-
نویسنده<!-- -->:<!-- --> <!-- -->مرضیه احقاقییک جامعه‌شناس در گفت‌وگو با صمت به مناسبت روز جهانی زبان مادری:

زبان مادری سرکوب‌ناپـذیر است

یونسکو ۲۱ فوریه را به‌عنوان روز جهانی زبان مادری نام‌گذاری کرده است. نام‌گذاری این روز با هدف پذیرش تنوع زبانی و فرهنگی در دنیا انجام‌شده است.

زبان مادری سرکوب‌ناپـذیر است

ضرورت پذیرش تکثر فرهنگی و زبانی

تاریخچه نام ‌ گذاری این روز به سال ۱۹۵۲ بازمی ‌ گردد؛ در این سال ۱۹۵۲ دانشجویان دانشگاه ‌ های مختلف شهر داکا پایتخت امروزی کشور بنگلادش با هدف ملی کردن زبان بنگالی به ‌ عنوان دومین زبان پاکستان (در کنار زبان اردو) تظاهرات مسالمت ‌ آمیزی در این شهر به ‌ راه انداختند. اما این اعتراض مسالمت ‌ آمیز به تیراندازی پلیس به دانشجویان و کشته شدن عده ‌ ای از آنها منتهی شد. پس از استقلال بنگلادش از پاکستان و به درخواست این کشور، برای نخستین ‌ بار سازمان یونسکو ۲۱ فوریه را روز جهانی زبان مادری نامید. پس از آن موضوع زبان مادری و حتی زبان یا گویش قومیت ‌ های مختلف یک کشور در دنیا موردتوجه قرار گرفت. افراد بسیاری از تبعیض ‌ هایی که به آنان در سایه زبان یا گویش و حتی لهجه روا داشته شده، سخن گفتند. البته این موضوع عموماً با حساسیت قابل ‌ توجهی از سوی دولت ‌ ها دنبال می ‌ شود اما باید ادعا کرد که پذیرش این تکثر زبانی و فرهنگی در کنار پذیرش ادغام ساختاری یک ‌ زبان رسمی، بسیاری از مشکلات حاکم بر این حوزه را مرتفع خواهد کرد. صمت برای بررسی این موضوع با مصطفی مهرآیین جامعه ‌ شناس گفت ‌ وگو کرده است.

زبان از چه جایگاهی در زندگی ما برخوردار است؟

زبان تنها مجرای دست ‌ یابی به جهان و یگانه راه دست ‌ یابی به آن است. این گزاره نخستین بار در نظریه ‌ های زبان ‌ شناسی توسط فردینان سوسور مطرح و در ادامه با کمک میخائیل باختین تکمیل شد. بنابراین می ‌ توان این ‌ طور ادعا کرد که جهان در زبان معنی می ‌ یابد. زبان ارتباط میان ما را با جهان درون انسان ‌ ها، جهان بیرون و همچنین در تعامل و روابط انسانی شکل می ‌ دهد.

تاجاییکه واژه و کلمه داریم و از آن برای روایت ‌ گری استفاده می ‌ کنیم، جهانی را به کنترل و مالکیت خود درخواهیم آورد. درنتیجه می ‌ توان این ‌ طور نتیجه گرفت که زبان، جهان را برای ما ممکن می ‌ کند.هانا آرنت نیز معتقد بود برای ساخت جهان باید از روایت و زبان استفاده کرد. آرنت از ۳ قلمرو «زحمت»، «کار» و «عمل یا روایت ‌ گری» سخن به میان می ‌ آورد. در قلمرو زحمت یا تلاش انسان برای تأمین نیازهای زیستی انسان با حیوانات مشترک است. قلمرو کار نیز در عصر سرمایه ‌ داری و به دنبال توسعه تکنولوژی و ماشینی شدن فعالیت ‌ ها یا به ‌ بیان ‌ دیگر خروج انسان از دنیای کار، به حوزه زحمت نزدیک شد.

بدین ترتیب در دنیای عمل یا روایت ‌ گری انسان امکانی برای بروز می ‌ یابد. انسان با روایت ‌ گری، قصه ‌ گویی و توصیف جهان، قابلیت برای انسان ‌ بودگی یا جهان ‌ سازی خواهد یافت. از مجموع موارد یادشده می ‌ توان این ‌ طور نتیجه گرفت که انسان بدون زبان، جهانی ندارد و در هیچ نسبت با جهان قرار نخواهد گرفت.

به اعتقاد شما زبان مادری از چه اثرگذاری بر جامعه ما برخوردار است یا چه نقشی در تنظیم روابط ما با پیرامون و درون خود، ایفا می ‌ کند؟

هر جامعه ‌ ای مبتنی بر دنیای زبانی حاکم بر آن، به جهان دسترسی پیدا می ‌ کند. یا به بیانی دیگر ارزش دنیای زبانی مجرای ورود ما به جهان است. از آنجاکه زبان ما فارسی است؛ بر همین اساس می ‌ توان ادعا کرد که بر پایه همین زبان فارسی به جهان دسترسی داریم. درواقع جهان ما مبتنی بر زبان فارسی خلق ‌ شده است. درنتیجه امکاناتی که زبان فارسی در اختیار انسان فارسی ‌ زبان قرار می ‌ دهد، اهمیت می ‌ یابد.توجه به این نکته ضروری به نظر می ‌ رسد که زبان ‌ ها فرم یا شکلی از نحوه ارتباط ما را با جهان می ‌ سازند. مرز و حدود ارتباطی ما با خودمان، با جهان و با دیگران از طریق زبان، تعیین می ‌ شود. به همین دلیل فرم زبان یا توانش زبانی، دسترسی یک جامعه را به خودش، به جهانی که در بیرون آن وجود دارد و دسترسی به انسان ‌ های دیگر مهیا می ‌ کند.

اگر جهان در زبان معنی می ‌ یابد، زبان کجا قرار دارد و چطور معنی می ‌ شود؟

زبان هم در درون این جهان است. یعنی از یک ‌ سو زبان فارسی ما را قادر می ‌ سازد تا به جهان دسترسی داشته باشیم و مرزهای تفکر ما را مشخص می ‌ کند؛ اما از سوی دیگر همین زبان فارسی در جهان بیرون ممکن می ‌ شود. درواقع دیالکتیکی تاریخی بر زبان حاکم است. به بیانی دیگر ما با زبان فارسی یکدست و یکپارچه ‌ ای روبه ‌ رو نیستیم؛ بلکه تاریخی بر این زبان گذشته و آن را تغییر داده است.از مدرن شدن جامعه ایران می ‌ توان به ‌ عنوان یکی از تحولات جدی در جامعه نام برد. این تغییر و حرکت به سمت مدرنیته ۲ سویه دارد. ازیک ‌ طرف جهان اجتماعی ما تغییر کرده است. از طرف دیگر برای فهم این جهان جدید واژه ‌ های جدید ساخته ‌ شده است. به بیانی دیگر جهان اجتماعی بیرونی توانش زبان فارسی را به ‌ ویژه در عصر مدرن در هر ۳ سطح معنا، دستور زبان و واژه تغییر داده است. هم ‌ زمان امکان ما برای دست ‌ یابی به جهان ممکن و تقویت ‌ شده است.

آیا زبان تنها امکان معنابخشی به زندگی را مهیا می ‌ کند یا از امکانات دیگری نیز برخوردار است؟

معنا دادن به زندگی تنها یک جز از ویژگی ‌ های زبان است. زبان فارسی به زندگی ما معنا می ‌ دهد و بستر تفکرات ما را تعیین می ‌ کند. اما این تنها ویژگی زبان نیست؛ جهان بیرون در نسبت با زبان، منافع را هم وارد زبان می ‌ کند.

یعنی زبان به همان میزان که دنیای معانی است، دنیای منافع هم هست. بدین ترتیب باید تاکید کردزبان فارسی به همان نسبتی که دنیای معانی ما را می ‌ سازد؛ منافع جامعه و گروه ‌ های مختلف آن را مطرح می ‌ کند. به همین دلیل نیز زبان فارسی یکدستی نداریم، بلکه بسته به گروه ‌ ها، طبقات و جایگاه ‌ های اجتماعی که در جهان اجتماعی ما تعریف ‌ شده، زبان فارسی از توانی ‌ های مختلفی برخوردار شده است. یا به بیانی دیگر همین زبان فارسی امکان دست ‌ یابی ما را به جهان خود فراهم می ‌ کند. با توجه به آنکه از زبان به ‌ عنوان دنیای معانی و منافع یاد شد، می ‌ توان این ‌ طور برداشت کرد که زبان فارسی نقش مهمی را در تاریخ تحولات اجتماعی ما داشته است.

باوجودی که شما از زبان فارسی با عنوان زبان مادری مردم ایران نام می ‌ برید، شاهد آن هستیم که مردم در مناطق مختلف کشور و با قومیت ‌ های متفاوت، از زبان دیگری نیز استفاده می ‌ کنند و حتی آن را زبان مادری خود می ‌ دانند، نظر شما دراین ‌ باره چیست؟ آیا این کثرت زبانی را در سطح جامعه صحیح می ‌ دانید؟

در هر جامعه ‌ ای حتی باوجود کثرت زبانی یا گویش ‌ های مختلف، یک ‌ زبان مشترک میان مردم و تمام قومیت ‌ ها روبه ‌ رو هستید. یا زبان فارسی در طول سال ‌ ها به ‌ عنوان زبان مادری هژمونی در کشور ما تعریف ‌ شده است. هرچندکه هم ‌ زمان قومیت ‌ های مختلف همچون ترک ‌ ها، کردها، عرب ‌ ها و سایر قومیت ‌ ها نیز در این جامعه زندگی می ‌ کنند و می ‌ توانند از زبان مادری دیگری نیز برخوردار باشند. اما باید پذیرفت که زبان فارسی به ‌ عنوان زبان مادری مردم این سرزمین و حتی برخی کشورهای همسایه، بر جامعه مسلط شده است.

با توجه به سلطه زبان فارسی به ‌ عنوان زبان اصلی یا زبان مادر در کشور، جایگاه سایر زبان ‌ ها یا گویش ‌ های قومیت ‌ های مختلف در کشور کجاست؟

پذیرش تکثر فرهنگی همراه با ادغام ساختاری راه ‌ حل برخورد با این تکثر زبانی است. یعنی از یک ‌ سو باید تنوعات و تکثرهای زبانی به رسمیت شناخته شوند؛ از سوی دیگر نیز اقوام و گویش ‌ های زبانی کوچک ‌ تر به لحاظ ساختاری همراه زبان فارسی شوند. درواقع یکدست ‌ سازی ساختاری همراه پذیرش تکثرهای فرهنگی راه ‌ حل مواجهه با این شرایط است.هرچندکه به اعتقاد من نمی ‌ توان مدعی شد همه زبان ‌ ها از جایگاه واحد و یکسانی برخوردار است. اما می ‌ توان تاکید کرد که وجود زبان ‌ ها و گویش ‌ های مختلف در یک جامعه، ایرادی ندارد و می ‌ توان اختلافات و تکثرها را حفظ کرد. هرچندکه در هر جامعه ‌ ای از یک ‌ زبان کلان هژمونی تحت عنوان زبان مادری یاد می ‌ شود.حال می ‌ توان در عین حفظ زبان مادری، امکانی را برای بیان گفتمان ‌ ها و روایت ‌ ها از تکثر زبانی و فرهنگی را فراهم کرد. اما باید توجه کرد که این هدف با سرکوب ممکن نمی ‌ شود. درواقع سرکوب زبان ‌ ها و گویش ‌ های محلی با باتوم و زور پذیرفته ‌ شده نیست. در همین حال از فارسی ‌ زبان انتظار می ‌ رود تا به بیان «ژولیا کریستوا» به سمت ملت ‌ گرایی بدون ملت پیش بروند. یعنی در عین اینکه از احساسات ملی برخوردار هستیم و زبان ملی واحدی داریم، تمام دیگرانی که ذیل این زبان زندگی می ‌ کنند را بپذیریم. برای تحقق این هدف می ‌ توان قصه ‌ ها و روایت ‌ های زبان ‌ ها و گویش ‌ های مختلف را شنید و از آنها استقبال کرد.به ‌ عنوان ‌ مثال شعر حیدربابا شهریار ترکی است اما جامعه فارسی ‌ زبانان نیز آن را پذیرفته است. درواقع زبان فارسی باید دیگری که در این شعر تعریف می ‌ شود، جهان آن و عشقی که در آن جریان دارد را بپذیرد. برای این بیگانه ‌ های زبانی امکانی برای ورود و پذیرش فراهم کند. درنتیجه چالش ‌ ها، مقابله ‌ ها و حتی دشمنی ‌ های حاکم بر این بخش از بین خواهد رفت.

آیا در طول سال ‌ های گذشته و با هدف ترویج زبان فارسی و معرفی آن به ‌ عنوان زبان مادری هژمونی، به سمت یکسان ‌ سازی مردم پیش نرفته ‌ ایم؟

یکسان ‌ سازی زبان از دوران پهلوی اول در کشور آغاز شد. این هدف در دوران پهلوی دوم و همچنین طی ۴۰ سال گذشته نیز ادامه داشته است. اما باید اذعان کرد که این ادغام ساختاری همراه پذیرش تکثر زبانی نبوده است. یعنی این سیاست با سرکوب دنبال شده و همین موضوع نیز ریشه بسیاری از مشکلاتی است که اکنون در جامعه وجود دارد و حول موضوعاتی همچون زبان مادری و... مطرح می ‌ شود. در شرایطی که قومیت ‌ های مختلف با سرکوب روبه ‌ رو می ‌ شوند، مقاومت نیز شکل می ‌ گیرد. درروند مبارزه با این سرکوب ‌ ها، پان ‌ ترک ‌ ها، پان ‌ کردها و... شکل ‌ گرفته ‌ اند.این دست موضوعات حتی به ایجاد ترک و شکاف در زبان فارسی نیز منتهی می ‌ شود و در ادامه موضوعاتی همچون جدایی سرزمینی و... نیز مطرح می ‌ شود. درواقع در چنین شرایطی همواره این ترس وجود دارد که جدایی زبانی در همین سطح نماند و به سمت ‌ وسوی جدایی سرزمینی پیش
برود. درواقع کلیت جغرافیایی کشور تحت تأثیر این مفاهیم قرار گیرد. درواقع سیاست ‌ های غلطی که در طول سال ‌ ها دنبال شده اکنون، خود را به این شکل نمایان کرده است.

به نظر جنابعالی راهکار صحیح در این شرایط و در مواجهه با این کثرت زبانی چیست؟

سیاست صحیح ادغام ساختاری همراه با پذیرش تکثر زبانی است. کما اینکه جامعه نیز در طول سال ‌ های گذشته به همین سمت رفته است. درواقع مردم این تکثر زبانی را با حفظ زبان مادری فارسی پذیرفته ‌ اند.

کما اینکه در بسیاری از شهرها مردم در شرایط روزمره از زبان یا گویش محلی یا قومی خود استفاده می ‌ کنند اما زبان فارسی را در محیط کار حفظ کرده ‌ اند. حال تنها باید سیستم سیاسی نیز همین واقعیتی که مردم پذیرفته ‌ اند را قبول کند.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین