تسهیلات رفاهی، کلید توسعه

این اتفاق هر ماه و هر هفته و هر روز در کشورهای مختلف جهان رخ می‌دهد. ایالات متحده آمریکا، فرانسه، استرالیا و چین به ترتیب ردیف اول تا چهارم و ایتالیا، اسپانیا، ژاپن و امارات نیز ردیف ۵ تا ۸ رتبه برگزاری نمایشگاه را به نام خود ثبت کرده‌اند ردیف ۱۷ به ترکیه و ردیف ۲۴ به ایران اختصاص یافت و عراق نیز رتبه ۳۱ را در این رده‌بندی به نام خود ثبت کرده است.
در سال ۲۰۱۲ بیش از ۹۰۰۰ نمایشگاه بین‌المللی در ۹۸ مرکز کشور و ۲۱۰۱ شهر صنعتی در سراسر جهان برگزار شد که گردش مالی آن معادل ۳۰۰ میلیارد دلار اعلام شده است. طبق آمارها سهم ایران از درآمد مجموع نمایشگاه‌ها، سالانه ۲۵۰ میلیون دلار یعنی معادل تنها یک هزارم کل جهان است. البته مقایسه کمی و کیفی نمایشگاه‌های ایران با کشورهای توسعه یافته نشان می‌دهد که هنوز راه زیادی تا رسیدن به سطح مطلوب کسب درآمد نمایشگاهی داریم. برای مثال براساس آمارهای رسمی وزارت ارشاد گردش مالی ۲۶ نمایشگاه کتاب تهران که یکی از مهم‌ترین نمایشگاه‌های ایران است در سال ۹۲ تنها حدود ۱۷۰ میلیارد تومان بوده است. در این زمینه و با توجه به جایگاه نه چندان مناسب ایران در میان کشورهای صاحب نام که در سال‌های اخیر درآمد قابل توجهی از راه برگزاری نمایشگاه و جلب توجه مشتریان به بازارهای خود کسب کردند به سراغ محمد علمی کارشناس مسائل اقتصاد بین الملل رفتیم تا ضمن برشمردن مهم‌ترین نقاط ضعف ما در این حوزه، راهکارهای رفع چالش‌های پیش روی صنعت نمایشگاهی ما را مطرح کند.
 

ایران در سال چندین نمایشگاه با موضوعات متفاوت و در حوزه‌های مختلف برگزار می‌کند. به نظر شما برگزاری این نمایشگاه‌ها به لحاظ کمی و کیفی چقدر به استانداردهای جهانی نزدیک هستند؟
من در مورد وضعیت نمایشگاه‌های مختلف دنیا چند سال تحقیق و پژوهش کردم و چند دوره هم سابقه فعالیت در دل فستیوال‌های مختلف را داشته ام. این تجربیات باعث شد در نهایت کتابی هم در این زمینه چاپ کنم. امروز در دنیا سالیانه ۳۲ هزار نمایشگاه با عناوین متعدد برگزار می‌شود. البته این آمار توسط اتحادیه جهانی صنعت نمایشگاهی جمع آوری شده و مربوط به نمایشگاه‌هایی است که مساحت آنها از ۵ هزار متر مربع بیشتر باشد و مواردی که از این متراژ کوچکتر باشند را در آمار گیری لحاظ نکرده‌اند. این ۳۲ هزار نمایشگاه به طور متوسط ۱۰۴ میلیون متر مربع فضا را در بر می‌گیرد که آمار شگفت انگیزی است.


به این آمار چقدر می‌توان اعتماد کرد؟ ۱۰۴ میلیون متر مربع متراژ بسیار عجیبی است!
بله. در نگاه اول اینطور است. این آمار به تعداد دفعاتی که یک نمایشگاه در یک فضای مشخص برگزار شده توجه دارد. ممکن است یک کشور در یک فضای خاص سالیانه ۱۰۰ نمایشگاه برگزار کند. بنابراین برای آمار گیری از تعداد نمایشگاه‌های این کشور در آن فضای مشخص، تعداد دفعات برپایی، ضرب در مساحت آنجا می‌شود.

برخی از مسئولان و کارشناسان سهم ایران از سودآوری این صنعت را یک هزارم سهم جهانی برآورد می‌کنند و معتقدند این رقم با استانداردهای جهانی فاصله زیادی دارد. نظر شما چیست؟
نمی دانم چقدر می‌توان به آمارها اعتماد کرد. اما تا آنجا که می‌دانم در کشور ما ضریب درآمد نمایشگاه‌ها در مقایسه با دیگر صنایع وضعیت بسیار مطلوب تری دارد. در اقتصاد واژه‌ای داریم به نام ضریب تکاثری که به معنای تاثیر یک فعالیت اقتصادی بر چند فعالیت اقتصادی دیگر است. وقتی یک فعالیت اقتصادی در یک زمینه ایجاد درآمد می‌کند این درآمد بر سطوح مختلف اقتصادی تاثیر می‌گذارد مثلا در حوزه مسکن یک فعالیت اقتصادی با ۳۰۰ حوزه دیگر مثل صنعت سیمان، آجر،
گچ، و... در ارتباط است. در مورد نمایشگاه‌ها هم همین طور است. یک نمایشگاه هم اشتغال‌زایی مستقیم و هم اشتغال زایی غیر مستقیم هم در کوتاه مدت و هم در بلند مدت دارد. در ایران هم شرایط دقیقا همینطور است با این تفاوت که میزان اشتغال‌زایی در ایران از متوسط جهانی پایین‌تر بوده و ضریب اشتغال زایی جهانی تقریبا ۲۰ برابر ما است. مثلا در هنگ کنگ چیزی حدود ۱۵۰ هزار نفر در صنعت نمایشگاهی به صورت مستقیم فعال هستند.

منظور از کوتاه مدت یا بلندمدت بودن اشتغال‌زایی دقیقا چیست؟
ببینید مثلا در هر نمایشگاه یکی از اصول اصلی برای درآمدزایی تبلیغات است. این فعالیت تبلیغاتی به زمان نیاز دارد تا تاثیر خود را بگذاردو اینطور نیست که به صورت لحظه‌ای و در مدت زمان محدود تاثیر بگذارد. از طرف دیگر یک نمایشگاه مهمترین ابزار ممکن برای بازاریابی است. ممکن است یک غرفه دار ۱۰ روز برای بازاریابی محصولات و صنایع خودش در یک نمایشگاه وقت صرف کند، کاتالوگ توزیع کند، محصول معرفی کند ولی نتیجه آن را ۶ ماه بعد ببیند. یعنی احتمال دارد مشتری ۶ ماه بعد به آن محصول نیاز پیدا کند و با توجه به تبلیغاتی که شده به ارائه کننده ان محصول مراجعه کند.
چه عواملی باید رعایت شود تا ایران هم به استاندارد‌های بین المللی برسد. یعنی هم از لحاظ تعداد نمایشگاه ها، هم از لحاظ اشتغال زایی و هم از زاویه سود آوری.
مهم ترین نکته بالا بودن هزینه‌های نمایشگاهی است. شما مثلا هزینه برق را برای برپایی یک نمایشگاه در هر شهری در نظر بگیرید! این هزینه برق با نمایشگاه داران بر مبنای هزینه‌های جنبی حساب می‌کنند در حالی که نمایشگاه خودش در دنیا یک صنعت است و باید برای برق رسانی به غرفه داران تخفیف در نظر بگیرند.

منظور شما حمایت دولتی است؟
دقیقا! هزینه‌های این چنینی برای برگزار کنندگان باید به حداقل برسد. از طرف دیگر این افراد به تجهیزات نیاز دارند. شرکت‌های نمایشگاهی باید زیرساخت‌های خود را از کشورهای دیگر وارد کنند. امروز همان محصولاتی را که قبلا با دلار ۱۱۰۰ تومان وارد می‌کردند باید با دلار ۳۰۰۰ تومانی خریداری کنند. این هزینه‌ها تاثیر منفی دارد. یا مثلا سفر به خارج از کشور برای بازاریابی حدود ۳ برابر برای صاحبان صنایع هزینه دربر دارد. بنابراین باید از این بخش حمایت بشود.
شما دوبی را در نظر بگیرید. در این چند سال خیلی رشد خوبی در صنعت نمایشگاهی داشته یا مثلا کشور ترکیه فضای نمایشگاهی خودش را به خوبی گسترش داده است. این فضا با امکانات خوب و جذابی که دارد باعث جذب مشتری می‌شود. اگر چه در نمایشگاه بین المللی تهران شرایط خوبی برای برگزاری یک نمایشگاه حرفه‌ای فراهم شده اما شرایط دسترسی مردم به این نمایشگاه تا حدودی با مشکل مواجه است. مثلا هنوز مترو ندارد همین نبود مترو و اتلاف زمان مردم برای رسیدن به محل برگزاری نمایشگاه خودش عاملی است که از میزان مخاطبان می‌کاهد.
در این زمینه اگر با دست اندرکاران و شرکت‌های نمایشگاهی هم صحبت کنید متوجه خواهید شد چقدر ایجاد یک شرایط مطلوب برای مشتری و افرادی که به نمایشگاه قدم می‌گذارند در پربار شدن فضای آن تاثیر دارد. یکی دیگر از مشکلات شیوه اطلاع رسانی است. بسیاری از شرکت‌ها وصاحبان سرمایه که برای حضور در یک نمایشگاه اعلام آمادگی می‌کنند نیاز دارند تا در همه زمینه‌ها تغذیه اطلاعاتی بشوند. در مورد تاریخچه برگزاری یک نمایشگاه، در مورد شرایط مختلف آن شهر و کشور، تعداد غرفه داران و نکاتی از این قبیل.
اگر به سایت نمایشگاه مالزی سر بزنید متوجه منظور من خواهید شد. در سایت اصلی مالزی اطلاعات نمایشگاهی و سنوات گذشته قابل مشاهده است. یعنی یک نفر قبل از شرکت در نمایشگاه مالزی تنها با مراجعه به سایت اینترنتی آن سوابق مورد نیاز خودش را به دست می‌آورد. این کمک می‌کند که بازار و فضای آن را به خوبی بشناسد و در نهایت محصولی را که متناسب با آن فضا می‌داند به همراه خودش بیاورد.
یا از اکسپوی بزرگ چین که در سال ۲۰۱۰ حدود ۷۳ میلیون بازدید کننده داشته هر آمار و اطلاعاتی که بخواهید با مراجعه به سایت آن می‌توانید به همه چیز دسترسی پیدا کنید. این که چند نفر همکاری داشته اند، هر بخش چقدر هزینه داشته، چه کشورهایی حضور داشتند و غیره. شاید جالب باشد که بدانید چین تنها برای نمایشگاه اکسپو شانگهای ۶ خط مترو ایجاد کردتا مردم با خیال راحت تردد کنند. در یک کلام می‌توان گفت این امرکل شانگهای را دگرگون کرد.

اگر نکته‌ای باقی مانده است بفرمایید.
بحث برپایی یک نمایشگاه، مشکلات آن، شرایط آن و هرچیز دیگری که به این موضوع مربوط می‌شود به قدری گسترده است که شاید چندین ساعت زمان برای مطرح کردن آن نیاز باشد. مثلا روش‌های جذب بازدید کننده یا روش‌های بازاریابی در یک نمایشگاه مباحث با اهمیتی است که باید حتما در مورد آنها صحبت شود.
بازاریابی در هر کشوری با توجه به شرایط بازار رقابتی حاکم بر آن متفاوت است. مثلا در آمریکا برای دسترسی به هر مصرف کننده باید ۵۰۰ دلار هزینه کرد چرا که انتخاب‌های زیادی برای هر محصول مورد نیاز یک مشتری وجود دارد و به راحتی می‌تواند از میان آنها هر کدام را که مطلوب تر دید انتخاب کند. هزینه تبلیغات جهانی در سال‌های قبل حدود ۱۲ میلیارد بود اما الان به حدود ۲۰ میلیارد رسیده است. ما هم اگر بخواهیم به نتایج مطلوب برسیم باید فکری برای تبلیغات و بازاریابی و دیگر موضوعاتی که گفتم بکنیم.


چاپ