-

بازنشستگی پایان خدمت است، نه پایان تجربه

علا مینایی، کارشناس حقوق

سال‌ها فعالیت در سازمان تأمین اجتماعی، صرفا یک سابقه استخدامی نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از دانش، تجربه، شناخت قوانین و بخشنامه‌ها، فرآیندهای اداری، شیوه رسیدگی به پرونده‌ها و شناخت ساختار تصمیم‌گیری سازمان را ایجاد می‌کند. این سرمایه تخصصی پس از بازنشستگی نیز باقی می‌ماند و طبیعی است که بازنشسته بخواهد از دانش و تجربه خود در فعالیت حرفه‌ای استفاده کند. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که بازنشسته سازمان، پس از پایان خدمت، وارد فعالیت حرفه‌ای در پرونده‌هایی شود که یک طرف آن سازمان سابق خود است؛ به‌ویژه در پرونده‌های بیمه‌ای، مطالبات و هیأت‌های تشخیص مطالبات که گاه با مبالغ قابل توجهی سروکار دارد.

بازنشستگی پایان خدمت است، نه پایان تجربه

در اینجا بحث بر سر ممنوع کردن فعالیت حرفه‌ای بازنشستگان نیست؛ بلکه سخن از مدیریت تعارض منافع است. همان‌گونه که در برخی مشاغل حساس، از جمله درباره اشتغال قضات بازنشسته، اصل استفاده از تجربه حرفه‌ای پذیرفته شده اما برای آن شرایط و محدودیت‌هایی در نظر گرفته شده است، به نظر می‌رسد در سازمان تأمین اجتماعی نیز باید میان «تجربه حرفه‌ای» و «امتیاز ناشی از موقعیت سابق» تفکیک روشنی ایجاد شود.

بر این اساس، پیشنهاد می‌شود سازمان تأمین اجتماعی آیین‌نامه جامع مدیریت تعارض منافع پس از خدمت را تدوین کند؛ آیین‌نامه‌ای که هم حقوق بازنشستگان را حفظ کند و هم اعتماد عمومی به سلامت رسیدگی‌ها را افزایش دهد.

مهم‌ترین اصول پیشنهادی عبارت است از:

۱. اصل آزادی فعالیت حرفه‌ای

بازنشسته سازمان اصولا حق دارد از دانش و تجربه خود در حوزه تأمین اجتماعی استفاده کند و صرف بازنشستگی نباید موجب محرومیت او از فعالیت حرفه‌ای شود.

۲. محدودیت زمانی و جغرافیایی

بازنشسته برای مدت معین، مثلا یک تا سه سال متناسب با سطح مسئولیت، در همان حوزه جغرافیایی که در آن خدمت کرده است، از پذیرش و پیگیری پرونده‌های علیه سازمان محدود شود.

به‌عنوان مثال، مدیری که در تهران بازنشسته شده، در دوره محدودیت نتواند در پرونده‌های مرتبط با سازمان در حوزه تهران فعالیت کند؛ اعم از اینکه موکل او کارفرما، کارگر، بازنشسته یا بیمه‌شده باشد. زیرا موضوع، شخص موکل نیست؛ بلکه جلوگیری از بهره‌گیری از شناخت و ارتباطات سازمانی و محلی دوران خدمت است.

۳. محدودیت برای مدیران و مسئولان حساس

هرچه سطح مسئولیت فرد در دوران خدمت بالاتر بوده باشد، دوره محدودیت نیز متناسب با آن افزایش یابد؛ به‌ویژه برای مدیران ارشد، رؤسای شعب، مسئولان واحدهای درآمد و افرادی که اختیار تصمیم‌گیری یا دسترسی گسترده به اطلاعات داشته‌اند.

۴. ممنوعیت ورود به پرونده‌های سابق

بازنشسته نباید پرونده‌ای را که شخصاً در دوران خدمت در رسیدگی، تصمیم‌گیری، وصول مطالبات یا دفاع از آن دخالت داشته است، پس از بازنشستگی در طرف مقابل پیگیری کند.

۵. ممنوعیت استفاده از اطلاعات غیرعمومی

اطلاعات محرمانه، سوابق پرونده‌ها، اطلاعات مالی و اداری و هر اطلاعاتی که فرد صرفاً به سبب سمت سازمانی به آن دسترسی پیدا کرده، نباید پس از بازنشستگی برای کسب منفعت حرفه‌ای مورد استفاده قرار گیرد.

۶. ممنوعیت اعمال نفوذ و استفاده از ارتباطات سابق

ارتباط با مدیران و کارکنان سابق یا فعلی سازمان نباید وسیله‌ای برای ایجاد امتیاز در رسیدگی به پرونده‌ها باشد. ملاک باید قانون، اسناد و دفاعیات طرفین باشد، نه سابقه آشنایی با کارکنان سازمان.

۷. اعلام تعارض منافع

بازنشسته‌ای که پرونده‌ای علیه سازمان را می‌پذیرد، در صورت ارتباط پرونده با حوزه یا مسئولیت سابق خود، مکلف به اعلام این موضوع باشد تا امکان بررسی وجود تعارض منافع فراهم شود.

۸. ایجاد مرجع مستقل برای تشخیص تعارض منافع

تشخیص تعارض منافع نباید صرفا به مدیر همان واحد واگذار شود؛ بلکه کمیته‌ای مشخص و بی‌طرف می‌تواند درباره وجود یا عدم وجود تعارض تصمیم‌گیری کند.

۹. حمایت از انتقال تجربه بازنشستگان

در مقابل، سازمان باید از تجربه بازنشستگان متخصص در آموزش، انتقال دانش، مشاوره و تربیت نیروهای جدید استفاده کند؛ زیرا بازنشسته متخصص، سرمایه انسانی سازمان است و نباید تجربه او از چرخه مدیریت کشور خارج شود.

بنابراین، راه‌حل نه حذف بازنشستگان از فعالیت حرفه‌ای است و نه رها کردن این عرصه بدون ضابطه؛ بلکه تعیین یک خط‌مشی روشن، شفاف و قابل اجراست.

بازنشسته‌ای که سه دهه در تأمین اجتماعی خدمت کرده، حق دارد از تجربه خود ارتزاق کند؛ اما همان تجربه نباید در پرونده‌ای علیه سازمان، به مزیتی تبدیل شود که سایر وکلا و مشاوران از آن برخوردار نیستند.

از سوی دیگر، سازمان نیز نباید از تجربه نیروهای باسابقه محروم شود. اگر قواعد روشن باشد، هم بازنشسته با آرامش و اعتبار حرفه‌ای فعالیت خواهد کرد و هم سازمان از شائبه تبعیض، اعمال نفوذ و تعارض منافع مصون خواهد ماند.

تأمین اجتماعی برای صیانت از منابع خود تنها به کنترل تخلف نیاز ندارد؛ بلکه باید پیش از شکل‌گیری تعارض، برای آن قاعده وضع کند.

قاعده‌ای که نه بازنشسته را تنبیه کند و نه سازمان را از تجربه او محروم سازد؛ بلکه میان حق فعالیت حرفه‌ای بازنشسته و ضرورت سلامت و بی‌طرفی رسیدگی‌ها تعادل برقرار کند.

این همان نقطه‌ای است که «مدیریت تعارض منافع» از یک شعار، به یک ابزار واقعی برای حکمرانی شفاف تبدیل می‌شود.

منبع: صمت

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین