-
صمت از دلایل ضعف صنعت کشور گزارش می‌دهد

افول صنعت پشت دیوار تحریم

اگر سیاست‌گذاران ایرانی به‌جای مواجهه شجاعانه با ضعف‌های ساختاری درون‌سیستمی، همه افول صنعتی را به گردن تحریم‌ها یا رقبای خارجی بیندازند، اقتصاد کشور در تله‌ای خطرناک از توجیه‌گری مزمن گرفتار می‌شود؛ تله‌ای که در آن، هر بحران بیرونی به پوششی برای نادیده گرفتن ناترازی‌های داخلی بدل می‌شود و هر فرصت اصلاح، به تعویق می‌افتد.

افول صنعت پشت دیوار تحریم

 تجربه سال‌های اخیر نشان داده فشار خارجی، هرچند واقعی و سنگین، تنها زمانی به فرسایش پایدار صنعت منجر می‌شود که با بی‌ثباتی سیاست‌گذاری، ضعف حکمرانی، مقررات متناقض و فرسودگی نهادی در داخل همراه شود. در چنین وضعی، حتی اگر بخشی از محدودیت‌های بیرونی کاهش یابد، اقتصاد همچنان در همان مدار ناکارآمد باقی می‌ماند و به‌جای جهش، فقط نفس کوتاهی می‌کشد. مسئله اصلی این نیست که تحریم‌ها اثر دارند یا نه؛ مسئله این است که آیا ساختار تصمیم‌گیری داخلی توان اصلاح خود را دارد یا همچنان ترجیح می‌دهد ضعف‌هایش را پشت دیوار دشمن بیرونی پنهان کند. صمت در این گزارش نگاهی دارد به خطای راهبری در صنعت اروپا و درس‌هایی که صنعت رو به افول ایران باید از این تجارب بگیرد که در ادامه می‌خوانید.

هشدار راهبردی

هنگامی که یک قدرت اقتصادی جهانی، افول ساختاری‌اش را تماما به گردن رقبای نوظهور می‌اندازد، آیا در حال محافظت از صنایع خویش است یا کوری راهبردی و امتناع از اصلاحات دردناک را پنهان می‌کند؟ آیا غرب و به‌ویژه اروپا، قربانی رقابت ناعادلانه و «مازاد ظرفیت» تولید در چین شده‌اند، یا صرفا تاوان دهه‌ها افول سیاست‌گذاری صنعتی خود را می‌پردازند؟

صنعت اروپا سال‌ها در حاشیه امن مزیت‌های تعبیه‌شده مانند استانداردهای انحصاری و تسخیرناپذیر مهندسی حرکت می‌کرد؛ اما امروز با تغییرهای فناوری، آن خندق‌های دفاعی مستحکم به غل‌وزنجیرهایی نهادی برای اروپاییان بدل شده‌اند. از سوی دیگر، هرچند نمی‌توان سیاست‌های تهاجمی، یارانه‌های دولتی و مقیاس عظیم تولید چین را در تسخیر بازارهای جهانی نادیده گرفت، ولی صرفا ناتوانی اروپا در تطبیق‌پذیری به یک مناقشه تجاری ناعادلانه را به گردن چین انداختن، خطایی راهبردی است. پناه‌بردن به دیوارهای تعرفه‌ای، شاید مسکّنی موقت برای سیاستمداران گریزان از ریاضت اقتصادی باشد، اما گرانبهاترین منبع برای بازسازی ساختاری، یعنی زمان را می‌بلعد. این تراژدی سیاست‌گذاری، تنها یک عبرت اروپایی نیست؛ بلکه برای تصمیم‌گیران در اقتصادهایی مانند ایران، هشداری راهبردی به‌شمار می‌رود. در دوره‌های‌گذار ژئوپلیتیک یا گشایش‌های احتمالی پساتحریم، غفلت از ناکارآمدی‌ها و تقلیل افول صنعتی به عوامل بیرونی، وسوسه‌انگیزترین، اما ویرانگرترین رویکرد برای درمان صنعت بیمار است. بقا در نظم جدید صنعتی اقتصاد جهانی، تنها با پذیرش شجاعانه دردهای درون‌سیستمی و بازسازی هوشیارانه ظرفیت‌های مولد محقق می‌شود.

وقتی یک اقتصاد بزرگ، افول صنعتی خود را صرفا به گردن رقیبی خارجی می‌اندازد، در واقع دچار خطای محاسباتی در تشخیص درد شده است. مقصر دانستن دیگران یا سرزنش فناوری‌های نوظهور، راه را بر نقدهای سخت داخلی می‌بندد. این چشم‌پوشی از واقعیت‌های ضعف درون‌سیستمی، هزینه‌های راهبردی خاموشی را انباشته می‌کند تا جایی که اصلاح این ساختارها یا کاملا ناممکن می‌شود یا هزینه‌ای فلج‌کننده به همراه می‌آورد.

در سال‌های اخیر، غرب و به‌ویژه اروپا، چین را عامل اصلی بحران‌های صنعتی و اقتصادی خود معرفی کرده است. کلیدواژه «ظرفیت مازاد چین» اکنون به گفتمان سیاست صنعتی اروپا تبدیل شده است. اروپایی‌ها معتقدند چین با حمایت‌های عظیم دولتی و تولید مازاد، قواعد بازی منصفانه را نقض کرده و رقابت را برای آنها غیرممکن ساخته است. این گفتمان دیگر به یک صنعت خاص محدود نیست؛ از خودرو و فولاد گرفته تا صنعت شیمی، و فناوری‌های انرژی پاک، همگی با همین منطق تحلیل می‌شوند.

منطق توجیهی اروپا تکراری شده است: «ما جایگاه خود را از دست می‌دهیم، نه به این دلیل که مدل صنعتی ما دچار فروپاشی ساختاری شده، بلکه چون رقیب با هزینه کمتر و حجم بیشتر تولید می‌کند.» این توجیه در سخنرانی سیاستمداران غرب بسیار پرطرفدار است و مصرف داخلی بالایی دارد. با این حال، این رویکرد می‌تواند نمونه‌ای تمام‌عیار از یک اشتباه راهبردی باشد.

تفکیک متغیرها در تحلیل افول صنعت

کی وو، تحلیلگر و استراتژیست چینی، معتقد است برای درک درست افول صنعتی اروپا، باید میان سه متغیر تحلیلی تفاوت قائل شد: علت ریشه‌ای، عامل شتاب‌دهنده و شوک بیرونی. درمان هر یک از این متغیرها کاملا متفاوت است. علت ریشه‌ای نیازمند بازسازی عمیق ساختاری است. عامل شتاب‌دهنده، سازگاری سریع و انعطاف‌پذیری راهبردی می‌طلبد. تنها در مواجهه با یک شوک بیرونی واقعی است که می‌توان استفاده از ابزارهای دفاع تجاری مانند تعرفه‌ها را توجیه کرد.

اگر سیاست‌گذاران بیماری اقتصاد را اشتباه تشخیص دهند، نسخه درمانی نه‌تنها بی‌اثر، بلکه سیستماتیک و کشنده خواهد بود. روایت «مازاد ظرفیت»، جایگاه واقعی قدرت صنعتی چین را به‌درستی درک نکرده است. برتری صنعتی و رو به رشد پکن، علت ریشه‌ای بحران اروپا نیست. چین تنها یک شتاب‌دهنده و مهم‌تر از آن، یک عامل افشاگر است.

عملکرد خیره‌کننده چین صرفا ضعف‌های پنهان اروپا را عیان کرده و شرایط ساختاری از پیش موجود را مرئی ساخته است؛ شرایطی که تا پیش از این، نادیده گرفته می‌شدند. وقتی یک توضیح راحت و بیرونی مانند مقصر دانستن چین، جایگزین اعتراف به صنعت‌زدایی گسترده و ضعف راهبرد اقتصادی می‌شود، سیاست‌گذار تنها به تسکین علائم می‌پردازد و بیماری اصلی بدون درمان رها می‌شود.

تله مزیت‌های همیشگی برای صنعت

علی میرزایی‌سیسان، پژوهشگر حوزه صنعت با بیان اینکه برای دهه‌ها، رقابت‌پذیری صنعتی اروپا و در رأس آن آلمان، بر پایه مزیت‌های تعبیه‌شده استوار بود به صمت گفت: موتورهای احتراق داخلی، سامانه‌های دقیق انتقال قدرت، پلتفرم‌های اتوماسیون، فرمولاسیون‌های شیمیایی تخصصی و ماشین‌آلات با دقت بالا، صرفا یک محصول نبودند؛ بلکه این دستاوردها در تاروپود استانداردهای مهندسی جهانی، معماری مشتریان و روابط بلندمدت زنجیره تأمین حک شده بودند. قدرت این نوع مزیت در آن است که به‌سادگی با رقابت‌های سطحی از بین نمی‌رود. هر کشوری که قصد ورود به رقابت با اروپا را داشت، ابتدا باید خود را با استانداردهای اروپایی تطبیق می‌داد. همین اجبار به تطبیق، بزرگ‌ترین دیوار دفاعی اروپا بود. استانداردهای خودروسازی آلمان چنان قداستی یافته بودند که کسی جرأت به‌چالش‌کشیدن آنها را نداشت. تداوم این موفقیت تاریخی، هیچ مجالی برای تردید در روش‌های کار اروپایی باقی نمی‌گذاشت. اما چین این قداست را در هم شکست.

وی با بیان اینکه هنگامی که فناوری دچار گسست پارادایمی می‌شود، قواعد بازی تغییر می‌کند، افزود: مثلا‌گذار از موتورهای احتراقی به خودروهای برقی، از بهینه‌سازی مکانیکی به سامانه‌های نرم‌افزارمحور و از تولید قطعه به یکپارچگی پلتفرمی، تمام معادلات را بر هم می‌زند. در این نقطه، قابلیت‌های عمیق گذشته به‌طور خودکار به سیستم جدید منتقل نمی‌شوند. استانداردهایی که زمانی خندق دفاعی اروپا بودند، اکنون به زنجیرهایی از جنس سستی سازمانی تبدیل شده‌اند.

جابه‌جایی مختصات خلق ارزش

میرزایی‌سیسان با بیان اینکه عمق دانش مهندسی در اروپا همچنان پابرجاست، اما دستگاه مختصاتی که به این دانش ارزش می‌داد، تغییر کرده است، گفت: دانش صنعتی اروپا برای جهانی بهینه‌سازی شده بود که دیگر وجود ندارد. به همین دلیل است که بحران صنعت خودرو در اروپا ابعادی چنین ویرانگر پیدا کرده است. این تنها یک صنعت منفرد نیست که دچار چالش شده، بلکه چارچوب نظام نوآوری اروپا در حال لرزیدن است.

پژوهشگر حوزه صنعت با بیان اینکه صنعت خودرو نزدیک به یک‌سوم کل مخارج تحقیق و توسعه بخش خصوصی در اتحادیه اروپا را می‌بلعد، اما دیگر خروجی مطلوبی ندارد، افزود: هرچه پول بیشتری به این بخش تزریق می‌شود، فاصله با چین افزایش می‌یابد. امروزه ارزش‌آفرینی در حوزه‌هایی چون شیمی باتری، معماری نرم‌افزار، الکترونیک قدرت و یکپارچه‌سازی داده‌ها تعریف می‌شود. در این حوزه‌های جدید، قدرت سنتی اروپا توان تبدیل‌شدن به رهبری راهبردی را ندارد. هیچ‌کس ادعا نمی‌کند که اروپا قابلیت صنعتی خود را کاملا از دست داده است. مسئله این است که انباشت دانش گذشته، دیگر به‌خودی‌خود مزیت رقابتی نمی‌آفریند. در پارادایم جدید، سرعت یادگیری، تکرار سریع مدل‌ها و «تولید انبوه بدون نقص» به‌اندازه دقت در طراحی مهندسی اهمیت یافته است. چین نشان داد که دیگر نیازی به تبعیت از نظم و استانداردهای اروپایی برای تولید بی‌نقص ندارد و می‌تواند فراتر از آنها حرکت کند.

