-
در بررسی صمت از چالش‌های قانونی کارآفرینی مطرح شد

قوانین کار؛ دست‌وپاگیر یا حامی؟

کارآفرینی فراتر از راه‌اندازی یک کسب‌وکار، شیوه‌ای نوین از تفکر و عمل در دنیای پرتلاطم امروز است. این پدیده، موتور محرکه رشد اقتصادی و پاسخگوی چالش‌های اجتماعی از طریق نوآوری و خلق ارزش است. اما موفقیت آن تنها به ایده و تلاش کارآفرین وابسته نیست؛ قوانین و مقررات نیز نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کنند. در ایران، عدم‌تعادل میان حمایت از کارفرما و کارگر و ناهماهنگی قوانین سنتی با اقتصاد دیجیتال، چالش‌های عمده‌ای پیش‌روی کارآفرینی و امنیت شغلی ایجاد کرده است.

قوانین کار؛ دست‌وپاگیر یا حامی؟

 

 

عرفان حمزه

مفهوم چندبعدی کارآفرینی

کارآفرینی مفهومی چندبعدی است که در اقتصاد، مدیریت، جامعه‌شناسی و حتی فلسفه اجتماعی جایگاهی مهم دارد. به‌طور ساده، کارآفرینی به فرآیندی گفته می‌شود که در آن فرد یا گروهی با شناسایی یک فرصت، طراحی راه‌حلی نو و بسیج منابع، کسب‌وکاری یا فعالیتی ارزش‌آفرین ایجاد می‌کنند. اما این تعریف فشرده، عمق پدیده را نشان نمی‌دهد، زیرا کارآفرینی فقط «راه‌اندازی کسب‌وکار» نیست، بلکه نوعی شیوه مواجهه با جهان، با عدم‌قطعیت و امکان‌های نو است.

از نظر اقتصادی، کارآفرین کسی است که عوامل تولید (زمین، کار، سرمایه و دانش) را به شیوه‌ای تازه ترکیب می‌کند تا ارزش جدیدی بیافریند. جوزف شومپیتر، اقتصاددان مشهور، کارآفرین را عامل «تخریب خلاق» می‌دانست. کسی که با نوآوری‌های خود، ساختارهای قدیمی بازار را بر هم می‌زند و ساختارهای جدید می‌سازد. برای مثال، ظهور تاکسی‌های اینترنتی بسیاری از الگوهای سنتی حمل‌ونقل شهری را دگرگون کرد. در این نگاه، کارآفرینی موتور پویایی اقتصاد و رشد بلندمدت است.

یکی از عناصر مرکزی کارآفرینی، «فرصت‌شناسی» است. فرصت معمولا جایی پدیدار می‌شود که نیازی برآورده نشده، مشکلی حل نشده یا ناکارآمدی‌ در بازار وجود دارد. کارآفرینان موفق اغلب مشاهده‌گران دقیقی هستند؛ به زندگی روزمره نگاه می‌کنند و می‌پرسند «چه چیزی می‌تواند بهتر شود؟». عنصر دوم، نوآوری است. نوآوری الزاما به‌معنای اختراع فناوری پیچیده نیست. گاهی نوآوری در مدل کسب‌وکار، شیوه توزیع، تجربه مشتری یا ترکیب خدمات است.

ریسک‌پذیری نیز مولفه مهمی است. کارآفرین در شرایط عدم‌قطعیت تصمیم می‌گیرد؛ یعنی آینده دقیقا قابل‌پیش‌بینی نیست. با این حال، کارآفرینی قمار کورکورانه نیست. کارآفرینان موفق با تحقیقات بازار، اجرای آزمایشی، شروع کوچک (حداقل محصول پذیرفتنی یا MVP) و یادگیری تدریجی ریسک را مدیریت می‌کنند.

مهارت‌های کارآفرینانه ترکیبی از مهارت‌های سخت و نرم است. از یک‌سو، سواد مالی، شناخت بازار، برنامه‌ریزی و مدیریت عملیات اهمیت دارد و از سوی دیگر، مهارت‌هایی مانند ارتباط موثر، مذاکره، رهبری تیم، تاب‌آوری روانی و یادگیری مداوم حیاتی است. بسیاری از ایده‌های خوب به‌دلیل ضعف در اجرا یا تیم‌سازی شکست می‌خورند. به‌همین دلیل، کارآفرینی بیشتر یک «فرآیند اجرایی» است تا صرفا یک «ایده درخشان».

اکوسیستم کارآفرینی نیز نقش تعیین‌کننده در روند موفقیت یا عدم‌موفقیت کارآفرینی دارد. دسترسی به سرمایه، قوانین حمایتی، فرهنگ پذیرش شکست، دانشگاه‌ها، شتاب‌دهنده‌ها و شبکه‌های حرفه‌ای می‌توانند موفقیت کارآفرینان را تسهیل یا دشوار کنند. کشورها و شهرهایی که اکوسیستم فعال‌تری دارند، معمولا نرخ بالاتری از شکل‌گیری استارت‌آپ‌ها و کسب‌وکارهای نو دارند.

 

کارآفرینی و قانون کار

قوانین و مقررات هر کشور بخشی از ساختار نهادی آن جامعه‌ هستند و به‌طورمستقیم بر امکان، انگیزه و جهت‌گیری کنش کارآفرینانه اثر می‌گذارند. کارآفرینی ذاتا با عدم‌قطعیت، نوآوری و تخصیص منابع در شرایط ریسک همراه است؛ بنابراین کارآفرین پیش از هر چیز به افقی نسبتا قابل‌پیش‌بینی نیاز دارد تا بتواند درباره آینده تصمیم بگیرد. قوانین دقیقا همین افق را شکل می‌دهند؛ آنها مشخص می‌کنند چه کاری مجاز است، چه هزینه‌ای دارد، چه حمایتی وجود دارد و در صورت شکست، چه پیامدی در انتظار فرد است. از این منظر، قانون نه صرفا محدودکننده، بلکه تعیین‌کننده «قواعد بازی» اقتصادی است.

یکی از نخستین نقاط تماس کارآفرین با نظام حقوقی، مرحله راه‌اندازی کسب‌وکار است. سهولت ثبت شرکت، شفافیت مجوزها و کوتاه‌ بودن فرآیندهای اداری، هزینه‌های ورود به بازار را کاهش می‌دهد و مانع اتلاف سرمایه و زمان می‌شود. هرچه این مسیر پیچیده‌تر و مبهم‌تر باشد، احتمال دارد افراد یا از ایده خود صرف‌نظر کنند یا فعالیت را به بخش غیررسمی منتقل کنند؛ وضعیتی که هم برای اقتصاد کلان زیانبار و هم برای کارآفرین، ناامن است.

قوانین مالیاتی نیز نقش مهمی در ساختار انگیزشی دارند. کارآفرین معمولا در سال‌های نخست با عدم‌ثبات درآمدی روبه‌روست؛ اگر نظام مالیاتی این وضعیت را درک نکند و فشار زودهنگام وارد کند، بقای کسب‌وکارهای نوپا دشوار می‌شود. در مقابل، معافیت‌ها یا مشوق‌های هدفمند برای استارت‌آپ‌ها و فعالیت‌های نوآورانه می‌تواند ریسک اولیه را جبران و انگیزه خلق ارزش جدید را تقویت کند. در اینجا قانون به ابزاری سیاست‌گذارانه برای جهت‌دهی به نوآوری بدل می‌شود.

بعد دیگر، حقوق مالکیت و اجرای قراردادهاست. کارآفرینی اغلب مبتنی بر همکاری، جذب سرمایه و توافق‌های پیچیده است. اگر نظام قضایی کند یا غیرقابل‌پیش‌بینی باشد، اعتماد میان بازیگران کاهش می‌یابد و هزینه‌های احتیاطی بالا می‌رود. همچنین حفاظت متعادل از مالکیت فکری به نوآور اطمینان می‌دهد که از منافع ایده خود بهره‌مند می‌شود، بی‌آنکه جریان دانش در جامعه کاملا مسدود شود.

نهایتا، قوانین ورشکستگی بر فرهنگ ریسک اثر عمیق دارند. اگر شکست اقتصادی به حذف طولانی‌مدت فرد از فعالیت رسمی منجر شود، افراد محافظه‌کار می‌شوند. اما نظام‌هایی که امکان بازسازی و «شروع دوباره» می‌دهند، شکست را به تجربه یادگیری تبدیل می‌کنند. در کل می‌توان گفت قوانین از طریق کاهش یا افزایش عدم‌قطعیت، شکل‌دهی به انگیزه‌ها و تعیین هزینه‌های مبادله، بر کارآفرینی اثر می‌گذارند. محیط حقوقی مطلوب برای کارآفرینی نه بی‌قانونی، بلکه شفافیت، ثبات و قابلیت پیش‌بینی است؛ یعنی جایی که کنش خلاق بتواند بر محاسبه‌ای معقول از آینده تکیه کند.

 

اثر قوانین بر کارآفرینی در ایران

عدم‌توازن نهادی میان حمایت از کارفرما و کارگر، به یکی از موانع رشد کارآفرینی و در عین حال تهدیدی برای امنیت شغلی نیروی کار تبدیل شده است.

فرشاد اسماعیلی، کارشناس حوزه حقوق کارگر، در گفت‌وگو با صمت در تشریح وضعیت فعلی تنظیم‌گری در بازار کار گفت: در سال‌های اخیر نهادهای متعددی با هدف تسهیل کسب‌وکار و رفع موانع تولید شکل گرفته‌اند، اما تمرکز آنها بیشتر بر ضلع کارفرمایی بوده و در مقابل، نهادهای حمایتی کارگری تضعیف شده‌اند.

اسماعیلی بااشاره به تغییر نقش نهادهای تصمیم‌گیر در حوزه کار اظهار کرد: در حالی که به‌طورسنتی مجلس و شورای‌عالی کار نقش محوری در تنظیم روابط کار داشتند، امروز بخشی از تصمیم‌سازی‌ها به شوراها و کمیسیون‌هایی منتقل شده که ماموریت اصلی‌شان تسهیل فضای کسب‌وکار است. به‌گفته او، این جابه‌جایی باعث شده وزن حمایت از کارفرما بیشتر شود و نمایندگان کارگری نقش کمتری در فرآیندهای سیاست‌گذاری داشته باشند.

 وی افزود: نهادهایی مانند تشکل‌های کارگری مستقل یا سندیکاها که می‌توانند نقش موازنه‌گر داشته باشند، از قدرت و نفوذ کافی برخوردار نیستند و همین مسئله عدم‌توازن در روابط کار را تشدید کرده است.

دوگانه حمایت و بازدارندگی در قانون کار

این کارشناس حوزه حقوق کارگری با بیان اینکه قانون کار ذاتا فلسفه حمایتی دارد، گفت: قانون کار از یک‌سو باید از نیروی کار در برابر قدرت اقتصادی کارفرما حمایت کند، اما از سوی دیگر، اگر بیش از حد سختگیرانه باشد، می‌تواند به مانع سرمایه‌گذاری و تولید تبدیل شود.

وی مشکل اصلی را نبود سیاست‌گذاری اجتماعی منسجم و فقدان نهادهای گفت‌وگومحور دانست که بتوانند میان منافع دوطرف تعادل ایجاد کنند.

 به‌گفته اسماعیلی، نتیجه این وضعیت، نوعی عدم‌توازن ساختاری است که هم کارگر و هم کارفرما را با نااطمینانی مواجه می‌کند.

چالش قوانین سنتی در اقتصاد دیجیتال

اسماعیلی با تاکید بر تحول ماهیت کار در سال‌های اخیر توضیح داد: بخش بزرگی از نوآوری و کارآفرینی امروز در اقتصاد دیجیتال و پلتفرمی شکل می‌گیرد، اما قوانین کار و بیمه ما برمبنای الگوی سنتی کارگاه، کارفرمای ثابت و کارگر دائمی نوشته شده‌اند. به‌گفته او، این ناهماهنگی باعث شده است بسیاری از کسب‌وکارهای نوپا در چارچوب‌های موجود دچار مشکل شوند.

 وی پیشنهاد کرد: برای کسب‌وکارهای مجازی و پلتفرمی، قوانین مستقل و متناسب طراحی شود؛ قوانینی که هم حداقل‌های حمایتی را تضمین کند و هم هزینه‌های غیرقابل‌تحمل بر کارآفرین تحمیل نکند.

اثر مقررات بر هزینه و بهره‌وری

این کارشناس تصریح کرد: مقررات روشن می‌تواند به کاهش اختلافات کارگری و دعاوی در مراجع حل اختلاف کمک کند، زیرا وقتی تکلیف دوطرف مشخص باشد، زمینه تعارض کمتر می‌شود. وی همچنین وجود چارچوب حقوقی شفاف را عاملی برای افزایش رضایت، بهره‌وری و وفاداری نیروی کار دانست.

در عین حال هشدار داد تعدد مقررات کار، مالیات و بیمه در حوزه اقتصاد جدید می‌تواند هزینه شروع و اداره کسب‌وکار را بالا ببرد و انعطاف استخدام و اخراج را کاهش دهد. به‌گفته او، این وضعیت گاهی کارفرمایان را به‌سمت کوچک‌ ماندن و پرهیز از توسعه سوق می‌دهد.

سه‌ضلعی کارگر، پلتفرم و کارفرما

اسماعیلی وضعیت فعلی اقتصاد پلتفرمی را نوعی رابطه سه‌ضلعی میان نیروی کار، پلتفرم و کارفرما توصیف کرد و گفت: پلتفرم‌ها معمولا خود را واسطه می‌دانند و نمی‌خواهند تعهدات کارفرمایی بپذیرند، در حالی که نیروی کار به‌دنبال امنیت شغلی، بیمه و خدمات درمانی است. او افزود: بسیاری از نیروهای متخصص به‌صورت همزمان با چند پلتفرم کار می‌کنند و الگوی شغل تمام‌وقت سنتی درباره آنها صدق نمی‌کند.

حرکت به‌سوی مدل بینابینی

به‌گفته این کارشناس، بسیاری از کشورها به‌سمت مدل‌های بینابینی رفته‌اند؛ مدل‌هایی که نه کاملا بر الگوی کارگر دائمی متکی است و نه نیروی کار را کاملا مستقل و بی‌پوشش رها می‌کند. در این الگوها حداقلی از حمایت‌های اجتماعی مانند بیمه حوادث و بیکاری وجود دارد، اما تعهدات دائمی کلاسیک کاهش می‌یابد.

 اسماعیلی تاکید کرد: دولت‌ها می‌توانند با سیاست‌های حمایتی از هر دو سوی رابطه کار، فضا را از دوگانه کارگرـ کارفرما خارج کنند و به‌سمت حمایت همزمان از اشتغال و کارآفرینی بروند. به‌گفته او، در چنین شرایطی بنگاه‌ها انگیزه بیشتری برای بزرگ‌ شدن و رسمی ‌کردن استخدام‌ها خواهند داشت و نیروی کار نیز از ثبات بیشتری برخوردار می‌شود.

این کارشناس حوزه حقوق کارگری در نهایت چالش اصلی را یافتن تعادلی میان رشد استارت‌آپ‌ها و تامین امنیت نیروی کار دانست؛ تعادلی که به‌گفته او بدون بازنگری در قوانین کار و بیمه و تقویت گفت‌وگوی اجتماعی میان دولت، کارگران و کارفرمایان دست‌یافتنی نخواهد بود.

سخن پایانی:

کارآفرینی، موتور تحول اقتصادی و اجتماعی است که از فرصت‌شناسی، نوآوری و ریسک‌پذیری هوشمندانه سرچشمه می‌گیرد، اما شکوفایی آن در گرو وجود اکوسیستمی بالنده و قوانینی شفاف و متوازن است. در ایران، چالش اصلی، عدم‌تعادل میان حمایت از کارآفرین و نیروی کار و کهنگی قوانین در مواجهه با اقتصاد پلتفرمی است. حل این معضل، مستلزم بازنگری در مقررات، تقویت گفت‌وگوی اجتماعی و طراحی چارچوب‌های حقوقی انعطاف‌پذیر است تا هم از نوآوری حمایت شود و هم امنیت شغلی تامین گردد.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

پخش زنده

آخرین اخبار

پربازدیدترین