تضاد منافع مانع حل مسئله شده است
مهدی اقراریان- رئیس کمیته حقوقی شورای اسلامی شهر تهران
پرونده ایمنی بازار تهران از سالهای گذشته مفتوح است و همچنان ادامه دارد. در این موضوع سه ضلع اصلی شامل مالکان و ذینفعان بازار، شهرداری تهران به عنوان ناظر و دستگاه قضایی وجود دارد، اما ملاحظات اقتصادی، اجتماعی، اشتغال، میراث فرهنگی، وقف و تضاد منافع موجب شده است این مسئله تاکنون به شکل اساسی حل نشود.
برای بررسی منطقی موضوع ابتدا باید ابعاد این مسئله روشن شود. یک ضلع این مسئله مالکان مغازهها، حجرهها و غرفههای بازار هستند. قانونگذار در اینجا تأمین امنیت را بر عهده مالک گذاشته و مالک موظف است امنیت لازم را تأمین کند. در این مورد نظارت بر عهده شهرداریهاست؛ یعنی شهرداری و مجموعه سازمان آتشنشانی باید موضوع نظارت را دنبال کنند. این نظارت نیز از طریق اخطارهایی که به ساختمانها و املاک ناایمن داده میشود، دنبال میشود.
در بازار تهران با دو مسئله مواجه هستیم، یک نگاه خرد به مغازهها و ایمنی هر مغازه و یک نگاه کلان به مجموعه بازار وجود دارد؛ یعنی باید کل بسته بازار را به عنوان یک مجموعه دید. در همین دوره شاهد آتشسوزی در یکی از سراهای بازار بودیم، ما در همان زمان از محل بازدید کردیم و بعد از آن نیز معاون اول رئیسجمهور وقت، آقای مخبر، در آنجا حضور پیدا کرد؛ در بخشی که مربوط به تولید کفش بود.
آن چیزی که به ما مربوط میشود این است که در کمیسیون حقوقی و نظارت شورای شهر، این مسئله دنبال شده و در نهایت موضوع به دستگاه قضایی میرود.
بحث جابهجایی بازار نیز مطرح است. در یک دوره شاهد بودیم که سبزهمیدان جابهجا شد و کار بسیار سختی بود. شکلگیری مجموعه عرضه میوه و ترهبار و خروج آن از تهران و انتقال به حاشیه اتوبان آزادگان که اکنون شهید صلابی نام دارد، کار راحتی نبود و در دوره آقای کرباسچی این اتفاق افتاد. نه زور شهرداری تهران و نه سایر بازیگران این عرصه در مقابل مقاومتی که وجود دارد، موفق نشدهاند یک طرح قابل قبول را محقق کنند و این، صادقانه واقعیت مسئله است.
امروز ما با یک چالش جدی مواجه هستیم؛ تضاد بین منافع عمومی و منافع خصوصی. البته منافع خصوصی در اینجا متعلق به جمع کثیری است؛ یعنی درباره چند هزار کسبوکار صحبت میکنیم و درباره هویت بازار نیز بحث داریم.
رئیس کمیته حقوقی شورای شهر تهران افزود: یک متغیر جدید نیز به این بحث اضافه میشود؛ هرچند این متغیر جدید است اما سابقه دیرینه دارد و آن موضوع میراث فرهنگی است. متغیر دیگری نیز وجود دارد و آن هم مسئله وقف است.
منطقه ۱۲ یکی از مناطق ماست که بیشترین میزان آنچه به آن حصار ناصری گفته میشود در آن قرار دارد. تهران محدوده معروف به حصار ناصری، بافت قدیمی تهران است و بخش زیادی از این بافت قدیمی در منطقه ۱۲ و در بازار قرار دارد.
حال چگونه میتوان هویت بازار را حفظ کرد؟ چه تجربه موفقی در الگوهای بهسازی و شهرسازی در سایر شهرها وجود دارد؟ یکی از ایدههایی که وجود دارد این است که محدوده و منطقه بازار، یعنی بافت سنتی بازار، تبدیل به یک مرکز جاذبه گردشگری در حوزه صنایع دستی و میراث فرهنگی شود.
اما بازیگر این عرصه چه کسی است؟ بازیگر این عرصه وزارت میراث فرهنگی است. باید آنها بیایند و این کار را انجام دهند. تا به امروز میراث فرهنگی نتوانسته نقش خودش را ایفا کند؛ حالا اینکه نخواسته یا نگذاشتهاند، در حال حاضر جای بحث نیست، اما به هر حال تا به امروز محقق نشده و به هر دلیلی که باشد، به نظرم خودشان باید توضیح دهند.
نکته دیگر محل انتقال کسبوکارهای بازار است. شما میخواهید چند هزار کسبوکار را از اینجا ببرید؛ کجا میخواهند بروند؟ این هم مسئلهای است. فکر میکنم این مسئله بیش از اینکه چالش حقوقی و بحثهای اجرایی داشته باشد، چالش تفاهم اضلاع مختلف است.
نیازمند شکلگیری یک نهاد یا مجموعهای هستیم تا اینها بیایند و با یکدیگر بنشینند و در یک زمانبندی مصوب، به صورت پلکانی، بخشهایی که ضرورت دارد از بازار خارج شود، خارج شود؛ البته با رعایت منافع افرادی که در آنجا هستند. این هم تا به امروز محقق نشده است.
چرا این اتفاق نیفتاده است؟ چون از نگاه من منفعت شهرداری تهران و منفعت منطقه ۱۲، طبیعتاً در حوزه درآمدی، در حفظ وضعیت موجود است؛ بر اساس یک نگاه سنتی که وجود دارد. در حالی که باور من این است که اگر این تغییر کاربری و بازطراحی اتفاق بیفتد، ضمن حفظ حقوق شهروندان، حفظ حقوق مالکین و رعایت ضوابط میراث فرهنگی، امکان افزایش درآمد برای شهرداری تهران نیز وجود دارد.
به صورت سنتی در منطقه ۱۲ بخشی از درآمدتان از محل بازار است؛ یعنی عوارضی که مربوط به این املاک است، درآمدی برای منطقه دارد. هرگونه تغییر و تحول، درآمد را دچار چالش میکند و تا به امروز این اراده وجود نداشته است.
عضو شورای شهر تهران گفت: میخواهم بگویم اراده در مالکین نیست، چون منفعتشان در وضعیت موجود است؛ اراده در شهرداری هم نیست، چون بخشی از درآمدهایش وجود دارد. شهرداری چند بار تلاش کرده، اما مقاومت از سوی مالکیت و کسبه وجود داشته است.
باور من این است که اگر بگوییم چند کلانمسئله در شهر تهران وجود دارد که به عنوان یک پرونده باز و بلاتکلیف، حداقل تا الان باقی مانده، حتماً یکی از آنها مسئله بازار تهران است.
هرچقدر تلاش کنیم، باز هم از آن عقبافتادگی فاصله جدی داریم. در این دوره تلاشهای گوناگونی صورت گرفته و اقدامات مختلفی انجام شده است. به نظر من کمیته ایمنی شورا نیز باید درباره آن صحبت کند، چون به هر حال حوزه تخصصی آنهاست. هنوز ما تا نقطه قابل قبول، حتی نمیگویم نقطه ایدهآل، فاصله جدی داریم.
تهران پایتختی است که توسعه آن متوازن و متناسب با پایتخت بودن صورت نگرفته است. من معتقدم جای بازار تهران امروز در این نقطه که هست، نباید باشد و باید برای این موضوع فکر میشد. شهر توسعه پیدا کرده و ما در مرکز شهر آمدهایم و یک تقاضای سفر ایجاد کردهایم و یکی از آلودهترین مناطق ما همینجا در حوزه مرکز شهر است.
فکر میکنم به دلیل اینکه در شهرداری و در میان خود مغازهها و کسبه، هیچ کدام شاید به دنبال این نبودند که این چالش به صورت اساسی و مبنایی حل شود، تا به امروز اتفاقی نیفتاده است.
شاید بتوان به صراحت گفت؛ تضاد منافع باعث شده که کماکان پرونده بازار بزرگ تهران باز باقی مانده است.