بازار در محاصره ریسکهای غیرسیستماتیک
بدون شک بهمنماه امسال نیز بهعنوان یکی از تاریخهای کلیدی سازمان بورس اوراق بهادار در ذهن مدیران و سرمایهگذاران تالار شیشهای ثبت خواهد شد. روزهایی که بورس تهران یکی از پرنوسانترین دورههای خود را پشتسر گذاشت. ماهی که با تثبیت شاخص کل در کانال ۴ میلیون واحدی آغاز شد، اما در پی افت نرخ ارز، تعدیل انتظارات تورمی و افزایش ابهامات سیاسی، وارد فاز اصلاحی شد و بخشی از رشد پیشین خود را واگذار کرد. تا آنجا که هفته آخر بهمن خروج بیش از ۴ هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان پول حقیقی و سرخپوشی ۷۸ درصد نمادها، فضای کاملا هیجانی معاملات را بهتصویر کشید و ماندگاری در این فاز نزولی به هفته نخست اسفند هم کشید. صمت در این گزارش ضمن بررسی روند بازار، نگاهی به دلایل تداوم قرمزپوشی تالار شیشهای و راههای خروج از این بنبست زیانده از نگاه کارشناسان و فعالان بازار پرداخته است.
کوچ ۱۱هزار میلیارد تومانی از تالار شیشهای!
حبیب آرین ـ پژوهشگر بازارهای مالی: بازخوانی پرونده معاملات خرد بورس تهران نشان میدهد که پس از ۱۹ دیماه، بازار سرمایه وارد فاز جدیدی از «تخلیه نقدینگی» شده است. بررسیها گویای آن است که در ۲۴ روز معاملاتی گذشته، در مجموع ۱۰.۷۸۰ میلیارد تومان پول حقیقی از بورس خارج شده که این فرار بزرگ سرمایه، پاسخی مستقیم به نااطمینانیهای سیاسی و تنشهای فزاینده بینالمللی بوده است. نقطه عطف این روند نزولی، روز ۲۰ دیماه بود.
در این روز، بازار با شوک خروج ۹۴۰ میلیارد تومانی نقدینگی حقیقی روبهرو شد. این عدد که بزرگترین خروج پول تا آن تاریخ بود، نشان داد که اعتماد بهعنوان اصلیترین دارایی بازار سرمایه، در مواجهه با ناآرامیهای اجتماعی بهشدت آسیب دیده است. از این تاریخ به بعد، بورس تهران دیگر نتوانست به مدار صعودی بازگردد و هر نوسان مثبتی، تنها فرصتی برای خروج بیشتر تلقی شد.
با تداوم بحران و گسترش تنشهای ژئوپلتیک در منطقه و بالا گرفتن احتمال تقابل نظامی بین ایران و امریکا، فرار سرمایه شتاب بیشتری گرفت. این هراس عمومی، نهتنها بورس ایران، بلکه بازارهای جهانی را نیز متاثر ساخت؛ بهطوریکه نفت برنت در بازارهای بینالمللی طی همین مدت، بازدهی ۱۸درصدی را ثبت کرد. در داخل کشور، سرمایهگذاران با تشخیص ریسکهای جنگ، داراییهای خود را از «سهام» بهسمت «داراییهای سخت» جابهجا کردند. نتیجه این تغییر استراتژی، عبور دلار از سقف تاریخی ۱۶۵هزار تومان و رشد خیرهکننده طلا بود.
بازسازی اعتماد، نیازمند سیگنالهای روشن است
سهیلا نقیپور ـ تحلیلگر بازار سرمایه: عملکرد نماگرهای اصلی بازار نشان میدهد، شاخص کل بورس تهران در بهمنماه روزهای دشواری را پشتسر گذاشت و نسبت به پایان دیماه بیش از ۶۵۰ هزار واحد افت کرد که معادل حدود ۱۴درصد کاهش در یک بازه یکماهه است. این میزان افت برای نماگری که ویترین نمادهای بزرگ و شاخصساز محسوب میشود، بسیار قابلتوجه است.
در کنار آن، شاخص کل هموزن نیز از این تلاطم در امان نماند و با کاهش ۱۵۰هزار واحدی نسبت به آخرین روز معاملاتی دیماه، افتی در حدود ۱۳درصد را ثبت کرد.
همگرایی در میزان افت شاخص کل و شاخص هموزن نشان میدهد که فشار فروش محدود به صنایع بزرگ نبوده و کلیت بازار، اعم از شرکتهای کوچک و متوسط، با بدبینی فراگیر مواجه شدهاند. این موضوع بیانگر آن است که فضای روانی منفی، تمام ارکان بازار را درگیر کرده است.
افت سنگین شاخصهای سهام در بهمنماه، نشان میدهد بازار از یک اصلاح طبیعی عبور کرده و وارد فاز نزولی فرسایشی شده؛ روندی که با شروع پرتنش اسفندماه و سقوط بیش از ۱۰۰هزار واحدی شاخص کل در نخستین روز معاملاتی این ماه، ابعاد نگرانکنندهتری به خود گرفته است. آنچه در بهمنماه در بازار سهام رخ داد، فراتر از یک اصلاح زمانی یا قیمتی متعارف بود و میتوان گفت بورس عملا وارد فاز نزولی فرسایشی شده است. در حقیقت ما از یک اصلاح مقطعی عبور کردهایم و اکنون با یک نزول عمیقتر مواجهیم. این تغییر ماهیت، نشاندهنده عمق فشار فروش و خروج نقدینگی از بازار است؛ موضوعی که در آمار عملکرد شاخصها بهوضوح قابلمشاهده است.
پیشبینیهای اولیه برمبنای متغیرهای بنیادی و ارزش جایگزینی شرکتها حاکی از آن بود که بازار در بهمنماه با نوسانات محدود و یک اصلاح کوتاهمدت، مسیر خود را برای بازیابی توان صعودی هموار خواهد کرد، اما برآیند نیروهای عرضه و تقاضا و غلبه نااطمینانی بر فضای تالار شیشهای، سناریوی متفاوتی را رقم زد.
از سوی دیگر، اسفندماه بهطورسنتی ماه تسویه اعتبارات و جابهجایی نقدینگی پایان سال است و معمولا انتظار میرود بخشی از فشار فروش در این چارچوب قابلتحلیل باشد، اما آنچه در نخستین روز معاملاتی اسفند رخ داد، فراتر از یک رفتار فصلی بود.
در نخستین روز معاملاتی اسفند، شاخص کل بیش از ۱۰۰هزار واحد سقوط کرد که این میزان افت در یک روز، شوک قابلتوجهی به بازار وارد و پیام روشنی از تداوم روند نزولی مخابره کرد.
در شرایط کنونی، بازار بیش از آنکه تحتتاثیر گزارشهای مالی شرکتها یا متغیرهای تولیدی باشد، اسیر ابهامات کلان اقتصادی و سیاستهای پولی است. همین نااطمینانیها موجب شده سطح ریسک ادراکشده سرمایهگذاران افزایش یابد و رفتارهای احتیاطی بر معاملات غلبه کند. شکسته شدن سطوح حمایتی مهم در روزهای اخیر نیز بر شدت نگرانیها افزوده و باعث شده است بخشی از سهامداران حقیقی ترجیح دهند در موقعیت انتظار یا خروج از بازار قرار بگیرند.
باتوجه به شتاب ریزش در ابتدای اسفند، بازگشت اعتماد به بدنه بازار در کوتاهمدت دشوار بهنظر میرسد. احتمالا در روزهای پیشرو نیز احتیاط، مهمترین ویژگی رفتار معاملهگران خواهد بود و تا زمانی که متغیرهای کلان به ثبات نسبی نرسند، نمیتوان انتظار تغییر معنادار در روند بازار داشت. بازسازی اعتماد، نیازمند سیگنالهای روشن از سمت سیاستگذار اقتصادی و پولی است. در غیر این صورت، روند فرسایشی میتواند تداوم یابد و فشار مضاعفی بر شاخصها وارد کند.
