پایتخت روی گسل اضطراب
تهران سالهاست با یک تهدید دائمی و خاموش زندگی میکند؛ تهدیدی که شاید هر روز دیده نشود، اما همیشه زیر پوست این شهر جریان دارد. شهری با بیش از ۱۰ میلیون جمعیت که روی مجموعهای از گسلهای فعال بنا شده و هر لرزش کوچک در اطراف آن، میتواند خاطره ترس قدیمی زلزله را دوباره زنده کند.
شامگاه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، زمانی که زمین در حوالی پردیس لرزید، بسیاری از ساکنان تهران برای چند ثانیه همان اضطراب همیشگی را تجربه کردند؛ اضطرابی که با خروج ناگهانی مردم از خانهها، تماسهای تلفنی، پیامهای هشدار در شبکههای اجتماعی و جستوجوی اخبار زلزله دوباره در سطح شهر جریان پیدا کرد.
زمینلرزه اصلی با بزرگی ۴.۶ ریشتر در محدوده پردیس و شرق استان تهران ثبت شد. لرزهای که در مناطقی از شمال، شرق و مرکز تهران احساس شد و پس از آن نیز چندین پسلرزه در همان محدوده رخ داد. هرچند این زمینلرزهها خسارت گستردهای بر جای نگذاشتند، اما اهمیت آنها بیش از شدتشان، به موقعیت وقوعشان مربوط میشود؛ منطقهای که کارشناسان آن را یکی از حساسترین نقاط لرزهای اطراف تهران میدانند.
در سالهای گذشته بارها درباره خطر زلزله در تهران هشدار داده شده است. مطالعات زمینشناسی نشان میدهد پایتخت ایران در مجاورت چند گسل فعال بزرگ قرار گرفته؛ گسلهایی که هر یک توان تولید زمینلرزههای مخرب را دارند. از گسل شمال تهران گرفته تا گسل مشا، ری، کهریزک و ایوانکی؛ همگی در محدودهای قرار دارند که میلیونها نفر در آن زندگی میکنند. اما نگرانی فقط به گسلها محدود نمیشود. تراکم جمعیت، ساختوسازهای غیراستاندارد، بافتهای فرسوده، کمبود فضاهای باز، فرسودگی زیرساختها و ضعف آمادگی عمومی، تهران را به یکی از آسیبپذیرترین کلانشهرهای منطقه در برابر زلزله تبدیل کرده است.
در همین رابطه، مهدی زارع، استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله، معتقد است زمینلرزههای اخیر باید بهعنوان هشداری جدی در نظر گرفته شوند، نه اتفاقی عادی و گذرا.
او در گفتوگو با صمت میگوید: این تصور که زلزلههای کوچک باعث تخلیه کامل انرژی و کاهش خطر میشوند، برداشت دقیقی نیست. این لرزهها ممکن است بخشی از تنش محلی را آزاد کنند، اما خطر اصلی همچنان پابرجاست.
زارع ادامه میدهد: گسلهای اطراف تهران، بهویژه گسل مشا، همچنان فعال هستند و پتانسیل لرزهزایی بالایی دارند. این گسل میتواند زمینلرزهای با بزرگی بیش از ۷ ریشتر ایجاد کند.
تهران و تاریخ فراموششده زلزله
اگرچه بسیاری از تهرانیها زلزله را صرفاً یک خطر احتمالی در آینده میدانند، اما تاریخ این منطقه نشان میدهد زمینلرزههای شدید پیشتر نیز بارها در اطراف تهران رخ دادهاند.
زارع در این باره میگوید: شرق تهران سابقه تاریخی زلزلههای بزرگ را دارد. یکی از مهمترین آنها زلزله سال ۱۸۳۰ میلادی است که بزرگی آن حدود ۷.۱ ریشتر برآورد شده و در محدوده دماوند و شرق تهران رخ داده است.
به گفته او، همین پیشینه تاریخی نشان میدهد که سامانه گسلی اطراف تهران همچنان توان تولید زمینلرزههای شدید را دارد.
این استاد زلزلهشناسی تاکید میکند: نباید تصور کنیم چون مدت طولانی از آخرین زلزله بزرگ گذشته، خطر کاهش یافته است. در بسیاری موارد، طولانی شدن دوره سکون میتواند نشانه انباشت بیشتر تنش در پوسته زمین باشد.
در واقع یکی از نگرانیهای متخصصان این است که برخی گسلهای تهران برای مدت طولانی زمینلرزه بزرگی نداشتهاند و همین موضوع احتمال آزاد شدن ناگهانی انرژی در آینده را افزایش میدهد.
چرا پردیس مهم است؟
منطقه پردیس، بومهن و رودهن در سالهای اخیر بارها شاهد زمینلرزههای خفیف و متوسط بودهاند. بسیاری از کارشناسان معتقدند این محدوده از نظر زمینساختی یکی از حساسترین نقاط اطراف پایتخت است.
زارع توضیح میدهد: پردیس در محدودهای قرار گرفته که گسل مشا و گسل شمال تهران به یکدیگر نزدیک میشوند. این همجواری باعث میشود منطقه از نظر لرزهای اهمیت ویژهای داشته باشد.
او اضافه میکند: وجود دماوند و فعالیتهای ماگمایی این منطقه نیز در تحلیلهای زمینشناسی بیتاثیر نیست. البته این به معنای فعال بودن آتشفشان دماوند نیست، اما نشان میدهد منطقه از نظر زمینساختی پویا است.
در سالهای اخیر توسعه سریع شهر پردیس، افزایش جمعیت و ساختوسازهای گسترده باعث شده حساسیت نسبت به زلزله در این منطقه بیشتر شود. بسیاری از ساکنان پردیس و شهرهای اطراف، افرادی هستند که طی سالهای گذشته به دلیل گرانی مسکن از تهران به این مناطق مهاجرت کردهاند؛ مناطقی که حالا خودشان در مجاورت گسلهای فعال قرار دارند.
آیا جنگ و انفجارها باعث زلزله شدهاند؟
همزمان با وقوع زلزلههای اخیر، برخی شایعات در شبکههای اجتماعی منتشر شد که این زمینلرزهها را به تحولات نظامی و استفاده از موشکهای سنگرشکن مرتبط میکرد؛ ادعاهایی که از نگاه متخصصان پایه علمی ندارند.
زارع در پاسخ به این سوال میگوید: هیچ شواهد علمی معتبری وجود ندارد که نشان دهد عملیات نظامی یا انفجارهای اخیر عامل این زمینلرزهها بودهاند.
او توضیح میدهد: این زلزلهها در عمق حدود ۸ تا ۱۰ کیلومتری زمین ثبت شدهاند. انفجارهای سطحی، حتی انفجارهای بسیار قوی، نمیتوانند در چنین عمقی زمینلرزه طبیعی ایجاد کنند.
به گفته او، تفاوت میان انفجار و زلزله در دادههای لرزهنگاری کاملاً مشخص است و امواج ناشی از انفجار و زمینلرزه الگوهای متفاوتی دارند.
زارع تاکید میکند: در فضای بحران معمولاً شایعات زیادی شکل میگیرد، اما در مسائل علمی باید بر اساس دادهها صحبت کرد، نه گمانهزنیها.
آیا تهران در آستانه زلزله بزرگ است؟
سوالی که تقریباً پس از هر زمینلرزه در تهران تکرار میشود این است که آیا زلزله بزرگ در راه است؟
زارع در پاسخ میگوید: در علم زلزلهشناسی هنوز امکان پیشبینی دقیق زمان وقوع زلزله وجود ندارد. هیچ دانشمندی نمیتواند بگوید زلزله بزرگ دقیقاً چه زمانی رخ میدهد. اما او تاکید میکند که نبود امکان پیشبینی، به معنای نبود خطر نیست: تهران همچنان یکی از مناطق پرخطر کشور از نظر لرزهای است و این مسئله واقعیتی علمی است.
به گفته او، زمینلرزههای کوچک لزوماً نشانه وقوع زلزله بزرگ نیستند، اما میتوانند نشانه فعال بودن سامانه گسلی منطقه باشند.
زارع میگوید: نمیتوان گفت هر زلزله کوچک مقدمه زلزله بزرگ است، اما نمیتوان این احتمال را هم نادیده گرفت. مهمترین موضوع، آمادگی دائمی شهر و شهروندان است.
مترو؛ پناهگاه یا تله؟
یکی از نگرانیهای مهم مردم تهران، وضعیت مترو در زمان وقوع زلزله شدید است؛ شبکهای که روزانه میلیونها نفر از آن استفاده میکنند. زارع در این باره معتقد است باید میان تونلهای زیرزمینی و فضاهای سطحی تفاوت قائل شد.
او توضیح میدهد: تونلهای مترو، بهویژه خطوط جدید، معمولاً بر اساس استانداردهای مقاومسازی ساخته میشوند و در بسیاری از کشورها فضاهای زیرزمینی نسبتاً امن تلقی میشوند.
اما او هشدار میدهد که خطر اصلی در ایستگاهها و ورودیهاست: سقفهای کاذب، شیشهها، پلهبرقیها و تاسیسات سطحی میتوانند در زلزله شدید آسیب ببینند و باعث انسداد مسیرهای خروج شوند.
به گفته زارع، یکی دیگر از مشکلات مهم، کامل نبودن سامانه هشدار سریع زلزله در شبکه متروی تهران است.
او میگوید: در برخی کشورها سیستم هشدار سریع میتواند چند ثانیه پیش از رسیدن امواج مخرب، قطارها را متوقف کند. این چند ثانیه ممکن است جان هزاران نفر را نجات دهد. در تهران چنین سامانهای هنوز بهطور کامل و یکپارچه فعال نشده است.
تهران چقدر آماده است؟
پس از هر زمینلرزه، بحث آمادگی تهران دوباره مطرح میشود؛ اما بسیاری از کارشناسان معتقدند پایتخت هنوز فاصله زیادی تا آمادگی واقعی دارد. بافت فرسوده در مناطق مرکزی و جنوبی تهران، کوچههای باریک، تراکم بالای جمعیت، کمبود تجهیزات امدادی و احتمال اختلال در شبکه آب، برق، گاز و ارتباطات، از جمله نگرانیهایی است که در سناریوهای زلزله تهران مطرح میشود.
زارع میگوید: زلزله فقط لحظه لرزش زمین نیست؛ بحران اصلی بعد از آن آغاز میشود. اگر زیرساختهای شهری از کار بیفتند، مدیریت شرایط بسیار دشوار خواهد شد.
او تاکید میکند که آموزش عمومی هنوز در سطح مطلوبی قرار ندارد: بسیاری از مردم نمیدانند هنگام زلزله دقیقاً چه کاری باید انجام دهند. این موضوع میتواند میزان تلفات را افزایش دهد.
مردم چه کارهایی میتوانند انجام دهند؟
به گفته متخصصان، مهمترین راه مقابله با زلزله، آمادگی پیش از وقوع است؛ چراکه هنوز هیچ فناوریای در دنیا قادر به پیشبینی دقیق زمان زلزله نیست.
زارع توصیه میکند: مردم باید خانههای خود را ایمنسازی کنند، قفسهها و وسایل سنگین را به دیوار متصل کنند و اشیای خطرناک را از ارتفاع بردارند.
او همچنین بر آماده داشتن کیف اضطراری تاکید میکند: این کیف باید شامل مدارک شناسایی، آب، غذاهای خشک، چراغقوه، رادیوی باتریخور، داروهای ضروری و مقداری پول نقد باشد.
زارع میگوید: هر خانواده باید برای زمان بحران برنامه داشته باشد؛ از محل امن خانه گرفته تا نقطه ملاقات بعد از حادثه.
او همچنین توصیه میکند مردم تکنیک پناه بگیر، بپوش و محکم بگیر را تمرین کنند؛ روشی که در بسیاری از کشورها بهعنوان اصلیترین شیوه محافظت هنگام زلزله آموزش داده میشود.
سخن پایانی
زلزلههای اخیر پردیس شاید در ظاهر تنها چند لرزش کوتاه بودند، اما در واقع بار دیگر بزرگترین نگرانی پنهان تهران را یادآوری کردند؛ شهری که روی گسلها نفس میکشد و هنوز با خطر زلزله بزرگ فاصلهای امن ندارد. تهران سالهاست میان هشدارهای کارشناسان و روزمرگی شهروندان معلق مانده است. هر بار که زمین میلرزد، ترس زنده میشود، چند روزی بحث آمادگی بالا میگیرد و بعد همه چیز دوباره به فراموشی سپرده میشود؛ تا لرزش بعدی. اما واقعیت این است که زلزله، برخلاف بسیاری از بحرانها، قابل مذاکره یا تعویق نیست. ممکن است فردا رخ دهد یا دههها بعد، اما در نهایت خواهد آمد. پرسش اصلی این نیست که آیا تهران زلزله خواهد دید یا نه؛ پرسش این است که وقتی آن روز فرا برسد، پایتخت تا چه اندازه برای مواجهه با آن آماده خواهد بود.