-

بازاندیشی حکمرانی جوامع تخصصی (هفته یازدهم)

محمد بهارلو محمدزاده مشاوره حکمرانی سازمانی

بهارلو

در دنیای پرتلاطم امروز، انجمن‌های تخصصی و نهادهای غیرانتفاعی به‌عنوان نهادهای مدنی، نقش کلیدی در پیشرفت علمی، حرفه‌ای و اجتماعی کشورها ایفا می‌کنند. این تشکل‌ها نه‌تنها پل ارتباطی بین متخصصان و سیاست‌گذاران هستند، بلکه موتور محرک نوآوری و حل مسائل پیچیده جامعه به‌شمار می‌روند. با این وجود پایداری و مشروعیت آنها مستقیما وابسته به 2 اصل بنیادین است؛ عدالت و توازن منافع.

در آستانه ورود به سال ۱۴۰۵، جایی که چالش‌های اقتصادی، اجتماعی و فناوری بیش از پیش بر جوامع تخصصی فشار می‌آورد، عدم‌توازن منافع می‌تواند منجر به فروپاشی اعتماد داخلی و کاهش تاثیرگذاری خارجی شود. نشانه‌های بحران در بسیاری از انجمن‌های فعلی مشهود است؛ سلطه گروه‌های کوچک پرنفوذ، حاشیه‌نشینی برخی اعضا و توزیع ناعادلانه منابع. این یادداشت بر 3 محور کلیدی تمرکز دارد که برای دستیابی به تعادل ضروری‌ هستند؛ توزیع عادلانه قدرت و تصمیم‌گیری، توازن میان منافع فردی و جمعی و نیز عدالت در تخصیص منابع و فرصت‌ها.

تعارض منافع و پیامدهای عدم‌توازن

هر انجمنی، با تعارض منافع ذاتی روبه‌رو است. این تعارض‌ها می‌توانند فردی (مانند منافع شخصی اعضای هیات‌مدیره)، گروهی (تفاوت نسل‌ها، گرایش‌های علمی یا مناطق جغرافیایی)، صنفی یا حتی ملی باشند. در ایران، این تعارض‌ها اغلب به‌دلیل ساختارهای سنتی تشدید می‌شوند؛ جایی که اقلیت آگاه و پرنفوذ (به‌تعبیر رابرت میشلز، «الیگارشی آهنین» بر اکثریت خاموش سلطه می‌یابند.

پیامدهای این عدم‌توازن، ویرانگر است: کاهش مشارکت اعضا، از دست رفتن اعتماد و تضعیف مشروعیت انجمن. برای مثال، در برخی انجمن‌های مهندسی ایرانی، تمرکز قدرت در دست نسل قدیمی‌تر منجر به نادیده‌گرفتن ایده‌های نوین جوانان شده و این انجمن‌ها را از پویایی محروم کرده است. در سال ۱۴۰۵، با ورود نسل Z به بازار کار، این بحران عمیق‌تر خواهد شد، مگر اینکه در آنها سازکارهای توازن برقرار شود. بدون مدیریت این تعارض‌ها، انجمن‌ها نه‌تنها پیشران پیشرفت نخواهند بود، بلکه خود به مانعی محکم تبدیل می‌شوند.

محور اول: توزیع عادلانه قدرت و تصمیم‌گیری

توزیع عادلانه قدرت، مبنای عدالت در حکمرانی انجمن‌هاست. سهمیه‌بندی منطقی در هیات‌مدیره (براساس نسل، جنسیت، مناطق جغرافیایی و گرایش‌های تخصصی) یا چرخشی شدن مسئولیت‌ها (محدودیت تصدی 2دوره‌ای) از تمرکز قدرت جلوگیری  و صدای متنوع اعضا را تضمین می‌کند.

در سطح فرآیندی، تصمیم‌گیری مشارکتی کلیدی است. رأی‌گیری الکترونیک، مجامع مجازی و فرآیندهای اجماع‌محور اجازه می‌دهند تا حتی اعضای دورافتاده مشارکت کنند. اپلیکیشن‌های انجمن می‌توانند نظرسنجی‌های واقعی‌زمان انجام دهند و صدای خاموشان را تقویت کنند. در ایران ۱۴۰۵، انجمن‌هایی که از دیجیتال‌سازی بهره ببرند، عادلانه‌تر و کارآمدتر عمل خواهند کرد.

محور دوم: توازن میان منافع فردی و جمعی

توازن منافع فردی و جمعی، نیازمند فرهنگی است که اولویت را به منافع انجمن و جامعه بدهد. منافع فردی (مانند کسب شهرت یا فرصت‌های شغلی) اغلب بر منافع جمعی سایه می‌اندازد، اما ابزارهای شفافیت مانند اعلام اجباری تعارض منافع توسط اعضای هیات‌مدیره، گزارش‌دهی سالانه عملکرد و حسابرسی مستقل می‌توانند این تعارض‌ها را مدیریت کنند.

ترویج و پرورش فرهنگ جمعی از طریق آموزش مستمر و کارگاه‌های اخلاق حکمرانی می‌توانند اعضا را به درک توازن منافع ترغیب کنند. برای مثال، در انجمن‌های پزشکی، کدهای اخلاقی قوی می‌تواند تعارض میان منافع فردی پزشکان (مانند تبلیغات شخصی) با منافع جمعی (سلامت عمومی) را متعادل سازد. در افق ۱۴۰۵، باوجود چالش‌های اخلاقی ناشی از هوش مصنوعی، انجمن‌هایی که این توازن را نهادینه کنند، بیشتر مورد توجه‌ هستند و الگویی برای دیگر جوامع تخصصی خواهند بود.

محور سوم: عدالت در تخصیص منابع و فرصت‌ها

عدالت در تخصیص منابع، تضمین می‌کند که بودجه، پروژه‌ها و فرصت‌ها به‌طورمنصفانه توزیع شوند. این شامل عدالت توزیعی (توزیع برابر براساس نیاز)، رویه‌ای (فرآیندهای شفاف) و جبرانی (حمایت از گروه‌های محروم) است. برای نمونه، تخصیص بودجه به پروژه‌های پژوهشی باید طبق معیارهای عینی مانند تاثیر اجتماعی باشد، نه روابط شخصی. حمایت هدفمند از اعضای کم‌برخوردار (مانند متخصصان جوان، زنان یا از استان‌های غیرمرکزی) کلیدی است. فرصت‌های آموزشی، جوایز، شبکه‌سازی و... باید سهمیه‌بندی شوند تا توازن ایجاد شود. در ایران، جایی که تمرکز منابع در تهران مشهود است، انجمن‌ها می‌توانند با برنامه‌های مجازی و بورسیه‌های منطقه‌ای این نابرابری را جبران کنند. در سال ۱۴۰۵، با افزایش ناترازی‌های اقتصادی، انجمن‌هایی که عدالت تخصیص منابع را رعایت کنند، نه‌تنها پایدارتر خواهند بود، بلکه به کاهش شکاف‌های اجتماعی کمک می‌کنند.

مدل‌های موفق و الگوبرداری

نگاهی به مدل‌های موفق جهانی درس‌های ارزشمندی می‌دهد. انجمن مهندسان آلمان (VDI) با ساختار فدرالی و سهمیه‌بندی منطقه‌ای، توازن قدرت را تضمین و مشارکت گسترده‌ای ایجاد کرده است. انجمن پزشکی امریکا (AMA) نیز با تمرکز بر شفافیت منافع و آموزش اخلاقی، تعارض‌ها را مدیریت می‌کند.

در ایران، تجربیات نسبتا مثبت مانند بنیاد بیماری‌های نادر ایران، مجتمع رعد، موسسه افرا، جمعیت تولد دوباره، جامعه مهندسان مشاور ایران و برخی انجمن‌های دانشگاهی وجود دارند که توانسته‌اند صدای اعضای خود را تقویت کنند. توصیه می‌شود انجمن‌ها برای ۱۴۰۵ از مدلی ترکیبی بومی که 3 محور مذکور را ادغام کند (با تاکید بر فرهنگ ایرانی مشارکت و عدالت‌اجتماعی) الهام بگیرند و اساسنامه‌ای تنظیم کنند که توزیع قدرت را الزامی کند، شفافیت را نهادینه سازد و عدالت تخصیص منابع را اولویت دهد.

نتیجه‌گیری و پیشنهادهای عملی

عدالت و توازن منافع، شرط بقا و تاثیرگذاری جوامع تخصصی است. در افق ۱۴۰۵، انجمن‌هایی که این اصول را نهادینه کنند، به موتور محرک واقعی پیشرفت ایران تبدیل خواهند شد، اما این تغییرات نیازمند اقدام جمعی و مشارکت همه اعضا و هیات‌مدیره‌های هر یک از انجمن‌هاست.

گام‌های فوری

 اصلاح اساسنامه با گنجاندن صریح محورهای سه‌گانه مذکور، همچنین ایجاد کمیته اخلاق و توازن برای نظارت بر تصمیم‌ها، اجرای برنامه‌های آموزشی مداوم حکمرانی عادلانه، بهره‌گیری از فناوری برای رأی‌گیری و گزارش‌دهی و همکاری با اشخاص و نهادهای حمایت‌گر برای تامین مالی منوط به عدالت، ضروری است. این پیشنهادها نه‌تنها قابلیت اجرا دارند، بلکه تحول‌آفرین هستند.

دعوت می‌کنم همه متخصصان ایرانی به این جنبش بپیوندند؛ آینده جوامع تخصصی ایران در دستان ماست. بیایید انجمن‌هایی بسازیم که عدالت در آنها واقعیت باشد.

m.baharloo.m@gmail.com

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین