مقاومسازی بناها هزینهبر و زمانبر
عباس اکبرپور- دبیر انجمن علمی مهندسان راه و ساختمان
![]()
فرونشست در شهرهای مختلف به فاجعه تبدیل شده است، اگر نشست ساختمان بهصورت همگون رخ دهد، مشکلی نیست، اما زمانی که غیرهمگون باشد، یعنی برخی پیها بیشتر و برخی کمتر نشست کند، اثرات آن از تبعات وقوع زلزله هم بدتر است.
این امر با نظر به کاهش قابلتوجه آبهای زیرزمینی محبوس در سفرههای زیرزمینی در حال وقوع است که موجب از بین رفتن بزرگراهها و راههای اصلی و فرعی شده و مجموعههای اداری مسکونی و تجاری را تحتتاثیر قرار داده است. در این میان، هزینههای مقاومسازی بسیار بالاست، چراکه نیاز به شمعکوبیهای عمیقی دارد، همچنین فرآیند اجرای آن بسیار طولانی است.
برای مقاومسازی ساختمانها باید در هر منطقهای که قرار است ساختوساز انجام شود، از نظر سطح آبهای زیرزمینی بررسی لازم انجام شود و متناسب با آن، تمهیداتی برای شمعکوبی اندیشیده شود. همچنین باید به تعداد طبقات توجه کرد، چراکه هرچقدر ارتفاع ساختمانها بلندتر باشد، زمینههای فرونشست را فراهم خواهد کرد.
این بررسیها باید از سوی مهندسان ژئوتکنیک و مهندسان طراح البته نه بهصورت منفرد، بلکه توسط شرکتهای صاحب صلاحیت انجام شود تا تعداد طبقات، حجم و وزن ساختمان تایید شود. در مرحله بعد، مهندسان سازه و معمار میتوانند برای طراحی ورود کنند.
از گذشته عبرت نگرفتیم
ساختمانهایی که دچار ریزش یا کجشدگی شدهاند، باید علل و راهکار رفع آن از سوی شرکتهایی که صلاحیت مقاومسازی دارند، بررسی شود. حدود ۱۵ یا ۲۰ سال پیش در شهرک نفت، مشابه پدیده ریزش را تجربه کردیم.
در آن زمان باید در آن محدوده ساختمانهای دوطبقه ساخته میشد، اما از آنجایی که شهرداری پس از مدتی مجوز ساخت ۴ و ۵ طبقه را صادر کرد، ساختمانها دچار دوران و ریزش شدند و ساکنان مجبور شدند، در چادر زندگی کنند. دوران ساختمان زمانی رخ میدهد که میزان مقاومت خاک در تمام پیهای ساختمان یکسان نباشد که در نهایت ساختمان کج میشود. در چنین شرایطی، ابتدا از لحاظ اقتصادی بررسی میکنند که آیا ساختمان ارزش مقاومسازی دارد یا خیر، چراکه در برخی مواقع بهتر است تخریب شده تا مقاومسازی انجام شود.
متاسفانه از گذشته عبرت نمیگیریم و در این زمینه مسئولان تصمیمگیرنده هم، تخصص و اطلاعات علمی کافی ندارند که در نهایت سرمایهها به باد میرود و مردم قربانی خواهند شد.
متاسفانه بهعلت برداشت بیرویه آب از سفرههای زیرزمینی بسیاری از ساختمانها، جادهها، زمینهای بیابانی، غیربیابانی و شهرها دچار نشست شدهاند. البته در این میان نباید از حفر چاه برای تامین آب زمینهای کشاورزی غافل شد که از زمان دولت احمدینژاد بهشکل غیراصولی شدت گرفت. بهطوریکه در استان یزد حدودا ۲۰ برابر حدمجاز است. زمانی که چاهی حفر میشود، باید در نزدیکی آن ۲ چاه دیگر هم ایجاد شود که آبهای روزمینی نظیر باران در آن جمعآوری و سفرههای زیرزمینی سیراب شود. اکبرپور افزود: متاسفانه پس از انقلاب، چاههای ورودی آب ساخته نشدند و فقط چاههای بهرهوری از آب حفر شدند. این تصمیمات غیرکارشناسی و نقض قوانین برای ساختمانهای کشور فاجعهبار است و باید وزارتخانههای نیرو یا جهاد کشاورزی توجه لازم را داشته باشند.
عدمبهرهگیری از متخصصان
اصولا در تصمیمگیریهایی که توسط نهادها و وزارتخانهها انجام میشود، بهصورت غیرتخصصی برخورد میشود و از متخصصان مربوط در این زمینه استفاده نمیشود. بهعبارت دیگر، هنگام تصمیمگیری از دانشگاهیان استفاده نمیشود یا مسائل را به انجمنهای علمی زیرمجموعه وزارت علوم ارجاع نمیدهد و بیشتر مدیران میانی با توصیه نمایندگان مجلس طرحی را به وزرا ارائه میدهند و از آنجایی که بیشتر وزرا از دانش کافی و تخصصی برخوردار نیستند، عواقب خطرناکی بهدنبال خواهد داشت، بنابراین نباید تعجب کرد که در حال حاضر با خشک شدن دریاچه ارومیه و سدها مواجهیم،زیرا ریشه در اتخاذ تصمیمات اشتباهی دارد.
در تمام مناطق تهران، خطر فرونشست وجود دارد. برای مثال علاوه بر منطقه ۱۸ که درباره آن نسبت به فرونشست هشدار دادهاند، سعادتآباد هم جزو مناطق پرخطر است. فرآیند فرونشست زمین در طولانیمدت رخ میدهد، بهطوریکه سفرههای آب زیرزمینی بهصورت تدریجی تخلیه میشوند. در واقع بهعلت اینکه فقط آب شرب از طریق سدها تامین نشده و از سفرهای آب زیرزمینی بهویژه در جنوبشرقی تهران استفاده شده است، شاهد فرونشست زمین هستیم، چراکه با برداشت آب یک فضای خالی در منابع زیرزمینی ایجاد میشود.