-

همگرایی معماری و فرم انسانی

در ادینبورگ، در کناره ی رودی به نام آب لیت، شش تندیس برنزی پرآوازه به نام «۶ زمان » در میان پلها ایستاده‌اند و با نگاهی رازآلود به پایین آبراه شهری خیره شده‌اند.در لیورپول نیز «جایی دیگر» که ۱۰۰ تندیس در اندازه واقعی است از ۱۷ قالب ساخته شده اند؛ هنرمند آنتونی گورملی این قالب‌ها را از بدن خود گرفته؛ این تندیس‌های همیشگی در ساحل کرازبی گذاشته شده‌اند. این چنین، هنرمند ده‌ها چیدمان دایمی در سراسر بریتانیا و جهان دارد که بیشتر آنها با کناره‌های ساحلی، پارکها و مکانهای تاریخی در همکنشی هستند.

همگرایی معماری و فرم انسانی

گورملی مدتهاست که شیفته ی پیوند بین انسانها، چشم‌انداز و محیط شده است. گرچه بسیاری از تندیس‌های فیگوراتیو او انحناهای طبیعی، ماهیچه‌ای و مقیاسی واقعی را حفظ می‌کنند و نگاه می‌دارند، او همچنین به سرزمین انتزاع هم گام می‌گذارد و عنصرها و کنشگرهای کوبیستی و بروتالیسم را در شکل‌های هندسی و سه بعدی می‌گنجاند. با وجود بلوکی بودن آنها از جنس مواد سخت مانند بتن و فولاد، کارهای او به هیچ روی بی‌روح و جان نیستند. تازه‌ترین نمایشگاه انفرادی گورملی، «ساختمانهای بدن» در گالریا کانتینوا در پکن، از نوامبر ۲۰۲۴ و آوریل ۲۰۲۵ برگزار شد و اساس یک مونوگرافی نوین با همین نام را می‌سازد. این کتاب قرار است بزودی در ۷ اکتبر چاپ شود.گورملی با بهره بردن از خاک رس و آهن برای قطعه هایی مانند « جای استراحت ۲» و «پشت بند»، موادی را که بیشتر در ساخت‌وساز به شکل آجر یا چارچوبهای زاویه دار یافت می‌شوند، بکار می‌گیرد. او رویکرد خود را ابزاری برای «اندیشیدن و حس بدن در این شرایط» توصیف می‌کند. چه روی زمین در موقعیت‌های گوناگون چیده شده باشند و چه به دیوارها تکیه داده باشند، فیگورهای او همزمان آزاد از معماری اما به آن متصل هستند. برای نمونه، «پشت بند» ما را بر آن می‌دارد که بپرسیم آیا دیوار، شخص را نگه می‌دارد یا دیوار کس را. در پژوهش تازه‌ای که در مجله بادی بیلدینگز چاپ شده است، همکاری گورملی با چین را در سه دهه ی را گذشته بررسی کرده و مقاله‌ای تصویری از این هنرمند، همکاری و همیاری‌های او با منطقه را دنبال می‌کند؛ همچنین عکس‌های آرشیوی دیده نشده‌ای را با خوانندگانش در میان می‌گذارد؛ مستند سفر تحقیقاتی او در سال ۱۹۹۵، جایی که او از ارتش شگفت‌انگیز جنگجوهای سفالی در آرامگاه کین شی هوانگ در شی‌آن بازدید کرد. برای خواندن این مقاله می‌توان از سایت هنری هنرمند بازدید کرد.

روشنگری چرخه جاودان طبیعت

مارتین ویتفوت در نقاشی‌های بزرگ رنگ روغن بزرگ از موجودهایی نیرومند و درخشان، از چرخه‌ها و نیروهای جاودانه طبیعت می‌گوید؛ جریان والای جان و زندگی را بررسی می‌کند و می‌ستاید. این هنرمند بیشتر با نقش‌های مبهم و فضایی خود از جانورهای وحشی در محیط‌های آرمان شهری شناخته می‌شود، تکنیک‌های نقاشی سنتی اروپایی را با دغدغه‌های انتقادی معاصر پیرامون تاثیر انسان بر محیط‌زیست در هم می‌آمیزد. نمایشگاه انفرادی ویتفوت، «خدای زمین» در گالری کوری هلفورد، ۱۹ نقاشی رنگ روغن تازه را روی بوم، پارچه کتان یا پنل‌های چوبی به نمایش می‌گذارد. برخی قطر ۱۸ تا ۲۴ اینچ هستند، در حالی که برخی دیگر، مانند «دوئل»، یک نقاشی که ۱۲ فوت عرض هستند و اندازه ی بزرگی دارند. اسب نر چون تجسم منظمی از نیروهای چهار اخشیج نمود می‌یابد، مانند « آتش» یا «هوا»، که در آن اسبهایی نیرومند ساخته شده از سنگ مذاب یا ابرهای بخار به حالت برج مانند عقب می‌روند.نام نمایشگاه به معنای «خدایی از زمین» است. شاید اشاره‌ای به واگویه‌ای یونانی و رومی باستان باشد که ابزاری دراماتیک یا ادبی را توصیف می‌کند که در آن یک شخصیت یا یک «خدا» برای چاره جویی یک درگیری حل‌ناشدنی درون داستان پا می‌گذارد.ویت‌فوت این مفهوم را به طبیعت و نیروهای بنیادی زمین - آب و هوا، مدارها، فصول، زندگی، آب - برمی‌گرداند تا ریتم‌های چرخه‌ای و خودپایدار را وابکاود. در آغاز، ویتفوت بر پیوند پرتنش بین انسان و طبیعت تمرکز داشت، که اثر آن با نمای توده‌هایی از پلاستیک یا تنه‌های بریده‌ شده‌ی درخت‌ها آشکار می‌شد. هم اکنون اما، او بر جنبه‌های غریزی و پایدار طبیعت درنگ می‌کند - «ریتم‌های باستانی و کهن که به ناخواست آشفتگی‌های امروزی انسانی ما چیره هستند». کیوریتور گالری چنین می‌افزاید: در زمانه‌ی دگرگونی‌های ژرف فرهنگی و زیست‌محیطی، این نقاشی‌ها فراخوانی برای گواهی، یادآوری و شاید بهبودی به‌دست مردم می‌دهند.

 

نوشته کیت موث

برگردان مهتاب خطیر

برگرفته از www.thisiscolossal.com

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین