زهرا سعیدی؛ هنر دیدن پیوندها، شنیدن صداها و تبدیل مسائل به مطالبه

تأملی بر هوش ارتباطی و ویژگی‌های متمایز در شیوه نمایندگی؛ از مسائل محلی تا افق‌های ملی تصمیم‌سازی

عاطفه علیان، کارشناس ارشد ارتباطات و خبرنگار حوزه صنعت و معدن

عاطفه-علیان

 

در نمایندگی مردم، بعضی توانایی‌ها به‌سادگی دیده می‌شوند؛ سخنرانی، حضور در جلسات، طرح سؤال و موضع‌گیری درباره مسائل روز. اما در پس این فعالیت‌های آشکار، ظرفیتی وجود دارد که شاید کمتر به آن توجه شود: توانایی دیدن ارتباط میان مسائل به‌ظاهر پراکنده، شنیدن صداهای متفاوت جامعه و تشخیص اینکه هر مسئله در کدام نقطه از نظام تصمیم‌گیری باید مطرح شود.

نماینده‌ای که از چنین ظرفیتی برخوردار باشد، صرفاً بازتاب‌دهنده خواسته‌های مردم نیست؛ می‌تواند میان جامعه، نهادهای اجرایی، مراکز علمی و ساختارهای اقتصادی ارتباط برقرار کند و از دل این ارتباط، مسیرهای تازه‌ای برای پیگیری مسائل بسازد. این ویژگی را می‌توان یکی از جلوه‌های مهم هوش ارتباطی در مسئولیت نمایندگی دانست.

بررسی برخی مواضع و فعالیت‌های زهرا سعیدی، نماینده مردم مبارکه و سخنگوی کمیسیون صنایع و معادن مجلس، فرصتی برای تأمل در همین ویژگی فراهم می‌کند؛ رویکردی که در آن، ارتباط با جامعه در یک حوزه محدود نمی‌ماند و از مسائل معیشتی و کشاورزی تا دانشگاه، صنایع معدنی و سیاست‌های اقتصادی امتداد پیدا می‌کند.

از شناخت افکار عمومی تا فهم زبان جامعه

هوش ارتباطی را نباید صرفاً با قدرت سخن گفتن، خوش‌صحبتی یا حضور رسانه‌ای تعریف کرد. بخش مهم‌تری از این توانایی، در شناخت مخاطب، تشخیص مسئله اصلی، درک تفاوت میان خواسته‌های گروه‌های اجتماعی و انتخاب مسیر مناسب برای انتقال هر مطالبه به مراکز تصمیم‌گیری شکل می‌گیرد.

در سوابق منتشرشده از زهرا سعیدی، توجه به این موضوع پیشینه‌ای قابل تأمل دارد. او در سال ۱۳۹۶، در جریان جشنواره ملی انتشارات روابط عمومی، درباره جایگاه مدیران و کارشناسان روابط عمومی در شناخت و ارزیابی عملکرد سازمان‌ها سخن گفته و بر اهمیت حمایت از این حوزه تأکید کرده بود.

اهمیت این موضع را می‌توان فراتر از حمایت از یک حرفه ارزیابی کرد. روابط عمومی، در معنای حرفه‌ای خود، نقطه اتصال سازمان با جامعه است؛ جایی که شنیدن بازخوردها، شناخت افکار عمومی و فهم انتظارات ذی‌نفعان به بخشی از فرایند مدیریت تبدیل می‌شود.

توجه به چنین ظرفیتی از سوی یک نماینده مجلس، به‌ویژه در شرایطی که فاصله میان تصمیم‌گیران و جامعه یکی از چالش‌های مهم حکمرانی است، قابل توجه است. تصمیم درست، پیش از آنکه به مرحله اجرا برسد، به شناخت درست مسئله نیاز دارد و این شناخت بدون ارتباط دوسویه با جامعه امکان‌پذیر نیست.

وقتی پیگیری، از مرز یک مطالبه محلی عبور می‌کند

یکی از نمونه‌های قابل توجه در فعالیت‌های اخیر زهرا سعیدی، موضوع حقابه کشاورزان شهرستان مبارکه است.

بر اساس گزارش منتشرشده در ۲۷ مهرماه ۱۴۰۵، پیگیری‌های او با مشارکت استانداری اصفهان، فرمانداری مبارکه، مسئولان آب منطقه‌ای و جهاد کشاورزی و همراهی تشکل‌های کشاورزی، به تأمین حقابه مورد نیاز کشاورزان برای کشت امسال انجامیده است. نتیجه این پیگیری‌ها در ادامه، در برداشت محصول کشاورزان نیز بازتاب پیدا کرد.

اهمیت این نمونه فقط در پیگیری یک مطالبه محلی نیست؛ بلکه در شناخت پیوند میان آب، تولید، معیشت و امنیت اقتصادی منطقه قرار دارد.

مسئله آب برای کشاورز، تنها موضوعی مرتبط با یک فصل زراعی نیست. این مسئله با استمرار تولید، حفظ اشتغال، پایداری فعالیت اقتصادی و حتی اعتماد مردم به سازوکارهای تصمیم‌گیری ارتباط دارد. بنابراین، پیگیری حقابه را می‌توان نمونه‌ای از مواجهه با مسئله‌ای دانست که ابعاد آن از یک درخواست محلی فراتر می‌رود.

در اینجا یک ویژگی مهم نمایندگی آشکار می‌شود: توانایی دیدن زندگی واقعی مردم در پس پرونده‌ها و مکاتبات اداری. برای جامعه، نتیجه تصمیم‌ها نه در صورت‌جلسه‌ها، بلکه در امکان ادامه تولید، حفظ درآمد و آرامش خاطر خانواده‌ها معنا پیدا می‌کند.

از دانشگاه تا صنعت؛ شنیدن صدای آینده

نمونه دیگر، حضور زهرا سعیدی در نمایشگاه رویداد ملی صنایع خلاق «مانوین» در سوم آبان‌ماه ۱۴۰۵ است؛ دیداری که در آن، گفت‌وگوی مستقیم با دانشجویان از سطح یک بازدید معمول فراتر رفت.

بر اساس گزارش منتشرشده از این برنامه، دانشجویان درباره اشتغال دانش‌بنیان، پژوهش‌های کاربردی و آینده شغلی خود دغدغه‌هایی را مطرح کردند. سعیدی نیز در همان نشست، با تماس با مسئولان مرتبط، بخشی از این مسائل را منتقل کرد و پیگیری موضوعاتی از جمله بازنگری در برخی دروس مهندسی و توجه به مباحث ارزیابی کار و زمان و عوامل انسانی در برنامه‌های آموزشی را در دستور کار قرار داد.

اهمیت این رویکرد در انتخاب موضوعات است. پیوند میان دانشگاه و صنعت، یکی از مسائل بنیادین اقتصاد ایران است؛ فاصله‌ای که گاه باعث می‌شود دانش‌آموخته دانشگاهی با وجود برخورداری از دانش تخصصی، آمادگی کافی برای ورود به محیط واقعی تولید و صنعت نداشته باشد.

در چنین شرایطی، شنیدن صدای دانشجو و مرتبط کردن آن با نیازهای بنگاه‌های اقتصادی، نشان‌دهنده نوعی نگاه بین‌بخشی به مسائل جامعه است. دانشگاه، اشتغال، فناوری و صنعت موضوعاتی جدا از یکدیگر نیستند و حل مسائل هر یک، به شناخت ارتباط آن‌ها با دیگری نیاز دارد.

شاید وجه قابل توجه این دیدار، توجه به این واقعیت باشد که بخشی از مسائل آینده صنعت، امروز در کلاس‌های درس و دغدغه‌های دانشجویان شکل می‌گیرد. نمایندگی مؤثر می‌تواند این صداها را پیش از آنکه به بحران‌های بزرگ‌تری تبدیل شوند، به عرصه تصمیم‌سازی منتقل کند.

نگاهی فراتر از مرزهای شهرستان؛ معدن، صنعت و اقتصاد ملی

یکی از جلوه‌های دیگر فعالیت‌های اخیر سعیدی، توجه به مسائل کلان بخش صنعت و معدن است.

او در هفتم آبان‌ماه ۱۴۰۵، در گفت‌وگو با خانه ملت، بر ضرورت توسعه صادرات غیرنفتی، تکمیل زنجیره ارزش و عبور از خام‌فروشی تأکید کرد و توسعه زنجیره معدن را از محورهای مهم ارزآوری و تقویت اقتصاد کشور دانست.

اشاره به محدود بودن اکتشافات معدنی کشور و ظرفیت‌های مغفول این بخش نیز نشان می‌دهد که موضوع معدن در این موضع‌گیری، صرفاً یک فعالیت استخراجی تلقی نشده، بلکه در ارتباط با تولید، ارزش‌افزوده، صادرات و اقتصاد ملی مورد توجه قرار گرفته است.

این نگاه برای نماینده منطقه‌ای مانند مبارکه اهمیت مضاعف دارد؛ منطقه‌ای که هویت اقتصادی آن با صنعت، فولاد و زنجیره‌های تأمین مواد اولیه پیوند خورده است.

درک رابطه میان معدن و فولاد، خام‌فروشی و توسعه صنعتی، یا اکتشاف و ارزآوری، نیازمند نگاهی فراتر از مسائل روزمره و شناخت زنجیره‌های اقتصادی است. به همین دلیل، توجه به تکمیل زنجیره ارزش معدنی را می‌توان بخشی از یک رویکرد توسعه‌محور دانست؛ رویکردی که مسائل یک منطقه را در چارچوب ظرفیت‌های اقتصاد ملی می‌بیند.

در واقع، یکی از ویژگی‌های قابل مشاهده در این مجموعه فعالیت‌ها، جابه‌جایی میان دو سطح از نمایندگی است: از پیگیری یک مطالبه مشخص در شهرستان تا ورود به موضوعاتی که بر ساختار تولید و اقتصاد کشور اثر می‌گذارند.

نمایندگی به‌مثابه هنر برقراری ارتباط میان حوزه‌های متفاوت

اگر فعالیت‌های یادشده را در کنار یکدیگر قرار دهیم، به تصویری فراتر از مجموعه‌ای از دیدارها، مصاحبه‌ها و پیگیری‌های روزانه می‌رسیم.

در یک سو، مسئله آب و معیشت کشاورزان قرار دارد؛ در سوی دیگر، آینده شغلی دانشجویان و ارتباط دانشگاه با صنعت؛ و در سطحی گسترده‌تر، توسعه زنجیره ارزش معدن و تقویت صادرات غیرنفتی.

این حوزه‌ها در ظاهر متفاوت‌اند، اما یک نقطه مشترک دارند: هر سه به مسئله تولید و کیفیت زندگی اقتصادی جامعه مربوط می‌شوند.

تشخیص این پیوندها و حرکت میان سطوح مختلف مسئله، یکی از ظرفیت‌هایی است که می‌تواند در شیوه نمایندگی اهمیت پیدا کند. نماینده‌ای که بتواند زبان کشاورز، دانشجو، فعال صنعتی و مدیر اجرایی را بفهمد، امکان بیشتری برای انتقال دقیق‌تر مسائل میان این گروه‌ها و مراکز تصمیم‌گیری خواهد داشت.

البته ارزش چنین رویکردی در نهایت با استمرار پیگیری‌ها، کیفیت پاسخ دستگاه‌های مسئول و آثار عملی تصمیم‌ها سنجیده می‌شود؛ اما همین گستره ارتباطی و توجه به پیوند میان مسائل، خود موضوعی قابل بررسی در شناخت سبک نمایندگی است.

ویژگی متمایز؛ دیدن مسئله در ابعاد مختلف آن

در ارزیابی نمایندگان، معمولاً تعداد نطق‌ها، جلسات، بازدیدها و موضع‌گیری‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد؛ در حالی که شاید پرسش مهم‌تر این باشد که نماینده چگونه مسائل را می‌بیند و میان آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند.

آیا می‌تواند از یک مطالبه محلی، مسئله‌ای ساختاری را تشخیص دهد؟ آیا صدای گروه‌های مختلف جامعه را می‌شنود؟ آیا می‌تواند یک دغدغه دانشگاهی را به موضوعی مرتبط با سیاست صنعتی تبدیل کند؟ و آیا در کنار توجه به مسائل روزمره، تصویری از مسیرهای بلندمدت توسعه نیز در ذهن دارد؟

در نمونه‌های بررسی‌شده از فعالیت‌های زهرا سعیدی، می‌توان نشانه‌هایی از توجه به این ابعاد را مشاهده کرد. از سابقه توجه او به ارتباطات و روابط عمومی تا پیگیری مسائل کشاورزان، گفت‌وگو با دانشجویان و موضع‌گیری درباره زنجیره ارزش معدن، مجموعه‌ای از فعالیت‌ها شکل می‌گیرد که امکان تحلیل یک رویکرد ارتباطی و بین‌بخشی را فراهم می‌کند.

شاید مهم‌ترین نکته در این میان، خودِ شنیدن نباشد؛ بلکه توانایی تشخیص این باشد که هر صدا به کدام مسئله بزرگ‌تر اشاره می‌کند و برای رسیدگی به آن باید کدام ظرفیت اجرایی، قانونی یا کارشناسی فعال شود.

نمایندگی، زمانی از یک مسئولیت رسمی به یک نقش اثرگذار اجتماعی نزدیک می‌شود که میان مردم و ساختار تصمیم‌گیری، صرفاً مسیر انتقال پیام نباشد؛ بلکه فهم متقابل و امکان پیگیری شکل بگیرد.

در نهایت، آنچه از کنار هم قرار گرفتن این تجربه‌ها به چشم می‌آید، تصویری از نمایندگی است که می‌کوشد میان حوزه‌های متفاوت جامعه پل بزند؛ از زمین‌های کشاورزی تا کلاس‌های دانشگاه، از کارخانه و معدن تا میزهای تصمیم‌گیری اقتصادی.

شاید هنر اصلی یک نماینده نیز همین باشد: دیدن آنچه در پس مسائل پراکنده پنهان است، شنیدن صداهایی که هر یک از گوشه‌ای از جامعه برمی‌خیزند و فهمیدن اینکه چگونه می‌توان آن‌ها را به یک مسیر مشترک برای حل مسئله پیوند داد.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین