چیزی برای پنهان کاری نداریم

لیدا ایاز: ۲.۲درصد از جمعیت بزرگسال کشور گرفتار در دام اعتیاد است و بالاترین میزان کشفیات تریاک در جهان در ایران صورت می‌گیرد. حضور فعالانه در مشارکت‌های بین‌المللی و تلاش‌های بی‌وقفه برای کاهش دادن اعتیاد شاخصه کشور ما شده است.

«آمار قابل کتمان نیست از همین رو ایران داوطلبانه میزبانی نشست‌های بین‌المللی را برعهده می‌گیرد» این گفته محمود بیات، مدیرکل دفتر روابط بین‌الملل ستاد مبارزه با مواد مخدر است. او در گفت‌وگو با روزنامه «صمت» از تلاش کشورهای جهان برای مبارزه با اعتیاد و نه حذف کامل آن سخن می‌گوید چراکه به عقیده او از بین بردن کامل اعتیاد امکانپذیر نیست.

در ابتدا بفرمایید هسته روابط با کشورهای دیگر در ستاد چگونه شکل می‌گیرد و ایران در پی ارتباط برقرار کردن با چه کشورهایی است؟
مسئله مواد مخدر امروزه یک باور جهانی است. موضوع قاچاق و اعتیاد چیزی است که در جهان گسترده شده است و دنیا به این نتیجه رسیده که اگر این یک مسئله جهانی است پس راه حل و چاره مبارزه با آن باید در قالب یک همکاری جهانی باشد.
مثلا در افغانستان خشخاش می‌کارند و تولید می‌کنند اما مصرف آن در اقصا نقاط دنیا صورت می‌گیرد. مثلا افراد در فنلاند یا نروژ که از دورترین کشورهای اروپایی هستند تا امریکا به آن دسترسی دارند. اما اگر مثلا امریکا می‌خواهد که مواد به مرزهای این کشور وارد نشود باید به وسیله یک همکاری جهانی راه مسدود کردن آن را از مزارع افغانستان پیدا کند. از آن سو مافیای مواد، خود را محدود به یک کشور و سرزمین نمی‌کند چراکه آنها دنبال سود هستند و هرکجا که این زمینه آماده باشد خود را می‌رسانند.
بنابراین این همکاری در قالب یک همکاری با سازمان ملل سازماندهی می‌شود. در سازمان ملل کمیسیونی وجود دارد به نام کمیسیون مواد مخدر که در سال یکبار جلسه دارد. کنوانسیون‌هایی از سوی سازمان تصویب شده که این کنوانسیون‌ها قوانین ناظر بر مواد مخدر را تعیین می‌کنند. کشورها نیز در زمان تصویب قوانین خود در چارچوب این کنوانسیون، قوانین را تنظیم می‌کنند. دو بازوی اجرایی هم وجود دارد که یکی دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم که unodc نام دارد و دیگری هیات بین‌المللی کنترل مواد مخدر است که incb نام دارد. هرچند که مواد مخدر به خودی خود ماده بسیار مفیدی است و مصرف قانونی بسیاری هم دارد.
مثلا مسکنی است که به‌عنوان درمان تمام دردهای غیرقابل تحمل بشر محسوب می‌شود و در گذشته هم به صورت سنتی مصرف می‌شد. اما چون انحراف در انتقال این مواد به وجود می‌آید، مثلا وقتی قرار است به دست افرادی که نیاز دارند برسد اما به دست قاچاقچیان می‌رسد، این دو بازوی اجرایی نظارت بر این موضوع را برعهده دارند. اداره ما هم رابطی است بین این دو نهاد سازمان ملل.

کشور ما چقدر به کنوانسیون سازمان ملل پایبند است؟
تاکنون به تمام قوانین پایبند بودیم ولی برخی قوانین اختیاری است.

مثلا درباره اعدام قاچاقچیان در کنوانسیون قانونی وجود دارد؟
منع اعدام در کنوانسیون نیست اما همه کشورهای اروپایی قوانین منع اعدام را پذیرفته‌اند که این شامل هر جرمی می‌شود. در برخی کشورها هم اعدام وجود دارد مثلا در چین، امریکا و ایران.
اما اتحادیه اروپا این فشار را وارد می‌کند که اعدام انجام نشود و در مقابل مجازات‌های سنگین جایگزین آن وجود دارد. در ایران هم اعدام فقط برای قاچاقچیان انجام می‌شود و نه معتاد چراکه سال‌هاست در کشور ما معتاد به‌عنوان مریض شناخته می‌شود.

آیا کنوانسیون هم معتاد را بیمار می‌داند؟
بله، اما پروسه تفکیک آنها دشوار است. مثلا اگر یک نفر معتاد است همین که وارد چرخه خرید و فروش مواد شد کنوانسیون او را مجرم می‌داند.

اما معتاد همیشه موادش را می‌خرد بنابراین در چرخه خرید و فروش است پس چرا در ایران در دایره مجازات قرار نمی‌گیرد؟
این یک تجاهل عارفانه است، همه می‌دانند که این معتاد مواد را از جایی خریده است اما برای کمک به راه درمان کاری به او ندارند. در برخی کشورها هم می‌گویند برای اینکه رابطه این دو را قطع کنیم، مواد را خودمان به معتاد بدهیم. مثلا کشورهایی مثل انگلیس و هلند این کار را می‌کنند و حتی اخیرا در برخی کشورها توزیع قانونی حشیش و کوک در حال تبدیل شدن به قانون است تا در اختیار افراد قرار بگیرد و کسی که مصرف می‌کند، قاچاقچی محسوب نشود. در ایران هم این‌طور است که اگر معتاد را دستگیر می‌کنند، به مراکز درمان تحویل می‌دهند.
اما معتادی که برگشت در ابتدا باید خانواده‌ای باشد که با آغوش باز او را بپذیرد. متاسفانه برخی پدر و مادرها به سختی این موضوع را می‌پذیرند. فرض بر اینکه خانواده با این موضوع کنار آمد، مشکل بعدی اشتغال به کار است. در حال حاضر همه جا برای اشتغال قانونی وجود دارد که افراد در ابتدا باید آزمایش اعتیاد بدهند اگر معتاد نباشند می‌توانند مشغول به کار شوند و وقتی این زمینه وجود ندارد این افراد بعد از مدتی در معرض خطر قاچاق فروشان و برگشتن به چرخه مصرف مواد قرار می‌گیرند. درحالی‌که هدف درمان تنها این نیست که افراد وابستگی را ترک کنند. هدف درمان این است که یک معتاد بتواند به آغوش جامعه برگردد. این موضوع نشان می‌دهد که کشور ما در هر دو زمینه هنوز به نتیجه مطلوب نرسیده؛ برگشت معتاد به چرخه زندگی و متوقف کردن یا کاهش دادن چرخه قاچاق و تقاضا. هیچ وقت نمی‌توان منتظر نتیجه مطلوب بود.
مثل همان مثالی که برای معتاد به‌عنوان یک بیمار زدیم در اینجا هم باید قبول کنیم اعتیاد یک پدیده‌ای است در عصر حاضر که ناگزیر عده‌ای به آن مبتلا خواهند شد و این تصور که کشوری پیدا کنیم که هیچ معتادی در آنجا وجود نداشته باشد غیرممکن است. گذشته از کشور ما که جمعیت زیادی داریم حتی کشورهای اسکاندیناوی که جمعیت به مراتب کمتری دارند، مرزهای محدود و تسلط مرزی زیادی دارند و از حوزه تامین مواد بسیار دورند باز هم معتاد دارند.
آیا ایران به‌عنوان یکی از نزدیک‌ترین کشورها به افغانستان به‌عنوان بزرگ‌ترین مرکز تولید تریاک نباید تجربیات به مراتب پخته‌تر و راه‌حل‌های مفید و موثرتری تاکنون داشته باشد؟
ایران به کانون تولید مواد نزدیک‌تر است به خاطر هم مرز بودن با افغانستان، اما اگر بخواهید به آمار مصرف شیشه در کشور نگاه کنید که رو به افزایش است، می‌بینید که شیشه در افغانستان تولید نمی‌شود. پس هم‌مرز بودن نشانه این نیست که چون نزدیکیم پس باید مواد بیشتر باشد. می‌بینید که مواد صنعتی هم که از کشورهای بسیار دور آمده در ایران وجود دارد. مجاورت با کانون ماجرا یک عامل تندکننده است و نه عامل تعیین‌کننده، همانطور که کشورهایی مثل روسیه یا تاجیکستان که مرزی با این کشورها ندارند درگیر مصرف و قاچاق مواد مخدر هستند و حتی مرگ‌ومیر ناشی از اعتیاد در روسیه رقم بالایی دارد. اما اینکه ایران پخته‌تر شود بستگی به جمعیت دارد. کشوری که ۹میلیون نفر جمعیت دارد با کشوری که ۷۰میلیون جمعیت دارد فرق دارد. تسلط یکی بیشتر و دیگری کمتر است. در دو موضوع قاچاق و اعتیاد عوامل مختلفی دخیل هستند که بسیاری از آنها در کنترل شما نیست. پس ساده‌ترین جواب به چرای سوال شما گستردگی یک مسئله با یک مفهوم چند لایه است. وقتی می‌گوییم اعتیاد، شما باید بیکاری، نبود تفریحات سالم، از هم‌گسیختگی خانواده و بی‌اعتنایی آموزش و پرورش به اعتیاد را هم در نظر بگیرید.
از زمان شروع روابط ایران با کشورهای دیگر کدام کشور بیشتر از همه با ایران رابطه داشته و دولت کدام کشور را برای مدیریت معضل مواد مخدر الگو قرار داده است؟
کشور ویژه‌ای وجود ندارد که برای ما الگو قرار بگیرد چون هر کشوری گرفتار است و مشکلات خاص خود را دارد و هیچ کشوری هم وجود ندارد که اعتیاد نداشته باشد جز کره شمالی که ما از آن بی‌خبریم. بنابراین هر کشوری خودش دنبال الگوست.
البته کشورهای اروپایی به‌دلیل محدودیت و برخورداری از امکانات زیاد و به جا بودن کارکرد سازمان‌های مربوطه موفق‌ترند. بنابراین الگوی خاص یا فرمولی مشخص وجود ندارد. در حال حاضر کشورها همه تجربیاتشان را با هم به اشتراک می‌گذارند.
تا چه زمانی باید چنین توجیهی بیاوریم. چقدر باید بگوییم ما چون جمعیت‌مان زیاد است، زیرساخت‌هایمان کم، امکانات نداریم پس باید بیشتر از دیگران گرفتار باشیم؟
قبلا هم گفتم باز هم می‌گویم که این مسئله در هیچ جای دنیا حل نشده و نخواهد شد. الان در سوئیس و اتریش و نروژ که پیشرفته‌ترین کشورها هستند هم این مسئله وجود دارد.

