ناترازی انرژی؛ فرصت تازهای برای لیتیوم؟
ناترازی انرژی و کمبود گاز در ایران، بار دیگر ضرورت بازنگری در الگوی تأمین و مصرف انرژی و حرکت به سمت منابع جایگزین را برجسته کرده است. وابستگی گسترده اقتصاد کشور به نفت و گاز، در کنار محدودیتهای تأمین سوخت و آسیبپذیری مسیرهای انتقال انرژی، نشان میدهد که تداوم این وضعیت میتواند هزینههای سنگینی به بخشهای مختلف اقتصادی تحمیل کند. در چنین شرایطی، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، بهبود بهرهوری و گسترش فناوریهای ذخیرهسازی انرژی، دیگر صرفاً انتخابهایی بلندمدت نیستند، بلکه به بخشی از ضرورتهای سیاستگذاری انرژی تبدیل شدهاند.
در این میان، لیتیوم بهعنوان یکی از مواد اولیه کلیدی در تولید باتریهای پیشرفته، میتواند در صورت اثبات ظرفیتهای زمینشناسی و توجیه اقتصادی فرآوری، زمینهای برای پیوند بخش معدن با صنایع نوین انرژی فراهم کند. با این حال، برخورداری از ذخایر احتمالی بهتنهایی به معنای حل ناترازی انرژی نیست؛ بلکه اکتشاف دقیق، توسعه فناوری، سرمایهگذاری در زنجیره ارزش و ایجاد بازار برای محصولات نهایی، پیششرط بهرهبرداری از این ظرفیت است.
صمت در گفتوگو با آیدین زینالزاده، فعال حوزه معدن، نقش احتمالی لیتیوم در تنوعبخشی به اقتصاد انرژی ایران و فرصتها و موانع پیشروی توسعه این صنعت را بررسی کرده است.

با توجه به اختلال در عرضه و حملونقل انرژی و شرایطی که در پی جنگ ایران و آمریکا و محدودیتهای تنگه هرمز ایجاد شده، لیتیوم چه جایگاهی در آینده انرژی و اقتصاد ایران میتواند داشته باشد؟
اختلال در عرضه و حملونقل انرژی، آسیبپذیری اقتصادهای متکی به منابع و مسیرهای محدود تأمین را آشکار کرده است. برای ایران، این وضعیت ضرورت تنوعبخشی به سبد انرژی، بهبود بهرهوری و توسعه فناوریهای ذخیرهسازی را جدیتر میکند. در این میان، لیتیوم میتواند زمینه شکلگیری فعالیتهای معدنی و صنعتی تازهای را فراهم کند؛ مشروط بر آنکه ظرفیت زمینشناسی آن با اکتشافات جدی روشن شود و فرآوری و تولید محصولات پاییندستی از آزمون اقتصادی عبور کند. سهم این ماده معدنی در امنیت انرژی و اشتغال کشور، به توان تبدیل آن به محصول رقابتی وابسته است.
اظهارات اخیر مدیرعامل آرامکو درباره کاهش شدید ذخایر عرضه جهانی نفت و پیامدهای اختلال در تنگه هرمز، چه تصویری از وضعیت بازار انرژی ارائه میدهد؟
اخیراً مدیرعامل آرامکو گفته است ذخیره عرضه جهانی نفت به طرز وحشتناکی کم شده و این امر شرایط بازارها را وخیمتر خواهد کرد، مگر اینکه تنگه هرمز بازگشایی شود. این صحبتها تنها چند روز پس از آن مطرح شد که دولتهای بزرگترین اقتصادهای جهان از طرحهایی برای آزادسازی ۱۰۰ میلیون بشکه نفت و گازوئیل ذخیره اضطراری، با هدف کاهش هزینههای فزاینده سوخت، خبر دادند.
امین ناصر، مدیر اجرایی شرکت آرامکو، در سخنرانی پنجم اکتبر در مجمع اطلاعات انرژی در لندن هشدار داد که اختلال در تنگه هرمز، عرضه نفت خام و فرآوردهها را تحت فشار قرار داده و بازسازی موجودیها، حتی پس از عادی شدن شرایط عرضه، ممکن است تا دو سال زمان ببرد. وی افزود این موضوع میتواند به معنای تقاضای اضافی برای حداقل ۲ میلیون بشکه در روز و حتی بیشتر باشد.
وقتی جنگ ایران و آمریکا شروع شد، جهان حدود ۱۰ میلیارد بشکه ذخایر نفتی داشت. اکنون این رقم به کمتر از ۶ میلیارد بشکه کاهش یافته که حدود ۱۰ درصد از آن هم به دلیل محدودیتهای فنی مختلف، عملاً در دسترس نیست. آزادسازی بخشی از ذخایر باقیمانده جهانی برای اقتصادها زمان میخرد، اما عدم تعادل بین عرضه و تقاضا را برطرف نمیکند.
این شرایط چه پیامدی برای سیاستگذاری انرژی در ایران دارد؟
این ارزیابی، اهمیت سرمایهگذاری در قابلیت اطمینان تأمین انرژی را برجسته میکند. یکی از پیامهای مهم آن برای سیاستگذار ایرانی، ضرورت برنامهریزی همزمان برای حفظ زیرساختهای موجود و کاهش وابستگی مصرف به گزینههای محدود است.
جمله آخر روشنکننده شرایطی است که در ماههای آینده با آن مواجه خواهیم شد: «تعادلی بین عرضه و تقاضای جهانی وجود ندارد!» ایران هم فعلاً امکان صادرات و واردات به شکل قبل را ندارد و قیمت سوخت در داخل بهراحتی با یک تصمیم و اعلام با لبخند، قابل افزایش است.
گفتههای زیادی در سطح جامعه و در مطبوعات و رسانهها شنیده میشود مبنی بر اینکه باید بسیار زودتر از این برای بهبود شرایط زیستمحیطی و جلوگیری از هدررفت یا ارزبری کشور برای خرید و واردات بنزین، به خودروهای کممصرف روی میآوردیم. بعدها که فناوری خودروهای برقی به میان آمد، صداها بلندتر شد و چالشها حول این پرسش که «چرا از خودروهای هیبریدی و برقی محرومیم؟» پررنگتر شد.
آیا رشد تقاضای جهانی برای خودروهای برقی به معنای تضمین سودآوری سرمایهگذاری در لیتیوم است؟
البته رشد بلندمدت تقاضا به معنای افزایش پیوسته فروش یا سودآوری همه تولیدکنندگان نیست. گزارش چشمانداز جهانی خودروهای برقی ۲۰۲۶ نشان میدهد فروش جهانی این خودروها در سال ۲۰۲۵ با رشد حدود ۲۰ درصدی، از ۲۰ میلیون دستگاه عبور کرده، اما عملکرد بازارهای اصلی یکسان نبوده است. تغییر مشوقها، مقررات، قیمت خودرو و شرایط اقتصادی بر سرعت پذیرش این فناوری اثر میگذارد. ارزیابی یک پروژه لیتیوم باید نوسان تقاضا و قیمت را نیز در نظر بگیرد.
پیشبینیهای جهانی درباره مصرف باتریهای لیتیومی چه چشماندازی را نشان میدهد؟
از طرفی، براساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، پیشبینی شده بود میزان استفاده از باتریهای لیتیومی در جهان در سال ۲۰۲۵ شش برابر سال ۲۰۲۰ شود. محرک این موضوع نیز بخش خودروهای الکتریکی معرفی شده بود که ۷۰ درصد از کاربری کل باتریهای لیتیومی را به خود اختصاص میدهد.
از لحاظ آماری، فروش خودروهای الکتریکی در آمریکای شمالی نسبت به سال گذشته ۲۵ درصد کاهش یافته است. چین، بزرگترین بازار خودروهای برقی جهان، در پنج ماه اول سال ۲۰۲۶ شاهد کاهش ۱۵ درصدی فروش بود. خاطرنشان شده که کاهش تقاضا برای باتری تا حدودی با تغییر ذائقه بازار به سمت خودروهای بزرگتر که به باتریهای بزرگتر نیاز دارند، جبران شده است.
در مقابل، اروپا رشد سالانه ۲۶ درصدی را ثبت کرد و سایر نقاط جهان حتی سریعتر و با رشد ۸۹ درصدی حرکت کردند که نشاندهنده شتاب صادرات خودروهای برقی چین، مخصوصاً به سایر نقاط آسیاست.
طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی، نصب باتری در جهان در پنج سال گذشته بیش از ۲۰ برابر شده و این بخش ۱۵ درصد از تقاضای باتری لیتیومی را در سال ۲۰۲۵ به خود اختصاص خواهد داد. گسترش جهانی سیستمهای انرژی تجدیدپذیر به معنای افزایش تقاضا برای باتریها بهمنظور بهبود قابلیت اطمینان شبکه در زمانی است که خورشید نمیتابد و باد نمیوزد.
