سفره بیمهمان رمضان
هزینه افطار ۴ نفره ۷۷۲ هزار تومان ناقابل!ماه مبارک رمضان همواره با تصویر سفرهای ساده، کمهزینه و جمعوجور در ذهن بخش بزرگی از جامعه ایرانی گره خورده است؛ سفرهای که نان، پنیر، سبزی، چای و در نهایت یک غذای گرم، شاکله اصلی آن را شکل میدهد. اما بررسی نرخ اقلام خوراکی در آستانه رمضان ۱۴۰۴ نشان میدهد این تصویر سنتی، بیش از هر زمان دیگری تحت فشار تورم مواد غذایی قرار گرفته است. دادههای موجود از بازار اقلام مصرفی ماه رمضان حاکی از آن است که تدارک یک سفره افطار ساده برای یک خانواده ۴ نفره، به هزینهای در حدود ۷۷۲ هزار و ۳۰۶ تومان برای هر وعده رسیده؛ عددی که افطار را از یک آیین روزمره به یک تصمیم مالی تبدیل کرده است. افزایش نرخ اقلام پایهای مانند لبنیات، سبزی، چای، آش و حلیم، در کنار جهش هزینه شیرینیهای سنتی رمضان مانند زولبیا و بامیه، باعث شده حتی افطار حداقلی نیز، بار اقتصادی قابلتوجهی بر دوش خانوارها بگذارد.
رمضان امسال بیمهمان خواهد بود!
قدیمها ماه رمضان که میشد، تلفن خانه یک لحظه آرام نداشت. «این فامیل زنگ میزد برای افطاری، اون یکی دعوت میکرد. امسال انگار همه شماره همدیگه رو گم کردن.» این را زن سالمندی میگوید که برای خرید یک کیلو سبزی خوردن پاکشده به نرخ ۲۵۰ هزار تومان، با فروشنده چانه میزند. حرف او، مانیفست اجتماعی رمضان ۱۴۰۴ است. سنت زیبای افطاری دادن، این رکن اساسی همبستگی اجتماعی، در حال تبدیل شدن به یک خاطره است. وقتی هزینه یک افطار ساده برای خانواده خود آدم، نزدیک به ۸۰۰ هزار تومان تمام میشود، چطور میتوان 2 خانواده دیگر را مهمان کرد؟ یک مهمانی افطاری ساده برای ۱۲ نفر، بهراحتی هزینهای چند میلیونی روی دست میزبان میگذارد. این پول، برای بسیاری از کارمندان، کارگران و بازنشستگان، بخش بزرگی از درآمد ماهانهشان است. نتیجه، خانههایی است که در شبهای رمضان، سوت و کور میمانند. پیوندهای فامیلی و دوستی که با سفرههای افطار محکمتر میشد، حالا در تنگنای معیشت، سست میشود. این فقط کوچک شدن سفرهها نیست، این کوچک شدن دایره روابط انسانی ماست. شکافی عمیق میان آنها که هنوز توانایی برپایی سفرههای رنگین را دارند و اکثریتی که حتی در چیدن سفره برای خودشان هم در ماندهاند، در حال شکلگیری است. رمضان، که ماه برابری و یکدلی بود، حالا به آینهای برای نمایش نابرابریهای عمیق اقتصادی تبدیل شده است.
حلیمهای بیمشتری
«حاجی، حلیم کیلویی چند؟» مشتری با احتیاط میپرسد. فروشنده که دیگ بزرگ و بخارآلود حلیم را هم میزند، با صدایی که انگار از ته دیگ بیرون میآید، جواب میدهد: با مخلفات ۴۰۰، ساده ۳۵۰. مشتری سری به نشانه فهمیدن تکان میدهد و آرام دور میشود. چهره فروشنده، مخلوطی از شرم و کلافگی است. میگوید: فکر میکنی ما دوست داریم این نرخ بفروشیم؟ سال پیش همین حلیم رو میدادیم ۲۵۰ تومن. گوشت دو برابر شده، گندم، حبوبات، روغنی که میبینی… همه پرواز کرده. ما فقط زندهایم که ورشکست نشیم. روایت او، پژواک همان آماری است که اتحادیهها اعلام میکنند؛ رشد حدود دوبرابری قیمت آش و حلیم نسبت به سال قبل. آش رشته با مخلفات هم در همین حوالی نرخ میخورد؛ کیلویی ۳۷۰ هزار تومان. این بخار داغی که از دیگها بلند میشود، حرارت تورمی است که از مزرعه و کشتارگاه شروع شده و حالا در کاسههای مردم سرد میشود. علی بهرهمند، رئیس اتحادیه قنادان، این تراژدی را در اعداد خلاصه میکند؛ روغن ۴۰۰ درصد و آرد ۲۰۰ درصد گران شده، اما ما نرخ زولبیا را فقط ۱۰۰ درصد بالا بردیم. این یعنی تولیدکننده هم زیر بار این تورم، کمر خم کرده است. او مجبور است بین از دست دادن مشتری و از دست دادن سرمایهاش، یکی را انتخاب کند و در این میان، اعتمادی که بین خریدار و فروشنده بود، هر روز کمرنگتر میشود.
افطار ساده، هزینه پیچیده
محاسبه هزینه سفره افطار زمانی معنا پیدا میکند که اقلام متعارف آن، بهصورت جزءبهجزء بررسی شوند. براساس دادههای بازار، پنیر کمچرب ۳۵۰ گرمی با قیمتی بین ۱۴۵ تا ۱۶۲ هزار تومان عرضه میشود؛ بستهای که برای یک خانواده ۴ نفره، حدود 3 وعده افطار را پوشش میدهد. شیر کمچرب، با نرخ ۷۲ تا ۹۹ هزار تومان برای هر بطری، یکی دیگر از اجزای ثابت این سفره است. در کنار آن، سبزی خوردن پاکشده کیلویی ۲۵۰ هزار تومان نرخ دارد؛ رقمی که حتی سادهترین افطار را هم از ارزان بودن دور میکند. چای نیز اگرچه مصرف روزانه دارد، اما سهم آن در هزینه افطار قابل چشمپوشی نیست. یک بسته ۴۵۰ گرمی چای با نرخ ۵۶۰ تا ۶۲۹ هزار تومان، معمولا مصرف کل ماه را پوشش میدهد، اما وقتی سهم هر افطار محاسبه میشود، عددی معنادار به هزینه نهایی اضافه میکند. کره ۱۰۰ گرمی با نرخ ۷۳ هزار تومان برای یک وعده، در کنار نان، پنیر و سبزی، تصویری از افطار ساده را شکل میدهد که دیگر ساده نیست.
جمع این اقلام نشان میدهد حتی بدون در نظر گرفتن غذای گرم یا شیرینی، افطار خانوادگی به سطحی از هزینه رسیده که برای بسیاری از خانوارها نیازمند اولویتبندی مصرف است؛ تغییری که مستقیما از تورم مواد غذایی ناشی میشود.
غذای گرم؛ ستون پرهزینه سفره افطار
آش و حلیم، بهعنوان غذاهای سنتی ماه رمضان، سهم قابلتوجهی از هزینه افطار را به خود اختصاص میدهند. دادههای موجود نشان میدهد نرخ هر کیلو حلیم ساده بدون مخلفات بین ۳۰۰ تا ۳۵۰ هزار تومان و حلیم با مخلفات بین ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار تومان است. آش رشته نیز با قیمتی بین ۲۸۰ تا ۳۷۰ هزار تومان در هر کیلو عرضه میشود. این در حالی است که نرخ همین اقلام در سال گذشته بهطورمتوسط حدود نصف ارقام فعلی بوده است.
بررسی روند قیمتها نشان میدهد افزایش هزینه مواد اولیه مانند گوشت قرمز، گندم، حبوبات و روغن خوراکی، عامل اصلی جهش نرخ این غذاها بوده است. هر پرس آش یا حلیم که زمانی انتخابی اقتصادی برای افطار محسوب میشد، اکنون با قیمتی بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار تومان عرضه میشود؛ رقمی که برای یک خانواده 4نفره، بهسرعت به چند صد هزار تومان میرسد.
در چنین شرایطی، غذای گرم که قرار بود بخش سیرکننده و اصلی افطار باشد، به یکی از گرانترین اجزای آن تبدیل شده است. این تغییر، الگوی مصرف خانوارها را نیز تحتتاثیر قرار داده و بسیاری را بهسمت کاهش دفعات خرید یا کوچکتر کردن حجم مصرف سوق داده است؛ رفتاری که مستقیما ریشه در فشار هزینهها دارد، نه تغییر ذائقه.
شیرینیهای رمضان
زولبیا و بامیه، شاید نمادینترین خوراکی ماه رمضان باشند، اما قیمتهای امسال، این نماد را به کالایی تقریبا لوکس تبدیل کرده است. نرخ رسمی اعلامشده برای زولبیا و بامیه در واحدهای درجه یک ۴۹۵ هزار تومان و در واحدهای درجه دو ۴۴۵ هزار تومان بهازای هر کیلوگرم است. این در حالی است که بنا بر اعلام اتحادیه مربوطه، نرخ مواد اولیه مانند روغن تا ۴۰۰ درصد و آرد تا ۲۰۰ درصد افزایش یافته، اما نرخ نهایی زولبیا و بامیه حدود ۱۰۰ درصد رشد کرده است.
باوجود این توضیحات، واقعیت اقتصادی برای خانوارها تغییری نمیکند، خرید ۵۰۰ گرم زولبیا و بامیه، حداقل ۲۴۵ هزار تومان هزینه دارد؛ رقمی که آن را از یک خرید روزانه به یک انتخاب مناسبتی تبدیل کرده است. در کنار آن، خرما نیز با قیمتهای بالا عرضه میشود و سهم روزانه آن، هرچند کوچک، به مجموع هزینه افطار اضافه میکند.
نتیجه این روند، تغییر ترکیب سفره افطار است؛ شیرینیهایی که زمانی پای ثابت سفره بودند، حالا یا حذف میشوند یا با فاصله زمانی بیشتری خریداری میشوند. این تغییر، بیش از آنکه فرهنگی باشد، واکنشی اقتصادی به افزایش قیمتها است.
جمع هزینهها
وقتی تمام اقلام موردنیاز یک افطار ساده کنار هم قرار میگیرند؛ از نان، پنیر، سبزی و چای گرفته تا غذای گرم و مقدار محدودی شیرینی، عدد نهایی قابلتوجه است. محاسبات مبتنی بر قیمتهای بازار نشان میدهد، هزینه تدارک یک سفره افطار ساده برای یک خانواده 4 نفره در رمضان ۱۴۰۴ به حدود ۷۷۲ هزار و ۳۰۶ تومان میرسد. این رقم، بسته به انتخابها و ذائقه غذایی، میتواند افزایش یا کاهش یابد، اما حداقلهای متعارف سفره افطار، حول همین عدد میچرخد.
چای، قند و شکر که معمولا بهصورت ماهانه خریداری میشوند، وقتی به سهم روزانه تقسیم میشوند، حدود ۳۴ هزار و ۹۳۶ تومان به هزینه هر افطار اضافه میکنند. این جزئیات نشان میدهد حتی اقلامی که «کمهزینه» تلقی میشوند، در مجموع نقش مهمی در افزایش هزینه دارند.
در چنین شرایطی، افطار دیگر صرفا یک وعده غذایی نیست، بلکه به تصمیمی اقتصادی تبدیل شده که خانوارها ناچارند برای آن برنامهریزی کنند. این واقعیت، تصویری روشن از تاثیر تورم مواد غذایی بر آیینهای روزمره ارائه میدهد.
سخن پایانی
سفره افطار در رمضان ۱۴۰۴، آینهای از وضعیت اقتصاد خانوار است، جایی که تورم، حتی سادهترین الگوهای مصرف را نیز دستخوش تغییر کرده است.
عدد ۷۷۲ هزار تومان برای هر وعده افطار 4نفره، صرفا یک محاسبه مالی نیست، بلکه نشانهای از فشاری است که افزایش نرخ مواد غذایی بر زندگی روزمره وارد کرده است. در این میان، حذف یا کاهش اقلامی مانند آش، حلیم یا زولبیا و بامیه، نه از سر انتخاب، بلکه نتیجه ناگزیر محدودیت بودجه است. این گزارش نشان میدهد گرانی رمضان، بیش از هر چیز قدرت انتخاب خانوارها را کاهش داده و افطار را از یک آیین ساده به یک محاسبه اقتصادی بدل کرده است. تا زمانی که روند افزایشی نرخ مواد غذایی ادامه داشته باشد، سفره افطار نیز همچنان کوچکتر و پرهزینهتر باقی خواهد ماند؛ واقعیتی که بدون نیاز به اغراق یا شعار، از دل اعداد و قیمتها خود را نشان میدهد.