدی مشابه سیاست‌های عمان دانست؛ کشوری که همواره سعی کرده است نقش متوازن‌تری در منطقه ایفا کند.

برای قطر، ایران یک «مسیر تنفس» محسوب می‌شود به‌ویژه در شرایط بحرانی. تجربه محاصره نشان داد که در مواقع فشار، ایران می‌تواند یک گزینه حیاتی برای حفظ ثبات اقتصادی و تامین نیازهای این کشور باشد.  در مقابل، برای ایران نیز توسعه روابط با همسایگان، به‌ویژه کشورهایی مانند قطر، یک ضرورت راهبردی است.

اما شرط اساسی این است که این روابط تحت‌تاثیر فشارهای خارجی قرار نگیرد. اگر روابط ایران و قطر تابعی از روابط این کشور با بازیگران دیگر ـ مانند امریکا، عربستان یا حتی ترکیه ـ شود، در آن صورت نمی‌توان آن را یک رابطه پایدار و قابل‌اتکا دانست.

روابط دوجانبه باید براساس منافع مشترک و تصمیم‌گیری مستقل 2 کشور شکل بگیرد.

در این میان، آیا قطر می‌تواند نقشی در کاهش تنش‌های ایران با غرب، به‌ویژه ایالات‌متحده، ایفا کند؟

در پاسخ به این سوال، باید یک تفکیک مهم قائل شد. اصولا در روابط ایران و امریکا، مسئله اصلی به نقش میانجی مربوط نمی‌شود. در سال‌های گذشته، کشورهای مختلفی تلاش کرده‌اند نقش میانجی را ایفا کنند از عمان و عراق گرفته تا برخی کشورهای اروپایی و حتی بازیگران فرامنطقه‌ای.

اما واقعیت این است که ریشه تنش میان ایران و امریکا، به اختلافات عمیق‌تر و ساختاری‌تر بازمی‌گردد. از نگاه ایران، مسئله اصلی سیاست‌های سلطه‌جویانه و مداخله‌گرانه امریکا است. در مقابل، امریکا نیز تلاش می‌کند از طریق ابزارهایی مانند تحریم، فشار سیاسی و تهدید نظامی، ایران را وادار به تغییر رفتار کند.

در چنین شرایطی، میانجیگریeven اگر توسط کشوری مانند قطر انجام شود، نقش تعیین‌کننده‌ای ندارد. آنچه معادله را تغییر می‌دهد، توازن قدرت و اراده طرفین است.

یعنی شما معتقدید عامل اصلی تغییر شرایط، قدرت و اراده ایران است؟

دقیقا. در روابط بین‌الملل، به‌ویژه در منازعاتی از این دست، آنچه تعیین‌کننده است، میزان قدرت و توانایی اعمال آن است. اگر ایران بتواند ابزارهای قدرت خود را به‌طورموثر به کار بگیرد و پیام روشنی به طرف مقابل ارسال کند، این می‌تواند رفتار امریکا را تغییر دهد.

یکی از مهم‌ترین این ابزارها، موقعیت ژئوپلتیک ایران است به‌ویژه در ارتباط با تنگه هرمز. این گذرگاه یکی از حیاتی‌ترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان است و هرگونه اختلال در آن می‌تواند تاثیرات گسترده‌ای بر اقتصاد جهانی داشته باشد.

اگر این پیام به‌طورجدی منتقل شود که ایران در شرایط بحرانی ممکن است از این اهرم استفاده کند، طرف مقابل ناچار خواهد شد در محاسبات خود تجدیدنظر کند.

در چنین حالتی، به‌جای سیاست فشار و تهدید، ممکن است رویکردی مبتنی بر امتیازدهی مانند کاهش تحریم‌ها یا آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران در پیش گرفته شود.

پس در جمع‌بندی، نقش قطر را در این میان چگونه ارزیابی می‌کنید؟

قطر می‌تواند یک شریک اقتصادی مهم و یک بازیگر منطقه‌ای مفید برای ایران باشد، به‌ویژه اگر بتواند استقلال سیاسی خود را حفظ کند و روابطش را براساس منافع دوجانبه تنظیم کند.

اما در حوزه میانجیگری میان ایران و امریکا، نقش آن محدود است و تعیین‌کننده نخواهد بود.

در نهایت، آینده روابط ایران و قطر به چند عامل بستگی دارد؛ میزان استقلال سیاست خارجی قطر، شدت و نوع فشارهای خارجی و همچنین توان ایران در حفظ و تقویت موقعیت راهبردی خود. اگر این عوامل به‌درستی مدیریت شوند، می‌توان به توسعه یک رابطه پایدار و بلندمدت میان 2 کشور امیدوار بود.

سخن پایانی

می‌توان گفت، روابط ایران و قطر نمونه‌ای از همسایگی هوشمندانه در بستر پیچیده ژئوپلتیک خلیج‌فارس است. سرمایه‌ای سیاسی که تهران در دوران محاصره دوحه کسب کرد، اکنون به افزایش ۶۶ درصدی مبادلات تجاری و همکاری در میدان گازی پارس‌جنوبی انجامیده است. با این حال، پایداری این مناسبات به 2 عامل اساسی وابسته است؛ نخست، استقلال راهبردی دوحه در برابر فشارهای غرب و دوم، توانایی تهران در تبدیل ظرفیت‌های مکمل اقتصادی از مصالح ساختمانی تا ترانزیت به شراکتی بادوام. قطر می‌تواند دروازه ایران به بازارهای منطقه باشد، اما این رابطه تا زمانی که تحت‌تاثیر تنش‌های فرامنطقه‌ای قرار نگیرد، پایدار خواهد ماند. آینده این همکاری‌ها بیش از آنکه به میانجیگری‌ها وابسته باشد، به آرامش منطقه و تبدیل فرصت‌های مقطعی به منافع بلندمدت گره خورده است.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

پخش زنده

آخرین اخبار

پربازدیدترین