تحولات بازار مس و حرکت برخی شرکتهای خودرویی ایران به سمت معدنکاری مس چه ارتباطی با توسعه خودروهای برقی دارد؟
قیمت مس همچنان افزایشی است. پنجم اکتبر، قرارداد نقدی مس در بورس فلزات لندن (LME) با اختلاف قیمت نزدیک به ۷۳٫۵۰ دلار در هر تن در سه ماه آینده معامله شد که نسبت به ۵۳٫۵۰ دلار در روز جمعه شاهد افزایش قابلتوجهی هستیم.
میدانیم که مصرف و قیمت مس ارتباط مستقیم با تولید خودروهای برقی دارد؛ کما اینکه برخی از شرکتهای خودرویی در ایران به سمت معدنکاری مس رفتهاند.
تجربه پروژههای لیتیوم در کشورهای دیگر چه نکاتی برای ایران دارد؟
گرگ ریمر، مدیرعامل شرکت Surge Battery Metals، اعلام کرده است: «ما معدن لیتیوم نوادای شمالی را از یک معدن رسی امیدبخش به پروژهای با پشتوانه یک ذخیره معدنی برای تولید باتری لیتیومی از معدن خودمان تبدیل کردهایم.» پیشامکانسنجی انجامشده نشان میدهد که این معدن میتواند به یک منبع رقابتی تولید لیتیوم داخلی برای صنعت در حال رشد باتری لیتیومی آمریکا تبدیل شود.
این پروژه در ۷۰۰ کیلومتری شمال لاسوگاس واقع شده و حفاری در بستر رسیـسنگی حاوی لیتیوم مشخص کرده که این ذخیره در عرصهای به طول حدود ۵ کیلومتر و عرض بیش از ۲ کیلومتر قرار گرفته است. اکتشافات تا ماه ژوئن منجر به کشف ۶۵۷٫۵ میلیون تن کانسنگ لیتیوم با عیار ۳۰۰۷ ppm، معادل حدود ۱۰٫۵ میلیون تن محصول، شده است.
تا این لحظه، برنامه بهرهبرداری افق ۴۲ سالهای را ترسیم میکند که در آن ماده معدنی با روشهای غیرانفجاری استخراج و به سایت فرآوری حمل میشود تا کربنات لیتیوم آماده استفاده در باتری تولید شود. در مرحله اول حدود ۵۵ هزار و ۹۰۰ تن کربنات لیتیوم و در مرحله دوم دو برابر این میزان تولید خواهد شد. در سالهای چهارم تا چهاردهم، تولید به حدود ۱۰۵ هزار تن در سال و در سال هفتم به اوج خود، یعنی تقریباً ۱۱۱ هزار و ۴۰۰ تن، خواهد رسید. بهطور میانگین، تولید در طول عمر معدن ۹۲ هزار و ۲۵۰ تن در سال خواهد بود.
نکته جالبتوجه این است که شرکت بهرهبردار اعلام کرده این معدن حتی تحت سناریوی کاهش قیمت لیتیوم نیز مثبت باقی میماند. اولین تولید محصول نهایی نیز برای نیمه دوم سال ۲۰۳۱ هدفگذاری شده است.
تجربه شیلی در توسعه صنعت لیتیوم چه تفاوتی با یک رویکرد کوتاهمدت و صرفاً استخراجی دارد؟
در شیلی نیز مشارکت کودلکو و شرکت SQM در قالب نووآندینو لیتیو، نمونهای از برنامهریزی بلندمدت برای توسعه این صنعت است. چارچوب قراردادی توسعه فعالیت در سالار آتاکاما تا سال ۲۰۶۰ امتداد دارد و تعهداتی درباره فناوری، کاهش مصرف آب و مشارکت جوامع محلی را در بر میگیرد.
این پروژه اخیراً برای تمدید تولید لیتیوم در دشت نمک آتاکاما تا سال ۲۰۶۰ درخواست صدور مجوز زیستمحیطی کرده و بخشی از طرح مشارکتی «تداوم عملیات و توسعه معدنکاری آتی در دشت نمک آتاکاما» است؛ پروژهای که کودلکو تحت عنوان «برنامه شیلی برای افزایش مشارکت دولت در بخش لیتیوم» بهعنوان منبع حیاتی مواد اولیه باتری وسایل نقلیه الکتریکی طراحی کرده است.
ریکاردو راموس، مدیرعامل SQM، در ماه مه سال جاری گفته بود که انتظار دارد تصویب نهایی این طرح در سال ۲۰۲۹ قطعی شود و سرمایهگذاری از سال ۲۰۳۰ آغاز گردد.
رشد ذخیرهسازی انرژی و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر تا چه اندازه میتواند تقاضا برای لیتیوم را افزایش دهد؟
چین در نیمه راه یک طرح سهساله برای بیش از دو برابر کردن ظرفیت ذخیرهسازی انرژی جدید به ۱۸۰ گیگاوات تا سال ۲۰۲۷ است. اگر پکن بخواهد به هدف پنجساله تولید نیمی از برق کشور از انرژیهای تجدیدپذیر تا سال ۲۰۳۰ دست یابد، به ماده معدنی بیشتری نیاز خواهد داشت.
میانگین میزان لیتیوم مورد استفاده در هر باتری در ماه آوریل نسبت به سال گذشته ۷ درصد افزایش یافته که نشاندهنده رونق باتریهای لیتیومی است؛ در عین حال، میانگین مصرف نیکل و کبالت نسبت به سال گذشته بدون تغییر باقی مانده است.
ایران برای تبدیل نشانههای زمینشناسی لیتیوم به یک پروژه اقتصادی باید از کجا آغاز کند؟
برای ایران، نقطه آغاز باید تولید داده قابل اتکا باشد. شناسایی نشانههای لیتیوم برای قضاوت درباره ارزش اقتصادی آن کافی نیست. اکتشاف باید عیار، پیوستگی و حجم ماده معدنی را مشخص کند و مطالعات تفصیلی نشان دهد لیتیوم در چه ترکیبی قرار گرفته است. سپس آزمایشهای فرآوری و پایلوت باید روشن کنند چه سهمی از آن، با چه مصرف مواد شیمیایی و انرژی و با چه کیفیتی قابل بازیابی است. تصمیم درباره احداث واحد صنعتی باید بر نتایج همین مراحل استوار شود.
با توجه به تحولات انرژی در جهان، آیا ایران میتوانست جایگاه متفاوتی در صنعت باتری و خودروهای برقی داشته باشد؟
اینها تنها صفحات اندکی از کتاب انرژی امروز جهان است. به نظر بنده، با توجه به آثار جنگهای اخیر علیه کشورمان و مسئله تنگه هرمز، سوختهای فسیلی بهزودی به یک کالای لوکس تبدیل خواهند شد. تصور کنید بعد از اتمام این جنگ چه چیزی باقی خواهد ماند؟ نفتکشهای تخریبشده، آبهای آزاد خلوت و لولههای انتقال نفت و فرآوردههای نفتی با ظرفیت بسیار کمتر از حمل دریایی.
مشاهده اعدادی در بازه ۲۰۲۰ تا ۲۰۶۰ نشان میدهد که دنیا از خیلی وقت پیش به فکر استفاده از انرژی پاک بوده و امروز اختلاف زیادی بین ایران، بهعنوان کشوری که برای واردات خودروی برقی بهعنوان کالای لوکس که تولید مشابه داخلی ندارد اما مردم بهشدت به آن نیاز دارند، و بسیاری از کشورهای جهان که تسهیلات و مشوقهای جذاب برای استفاده مردم از خودروهای برقی وضع میکنند، وجود دارد.
امروز میتوانستیم بهجای اینکه حرف از نیاز به واردات نیروی انسانی متخصص بزنیم، با سیاستگذاری صحیح از حداقل ۱۰ سال پیش، یکی از بهترین تولیدکنندگان باتری لیتیومی، یا یکی از بهترین تولیدکنندگان خودروهای برقی، یا یکی از بزرگترین تولیدکنندگان انرژی پاک برای مصرف منازل و واحدهای صنعتی باشیم.
اما متأسفانه بهجای آن، کمبود سوخت را بهانه میکنیم تا گرانتر به مردم بفروشیم و دم از کمبود انرژی بزنیم و مردم و صنایع را بهعنوان مصرفکننده تهدید کنیم. در نهایت، همه اینها هم به گران شدن و قطع شدن منجر میشود؛ در کشوری که منابع نفت و گاز، منابع معدنی فراوان، نیروی انسانی تحصیلکرده و جوانان مستعد اما ناشناخته داریم.