بیتوجهی بانکها به نهضت ملی

رضا میرزاهدی ـ کارشناس بازار مسکن
در برنامه هفتم و ششم توسعه، مجلس بانکها را موظف به تامین مالی نهضت ملی مسکن و مهر کرده است. به این ترتیب حتما باید منابع مالی این پروژهها را تامین میکردند، اما از آنجایی که به فکر سودآوری خودشان هستند، توجهی به بحث سرمایهگذاری در این بخش نکردند. بههمینعلت شاهد مشکلات عدیده هستیم. البته ناگفته نماند در برنامه ششم توسعه تاحدودی مسکن مهر تامین مالی شد، اما بانکها در اجرای تعهدات خود از برنامه هفتم توسعه عقب ماندهاند.
قطعا بانکها مشکلات اقتصادی دارند. بهعبارتی، از آنجایی که ارزآوری نداریم، بانکها ناچار هستند از ذخایر ارزی خودشان استفاده کنند.
بانک مرکزی باید قادر به تامین ارز باشد تا به زیرمجموعههای خود اختصاص دهد. زمانی که در تحریم شدید بهسر میبریم، بهطوریکه فروش نفت را تحتتاثیر قرار داده است، چرا باید انتظار داشت بانکها به تعهداتشان عمل کنند. اگر هم پول چاپ کنند، تورم ایجاد میشود. سیاستی که قبلا انجام گرفته و موجب شده است، ایران بیارزشترین پول دنیا را داشته باشد.
مجموع زیان خالص بانک آینده حدود ۹۰۰ هزار میلیارد تومان است که موجب تورم خواهد شد. این تورم گریبانگیر مردم و در نهایت بخش مسکن خواهد شد. اگر با چنین وضعیتی دست و پنجه نرم میکنیم، دلیلش آن است که بانکها در مقطعی بانکداری نکردند و دست به سرمایهگذاری زدند تا سودهای کلان به جیب بزنند.
بانکها از رسالت خود یعنی اعطای وام و مشارکت با حداقل سود عقب مانده و به شرکتهای سرمایهگذاری تبدیل شدهاند که بهدنبال سودهای کلان هستند.
در حال حاضر اگر وامی از بانک دریافت کنیم، باید ۱۲۵ تا ۱۷۵ درصد بازپرداخت شود، چنین رویکردی بهمعنای سرمایهگذاری بخش خصوصی است. در واقع بانکداری ایران از استانداردهای جهانی صنعت بانکی خارج شده است و فقط سودآوری را دنبال میکند.
بانکها از دولت هم بزرگتر شدهاند
بههمین علت اگر به مزایده بانکها نگاهی کنیم، نشان میدهد بانکها یکی از ملاکان بزرگ کشور هستند، بهطوریکه از دولت هم بزرگتر شدهاند.
در حال حاضر هیچ بانکی برای ساخت و آبادانی مشارکت نمیکند، بلکه بهدنبال سرمایهگذاری هستند. مشارکت با سرمایهگذاری خیلی متفاوت است. مشارکت بهمعنی کمک به چرخه تولید است، اما سرمایهگذاری بهمعنی سودآوری کلان است.
زور دولت به بانکها برای فروش اموال مازاد نمیرسد. در واقع از آنجایی که پول در دست بانکهاست، به هر طریقی دولت را بازی میدهد تا قانون را اجرا نکند. در حال حاضر نظام بانکی یک نظام بسیار خطرناک و فرتوت و بدون برنامهریزی دقیق است، اما در بخش سرمایهگذاری استثنایی است. برای مثال اگر فردی قصد داشته باشد ملکی در منطقه یک با هزاران هزار میلیارد تومان بسازد، بانک وام خواهد داد، اما از ساخت ۲۰۰ واحد مسکونی در قیامدشت برای اقشار کمدرآمد استقبال نخواهد کرد. در واقع بانکها تمایلی به مشارکت در بخشهایی نظیر کشاورزی، ساخت مسکن حمایتی و صنعت ندارند.
نباید انتظار اصلاح نظام بانکی را داشت
اصلاح نظام بانکی با جریمه کردن انجام نمیشود، بلکه باید بانکها تشویق و حمایت شوند تا اصلاح شوند. در واقع دولت باید در ازای امتیازاتی که به بانکها میدهد، از آنها بازدهی و راندمان بخواهد، البته در حال حاضر امکان پیاده کردن چنین سیاستی برای اصلاح نظام بانکی امکانپذیر نیست، چون دولت در شرایط مساعدی بهسر نمیبرد، بهطوریکه حتی رئیسجمهوری برای رفع مشکلات کشور اظهار ناتوانی کرده و از مردم و استانداران کمک خواسته است.
رهایی سیستم بانکی بهحدی است که بانک آینده ۷ درصد تورم کشور را ایجاد کرده؛ این یک فاجعه ملی است و معلوم نیست که چگونه کشور روی پا است.
زمانی که خود دولت از بانکها وام میگیرد و ابزار لازم برای کنترل بانکها را ندارد، چگونه میخواهد بهعلت عدمایفای تعهدات، آنها را جریمه کند. در حال حاضر یکی از شرکتهای تابع دولت به نام شستا هزاران میلیارد تومان به بانک بدهکار است.
برای اصلاح دیر شده است
اگر قرار باشد سیستم بانکی کشور اصلاح شود، باید افرادی در رأس امور قرار گیرند که علم اقتصاد خوانده باشند. رئیسجمهوری چندوقت پیش در سفر به یاسوج اعلام کرد، نباید اظهارات کارشناسی ادارات یا نهادها را مدنظر قرار داد، بلکه باید از نظرات کارشناسی دانشگاهیان بهره برد. این اظهارنظر درست بود، اما خیلی دیر شده است.
اگر چنین رویهای را طی ۵۰ سال گذشته در پیش گرفته بودیم، الان دریاچه ارومیه خشک نشده بود یا شاهد رشد قارچگونه بانکها و موسسات مالی و اعتباری در زمان ریاستجمهوری احمدینژاد نبودیم. در حال حاضر بانکهایی نظیر ثامن، آینده، سرمایه و ملل را با زیان انباشته در بانکهای دولتی ادغام کنند.
بانکها زمانی میتوانند وام دهند که سودده باشند. زمانی که بانکها ضرر میدهند، دیگر مشارکت نمیکنند، بلکه دست به سرمایهگذاری در بخش مختلف اقتصاد میزنند. در حال حاضر بانکها در اجناس گمرک، بخش خودرو و بازار طلا سرمایهگذاری کردهاند. این در حالی است که بانکها باید بهعنوان متولی سیاستهای پولی به ارزآوری کشور کمک کنند و تسهیلاتی به بخش تولید و صنعت اختصاص دهند.