تنشهای ژئوپلتیک و فرار نقدینگی
کامل ابراهیمیان ـ کارشناس بازار سرمایه: بازار سرمایه در 4 هفته اخیر روندی نزولی را تجربه کرده و ارزش بازار از حدود ۱۵هزار همت به نزدیک ۱۲هزار و ۷۰۰ همت کاهش یافته؛ افتی که بخش عمده آن ناشی از فضای پرتنش سیاسی و افزایش نااطمینانیها بوده است. در همین بازه زمانی نسبت نرخ به درآمد گذشتهنگر بازار در محدوده ۷ واحد قرار دارد و تجربه تاریخی نشان میدهد هر زمان این نسبت به سطوح پایینتر نزدیک شده، بازار باوجود ریسکها، خریداران خود را پیدا کرده است. اتفاقات ۱۸ و ۱۹ دیماه، در کنار ریسکهای سیاسی خارج از بازار، سایه سنگینی بر معاملات سهام انداخت و باعث تشدید اصلاح بازار شد. از سوی دیگر، افزایش نرخ اوراق خزانه به بیش از ۴۰ درصد، بهعنوان یکی از رقبای اصلی بازار سهام، جذابیت بالایی برای سرمایهگذاران ریسکگریز ایجاد کرده و فشار فروش را در بازار افزایش داده است.
مشکل اصلی بازار نه ارزندگی، بلکه افزایش نااطمینانیهاست. زمانی که ریسکهای سیستماتیک بالا میرود، سرمایهگذاران بهسمت داراییهایی حرکت میکنند که پوشش ریسک بیشتری دارند و این موضوع فشار خروج از بازار سهام را تشدید میکند.
تجربه نشان داده است، سیاستگذاران معمولا در مقاطعی که فشار روانی و هیجان فروش در بازار افزایش مییابد، وارد عمل میشوند. نمونه آن را پس از جنگ ۱۲روزه دیدیم که صندوقهای توسعهای با همراهی وزارت اقتصاد و مشارکت بانکها و بیمهها نقش حمایتی ایفا کردند. بهنظر میرسد مهمترین حمایت از بورس، مداخله مستقیم نیست، بلکه ثبات در سیاستگذاری است. تغییرات مکرر قوانین، چه از سوی مجلس و چه از سوی دولت، به پیشبینیپذیری اقتصاد آسیب میزند و باید از آن پرهیز شود.
دولت باید بهطورجدی از قیمتگذاری دستوری در تمامی اقلام کنار بکشد. این سیاست فشار قابلتوجهی بر تولیدکنندگان بورسی وارد کرده و سودآوری شرکتها را تحتتاثیر قرار داده است.
همچنین اقدام دولت در تعیین نرخ ارز مبادلهای بهعنوان نرخ اصلی، سیاستی درست و قابلدفاع است. در صورت تداوم این رویکرد، بهویژه در حوزه ارز، میتوان به بهبود وضعیت سرمایهگذاری و بازگشت اعتماد به بازار سرمایه امیدوار بود.
سخن پایانی
برآیند تحولات بهمنماه نشان میدهد بورس تهران از فاز تثبیت در اوج تاریخی، وارد مرحله اصلاح و سپس تلاش برای تعادل شده است. هرچند شاخص کل بخشی از رشد پیشین خود را واگذار کرده، اما ورود مقطعی پول حقیقی در روزهای پایانی ماه نشان میدهد اعتماد سرمایهگذاران بهطورکامل از بین نرفته است.
بهمنماه را میتوان ماه «نوسان و تغییر انتظارات» برای بورس تهران دانست؛ دورهای که بار دیگر نقش کلیدی نرخ ارز و متغیرهای سیاسی در جهتدهی کوتاهمدت بازار سهام را برجسته کرد. بسیاری از تحلیلگران بازار معتقدند، برآورد میشود شرکتهای بورسی در سال ۱۴۰۴ حدود ۲ هزار همت سود بسازند که از این میزان، نزدیک به هزار همت در مجامع تقسیم میشود.
همچنین در صورت تداوم سیاستهای فعلی اقتصادی دولت، سود شرکتهای بورسی در سال آینده میتواند به حدود ۳هزار همت برسد؛ موضوعی که نسبت P/E آیندهنگر بازار را به محدوده ۴ واحد و حتی پایینتر میرساند؛ سطحی که در سالهای گذشته سابقه نداشته است.