پاسخ کارشناسانه انجمن فولاد آلیاژی به برنامه غیرکارشناسی صدا و سیما با حضور عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس در خصوص صنعت فولاد
رئیس انجمن فولاد آلیاژی، با استناد به نمودارهای کارشناسی و محاسبات فنی، آمارهای عضو کمیسیون صنایع مجلس را نسنجیده و خطاهای فاحش کارشناسی خواند و تأکید کرد نرخ گاز و برق این صنعت از همه کشورهای منطقه بالاتر است.
در روزهای گذشته، طی برنامهای در شبکه سه صدا و سیما با حضور مصطفی طاهری، نماینده زنجان و عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس درباره وضعیت صنعت فولاد ایران پس از جنگ تحمیلی سوم، نکاتی مطرح شد که واکنش دکتر مهدی محمدی رئیس هیأت مدیره انجمن تولیدکنندگان فولاد آلیاژی را درپی داشت. دکتر مهدی محمدی طی یادداشتی نوشت: «متاسفانه در این برنامه صداوسیما، توسط عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس، اظهارنظرهای نسنجیده و خطاهای فاحش کارشناسی مطرح شده که نمیتوان از آنها بهسادگی گذشت». متن کامل یادداشت رئیس انجمن فولاد آلیاژی به این شرح است:
در این برنامه تلویزیونی، آقای طاهری نماینده مجلس در سخنان خود مطرح میکند که تولید فولاد ایران حدود ۳۰ میلیون تن و مصرف داخلی کشور حدود ۱۲ تا ۱۳ میلیون تن است. شاید به آمار اعلامی وی در خصوص تولید فولاد کشور- که مردم کوچه و بازار هم از آن اطلاع دارند- چندان نشود خُرده گرفت؛ اما وی در آمار مصرف فولاد کشور یک اشتباه بزرگ مرتکب میشود. بنا بر آمارهای رسمی و کارشناسی، مصرف ظاهری فولاد کشور (که عبارت است از تولید فولاد بهعلاوه واردات منهای صادرات) در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ هر دو بیش از ۲۳ میلیون تن بوده و در سال ۱۴۰۴ نیز با وجود اینکه آمار نهایی و قطعی هنوز اعلام نشده، اما مصرف ظاهری فولاد کشور قطعاً بیشتر از ۲۳ و حتی ۲۴ میلیون تن خواهد بود. یعنی وی بهعنوان عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس حتی اطلاع درستی از مصرف فولاد در کشور ندارد!
در جای دیگری از برنامه تلویزیونی، مصطفی طاهری با نمایش نموداری عنوان میکند که واردات فولاد ایران در سال ۱۴۰۴ تنها ۵۷ هزار تن (به تعبیر خود او در ویدئویی که در کانال تلگرامیاش نیز منتشر شده، «تنها ۵۷ تا») بوده است؛ این در حالی است که بنا بر آخرین آمارهای رسمی منتشرشده توسط گمرک، واردات فولاد ایران تنها در ۱۰ ماهه نخست سال ۱۴۰۴، ۷۳۹ هزار تن بوده است (یعنی حدود ۱۳ برابرِ رقم اعلامی مصطفی طاهری).
همچنین وی نموداری در تلویزیون نشان میدهد که طبق این نمودار ادعا شده مصرف داخلی گندله در کشور در سال ۱۴۰۴، ۴۹ میلیون و ۷۷۴ هزار تن بوده و با استفاده از این گندله، در کشور بیش از ۳۹ میلیون تن آهن اسفنجی تولید شده است؛ در حالی که با این میزان گندله ادعایی، در خوشبینانهترین حالت (به لحاظ فنی) تنها میتوان ۳۵.۵ میلیون تن آهن اسفنجی تولید کرد.
وقتی ویدئوی سخنان طاهری را مشاهده میکنید، لحظهبهلحظه اشتباهات و سخنان غیرکارشناسی بزرگتری وارد صحنه میشود. وی نموداری با عنوان «برآورد کمبود یا مازاد بر نیاز داخل در زنجیره فولاد در سال ۱۴۰۵» نشان میدهد که طبق آن نمودار ادعا میشود میزان کنسانتره مازاد بر نیاز داخل در سال جاری، حدود ۵۳.۴ میلیون تن و میزان گندله مازاد، ۴۲.۳ میلیون تن خواهد بود! کمی قبلتر، آقای طاهری نموداری نشان داده که ادعا میکند تولید کنسانتره کشور در سال ۱۴۰۴، حدود ۷۳ میلیون تن و تولید گندله کشور حدود ۶۳ میلیون تن بوده است. این یعنی طبق ادعای او، در نتیجه حمله وحشیانه دشمن آمریکایی و صهیونیستی به بخشی از صنعت فولاد کشور، ۷۳ درصد تولید کنسانتره کشور و ۶۷ درصد تولید گندله کشور، مازاد بر نیاز داخلی شده است و باید صادر شود! هر عقل سلیمی از خود میپرسد: آیا حلقههای تولید آهن اسفنجی به بعد را مگر دشمن جنایتکار، با خاک یکسان کرده است که چنین میزان عظیمی از کنسانتره و گندله سنگ آهن، مازاد بر نیاز داخلی شده باشد؟! متأسفانه ذرهای دید و نظر کارشناسی در این اظهارات وجود ندارد.
پایانبندی سخنان مصطفی طاهری در خصوص وضعیت صنعت فولاد پس از جنگ، غیرکارشناسیترین و شاید مخربترین بخش سخنان او است. او ادعا میکند که چون شرکتهای فولادی گاز و برق «یارانهای» میگرفتهاند و حالا بخشی از تولید در نتیجه جنگ آسیب دیده که دیگر گاز و برقی مصرف نمیکند، در مجموع عدمالنفع ناشی از تولید در زنجیره فولاد بعد از حملات دشمن در سال ۱۴۰۵ تنها ۲۸۹ میلیون دلار است! او در خصوص نرخ برق و گاز صنعت فولاد، ادعایی نادرست و حتی مخرب مطرح میکند. نرخ گاز و برق مصرفی صنعت فولاد در کشور از تمام کشورهای تولیدکننده نفت و گاز در منطقه بالاتر است. نرخ برق مصرفی صنعت فولاد که در سال ۱۳۹۹، ۸۰ تومان به ازای هر کیلووات ساعت بود، به ۱۹۲۰ تومان برای برق دولتی و ۸۰۰۰ تومان برای برق آزاد در سال ۱۴۰۴ رسید. یعنی در این بازه زمانی، نرخ برق دولتی ۲۳۰۰ درصد و نرخ برق آزاد ۹۹۰۰ درصد افزایش یافت. همچنین نرخ گاز مصرفی صنعت فولاد که در سال ۱۳۹۹، ۲۶۰ تومان به ازای هر مترمکعب بود، در سال ۱۴۰۴ با افزایش ۲۷۸۵ درصدی به ۷۵۰۰ تومان برای گاز دولتی و ۲۳۰۰۰ تومان برای گاز آزاد (افزایش ۸۷۴۶ درصدی) رسید! البته از بهمنماه ۱۴۰۴ نیز نرخ گاز فولادیها مجدداً شدیداً افزایش یافت و برخی شرکتهای فولادی بورسی در آخرین گزارش خود در کدال بورس، نرخ گاز دولتی را برای فروردین ۱۴۰۵ بین ۱۳۶۰۰ تا ۱۷۰۰۰ تومان به ازای هر مترمکعب و نرخ برق دولتی را ۲۳۰۰ تا حدود ۳۹۰۰ تومان به ازای هر کیلووات ساعت اعلام کردهاند. میزان افزایش نرخ گاز و برق صنعت فولاد بههیچوجه منطقی نبوده است و طبق محاسبات کارشناسی، هزینه انرژی از قیمت تمامشده شرکتهای فولادی در سال گذشته به ۲۰ تا ۳۲ درصد رسید! در دیماه سال گذشته طی نامهای به وزرا و همچنین طی یادداشتی با عدد و رقم اثبات کردم که نرخ گاز و برق مصرفی صنعت فولاد کشور از تمام کشورهای منطقه بالاتر است (اینفوگرافیکهای مربوطه که نرخ گاز و برق در ایران را با سایر کشورها مقایسه میکند، در انتهای این نوشته موجود است).
حال باید پرسید این عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس اولاً با کدام مبنای کارشناسی، صنعت فولاد را به رانت انرژی ارزان و یارانهای متهم میکند و ثانیاً با کدام منطق میگوید عدم مصرف گاز و برق توسط کارخانجات فولادی آسیبدیده از جنگ باعث میشود که عدمالنفع زنجیره فولاد ناشی از حملات دشمن در سال ۱۴۰۵ تنها ۲۸۹ میلیون دلار باشد؟! تنها در یک قلم، شرکت فولاد مبارکه که در سال ۱۴۰۴ آسیب دیده، ۷.۵ میلیون تن اسلب فولادی، ۵.۲ میلیون تن ورق گرم و ۱.۵ میلیون تن ورق سرد تولید کرده است. خسارات ناشی از تولیدات ازدسترفته و زنجیره پاییندستی مرتبط با آنها تنها ۲۸۹ میلیون دلار است؟! این نظر غیرکارشناسی، نمک پاشیدن به زخم انسانهای شریف و زحمتکشی نیست که مستقیم و غیرمستقیم بهواسطه تولید پایدار کارخانجات آسیبدیدهای نظیر فولاد مبارکه، چرخ زندگی خود و چرخ صنعت کشورمان را میچرخاندند؟! آیا کاری بهتر از این در کشور میتوانست با برق و گاز صورت بگیرد که یک صنعت مادر و استراتژیک نظیر صنعت فولاد که دهمین صنعت بزرگ فولاد جهان است در کشور پا بگیرد و ضمن ایجاد ارزش افزوده بالا، مشاغل پایدار بسیار زیادی نیز ایجاد کند؟!
همچنین باید تأکید کرد، در حالی که جنگ هنوز تمام نشده و صرفاً آتشبس (یا توقف موقت آتش) برقرار است، این نماینده مجلس در بخشی از سخنان خود با کدام ملاحظه امنیتی در خصوص بازگشت پتروشیمیها به مدار تولید، به صورت علنی برنامه زمانبندی ارائه میدهد؟ آیا دشمن از اینگونه سخنان نابجا استفاده نمیکند؟!
در نهایت باید تأکید کرد که ضروری است صدا و سیما در برنامههای خود، کارشناسانی داشته باشد که به موضوع اشراف داشته باشند تا اجازه ندهند با طرح ادعاهایی که واضحاً غیرکارشناسی و نادرست است، ذهن جامعه مشوش شود. این موضوع از اهمیت اساسی برخوردار است که فضای رسانهای کشور به سمت مباحث کارشناسی و دقیق سوق داده شود.