 

ولی بحرانی نیست و مثل ما بحران ملی اعتیاد ندارند
اگر همه اختیارات دست من بود یک جواب مشخص به سوال شما می‌دادم اما چیزی که می‌توانم در مقام خودم بگویم این است که به نسبتی که شما شاخص‌های توسعه، منابع انسانی و رفاه را بالا ببرید اعتیاد کمتر می‌شود. این یک گفته عوامانه است که بگوییم اعتیاد هم در قشر مرفه هست و هم فقیر. چون نسبت‌های آنها با هم فرق می‌کند پس به نسبتی که شاخص‌های ذکر شده، بالا برود نسبت پیشرفت اعتیاد هم بالا می‌رود. می‌گویید از کجا چنین ادعایی دارید؟ می‌گویم کشورهای مرفه به نسبت مسلط‌تر از ما در این زمینه هستند. بنابراین این موضوع دلایل چند لایه و به هم تنیده دارد، این را نمی‌گویم که وظایف نهادهای متولی اعتیاد را در کشور توجیه کنم اما اینکه فکر کنیم یک نفر می‌تواند یک شبه همه چیز را سامان دهد، درست نیست.

در پس این تعاملات گسترده با کشورهای خارجی و این مذاکرات پیوسته به دنبال چه هدفی هستید؟
چون این یک مسئله جهانی است، همه فکر می‌کنند باید راه‌حل جهانی ارائه شود برای همین باید مبادلات اطلاعات در سطوح مختلف صورت بگیرد تا به‌عنوان مجموعه‌ای از راهکارهای مبارزه با مواد مخدر شکل بگیرد.
مثلا متخصصان سازمان ملل در ارتباط با پولشویی در اعتیاد به ایران می‌آیند و با ما صحبت می‌کنند و از هم می‌پرسیم که در آخرین تلاش‌های کشورهای‌مان چه اقداماتی برای این کار انجام داده‌ایم.
مثلا همین الان اگر شما یک وانت پول نقد به بانک ببرید برای شما حساب باز می‌کنند اما اگر در سوئد شما بالای ۴هزار دلار پول نقد وارد حساب تان کنید، دستگیر می‌شوید. آنها می‌گویند باید منشا پول معلوم باشد و در بانک بچرخد.
وضعی غیر از این وضعیت بهشت پولشویی است. البته در حال حاضر هم در ایران باید فرم‌هایی را پر کنید و بگویید که این همه پول نقد را از کجا به دست آورده‌اید و این تجربه را هم از کشورهایی که مبارزه با پولشویی داشته‌اند، کسب کرده است.

چقدر فکر می‌کنید به خاطر ارتباط با دیگر کشورها در رسیدن به هدف‌ها موفق بودید؟
برای اینکه بدانیم ما موفق بودیم یا نه باید یکسری ملاک معین کنیم. رسیدن به هدف براساس ملاک است. همین که ما در ایران متهم نیستیم که دولت در امر قاچاق دست دارد خود یک موفقیت است و برعکس می‌گویند دولت ایران نقش تعیین کننده‌ای در مبارزه با مواد مخدر دارد و هیچ مجمع بین‌المللی هم پیدا نمی‌کنید که در عرصه مبارزه جهانی از ایران قدردانی نکند. به هرحال مجامع جهانی به خوبی واقف‌اند که چه تعداد معتاد در ایران وجود دارد و چه میزان قاچاق انجام می‌گیرد. این چیزی نیست که ما آن‌را انکار کنیم یا آنها آن‌را نادیده بگیرند.

در منطقه کدام کشور را در امر مبارزه برتر می‌بینند؟
مسلما ایران را از تمام کشورهای منطقه برتر می‌دانند.

ترجیح می‌دهند جلسات در ایران برگزار شود یا اینکه ایران داوطلب می‌شود؟
ما خودمان داوطلب هستیم. می‌خواهیم بگوییم چیزی برای پنهان کاری نداریم. ما کشفیات بالایی داریم و مخصوصا در تریاک بیشترین کشفیات در جهان متعلق به ایران است. حتی در درمان هم هیچ کشور منطقه و حتی فراتر از آن، به اندازه ایران موفق نشان نداده است.
ضربه‌های اقتصادی مواد مخدر
تجارت غیرقانونی موادمخدر با ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰میلیارد دلار گردش مالی در سال و حدود ۶۰۰میلیارد دلار سود سالانه، بعد از تجارت‌هایی نظیر نفت و اسلحه، از تجارت‌های بزرگ دنیا محسوب می‌شود. بر اساس آمار ارائه شده در کنفرانس ۱۹۹۴سازمان ملل در مورد جنایت سازمان یافته جهانی، تجارت جهانی موادمخدر سالانه بالغ بر ۵۰۰میلیارد دلار است، یعنی بیش از تجارت جهانی نفت. جالب توجه آنکه، دولت آمریکا به تنهایی در سال ۲۰۰۲ بالغ بر ۷۰۰میلیون دلار به کشورهای امریکای لاتین برای مبارزه با موادمخدر پرداخت کرده است و در همان سال مجموع دریافتی‌های ایران از تمامی سازمان‌ها و کشورها به زحمت به رقم ۱۰میلیون دلار می‌رسد. به نقل از سایت آسیب‌های اجتماعی، هزینه‌های موادمخدر برای کشور، ۲۹درصد درآمد ملی و کمی بیش از سه چهارم درآمدهای نفتی را تشکیل می‌دهد و به بیان دیگر حدود سه‌چهارم درآمد نفت و گاز کشور توسط مصرف کنندگان و قاچاقچیان موادمخدر هزینه می‌شود. همچنین مجموع هزینه‌های موادمخدر کشور ۶/۱برابر وجوهی است که در سال۸۳ توسط سرمایه‌گذاران خصوصی در ساختمان‌های جدید مناطق شهری هزینه شده است.
چنانچه نرخ رشد حوزه مواد مخدر تا سال ۱۳۹۳ همانند ۵سال اخیر ادامه یابد، مجموع هزینه‌های کشور به نرخ ثابت، در سال ۹۳ بالغ بر ۱۷۳۸۵۰میلیارد ریال خواهد بود (رشد تورم و سایر عوامل تا سال ۱۳۹۳ صفر فرض شده است) که بیش از ۷۵ درصد افزایش نشان می‌دهد.


چاپ