«تنفس جنگل‌ها» نفس صنایع چوب و کاغذ را تنگ کرد

چندان دور از ذهن نیست. آخرین ارقام اعلام شده از زبان وزیرصنعت، معدن و تجارت حاکی از آن است که هم‌اکنون سالانه ۲ میلیون تن کاغذ در کشور تولید می‌شود و این میزان کاغذ تولید شده نسبت به سال‌های اخیر افزایش دو برابری داشته است. این درحالی است که واردات کاغذ و تعرفه ۴ درصدی آن نگرانی‌هایی را برای این صنایع ایجاد کرده است که هم‌اکنون توانایی پاسخگویی به ۵۰درصد نیاز وزارت آموزش و پرورش برای کتاب‌های درسی را دارند. هرچند وزارت صنعت، معدن و تجارت در پی آن است که از محل صندوق توسعه ملی اعتباراتی را به اجرای طرح‌های توسعه‌ای صنایع چوب و کاغذ مازندران اختصاص دهد اما بسیاری از طرفداران محیط‌زیست این اظهارنظرها را عاملی می‌دانند که احتمال به خطر انداختن جنگل‌های شمال کشور در آن بیشتر می‌شود. طرفداران محیط‌زیست موافق بهره‌برداری از جنگل‌های شمال کشور نیستند و معتقدند به جای بهره‌برداری باید راه‌حفاظت در پیش گرفته شود. حتی سازمان حفاظت محیط‌زیست و سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور درحال بررسی طرح تنفس ۱۰ ساله جنگل‌های کشور هستند. با این همه مدیرطرح و برنامه شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران اجرای طرح تنفس یا تعطیلی بهره‌برداری ۵ تا ۱۰ساله از جنگل را غیرکارشناسی دانسته و گفت: مجریان شایسته طرح‌های جنگلداری، بهترین حافظان جنگل هستند.
علی اکبر رفیعی به ایرنا گفت: طرح تنفس جنگل به منظور برداشت نکردن از آن برای مدت ۵ یا ۱۰ سال نشانگر آگاهی نداشتن طراحان آن از برنامه‌های طرح جنگلداری است، چراکه در برنامه‌های طرح جنگلداری، مجریان در هر ۱۰ سال فقط یک بار به یک مکان وارد می‌شوند و ۹ سال به آن منطقه تنفس می‌دهند.
وی ادامه داد: با اجرای طرح جنگلداری علاوه‌بر اینکه به جنگل تنفس داده می‌شود، تمامی برنامه‌های حفاظتی و احیایی هم در کنار بهره‌برداری انجام می‌گیرد، درحالی که در طرح تنفس جنگل اگر چه از جنگل برداشت نمی‌شود، ولی به روند احیای جنگل آسیب وارد خواهد شد.
رفیعی طراحان طرح تنفس جنگل را به دو دسته تقسیم کرد و گفت: دسته نخست افرادی هستند که با استناد به دلایل و توجیهات علمی به این بحث دامن می‌زنند، ولی دسته دوم را افرادی تشکیل می‌دهند که بیشتر به دنبال جلب افکار عمومی هستند که باید حسابشان را از دسته اول جدا کرد.
مدیر طرح و برنامه شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران بهره‌برداری از جنگل را اجتناب‌ناپذیر دانست و تاکید کرد که زیان بهره‌برداری از جنگل‌ها توسط مجریان شایسته کمتر از زیان اجرای طرح تنفس است.
وی توضیح داد: زخم وارده بر طبیعت که ناشی از وجود عوامل متعدد تخریبی است و رشد بی‌رویه جمعیت، بیکاری، کمبود سوخت و مواد سوختی، حضور دام و دامدار به روش سنتی و زندگی با سبک ابتدایی که در راس آن قرار دارد، آن چنان عمیق است که طبیعت به تنهایی قادر به جبران آن نیست و باید با تکیه بر علم جنگل شناسی و با اولویت برداشت درختان مزاحم، مهاجم، پیر و فرتوت، معیوب، چنگالی و نافرم زمینه تجدید حیات طبیعی در آن فراهم شود.
رفیعی گفت: علاوه‌بر این باید توجه داشت که هم‌اکنون هزینه‌های اجرای طرح‌های جنگلداری و در راس آن حفاظت جنگل که سالانه ده‌ها میلیارد تومان برآورد می‌شود، از محل اجرای طرح‌های جنگلداری که همان بهره‌برداری اصولی از جنگل است، تامین می‌شود. وی افزود: اجرای طرح تنفس به معنای حذف درآمد طرح جنگلداری و وابسته کردن بودجه حفاظت از جنگل به اعتبارات عمومی کشور است که نتایج زیان‌باری به‌دنبال خواهد داشت. او توضیح داد: بسیاری از کارشناسانی که با امور اجرایی طرح‌ها آشنایی دارند، وابستگی طرح‌ها به بودجه‌های عمومی را که تامین آن در مقایسه با تحقق خواسته‌های اولیه و ضروری با چالش‌های جدی مواجه است و مسائل اقتصادی، سیاسی و حکومتی نیز برحسب شرایط بر تهیه و تنظیم بودجه تاثیر می‌گذارد، خطری جدی برای جنگل به حساب می‌آورند، چرا که در جنگل با موجود زنده سروکار داریم. مدیر طرح و برنامه شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران همچنین به اهمیت استفاده از چوب به عنوان مواد اولیه شرکت اشاره کرد و گفت: یکی از تبعات اجرای طرح تنفس، کاهش عرضه چوب است که سبب افزایش قیمت آن و درنهایت تشدید قاچاق چوب می‌شود. وی با اشاره به اینکه در حال حاضر برداشت چوب در کمترین سطح ممکن از توان اکولوژیک جنگل قرار دارد، افزود: هم‌اکنون براساس آمارهای رسمی، رویش جنگل به طور متوسط ۳ تا ۴ مترمکعب در هر هکتار و برداشت حدود ۰/۷ مترمکعب در همین سطح است و به طور طبیعی با تغییر رویکرد کارشناسان منابع طبیعی که بخشی از آن ناشی از فشار افکار عمومی است، روند کاهشی برداشت همچنان ادامه خواهد یافت و به کمتر از این نیز خواهد رسید. مدیرطرح و برنامه شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران، بیکاری و افزایش قیمت چوب را دو عامل موثر در قاچاق چوب دانست و گفت: حجم قاچاق چوب گاهی به صورت اغراق‌آمیز چندمیلیون مترمکعب عنوان می‌شود، درحالی که بسیار کمتر است و به استناد و قرائن و شواهد موجود، نمی‌تواند از چند هزار مترمکعب بیشتر باشد.


چاپ