تا صبح بر این شب، سلام...

مثل همیشه، از راهی دور آمده بودی؛ از شهری دور و کویری، اما می‌دانستی که در این شب قدر، در شب بیست‌ویکم رمضان، شب شهادت مولای متقیان حضرت علی علیه‌السلام هر نیاز و استغاثه‌ای به درگاه خداوند بزرگ جواب داده می‌شود. با اینکه زمانی به افطار مانده بود حرم مطهر از انبوه زائران روزه‌دار و دلخسته پر بود. همه روزهای ماه رمضان تا شب بیست‌ویکم آن را روزه گرفته بودی و با قلبی پرنیاز به حرم امام رضا(ع) آمده بودی، امام بزرگی که همچون نخستین شهید محراب حضرت علی علیه‌السلام جد بزرگوارشان شربت شهادت نوشیده بودند و اینجا، در این حرم همه فضا آکنده از ترنم دعا و نیایش بود و در شلوغی حرم به کنار پنجره فولادی رفته‌ای و اشک‌هایت مثل باران فروریخت:

 


ای امام بزرگ ما به حق جدت که امشب، شب شهادت ایشان است وصی و وکیل ما پیش خداوند بزرگ باش و از درگه‌اش بخواه که مرا عفو کند و ببخشاید...
نگاه که می‌کردی حرم امام رضا(ع) سراسر سیه‌پوش بود، پرچم آن گنبد طلا، گنبد حضرت امام رضا(ع) به احترام نخستین امام شیعیان جهان، حضرت علی علیه‌السلام، به رنگ سیاه درآمده بود. کنار پنجره فولاد بیماران و دردمندان می‌گریستند و دعا می‌خواندند و همراهان آنان نیز، کبوتران حرم در مسافتی دورتر در جایگاه‌هایشان اندوهگین و غمناک نشسته بودند انگار آنان نیز غم آواهای همه زائران را می‌شنیدند و در این مراسم باشکوه عبادی – مذهبی بر چشم‌های درشت‌شان قطره اشکی جمع می‌شد. آری کبوتران حرم نیز می‌گریستند. آخر امشب، شب دعا، شب نیایش، شب قدر و شب شهادت مولای متقیان بوده و هست. مولایی که به همه ما درس دیانت، فداکاری و ایمان، راستی و سلحشوری داده است وای نکند اینجا قیامت کبری است همان روزی که خداوند وعده‌اش را داده و روز رستخیز زمین. زمین و آسمان انگار اشک می‌بارد، همه فراموش کرده‌اند که با تکه‌های نان و پنیر، اندکی گردو و خرما و... که با خود آورده‌اند، افطار کنند. بانگ اذان دقایقی قبل جنبشی بزرگ پدید آورده است. این زائران روزه‌دار ابتدا نماز می‌خوانند و بعد افطار می‌کنند.

 


تو نیز پنجره فولاد را رها می‌کنی، بانگ اذان همه وجودت را به لرزه در می‌آورد چه شکوهی، چه عظمتی، آری اینجا حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) در شب شهادت مولای متقیان و در شب بیست‌ویکم ماه رمضان، شب قدر است. چه سعادتی، چه نیکبختی که نصیب تو شده است. به نماز ایستاده‌ای و همه تاریخ در عظمت شب بیست‌ویکم رمضان گویی صف کشیده است، انگار میلیون‌ها مسلمان از سراسر جهان در این شب به یاد ماندنی رو به درگاه خداوند بزرگ به دعا و نیایش برخاسته‌اند؛ «یا ارحم الراحمین».
چه ولوله و همهمه‌ای است، جای سوزن‌انداختن نیست، بعد از نماز همه با خوراکی‌های ساده، افطار می‌کنند و جمعی هم در مهمانخانه باشکوه حضرت امام رضا(ع) افطارشان را باز می‌کنند. همه فضاها و صحن‌های حرم مفروش شده است و گویی نه‌تنها بخش زیادی از مردم مشهد بلکه عده زیادی از مردم این سرزمین و دیگر بلاد مسلمان در اینجا حضور دارند. تو فریاد می‌زنی: حضرت امام رضا (ع) به حق جدت حضرت امیرمومنان علی علیه‌السلام ما را دریاب.

 


آسمان مشهد نورانی است و همه صحن‌های حرم مطهر انگار گوشه‌ای از کائنات و عرش هستند. اینک نشسته‌ای و منتظر مراسم شب قدر هستی که قرآن بر سرنهی و یکسره فریاد توبه و استغفار را سر دهی: خدایا مرا ببخش، به مادر و پدرم رحم کن و آنان را نیز بیامرز. فرزندانم، همسرم، خواهران و برادرانم و همه اقوام و دوستان و آشنایانم و همه مردم این سرزمین خدایی را در پناه خود بگیر...
این کلام جاودانه دکتر علی شریعتی، قلبت را بار دیگر لبریز از ایمان و عشق و ارادت می‌کند:
سلام بر این شب، شب قدر شبی که از هزار ماه، از هزار سال و هزار قرن برتر است، سلام، سلام، سلام... تا آن لحظه که خورشید قلب این سنگستان را به ناگاه بشکافد، گل سرخ فلق بر لب‌های فسرده این افق بشکفد و نهر آفتاب بر زمین تیره ما... و بر ضمیر تباه ما نیز جاری شود. تا صبح بر این شب سلام!


چاپ