شتاب‌دهنده‌ای به‌نام چین

میرزایی‌سیسان با بیان اینکه این منطق ساختاری مختص صنعت خودرو نیست، افزود: در تولید ماشین‌ابزار، چین اکنون بازیگر مسلط جهان است. واکنش آلمان در این بخش نیز، تکرار همان اتهام یارانه‌های ناعادلانه و درخواست برای وضع تعرفه‌های حمایتی بود. در صنایع شیمیایی و تجهیزات انرژی نیز پرسش این نیست که آیا اروپا توانمند است یا خیر؛ پرسش اصلی این است که آیا قابلیت‌های اروپا هنوز در مسیری قرار دارند که ارزش‌های آینده را خلق کنند؟ در این نقطه است که باید ظرفیت صنعتی چین را بدون تعصب بررسی کرد. تولید ارزان‌تر، سرعت بالای خلق محصول، مقیاس عظیم تولید و نفوذ تهاجمی در بازار، روند افول اروپا را به‌شدت تسریع کرد. فرآیندی که شاید در حالت عادی ده سال زمان می‌برد، به یک‌گذار کوتاه و بسیار پرتلاطم فشرده شد. ظهور خودروهای چینی عامل بیماری صنعت اروپا نیست؛ بلکه ناقوس بیداری بود که سال‌ها پیش به صدا درآمد، اما اروپایی‌ها ترجیح دادند آن را نشنوند.

وی ادامه داد: جذابیت روایت مقصر دانستن چین، دقیقا در همین فرار از واقعیت نهفته است. اروپا بحران درونی خود را به یک چالش تجاری با بیگانگان تقلیل می‌دهد. پناه‌بردن به دیوارهای تعرفه‌ای، واکنشی احساسی برای خرید آرامش سیاسی است. اروپا در حال دفاع موقت از صنایع خود است، اما دقت تحلیلی برای حل ریشه‌ای مشکلات را فدای این آرامش کوتاه‌مدت کرده است.

هشدارهای نادیده‌گرفته‌شده و مرزهای ملی

میرزایی‌سیسان با بیان اینکه اروپا پیش از این نیز با چنین تحلیل سطحی مواجه شده بود، افزود: بیش از یک دهه پیش، فروپاشی تولید خودروهای سواری در ایتالیا و فرانسه، صرفا یک مشکل ملی و ناشی از هزینه‌های بالای تولید در آن کشورها تفسیر شد. این هشدار ساختاری هرگز در آلمان جدی گرفته نشد، زیرا عمق مهندسی آلمانی‌ها هنوز تسخیرناپذیر به نظر می‌رسید. آنچه باید به‌عنوان نشانه زودهنگام یک تغییر عمده ثبت می‌شد، در بایگانی غرور صنعتی آلمان خاک خورد. اما گذارهای فناورانه به مرزهای ملی احترام نمی‌گذارند. قدرت صنعتی گذشته یک کشور، هرگز تضمینی برای سلامت و بقای آن در آینده نیست. اقتصادهایی که کندتر از بقیه جهت‌گیری خود را تغییر می‌دهند، گران‌بهاترین منبع خود یعنی «زمان» را از دست خواهند داد.

پژوهشگر با بیان اینکه رقابت راهبردی میان امریکا و چین بر سر نیمه‌رساناها، تولیدات پیشرفته و زنجیره‌های تأمین حیاتی، سرعت تحولات جهانی را دوچندان کرده، گفت: استانداردها سریع‌تر بازنویسی می‌شوند و زنجیره‌های تأمین با شتاب بیشتری تغییر آرایش می‌دهند. در این میان، اروپا زمان لازم برای بازسازی آرام و صبورانه صنایع سنتی خود را از دست داده است.

توهم مالکیت و زوال خودمختاری راهبردی

میرزایی سیسان با بیان اینکه شتاب تحولات، مفهوم «مزیت صنعتی» را نیز دگرگون کرده است ادامه داد: داشتن یک قابلیت راهبردی دیگر به معنای اختیار کامل برای استفاده از آن نیست. روشن‌ترین مثال، هلند و تجهیزات پیشرفته تولید ریزتراشه است. اروپا تنها تأمین‌کننده این سامانه‌های حیاتی در جهان است و این یک دارایی استراتژیک بی‌نظیر محسوب می‌شود. با این حال، ارزش این دارایی اکنون تابع تصمیماتی است که در خارج از مرزهای اروپا گرفته می‌شود. تحت فشار مستمر واشنگتن، بازار چین به‌تدریج از دسترس هلند و اروپاییان خارج شده است. اروپا قابلیت طراحی و تولید ریزتراشه را در اختیار دارد، اما برتری راهبردی برای خلق بیشترین ارزش‌افزوده، مشابه گذشته را از دست داده است. مزیت تعبیه‌شده تنها زمانی ارزشمند است که با خودمختاری راهبردیِ صنعتی همگام با واقعیت‌های جدید جهانی همراه باشد. وقتی نیروهای خارجی این خودمختاری را سلب می‌کنند، اهرم برتری به‌آرامی به نماد وابستگی تبدیل می‌شود.

