رویای رانندگی زیر بار گرانی
گرفتن گواهینامه رانندگی برای بسیاری از جوانان ایرانی، تنها یک مرحله اداری ساده نیست؛ بلکه بخشی از ورود به زندگی مستقل و بزرگسالی محسوب میشود. سالهاست که رسیدن به ۱۸ سالگی با شوق نشستن پشت فرمان، ثبتنام در آموزشگاه رانندگی و رؤیای گرفتن کارت گواهینامه همراه شده است. اما حالا این مسیر، بیش از هر زمان دیگری با مسئلهای جدی به نام هزینه گره خورده است.
افزایش مداوم قیمتها در سالهای اخیر، تقریبا تمام بخشهای زندگی مردم را تحت تأثیر قرار داده و دریافت گواهینامه نیز از این قاعده مستثنا نبوده است. هزینه ثبتنام در آموزشگاه، کلاسهای تئوری و عملی، معاینات پزشکی، آزمونها، صدور کارت و حتی جلسات اضافه آموزش، باعث شده بسیاری از خانوادهها برای گرفتن گواهینامه فرزندانشان ناچار به حسابوکتاب دقیق شوند. در شرایطی که هزینههای زندگی روزبهروز بیشتر میشود، بسیاری از جوانان حالا گرفتن گواهینامه را نه یک اتفاق عادی، بلکه تصمیمی اقتصادی میدانند؛ تصمیمی که گاهی ماهها و حتی سالها به تعویق میافتد.
زیر و بم افزایش هزینهها
در گذشته دریافت گواهینامه هزینهای نسبتا قابل مدیریت داشت و بسیاری از خانوادهها میتوانستند بدون فشار جدی مالی، فرزندان خود را در آموزشگاه ثبتنام کنند. اما حالا شرایط تغییر کرده است. امروز هزینه دریافت گواهینامه تنها به مبلغ اولیه ثبتنام محدود نمیشود. متقاضی باید برای کلاسهای آییننامه، آموزش عملی، معاینه پزشکی، آزمایش گروه خونی، خرید کتاب، هزینه تمبر، آزمون شهری و صدور کارت گواهینامه پول پرداخت کند. در بسیاری از موارد، مجموع این هزینهها برای خانوادهها رقم قابل توجهی میشود.
بخش مهمی از افزایش قیمتها به آموزش عملی مربوط است. خودروهای آموزشگاهها به دلیل استفاده مداوم، استهلاک بسیار بالایی دارند. افزایش نرخ خودرو، گرانی قطعات، هزینه تعمیرات، بیمه و سوخت، فشار زیادی بر آموزشگاهها وارد کرده و آنها نیز این هزینهها را در قالب افزایش تعرفهها به هنرجویان منتقل میکنند.
برخی آموزشگاهها میگویند حتی با افزایش قیمتها نیز سود قابل توجهی ندارند، چرا که نگهداری خودروهای آموزشی بسیار پرهزینه شده است. اما در سوی دیگر، هنرجویانی قرار دارند که معتقدند هزینههای فعلی برای بسیاری از مردم سنگین و خارج از توان است.
جوانانی که گواهینامه را عقب میاندازند
بیشترین متقاضیان گواهینامه را جوانان ۱۸ تا ۲۵ سال تشکیل میدهند؛ نسلی که بسیاری از آنها هنوز شغل ثابت ندارند یا دانشجو هستند. در چنین شرایطی، تأمین هزینه دریافت گواهینامه معمولا بر عهده خانوادههاست. اما فشار اقتصادی سالهای اخیر باعث شده بسیاری از خانوادهها اولویتهای مالی خود را تغییر دهند. در نتیجه، گرفتن گواهینامه در برخی خانهها به موضوعی تبدیل شده که مدام به آینده موکول میشود. بسیاری از جوانان میگویند زمانی گرفتن گواهینامه یکی از نخستین برنامهها بعد از رسیدن به ۱۸ سالگی بود، اما حالا برخی ترجیح میدهند ابتدا شغل پیدا کنند و بعد به فکر ثبتنام در آموزشگاه باشند. حتی در برخی خانوادهها، اگر چند فرزند همزمان به سن دریافت گواهینامه برسند، هزینهها به اندازهای زیاد میشود که والدین ناچارند اولویتبندی کنند.
گواهینامه دیگر فقط یک نیاز شخصی نیست
اهمیت گواهینامه در سالهای اخیر بیشتر از گذشته شده است. امروز داشتن گواهینامه برای بسیاری از مشاغل ضروری است. رانندگی در تاکسیهای اینترنتی، کار در شرکتهای پخش، فعالیت در حوزه حملونقل، خدمات شهری و حتی برخی مشاغل اداری، بدون گواهینامه ممکن نیست. به همین دلیل، افزایش هزینه دریافت گواهینامه تنها یک مسئله شخصی نیست؛ بلکه میتواند بر فرصتهای شغلی افراد نیز تأثیر بگذارد. جوانی که توان پرداخت هزینههای آموزشگاه را ندارد، ممکن است فرصت ورود به برخی بازارهای کار را هم از دست بدهد. کارشناسان اجتماعی معتقدند در چنین شرایطی، گواهینامه به نوعی ابزار اشتغال تبدیل شده و دشوار شدن دسترسی به آن میتواند شکاف اقتصادی میان اقشار مختلف جامعه را بیشتر کند.
هزینههای پنهان
بسیاری از متقاضیان هنگام ثبتنام تنها به هزینه اولیه فکر میکنند، اما در عمل، بخش مهمی از هزینهها مربوط به مردودی در آزمونهاست. آزمون آییننامه و بهویژه آزمون شهری، برای بسیاری از هنرجویان پراسترس است. برخی افراد به دلیل اضطراب، کمبود تمرین یا سختگیری در آزمون، چند بار رد میشوند و همین مسئله باعث افزایش هزینه نهایی میشود. هر بار مردودی به معنای پرداخت هزینه مجدد برای آزمون یا شرکت در جلسات آموزشی بیشتر است. برخی هنرجویان میگویند هزینه کلاسهای اضافه، گاهی از هزینه اولیه ثبتنام هم بیشتر میشود. در این میان، بعضی از خانوادهها معتقدند بخشی از این هزینهها قابل پیشگیری است؛ به شرطی که آموزش اولیه دقیقتر و باکیفیتتر باشد.
آموزشگاهها زیر فشار هزینههای سنگین
مدیران آموزشگاههای رانندگی میگویند افزایش تعرفهها تنها به تصمیم آنها مربوط نیست و بخش زیادی از آن ناشی از رشد هزینههای عمومی اقتصاد است. آنها معتقدند خودروهای آموزشی در طول روز ساعتهای زیادی در خیابان تردد میکنند و استهلاک بالایی دارند. افزایش نرخ لاستیک، روغن، لوازم یدکی، خدمات مکانیکی و بیمه شخص ثالث، باعث شده هزینه نگهداری هر خودرو چند برابر شود. از سوی دیگر، مربیان رانندگی نیز انتظار افزایش دستمزد دارند. شغل آموزش رانندگی، کاری پرتنش و فرسایشی محسوب میشود و بسیاری از مربیان معتقدند درآمد آنها با سختی کار تناسب ندارد. برخی آموزشگاهها همچنین میگویند هزینه اجاره ملک و قبوض نیز در سالهای اخیر به شدت افزایش یافته و ادامه فعالیت را برای آنها دشوار کرده است.
ترافیک شهرها و دشوارتر شدن آموزش
یکی دیگر از عواملی که بر هزینه آموزش رانندگی تأثیر گذاشته، افزایش ترافیک شهری است. آموزش رانندگی در کلانشهرهایی مانند تهران، مشهد، اصفهان یا شیراز، زمانبرتر و دشوارتر از گذشته شده است. ترافیک سنگین باعث میشود بخشی از زمان کلاسها در توقف یا حرکتهای آهسته سپری شود و هنرجو فرصت کمتری برای تمرین مهارتهای مختلف داشته باشد. در نتیجه، برخی افراد مجبور میشوند جلسات بیشتری بگیرند تا آمادگی لازم را بهدست آورند. از سوی دیگر، رانندگی در خیابانهای شلوغ برای هنرجویان تازهکار استرس زیادی ایجاد میکند. برخی مربیان میگویند هنرجویان امروز نسبت به گذشته اضطراب بیشتری دارند و اعتمادبهنفس آنها پایینتر است؛ موضوعی که روند آموزش را طولانیتر میکند.
آیا کیفیت آموزش با هزینهها تناسب دارد؟
یکی از انتقادهای رایج میان متقاضیان این است که با وجود افزایش هزینهها، کیفیت آموزش در همه آموزشگاهها رضایتبخش نیست. برخی هنرجویان میگویند زمان کلاسهای عملی کوتاه است و مربیان فرصت کافی برای آموزش دقیق ندارند. بعضی نیز معتقدند آموزشها بیش از حد بر قبولی در آزمون متمرکز شده و مهارت واقعی رانندگی کمتر مورد توجه قرار میگیرد. در مقابل، آموزشگاهها میگویند حجم بالای هنرجویان و محدودیت امکانات، کیفیت آموزش را تحت تأثیر قرار داده است. آنها معتقدند اگر امکانات بیشتری در اختیار آموزشگاهها قرار گیرد، میتوان آموزش دقیقتر و استانداردتری ارائه کرد.
نقش دولت و سیاستهای حمایتی
با افزایش هزینهها، برخی کارشناسان پیشنهاد میکنند دولت میتواند برای گروههای خاص، تسهیلاتی در نظر بگیرد. برای مثال، ارائه وامهای کوچک، تخفیف برای دانشجویان یا حمایت از جوانانی که برای اشتغال به گواهینامه نیاز دارند، میتواند بخشی از فشار مالی را کاهش دهد. برخی نیز معتقدند آموزش رانندگی باید به عنوان بخشی از مهارتهای ضروری زندگی، بیشتر مورد حمایت قرار گیرد؛ چرا که رانندگی ایمن در نهایت به کاهش تصادفات و هزینههای اجتماعی کمک میکند. با این حال، مخالفان کاهش تعرفهها میگویند پایین آوردن هزینهها بدون در نظر گرفتن وضعیت آموزشگاهها، ممکن است کیفیت آموزش را کاهش دهد و امنیت جادهها را به خطر بیندازد.
گواهینامه؛ رؤیایی که برای بعضیها دور شده است
برای بخشی از جامعه، گرفتن گواهینامه هنوز یک اتفاق عادی و قابل دسترس است؛ اما برای بسیاری دیگر، این مسیر سختتر از گذشته شده است. برخی جوانان ترجیح میدهند فعلا از وسایل حملونقل عمومی استفاده کنند و هزینه دریافت گواهینامه را به آینده موکول کنند. بعضی نیز ناچارند مدتها برای جمع کردن پول ثبتنام پسانداز کنند. در این میان، مسئله فقط داشتن یا نداشتن گواهینامه نیست؛ بلکه احساس فاصله گرفتن از برخی امکانات و فرصتهای اجتماعی و شغلی است.
فرهاد حقیقی، رئیس هیأت مدیره کانون آموزشگاههای رانندگی کشور، در گفتوگویی با صمت به تشریح جزییات هزینههای جدید اخذ گواهینامه، بحران نوسازی ناوگان، چالشهای صدور گواهینامه موتور برای بانوان و معضل موازیکاری دستگاههای دولتی پرداخت.
عقبماندگی تعرفهها از تورم
حقیقی درباره هزینههای دریافت گواهینامه رانندگی در امسال اظهار کرد: درحالحاضر، هزینه آموزش رانندگی با افزایش ۵۶ درصدی به ساعتی ۶۰۰ هزار تومان رسیده است. بر این اساس، مجموع هزینه دریافت گواهینامه رانندگی در شرایط فعلی حدود ۱۵ میلیون تومان تمام میشود.
وی با اشاره به فاصله زیاد نرخهای مصوب با هزینههای واقعی گفت: افزایش واقعی هزینهها با توجه به تورم و رشد ۶۰ درصدی دستمزدها، بیش از ۱۰۰ درصد بوده است، اما کمیسیون نظارت تنها با افزایش ۵۶ درصدی موافقت کرد. این نوع قیمتگذاری دستوری با قانون نظام صنفی و همچنین برنامه هفتم توسعه که بر پرهیز از قیمتگذاری دستوری تأکید دارد، در تضاد است.
او ادامه داد: متأسفانه معمولاً بیش از یک سال طول میکشد تا نرخهای جدید به ما ابلاغ شود و تعرفهها همواره از تورم عقب هستند.
زنگ خطر تعطیلی آموزشگاهها
رئیس هیأت مدیره کانون آموزشگاههای رانندگی کشور با اشاره به مصوبات هیأت وزیران درباره خروج خودروهای فرسوده اظهارکرد: طبق آییننامه، خودروهای آموزشگاهها باید هر پنج سال یکبار تعویض شوند، اما در عمل هیچ خودرویی به ما تخصیص داده نمیشود.
وی افزود: در شرایطی که نرخ یک خودروی مناسب به بیش از یک میلیارد تومان رسیده و هزینه یک تعویض روغن ساده از دو میلیون تومان به چهار تا پنج میلیون تومان افزایش یافته است، الزام مربیان به نوسازی خودرو بدون ارائه تسهیلات دولتی، منصفانه نیست.
حقیقی درباره تبعات این فشار اقتصادی بر آموزشگاهها گفت: در تهران حدود ۲۷۰ آموزشگاه رانندگی فعال داشتیم. اکنون درخواست توقف فعالیت موقت حدود ۱۰ آموزشگاه مطرح شده و حدود ۵ واحد نیز به طور کامل تغییر کاربری دادهاند و فضای خود را به مشاغل دیگر اجاره دادهاند؛ زیرا تأمین هزینههای اجاره، پارکینگ، کارگاه و حقوق پرسنل با تعرفههای فعلی همخوانی ندارد.
بلاتکلیفی گواهینامه موتور بانوان
وی درباره آخرین وضعیت صدور گواهینامه موتورسیکلت برای بانوان نیز توضیح داد: طبق قوانین فعلی مجلس، صدور این گواهینامه صرفاً برای آقایان تعریف شده است. تا زمانی که قانون اصلاح نشود، امکان اجرای آن وجود ندارد.
او ادامه داد: ما این موضوع را به دلیل تبدیل شدن به یک چالش اجتماعی، به مقامات مرتبط در دفتر ریاستجمهوری و دستگاه قضایی منتقل کردهایم. آزادسازی این موضوع میتواند به رونق صنف آموزشگاههای رانندگی نیز کمک کند.
حقیقی در پایان با انتقاد از موازیکاری برخی نهادها گفت: مشکل اصلی ما تنها تعرفهها نیست، بلکه رقابت نابرابر است. برخی شرکتها و مجموعهها در مکانهای دولتی، بدون پرداخت عوارض و مالیات اقدام به آموزش رانندگی میکنند.
وی تأکید کرد: این موازیکاری تهدیدی جدی برای صنف آموزشگاههای رانندگی است و میتواند امنیت شغلی ۲ تا ۳ هزار نفر از نیروهای فعال این حوزه را تحت تأثیر قرار دهد.
سخن پایانی
افزایش هزینه دریافت گواهینامه رانندگی، تنها یک تغییر ساده در تعرفههای آموزشی نیست؛ بلکه مسئلهای است که مستقیما با زندگی روزمره، اشتغال و استقلال جوانان ارتباط پیدا میکند.
در شرایطی که بسیاری از خانوادهها با فشار اقتصادی روبهرو هستند، گرانتر شدن مسیر دریافت گواهینامه میتواند بخشی از جامعه را از دسترسی به این مهارت ضروری دور کند. از سوی دیگر، نمیتوان ضرورت آموزش باکیفیت و اهمیت امنیت جادهها را نادیده گرفت.
واقعیت این است که رانندگی تنها نشستن پشت فرمان نیست؛ مهارتی است که با جان انسانها ارتباط دارد و آموزش درست آن اهمیت زیادی دارد. اما در کنار حفظ کیفیت آموزش، باید به این مسئله نیز توجه شود که هزینههای سنگین، دریافت گواهینامه را به آرزویی دور از دسترس برای برخی جوانان تبدیل نکند.
شاید امروز بیش از هر زمان دیگری، نیاز به ایجاد تعادل میان کیفیت آموزش، هزینههای واقعی و توان اقتصادی مردم احساس میشود؛ تعادلی که هم امنیت جادهها را حفظ کند و هم مسیر ورود جوانان به دنیای رانندگی را دشوارتر از آنچه هست، نکند.