صنعت خودرو در دوران پساجنگ
امیرحسن کاکایی - عضو هیات علمی دانشگاه علم و صنعت
در روزهای پایانی سال شاهد جنگی خانمانسوز و ضد بشری بودیم که توسط رژیم اشغالگر قدس و با حمایت و حضور ابرقدرت اقتصادی نظامی دنیا آغاز شد و امروز منجر به نابودی بخشی از زیرساختهای انسانی و اقتصادی و صنعتی ما شده است. متاسفانه این جنگ دارای تبعات اقتصادی مختلفی است که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. از بین رفتن جایی مانند فولاد مبارکه به معنی فلج شدن بخش مهمی از صنایع ما از حمله صنعت خودرو است. صنعت خودرو که طی سالهای متمادی تلاش کرده بود که ایرانی شود، امروز وابستگی شدیدی به صنعت فولاد کشور و بهخصوص ورقهای تولیدی منتج از فعالیت فولاد مبارکه دارد. همچنین بهطور موازی جنگ باعث تخریب روابط بینالمللی ما شد. ما تا قبل از این جنگ با کمک امارات و برخی شرکای خود در خلیجفارس تحریمها را دور میزدیم و بندر جبل علی ظاهرا یکی از مهمترین نقاط ارتباطی این مسیر بود. همچنین جابهجایی پول هم تا حد زیادی به این کشورها وابسته بود. البته پس از جنگ قطعا ما مسیرهای جدیدی و خصوصا مبتنی بر چین پیدا خواهیم کرد. اما دو واقعیت را نمیتوان در این جایابی جدید کتمان کرد. اولا که دوران گذار طولانی خواهد بود (برآورد اولیه من حداقل یک سال است) و دوم اینکه هزینهها تبادل بالاتر خواهد رفت. بهخصوص خروج از مسیر دلاری و ورود به مسیر یوانی، باعث میشود که ما وابستگی بیشتری به تجار چینی پیدا کنیم و آنها بتوانند از خاصیت انحصاری خود حداکثر بهرهبرداری را برای افزایش درآمدهای خود بنمایند. بدیهی است که صنعت خودرو با این وضعیت بیشازپیش به چینیها وابسته خواهد شد و دیگر نمیتواند بدون اجازه بزرگان چینی حتی آب بخورد. یادآوری میکنم که تولید مونتاژی در ادامه این وضعیت میتواند دارای مزایای بیشتری نسبت به تولید داخلی پیدا کند. چراکه واردات قطعات و بدنه خودرو ازنظر تحریمهای بینالمللی، سادهتر از واردات موادی مانند ورق خام فولاد و یا مواد پتروشیمی است. ضمن اینکه چینیها بندبال تحولات صنعت خودروی خود از ۲۰۱۸ به این طرف تمایل بیشتری به صادرات خودرو به کشورهایی مانند ما دارند. در همین چهار سال گذشته شرکتهای بزرگ چینی به اندازه کافی ما را بازی دادهاند و حسابی سهم خود را در بازار ایران بالا بردهاند. حالا که فرصت انحصاری بیشتری به آنها دست داده است، بدیهی است که بیشترین استفاده را بنمایند.
یادآوری مینماید که هنوز مشخص نیست که لطمهای که صنعت پتروشیمی و الکترونیکی ما خورده است چقدر عمیق است. متاسفانه باید عرض کنم که اگر همانطور که فولاد مبارکه ضربه خورده است، این صنایع هم ضربه خورده باشند، مشکلات بیشتر میشوند و نتایج آن خیلی زودتر در صنعت نمایان خواهد شد. بعید میدانم که ذخایر صنعت خودروی ما در این زمینهها بیشتر از یک ماه باشد. درحالیکه در مورد ورقهای عمومی در صنعت خودرو احتمالا ذخایر بیشتر از سه ماه است. یادآوری مینماید که بازسازی برخی صنایع بزرگ بیش از پنج سال طول خواهد کشید. آنهم اگر به اندازه کافی پول وجود داشته باشد.
البته در ادامه صنعت داخلی ظرفیت بالایی برای رشد در میان مدت دارد. البته به دو شرط کلیدی: اول اینکه بتواند در کوتاهمدت (حداقل یک سال) باقی بماند و دوم اینکه سیاستگذاران در سیاستهای ضد تولیدی چند سال اخیر خود تجدیدنظر جدی نمایند. یادآوری مینمایم شخصا دو سال گذشته اخطاری در زمینه بیماریای شبیه بیماری هلندی در اقتصاد ایران دادهام که کسی به آن توجه نکرد. ما ایرانیها با توهم افزایش درآمد ارزی (که زمان شهید جمهور تقویت شد) شروع کردیم به افزایش واردات بهخصوص واردات کالایی مانند خودرو. در سال گذشته حتی آنقدر هیجانزده شدیم که تعرفه را به ناگاه بهشدت کاهش دادیم.
نتیجه این اتفاقات افزایش شدید قیمتها هم خواهد بود. هرچند که شب عیدی افزایش نرخ معنیداری را شاهده بودیم. اما امسال احتمال زیاد کف تورم ۶۰ درصد خواهد بود و لذا به سرعت قیمتها افزایش پیدا میکند. اما از آن طرف به خاطر اوضاع اقتصاد مردم که ناشی از تورم هشت ساله بالای سی درصدی و سیاستهای غلط دو دولت قبلی و این دولت در مقابله با تورم بهوجود آمده است، قدرت خرید مردم بهشدت پایین آمده است. بدین ترتیب صنعت خودرو با یک مشکل جدیتری امسال دستوپنجه نرم خواهد کرد: کاهش تقاضا. بدین ترتیب صنعت خودروی مبتنی بر تولید داخلی سال بسیار پر چالشی را پیش روی خود خواهد داشت. بدین ترتیب امسال زنجیره تامین که از سال گذشته حسابی زخم خورده است، با ورشکستگیهای گسترده روبهرو خواهد شد. در مجموع شبیه همین اتفاق در مورد بسیاری از صنایع مانند لوازم خانگی خواهد افتاد و لذا قدرت خرید عامه مردم نسبت به سال گذشته افت بیشتری پیدا خواهد کرد.
اما سوال اینجاست که آیا میتوان کاری کرد؟ قطعا همیشه در هر تهدیدی فرصتی نهفته است. اگر دولتمردان باور کنند که با برنامههایی که سال پیش طراحی و تدوین و تصویبشده است، نمیتوان در دوران پسا جنگ مدیریت کرد، شاید بتوان از این اوضاع بد فرصتها ساخت. مهمترین موضوع این است که ما باید باور کنیم که باید صنعت خودرو را متحول کنیم و بهشدت روی توسعه فناوری و توان داخلی سرمایهگذاری کنیم. همچنین با توجه به سیاستهای اثل ۴۴ باید تصدیگری را به بخش خصوصی بسپاریم و دولت فقط به حکمرانی بپردازد. اما اصلاح روش حکمرانی و تنظیم گری هم موضوع بسیار مهمی است که سالهای سال است روی زمین مانده است. ولی الان که در یک بنبست تاریخی و اجباری گیرکردهایم، بهترین موقعیت برای جراحی اساسی در مسیر حکمرانی و نظارت بر این صنعت است.