سراب اقتصاد خدماتی و واقعیت صنعت‌زدایی

میرزایی‌سیسان با بیان اینکه در پس تمامی این بحران‌ها، واقعیتی تلخ نهفته است که اروپا از پذیرش نام آن طفره می‌رود و آن صنعت‌زدایی است در ادامخ افزود: این پدیده یک اختلال مقطعی نیست، بلکه روندی است که دهه‌ها به‌صورت فعال توجیه و تئوریزه شده است. در اواخر قرن بیستم، این روایت فریبنده شکل گرفت که بخش خدمات می‌تواند جای خالی تولیدات صنعتی را پر کند. آمارها نشان می‌دهند که این یک خطای راهبردی بود. گزارش سال ۲۰۲۵ بانک مرکزی اروپا به‌صراحت تأیید می‌کند که بخش‌های درگیر با رقابت چین، با کاهش شدید فرصت‌های شغلی مواجه شده‌اند. تنها بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲، حدود ۲۴۰ هزار شغل تولیدی در منطقه یورو نابود شده است. امروزه حدود ۲۷ درصد از کل اشتغال این منطقه (نزدیک به ۲۹ میلیون شاغل) در معرض خطر مستقیم رقابت با چین قرار دارند. این دیگر یک مسئله اقتصاد کلان نیست، بلکه یک بحران امنیت اجتماعی است.

پژوهشگر حوزه صنعت با بیان اینکه قدرت ژئوپلیتیک و اقتصادی در عصر حاضر بر دو پایه استوار است: فناوری در مرزهای دانش و توانمندی عمیق تولیدی، گفت: امریکا سرمایه‌گذاری عظیمی بر فناوری دیجیتال کرده است. چین هر دو محور را با عزمی جدی دنبال می‌کند و در تولید سنتی با نسبت سه به یک از اروپا پیشی گرفته است. در مقابل، اروپا و بریتانیا پس از دهه‌ها صنعت‌زدایی خودخواسته، اکنون هیچ‌یک از این دو اهرم قدرت را در اختیار ندارند. ماریو دراگی در گزارش سپتامبر ۲۰۲۴ خود هشدار داد که برای نخستین‌بار پس از جنگ سرد، بقای اروپا واقعاً در خطر است.

بدهی‌های انباشته و پژواک گروه هفت

میرزایی‌سیسان در ادامه گفت: تاب‌آوری موقت اروپا در برابر خیزش چین، نه حاصل صنعتی تولید، بلکه نتیجه «رشد قرض‌گرفته‌شده از آینده» بود. رشد تولید ناخالص داخلی اروپا بیشتر متکی بر گسترش خدمات مالی، تورم دارایی‌ها و اعتبارات مصرفی بود تا انباشت ظرفیت‌های مولد. این مدل تا زمانی جواب می‌داد که چین توازن اقتصاد جهانی را به هم نریخته بود. امروزه صورت‌حساب این تعویق طولانی روی میز سیاستمداران اروپایی آمده است. بدهی عمومی اتحادیه اروپا در دهه آینده به ۹۳ درصد تولید ناخالص داخلی خواهد رسید. پیرشدن جمعیت، رشد کند بهره‌وری و بازارهای تکه‌تکه، موانع بزرگی بر سر راه رشد اروپا هستند. در چنین بستری، مجامعی مانند گروه هفت (G۷) وزن راهبردی خود را از دست داده‌اند. گروه هفت اکنون ائتلافی از اقتصادهای بدهکار و گرفتار صنعت‌زدایی است که اعضایش عملکرد خود را با یکدیگر می‌سنجند و به هم دلداری می‌دهند، در حالی که هیچ‌کدام نماینده قدرت تولید واقعی در جهان نیستند. مقایسه با همتایان گرفتار، آینه‌ای است که تصویری سرابی از موفقیت بازتاب می‌دهد، نه راهبردی برای برون‌رفت.

فلج سیاسی و امتناع از اصلاحات ساختاری

میرزایی‌سیسان با بیان اینکه ناکامی بزرگ‌تر غرب در اراده سیاسی نهفته است، افزود: سیاستمداران مدرن مدیریت افول را به جراحی دردناک ترجیح می‌دهند: بدهی‌ها تمدید می‌شوند، مصرف به‌جای تولید تحریک می‌گردد و اصلاحات به دولت‌های بعدی حواله داده می‌شود. غرب خود را خالق اقتصاد خدمات محور می‌داند. اقتصاد خدمات‌محور مهم است، اما جایگزین تولید فیزیکی پیشرفته نمی‌شود؛ واسطه‌گری مالی نه ارزش‌افزوده صنعتی خلق می‌کند و نه زنجیره فناوری را ارتقا می‌دهد. اقتصادی که پایه تولیدی‌اش را از دست بدهد، بستر خلق ارزش در صنایع بالادستی را نیز نابود می‌کند و از رقابت جهانی جا می‌ماند، حتی اگر بخش خدماتش رشد کند. اگر اروپا بهره‌وری صنعتی خود را بازنیابد، ناگزیر است میان رفاه، امنیت و حاکمیت ملی یکی را قربانی کند. محکوم کردن رقیب صنعتی چابکتر استراتژی نیست؛ انکاری نهادینه‌شده است.

پژوهشگر حوزه صنعت در پایان با بیان اینکه در مجموع چین ظرفیت تولیدی عظیمی به‌ویژه در حوزه صنایع پاک برپا کرده است و چالش مازاد ظرفیت آن واقعیتی است که به‌روشنی ثابت‌شده، گفت: پس ادعای ظرفیت مازاد چین یک ادعای اشتباه نیست. اما بهانه‌جویی مداوم غرب در قالب انتقاد از مازاد ظرفیت چین، نمی‌تواند کاستی‌های صنعت غرب و خواب غفلت چند دهه اروپاییان را پنهان کند. ریسک واقعی آنجاست که تعرفه‌های غربی، سرمایه‌گذاری در سطح جهان را به تأخیر می‌اندازند و ناخواسته، همان تحولی را که غرب و شرق آرزویش را دارد (دوری از نفت و گاز)، یعنی تنوع‌بخشی گسترده‌تر به منابع انرژی، به تعویق می‌اندازند که کل منطق اقتصادی‌گذار انرژی را در جهان را به چالش می‌کشد.

سخن پایانی

تجربه اروپا، یک هشدار تمام‌عیار برای صنایع ایران است. اقتصاد و صنعت اروپا با همه پیشینه درخشان صنعتی، در برابر رشد چین شوکه شده است. حال ایران که درگیر صنعت‌زدایی رو به گسترش، افت رقابت‌پذیری در زنجیره‌های تأمین و فرسودگی ماشین‌آلات، سال‌هاست که در ریسک سرمایه‌گذاری در صنایع ایران را به‌واسطه عدم‌رقابت‌پذیری بین‌المللی صنایع ایران را بیشتر می‌کند. اگر سیاست‌گذاران ایرانی نیز به‌جای مواجهه شجاعانه با ضعف‌های ساختاری درون‌سیستمی، تمامی افول صنعتی را به گردن تحریم‌ها یا رقبای خارجی بیندازند، در تله‌ای مشابه اروپا گرفتار خواهند شد. به‌ویژه در سناریوهای پساتحریم یا گشایش‌های ژئوپلیتیک، این خطر جدی وجود دارد که با کاهش فشارهای بیرونی، ریشه‌های اصلی عدم‌رقابت‌پذیری صنعت ایران از جمله بحران بهره‌وری، ضعف در حکمرانی اقتصادی و نابالغی سامانی به فراموشی سپرده شود. تجربه اروپا اثبات می‌کند که حفظ ظرفیت‌های مولد، بازسازی مستمر مزیت‌های صنعتی و شجاعت در تشخیص ضعف‌های درونی، شروط بقا و زیربنای توسعه در نظم متغیر فعلی جهانی هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین