-
۸۱ سال پس از نخستین انفجار هسته‌ای تاریخ

هیروشیما؛ شهری که در یک صبح ناپدید شد

صبح ۶ اوت ۱۹۴۵، هیروشیما مثل هر روز آغاز شد، قطارها حرکت کردند، مغازه‌ها باز شدند، کودکان به مدرسه رفتند و کارمندان پشت میزهایشان نشستند. ساعت از ۸ صبح گذشته بود که هواپیمایB-29 آمریکایی، موسوم به «انولا گی»، بر فراز شهر ظاهر شد. چند دقیقه بعد، بمب «پسر کوچک» در ارتفاعی حدود ۶۰۰ متری منفجر شد. انفجاری با قدرت تقریبی ۱۵ کیلوتن معادل TNT که در چند ثانیه بخش بزرگی از شهر را به آتش و خاکستر تبدیل کرد.

 هیروشیما؛ شهری که در یک صبح ناپدید شد

آن روز، فقط یک شهر ژاپنی هدف قرار نگرفت؛ جهان وارد دوره‌ای شد که در آن نابودی یک شهر می‌توانست به تصمیم چند نفر، محاسبه چند مهندس و فشردن چند کلید وابسته باشد. هیروشیما هنوز در میان آمارها زنده است؛ در سوختگی‌ها، در باران سیاه در بدن‌های بی‌نام و در پرسشی که پاسخی قطعی ندارد، آیا پایان جنگ، هرگز می‌تواند نابودی یک شهر غیرنظامی را توجیه کند؟

بمبی که قرار بود جنگ را تمام کند

در تابستان ۱۹۴۵، اروپا از جنگ خارج شده بود اما اقیانوس آرام همچنان شعله‌ور بود. ژاپن شکست‌های سنگینی متحمل شده بود، با این حال تسلیم نشده بود. نبردهای ایووجیما و اوکیناوا به فرماندهان آمریکایی نشان داده بود که حمله زمینی به جزایر اصلی ژاپن احتمالا با تلفات بسیار گسترده همراه خواهد شد. در اوکیناوا هم نظامیان و هم غیرنظامیان هزینه‌ای سنگین پرداخته بودند و چشم‌انداز اشغال مستقیم ژاپن برای آمریکا کابوسی نظامی و لجستیکی بود.

در چنین فضایی، دولت آمریکا تصمیم گرفت از سلاحی استفاده کند که پروژه ساخت آن سال‌ها در پشت دیوارهای امنیتی پنهان مانده بود: پروژه منهتن. دانشمندانی از آمریکا، بریتانیا و کانادا روی ساخت نخستین بمب اتمی کار کرده بودند.

 در ۱۶ ژوئیه ۱۹۴۵، آزمایش ترینیتی در صحرای نیومکزیکو موفقیت‌آمیز بود و نشان داد که انرژی هسته‌ای می‌تواند از آزمایشگاه بیرون بیاید و به ابزار جنگ تبدیل شود.

برای هیروشیما، بمبی با نام «پسر کوچک» آماده شد؛ سلاحی حدود ۳ متر طول و نزدیک به چهار هزار کیلوگرم وزن که از اورانیوم ۲۳۵ استفاده می‌کرد. سازوکار آن بر پایه نزدیک کردن دو بخش جدا از ماده شکافت‌پذیر و ایجاد واکنش زنجیره‌ای بود. ظاهرش شبیه یک محفظه فلزی بزرگ بود، اما درون آن، فناوری‌ای قرار داشت که می‌توانست در کسری از ثانیه نظم یک شهر را از هم بپاشد. هیروشیما قرار بود آزمایشگاه نبود اما عملا به بزرگ‌ترین آزمایش میدانی تاریخ بشر تبدیل شد.

۸:۱۵؛ وقتی نور از خورشید جلو زد

بمب در ساعت ۸:۱۵ صبح بر فراز هیروشیما منفجر شد. انفجار هوایی برای آن انتخاب شده بود که موج فشار و حرارت در بیشترین سطح ممکن پخش شود. در مرکز انفجار، دما به چند میلیون درجه رسید. گلوله آتشین شکل گرفت، موج فشار با سرعتی عظیم در خیابان‌ها دوید و ساختمان‌هایی که تصور می‌شد در برابر بمباران‌های معمولی دوام بیاورند، در چند لحظه فرو ریختند.

آدم‌ها در نزدیکی مرکز انفجار تقریبا هیچ فرصتی نداشتند. برخی در همان لحظه جان باختند، برخی زیر آوار ماندند و برخی بر اثر حرارت شدید سوختند. آثار بدن قربانیان روی دیوارها و سطوح سنگی باقی ماند؛ سایه‌هایی که در واقع، آخرین ردپای انسان‌هایی بودند که یک لحظه پیش در آنجا حضور داشتند. در فاصله‌های دورتر، هزاران نفر با سوختگی‌های عمیق، شکستگی، نابینایی، جراحات ناشی از شیشه و آوار و شوک شدید مواجه شدند اما بمب فقط با نور و موج فشار نمی‌کشت. تابش گاما و نوترون، بی‌صدا از بدن‌ها عبور می‌کرد و آسیب خود را در سلول‌ها به جا می‌گذاشت. بسیاری از بازماندگان، در ساعات نخست هنوز زنده بودند و حتی توان حرکت داشتند اما روزها بعد دچار تب، تهوع، خونریزی و ضعف شدید شدند. شهر در ظاهر ویران شده بود، اما فاجعه واقعی تازه داشت وارد مرحله دوم خود می‌شد: مرگی آهسته، نامرئی و ناشناخته که نه صدای انفجار داشت و نه چهره مشخص.

قربانیانی که در آمار جا نمی‌شوند

محاسبه تعداد قربانیان هیروشیما ساده نیست. بسیاری از اسناد شهری از میان رفت، شمار زیادی از اجساد قابل شناسایی نبودند و بخشی از مرگ‌ها هفته‌ها و ماه‌ها بعد رخ داد. برآوردهای تاریخی نشان می‌دهد حدود ۷۰ هزار نفر در ساعات و روزهای نخست جان باختند. تا پایان سال ۱۹۴۵، شمار قربانیان احتمالا به حدود ۹۰ تا ۱۰۰ هزار نفر رسید. برخی برآوردهای گسترده‌تر، با احتساب مرگ‌های ناشی از بیماری پرتوی و پیامدهای بعدی، رقم قربانیان را تا حدود ۱۴۰ هزار نفر می‌دانند.

در این فهرست، فقط سربازان دیده نمی‌شوند؛ کودکان، زنان، سالمندان، کارگران، دانش‌آموزانی که برای کار اجباری بسیج شده بودند، کارکنان ادارات، بیماران بیمارستان‌ها و اتباع خارجی نیز حضور دارند. هیروشیما یک مرکز نظامی و ارتباطی مهم بود، اما شهر، پیش از هر چیز، خانه انسان‌ها بود. تصمیمی که روی نقشه با چند خط و چند مختصات مشخص می‌شد، در زمین به سوختن خانه‌ها، از بین رفتن خانواده‌ها و ناپدید شدن محله‌ها انجامید.

پس از انفجار، ابری عظیم از خاکستر، دوده، بقایای ساختمان‌ها و ذرات رادیواکتیو بالا رفت و بارشی تیره و چسبناک بر بخش‌هایی از شهر فرود آمد؛ پدیده‌ای که بعدها «باران سیاه» نام گرفت. مردم تشنه بودند و نمی‌دانستند آب باریده‌شده می‌تواند آلوده باشد. گروه‌هایی برای پیدا کردن اعضای خانواده وارد شهر شدند و بدون آنکه در لحظه انفجار در مرکز حادثه باشند، در معرض پرتو و آلودگی قرار گرفتند. هیروشیما فقط آن‌هایی را که در شهر بودند قربانی نکرد؛ هرکس برای نجات دیگری وارد ویرانه‌ها شد، ممکن بود سهمی از فاجعه را با خود به خانه ببرد.

بیماری پرتوی؛ مرگی که دیرتر رسید

بازماندگان بمباران، در ژاپن با عنوان «هیبا کوشا» شناخته شدند؛ انسان‌هایی که از انفجار جان سالم به در بردند، اما زندگی‌شان هرگز به وضعیت پیشین بازنگشت. سندروم حاد پرتوی با علائمی مانند تهوع، تب، اسهال، خونریزی، ریزش مو و ضعف شدید سیستم ایمنی خود را نشان می‌داد. مغز استخوان آسیب می‌دید، گلبول‌های سفید کاهش پیدا می‌کرد و بدن توان مقابله با عفونت‌های ساده را از دست می‌داد.

در سال‌های بعد، پژوهش‌های پزشکی افزایش خطر برخی سرطان‌ها، از جمله سرطان خون، تیروئید، ریه، معده و پستان را در میان بازماندگان ثبت کردند. آب مروارید، بیماری‌های قلبی و عروقی و برخی عوارض جسمی نیز در مطالعات بلندمدت مورد بررسی قرار گرفتند. با این حال، یکی از سنگین‌ترین بارهایی که هیبا کوشا تحمل کردند، فقط بیماری نبود؛ تبعیض اجتماعی هم بود.

بسیاری از مردم ژاپن، به دلیل ناآگاهی درباره آثار پرتو، از ازدواج با بازماندگان یا استخدام آن‌ها پرهیز می‌کردند. نگرانی درباره ناباروری یا تولد فرزندان بیمار، زندگی بسیاری از آنان را تحت تأثیر قرار داد؛ نگرانی‌ای که در موارد متعدد، پشتوانه علمی قطعی نداشت، اما به واقعیتی اجتماعی تبدیل شده بود. بازماندگان مجبور بودند هم با بدن آسیب‌دیده خود بجنگند و هم با جامعه‌ای که از چیزی می‌ترسید که هنوز درست نمی‌شناخت.

داستان ساداکو ساساکی، دخترکی که پس از بمباران به سرطان خون مبتلا شد و با ساختن درناهای کاغذی به نماد صلح تبدیل شد، بخشی از حافظه جهانی هیروشیماست. داستان او شاید در طول زمان رنگی اسطوره‌ای گرفته باشد، اما پیام اصلی‌اش تغییر نکرده است: جنگ، پیش از آنکه نقشه‌ها و ارتش‌ها را شکست دهد، کودکان را از آینده‌شان محروم می‌کند.

آیا بمب، جنگ را تمام کرد؟

ژاپن در ۱۵ اوت ۱۹۴۵ اعلام کرد که شرایط تسلیم را می‌پذیرد و سند رسمی تسلیم در ۲ سپتامبر امضا شد. اما اینکه تسلیم ژاپن دقیقاً نتیجه کدام عامل بود، هنوز محل بحث تاریخی است. بمباران هیروشیما، بمباران ناگازاکی در ۹ اوت، ورود اتحاد شوروی به جنگ علیه ژاپن در ۸ اوت، محاصره دریایی، شکست‌های نظامی و نگرانی از نابودی کامل کشور، همگی در تصمیم نهایی نقش داشتند.

موافقان بمباران می‌گویند استفاده از بمب اتمی، جنگ را سریع‌تر تمام کرد و مانع حمله زمینی‌ای شد که می‌توانست تلفات بیشتری به همراه داشته باشد. از این نگاه، بمب اتمی ابزاری هولناک اما برای پایان دادن به جنگی هولناک‌تر بود. منتقدان اما می‌پرسند آیا لازم بود نخستین استفاده از چنین سلاحی در مرکز یک شهر پرجمعیت انجام شود؟ آیا امکان نمایش قدرت بمب در منطقه‌ای خالی از سکنه وجود نداشت؟ و آیا ژاپن، پیش از آن، در موقعیتی نبود که با فشارهای دیگر نیز وادار به تسلیم شود؟

پاسخ به این پرسش‌ها همچنان قطعی نیست. آنچه قطعی است، این است که هیروشیما پایان یک جنگ و آغاز جنگی دیگر بود؛ جنگی علیه حافظه، سلامت و امنیت آینده بشر. پس از ۱۹۴۵ رقابت هسته‌ای میان قدرت‌ها آغاز شد و جهان وارد دوره‌ای شد که در آن امنیت، دیگر فقط به تعداد سربازان و تانک‌ها وابسته نبود؛ بلکه به تعداد کلاهک‌هایی وابسته بود که می‌توانستند در چند دقیقه شهرهای بیشتری را از روی نقشه حذف کنند.

سخن پایانی

هیروشیما را نمی‌توان فقط با یک تاریخ، یک هواپیما یا یک عدد توضیح داد. این شهر، سندی زنده از لحظه‌ای است که علم از مرز آزمایشگاه عبور کرد و به ابزار نابودی جمعی تبدیل شد. گنبد بمب اتم، پارک یادبود صلح و موزه هیروشیما امروز فقط مکان‌های گردشگری نیستند؛ آن‌ها بایگانی‌های خاموش فاجعه‌اند. در این شهر، دیوارها به جای شاهدان سخن می‌گویند و هر قطعه آجر، بخشی از داستان انسانی را حمل می‌کند که در آمارها گم شده است.

۸۱ سال بعد، پرسش اصلی همچنان پابرجاست، اگر پایان جنگ با نابودی غیرنظامیان توجیه شود، مرز میان پیروزی و جنایت کجاست؟ هیروشیما پاسخ آماده‌ای ارائه نمی‌دهد؛ فقط تصویری از آینده‌ای نشان می‌دهد که در آن یک تصمیم نظامی می‌تواند برای نسل‌ها بیماری، تبعیض و سوگ به جا بگذارد. شهر بازسازی شد اما هشدارش هنوز ویران نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین