قفسههای پر، سفرههای خالی!
بازار کالاهای اساسی این روزها بیش از آنکه با کمبود کالا شناخته شود، با فزونی بیوقفه قیمتها تعریف میشود. بازاری که در آن قفسهها پر است اما سفرهها کوچکتر شدهاند. تازهترین دادههای قیمتی از بازار در هفته منتهی به ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ نشان میدهد گرانی در مواد غذایی و اقلام ضروری نهتنها متوقف نشده بلکه به مرحلهای رسیده که میتوان از آن با عنوان گرانی افسارگسیخته یاد کرد.
وضعیتی که آثار آن از فروشگاههای زنجیرهای تا خردهفروشیهای محلی و از سبد مصرف دهکهای پایین تا طبقه متوسط قابل مشاهده است. بر اساس گزارش مرکز آمار ایران نرخ تورم نقطهبهنقطه اسفند ۱۴۰۴ نسبت به اسفند ۱۴۰۳ در بخش خوراکیها و آشامیدنیها به ۱۱۳.۸ درصد رسیده است؛ عددی که بهتنهایی تصویری روشن از عمق بحران هزینهای در بازار غذا ارائه میدهد. جزییات این تورم نگرانکنندهتر از عدد کل است: خوراکیها ۱۱۲.۵ درصد، نان و غلات ۱۴۰ درصد، روغن و چربیها ۲۱۹ درصد و پنیر، شیر و تخممرغ ۱۱۶.۸ درصد افزایش نرخ داشتهاند. به بیان دیگر بخش قابل توجهی از نیازهای اولیه خانوار در فاصله یک سال بیش از ۲ برابر شده است. این در حالی است که فعالان بازار و مقامات اجرایی نیز بر یک نکته اتفاق نظر دارند: کمبود جدی کالا در بازار دیده نمیشود. بنابراین، آنچه بازار را به هم ریخته نه فقدان عرضه، بلکه جهش نرخ تمامشده افزایش هزینه حملونقل، رشد نرخ نهادهها، تغییرات ارزی و سرریز مستقیم این هزینهها به مصرفکننده نهایی است. نتیجه چنین روندی روشن است، بازار از منظر موجودی کالا در ظاهر آرام است اما از منظر رفاه مصرفکننده در وضعیت هشدار قرار دارد.

تخممرغ؛ جهش یک کالای پروتئینی پایه
یکی از روشنترین نشانههای آشفتگی قیمتها را میتوان در بازار تخممرغ دید، کالایی که طی سالهای اخیر به دلیل افت قدرت خرید خانوار، جایگزین بخشی از مصرف گوشت قرمز و حتی گوشت مرغ شده بود. اما همین کالای بهظاهر ارزانتر نیز اکنون با جهشی تند مواجه شده است. نرخ هر شانه ۳۰ عددی تخممرغ که در حدود سه هفته گذشته نزدیک به دو برابر شده بود و از محدوده ۳۰۰ هزار تومان به نزدیکی ۶۰۰ هزار تومان رسیده بود در هفته جاری با اندکی تعدیل در بازه ۴۴۰ تا ۵۵۰ هزار تومان معامله میشود.
اگرچه این کاهش نسبی در ظاهر میتواند نشانهای از تخلیه بخشی از شوک قیمتی تلقی شود اما واقعیت آن است که سطح عمومی نرخ همچنان بسیار بالاتر از توان خرید بخش بزرگی از خانوارها است. در چنین شرایطی حتی کاهش جزئی نرخ نیز به معنای بازگشت بازار به تعادل نیست. از سوی دیگر مسئولان وزارت جهاد کشاورزی نیز افزایش نرخ ارز در تامین نهادههای دامی و رشد ۳۰ تا ۶۰ درصدی هزینه تولید و حملونقل را از دلایل اصلی گرانی اقلامی چون تخممرغ و مرغ عنوان کردهاند.
مرغ؛ ثبات ظاهری در قلههای جدید قیمت
بازار مرغ نیز تصویری مشابه دارد. نرخ هر کیلوگرم گوشت مرغ بدون بستهبندی در هفته جاری بین ۳۴۰ تا ۳۶۰ هزار تومان ثبت شده، نرخی که نسبت به هفته قبل تغییر محسوسی ندارد اما نکته تعیینکننده آن است که همین کالا در ابتدای سال بین ۲۷۹ تا ۲۸۵ هزار تومان به فروش میرسید. در واقع بازار مرغ اکنون وارد مرحلهای شده که ثبات، نه در قیمتهای قابل قبول قبلی بلکه در سطوح بالاتر و جدید اتفاق افتاده است.
در برخی مناطق شهری، نرخ مرغ حتی به ۴۴۰ هزار تومان در هر کیلوگرم نیز میرسد. این اختلاف قیمتی میان مناطق مختلف، خود نشانهای از کاهش انسجام بازار و افزایش فشار هزینهای در شبکه توزیع است. همزمان کاهش جوجهریزی به حدود ۱۰۰ میلیون قطعه در ماه گذشته، نگرانیها نسبت به سمت عرضه را نیز افزایش داده است. کمبود یا گرانی نهادههای دامی در کنار محدودیت سرمایه در گردش مرغداریها زنگ خطر استمرار فشار بر بازار مرغ در ماههای آینده را به صدا درآورده است.
ماکارونی و جهش نرخ ۳۱ درصدی
در سبد مصرف خانوار ایرانی ماکارونی همواره یکی از اقلام جایگزین در دورههای فشار تورمی بوده است. محصولی که در زمان گرانی برنج یا گوشت، مصرف آن افزایش مییابد. اما اکنون این پناهگاه مصرفی نیز از تیررس گرانی در امان نمانده است. در هفته گذشته نرخ ماکارونی ۳۱ درصد افزایش یافت بهطوری که بسته ۵۰۰ گرمی از ۵۴ هزار و ۶۰۰ تومان به ۷۱ هزار و ۸۰۰ تومان و بسته ۷۰۰ گرمی از ۵۷ هزار تومان به ۷۵ هزار تومان رسیده است.
سخنگوی انجمن صنفی کارفرمایان کارخانجات ماکارونی علت این رشد را نه فقط نرخ گندم، بلکه افزایش هزینه بستهبندی، تامین سلفون و حملونقل عنوان کرده است. این موضوع بهخوبی نشان میدهد که موج گرانی فعلی، صرفا ناشی از نرخ ماده اولیه نیست، بلکه یک تورم زنجیرهای و ساختاری است که از مواد اولیه تا بستهبندی و توزیع را در بر گرفته است.
گوشت قرمز؛ ثبات در قیمتهای سنگین
بازار گوشت قرمز نیز اگرچه در هفتههای اخیر نوسان شدیدی نداشته اما این ثبات در سطوحی رخ داده که خود برای بسیاری از خانوارها عملا دستنیافتنی است. گوشت گوساله بسته به نوع آن بین ۱.۶ تا ۱.۸ میلیون تومان در هر کیلوگرم معامله میشود. ران گوسفندی نیز در محدوده ۱.۹ تا ۲.۲ میلیون تومان قرار دارد. در جدول قیمتی بازار، شقه و راسته گوسفند بین ۱.۵۶۰ تا ۱.۶۵۰ میلیون تومان، سردست گوساله بین ۱.۶۷۰ تا ۱.۷۰۰ میلیون تومان و ران گوساله بین ۱.۷۵۰ تا ۱.۸۰۰ میلیون تومان ثبت شده است.
چنین سطوح قیمتی به روشنی نشان میدهد که گوشت قرمز بیش از پیش از سبد مصرف روزمره خانوارها فاصله گرفته و به کالایی با مصرف محدود و مناسبتی تبدیل شده است. حتی گوشت منجمد گوساله نیز با نرخ ۹۶۰ هزار تا ۱.۲۵۰ میلیون تومان عرضه میشود که برای دهکهای پایین همچنان گران محسوب میشود.
لبنیات؛ افزایش آرام اما فرساینده
بازار لبنیات نیز از موج گرانی عقب نمانده است. ماست پرچرب دبهای ۲.۵ کیلوگرمی از ۲۰۵ هزار تومان به ۲۲۵ هزار تومان رسیده، شیر بطری کمچرب ۹۴۶ میلیلیتری از ۷۲ هزار و ۵۰۰ تومان به ۸۰ هزار تومان و شیر پرچرب از ۷۷ هزار و ۵۰۰ تومان به ۸۷ هزار و ۵۰۰ تومان افزایش یافته است. گرچه این افزایشها نسبت به جهش تخممرغ یا ماکارونی کمتر به نظر میرسد، اما از آنجا که لبنیات جزو کالاهای مصرف روزانه خانوار است، **اثر تجمیعی آن بر بودجه ماهانه بسیار سنگین خواهد بود**.
در همین حال، کره حیوانی ۱۰۰ گرمی تا ۹۹ هزار و ۹۰۰ تومان و خامه استریل ۲۰۰ گرمی تا حدود ۹۹ هزار و ۷۰۰ تومان قیمتگذاری شدهاند؛ ارقامی که نشان میدهد حتی اقلام تکمیلی سفره صبحانه نیز بهتدریج در حال تبدیل شدن به کالاهای نیمهلوکس هستند.
روغن؛ رکورددار تورم سالانه
در میان گروههای مختلف کالایی، روغن و چربیها با تورم ۲۱۹ درصدی یکی از بحرانیترین وضعیتها را دارند. اگرچه آخرین افزایش نرخ رسمی روغن خوراکی در ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ با میانگین ۱۲ درصد انجام شده و خبرهای مربوط به افزایش مجدد تکذیب شده است، اما واقعیت این است که این کالا در کمتر از دو سال اخیر با نوسانات مکرر و شدید روبهرو بوده و از ۱۰ دی ۱۴۰۴ تاکنون سه بار افزایش نرخ را تجربه کرده است.
روغن آفتابگردان ۱۳۵۰ گرمی سرخکردنی ۶۶۰ هزار تومان و نوع پختوپز ۶۶۳ هزار تومان به فروش میرسد. چنین اعدادی برای کالایی که جزو پایهایترین نیازهای آشپزخانه خانوار است، بهخوبی نشان میدهد چرا تورم مواد غذایی به اصلیترین فشار معیشتی تبدیل شده است.
برنج، حبوبات و کالاهای ماندگار
در بازار برنج نیز قیمتها همچنان در سطوح بالایی قرار دارد. برنج طارم هاشمی بین ۵۰۰ تا ۶۶۲ هزار تومان، طارم دمسیاه ۵۵۰ هزار تومان و شیرودی ۳۸۰ هزار تومان عرضه میشود.
برنج خارجی نیز در بازه ۲۱۶ هزار و ۳۰۰ تا ۲۸۲ هزار و ۶۰۰ تومان قرار دارد. در بخش حبوبات، لوبیا چیتی ۶۵۰ تا ۶۷۹ هزار تومان، لوبیا قرمز تا ۶۵۰ هزار تومان، عدس ۳۵۹ هزار تومان و لپه ۴۸۰ هزار تومان نرخ دارد.
افزایش نرخ این گروه از کالاها اهمیت دوچندان دارد چرا که این اقلام معمولا در دورههای کاهش مصرف پروتئین حیوانی، نقش جانشین غذایی را ایفا میکنند. هنگامی که هم گوشت و مرغ و هم حبوبات و برنج همزمان گران میشوند، عملا انعطاف خانوار برای جابهجایی در سبد مصرف بهشدت کاهش مییابد.
کالابرگ؛ مسکن موقت تب تند بازار
در چنین شرایطی، سیاست کالابرگ الکترونیک بار دیگر به یکی از محورهای اصلی حمایت معیشتی تبدیل شده است. پس از حذف ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی، دامنه شمول این یارانه غیرنقدی به تمامی ایرانیان ساکن کشور گسترش یافته و مبلغ آن به یک میلیون تومان برای همه خانوارها رسیده است. با این حال، با توجه به شتاب افزایش نرخ مواد غذایی، این پرسش جدی مطرح است که آیا اعتبار فعلی کالابرگ با واقعیت بازار تناسب دارد؟
بر همین اساس، دولت در حال بررسی سناریوهایی برای افزایش مبلغ کالابرگ است. سناریوهایی که بر پایه نرخ سبد غذایی و میزان کالری مورد نیاز هر فرد طراحی شدهاند. هرچند افزایش اعتبار میتواند بخشی از فشار کوتاهمدت را جبران کند، اما روشن است که یارانه بدون مهار روند تورمی تنها نقش مسکن دارد و نمیتواند درمانی پایدار برای بحران هزینه خوراک باشد.
گمرکات نگذاشتند بازار خالی شود
مهرداد لاهوتی، نماینده مردم لنگرود و عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با صمت با اشاره به عملکرد دولت در شرایط جنگی اظهار کرد: اگر بخواهیم ارزیابی منصفانهای داشته باشیم، دولت و به خصوص وزارت اقتصاد در مجموع نمره قابل قبولی گرفته است؛ چراکه در فاصلهای کوتاه، جنگی با این وسعت و با پیامدهایی که حتی اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار داد، شکل گرفت، اما در داخل کشور مدیریت قابل قبولی صورت گرفت.
وی در ادامه با اشاره به اقدامات صورت گرفته از سوی دولت در زمینه انتقال اختیارات به استانداران و همچنین ترخیص فوری کالاهای اساسی و موردنیاز کشور در زمان جنگ از گمرکات کشور در کنار تنوع بخشیدن به مبادی ورود کالاها به کشور افزود: هرچند در حوزه قیمتها نوساناتی ایجاد شد، اما دولت تلاش خود را برای کنترل این وضعیت به کار گرفت. در عین حال، کالاها به اندازه کافی در کشور وجود دارد و این موضوع نشان میدهد که اقدامات صورتگرفته، بهویژه در حوزه ترخیص فوری کالاها از گمرکات کشور و اختیاراتی که به استانداران داده شد، مؤثر بوده است. بهگونهای که از ظرفیت کشورهای همسایه و مرزی برای تأمین کالا، حتی بدون انتقال ارز و در قالب رفع تعهد ارزی، استفاده شد و کمبودی در کالاهای اساسی احساس نمیشود. یکی از مهمترین اقدامات در زمان جنگ، تنوعبخشی به مبادی ورود کالا به کشور از گمرکات ایران در مرزهای زمینی بود که در از همان ابتدای جنگ صورت پذیرفت و سپس با ترخیص فوری کالاها از گمرکات، بازار هیچ کمبودی در کالاهای اساسی و دارو حس نکرد.
لاهوتی با اشاره به عملکرد قابل قبول دولت در زمین تامین کالاهای اساسی و مدیریت خدمات ارائه شده به مردم در زمان جنگ توسط دولت ادامه داد: امروز مردم در مراجعه به بازار و فروشگاهها، احساس کمبود ندارند و این نشاندهنده مدیریت مناسب در تأمین کالاهای اساسی است. همچنین با وجود آسیبهایی که به زیرساختها وارد شد، در حوزههایی مانند آب، برق و گاز نیز با قطعی گسترده مواجه نبودیم که این موضوع نیز بیانگر عملکرد قابل قبول در مدیریت خدمات است.
وی با اشاره به شرایط خاص اقتصادی کشور گفت: ایران کشوری با ۱۲ همسایه و مرزهای زمینی فراوان است و حتی پیش از این نیز نگرانیهایی درباره حجم قاچاق کالا وجود داشت؛ بنابراین تصور ایجاد قحطی با محاصره دریایی، واقعبینانه نیست و کالاها با تدبیر دولت و اقدامات ضربتی صورت گرفته در گمرکات کشور به وفور در بازار وجود دارد. همچنین تجربه سالهای تحریم و دفاع مقدس، اقتصاد کشور را تا حدی مقاوم کرده و امروز حتی در برخی حوزهها، علاوه بر تأمین نیاز داخلی، امکان صادرات نیز وجود دارد.
سخن پایانی
تصویر کلی بازار کالاهای اساسی در ابتدای اردیبهشت ۱۴۰۵ روشن است، کالا هست اما توان خرید نیست. آنچه امروز معیشت خانوار را تهدید میکند، کمبود فیزیکی اقلام نیست، بلکه شکاف عمیق میان سطح درآمد و شتاب افزایش نرخ مواد غذایی است. تورم ۱۱۳.۸ درصدی خوراکیها، رشد ۲۱۹ درصدی روغن، جهش ناگهانی تخممرغ، صعود دوباره ماکارونی و تثبیت گوشت و مرغ در سطوح بالای قیمتی، همگی نشانههای بازاری هستند که در آن گرانی از یک نوسان مقطعی عبور کرده و به یک وضعیت ساختاری تبدیل شده است.
اگر روند فعلی ادامه یابد پیامد اصلی آن نه فقط کوچکتر شدن سفره خانوار، بلکه افت کیفیت تغذیه، حذف تدریجی اقلام پروتئینی و لبنی از مصرف روزانه و تعمیق نابرابری در دسترسی به غذا خواهد بود. بازار کالاهای اساسی اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند ثباتبخشی واقعی در سمت هزینه، تامین، توزیع و قیمتگذاری است چرا که در وضعیتی که قیمتها هر هفته از سطح جدیدی آغاز میشوند، فشار اصلی نه بر بازار، بلکه بر زندگی روزمره مردم وارد میشود.