دلالی در اقتصاد ایران جذابتر از تولید است
صنعت کشور سالها تحتتأثیر تحریمها، ماشینآلات فرسوده و کمبود منابع مالی در وضعیت هشدار قرار دارد.
این بخش مهم از اقتصاد در هر برههای در میان وضعیت نامناسب موجود و فاصله زیاد با وضعیت مطلوب گرفتار است و در نهایت هم متاثر از وضعیت اقتصادی تا تنشهای سیاسی مغلوب شرایط میشود. در این میان جنگ اخیر در میانه مشکلات عمیق اقتصادی ضربه نهایی را به این بخش زده است. با این حال در دوران پساجنگ و با احتمال توافق از این فرصت تاریخی هم برای نجات صنعت باید استفاده کرد. در این وضعیت پرسش کلیدی فعالان اقتصادی این است که آیا میتوان صنعت را از سیکل معیوبی که گرفتار آن است، نجات دارد و در این بزنگاه تاریخی، گامهای اساسی برای نجات تولید کشور برداشت؟ در این زمینه صمت گفتوگویی اختصاصی با امیرحسن کاکایی، عضو هیات علمی دانشگاه علم وصنعت داشته که در ادامه میخوانید.
********
در صورت توافق و بازگشت به شرایط عادی آیا میتوانیم در کوتاهمدت انتظار تسهیل بازگشت سرمایه در گردش و حذف هزینههای دور زدن تحریم بر نرخ تمامشده را داشته باشیم؟
خیر. اولا رسیدن به یک توافق جامع خودش یک مسیر طولانی است. ماجرای برجام را به خاطر بیاورید، متوجه میشوید که توافق در این سطح چه کار سختی است. ضمنا حذف تحریم مراحل مختلف و لایههای متفاوت دارد و گام به گام برداشته میشود. همچنین فعلا نیازهای اساسی کشور خیلی اولویت دارد و لذا حتی اگر پولی برگردد، به صنایعی مانند خودرو ورود پیدا نخواهد کرد. یادآوری میکنم. همانطور که همیشه توضیح دادهام، در ایران دلالی با نظام اقتصادی فعلی ما بهصرفهتر است. از اینرو اگر ارزهای آزاد شده برگردند و اگر مصارف پایه مانند نیازمندیهای بازسازی جنگ و پول گندم و غذای دام و طیور پرداخت شود، تازه پول میرسد دست دلالها. در صنعت خودرو هماکنون چند مسیر دلالی بزرگ وجود دارد: واردات خودرو نو و واردات خودرو دست دوم. البته در مورد دومی هنوز به خودرو سواری نرسیده است. اما درباره خودرو تجاری کاملا در جریان است. همچنین لوازمیدکی از موارد بسیار سودآور برای دلالان بزرگ است. پس هرچند توافق اولیه هم باعث گشایش در صنعت خودرو خواهد شد، اما باعث افزایش سرمایه در گردش این صنعت نخواهد شد. همینکه این مقدار از سال گذشته کمتر نشود، باید خدا را شکر کنیم.
از طرفی هم فعلا هزینه دور زدن تحریمها به خاطر چنگ و محاصره دریایی خیلی بالا رفته و توافق، باعث بازگشت این هزینهها بهجای قبلی خواهد شد. پس خوشبینانه بگویم تا پایان سال همینکه هزینهها نسبت به بهمن سال گذشته بالا نرود، باید خوشحال باشیم. البته منظور هزینههای ارزی است و بدیهی است که به خاطر تورم موجود کشور که ناشی از سیاستهای پولی است، بههرحال هزینه ریالی بالا خواهد رفت. اگر توافق خیلی عالی هم انجام شود، برآورد من این است که دستکم یک سال طول خواهد کشید تا هزینههای دور زدن تحریمها بهطور معنیدار پایین بیاید. البته اگر بعد از یک سال بهانهای دوباره پیدا نشود که زیر میز بزنند. یادآوری میکنم که این تحریمها که قدمت آن به بیش از هشت سال رسیده، مسیرهایی را ایجاد کرده که سود آن برای صاحبان مسیر (دلالان و الیگارشیهای بزرگ) چندین میلیارد دلار در سال است. بعید میدانم این دلالان بگذارند آب خوش از گلوی ما پایین برود. اصولا همین اصطلاحی که به کار میرود، کاسب تحریم، خودش گویای خیلی موارد است. کسبوکاری درست شده است که حذف آن به معنی قطع شدن دست یک عده از بیتالمال است و این کار نیازمند یک اراده در سطح ملی است. ولی ظاهرا این اراده در کشور بهوجود آمده که هماکنون ما داریم توافق میکنیم. فقط باید دعا کنیم که این کاسبان که خیلی هم قدرت و ثروتشان زیاد است، نتوانند بر حاکمیت غلبه پیدا کنند و بگذارند که راه بازسازی کشور آغاز شود و ما مسیر شفاف جدید را برای صنعتی شدن و اعتلای اقتصاد کشور برداریم.
به نظر شما چالش اصلی صنعتگران در صورت توافق چه مواردی هست؟
مهمترین چالش عود کردن بیماری هلندی ما است. وقتی ارز زیادی یک دفعه وارد مملکت میشود که عمده آن هم به صورت غیرشفاف خواهد بود، معمولا بیمار هلندی عود میکند؛ یعنی واردات خیلی بهصرفهتر خواهد شد و از آن طرف صنعتگر ایرانی با این همه چالش در داخل کشور روبهرو است و نمیتواند با رقبای پرقدرت خارجی و دلالان پرنفوذ رانتخوار داخلی رقابت کنند. درباره صنعت خودرو قاطعانه میگویم اگر یک توافق خوب شکل بگیرد در شش ماه آینده بزرگترین مشکل خودروسازان بازار خواهد بود، اما مشکل بلندمدت و عمیقتر، موضوعی در دنیای سیاستگذاری است. اگر حاکمیت به سیاستهای ضدتوسعهای چند سال گذشته ادامه دهد، با توجه به جهش بزرگ چینیها در دنیای صنعتی و بهخصوص دنیای خودرو، و با توجه به قدرت اقتصادی و مالی بالای آنها، عملا صنعت و بازار خودرو قطعا بهدست چینیها خواهد افتاد و چینیها هم تا وقتی حاکمیت برنامهای برای توسعه داخلی ندارد، امکان ندارد که روی افزایش عمق ساخت داخل سرمایهگذاری کند. پس حداقل اتفاقی که رخ خواهد داد، ورشکستگیهای گسترده در زنجیره تامین داخلی این صنعت و البته صنایع دیگری مانند لوازم خانگی خواهد بود. همین الان که با شما صحبت میکنم همه چیز در ردههای بالا حاکمیت شامل دولت و مجلس و بقیه سیاستگذاران، آماده است که صنعت خودرو را یا تعطیل کنند یا به خارجیها واگذار. البته اگر واگذاری شفاف و مستقیم بود، خیلی خوب میشد. همانطور که در ترکیه و خیلی از کشورهای دنیا رخ داد و در ادامه صنعت خودرو آنها پیشرفت کرد. اما در ایران مکانیسمهای خیلی کارآمدی شکل گرفته که بدون اینکه در ظاهر صنعت را بهدست خارجیها و مدیریت آنها بسپاریم، صنعت بشود واسطه فروش خودرو خارجی در ایران. امروز ما با بیش از ۱۰۰ پروانه بهرهبرداری و به اصطلاح کارخانه به نام خودروسازی روبهرو هستیم که هر یک مجوز تولید و واردات دارند. از آنجا که ضوابط فعلی کمترین نظارت را برای واردات اعمال میکند و همزمان هر شرکتی که کوچکتر است، از نظارتهای فنی قوی دورتر است، بهراحتی میتوان کل کشور را تحویل خارجیها دارد، بدون اینکه حتی یک دلار سرمایهگذاری کنند یا فناوری وارد کشور شود. بنابراین اوضاع خیلی بدی پیش روی شرکتهای بزرگی مانند ایران خودرو، سایپا، مدیران خودرو و کرمان موتور قرار دارد. در چنین شرایطی مدیران و صاحبان آن شرکتها پیش پیش در مسیر افزایش مونتاژکار و حفظ سهم خود از بازار گام برمیدارند و در ادامه قطعا زنجیره تامین با چالشهای جدیتری از خودروسازان روبهرو خواهند شد.
نگاه منطقی این است که همه مشکلات ما با توافق و ارتباط با کشورها برطرف نخواهد شد. به نظر شما چقدر از ناترازیهای تولید، واقعا ناشی از تحریم است و چقدر ناشی از ضعف مدیریت داخلی؟
از نظر من حداکثر ۳۰ درصد مشکلات ناشی از تحریم بودهاند و حداقل ۷۰ درصد مشکلات ناشی از سیاستگذاریهای داخلی هستند. اصلا یک نگاه متفاوت بیندازیم. وقتی تحریمها میشود یک موضوع جاری در کشور و بیش از هشت سال طول میکشد، دیگر اسم مشکل نیست. اسمش شرایط محیطی است. درست مانند خشکسالی بلندمدت است. وقتی کاهش باران مثلا چهل سال طول میکشد، معنیاش این است که من کشاورز باید بر مبنای منطقه خشک و کم باران کشاورزی کنم. اصرار بر اینکه مثلا مانند گذشته در چنین منطقهای که قبلا پرباران بوده است، برنج بکارم، نمیگوییم که مشکل از کمبود باران است. میگوییم که آن کشاورز آدم لجبازی است و از عقل و دانش استفاده نمیکند. از این رو به اعتقاد من تقریبا تمام مشکلات داخلی ناشی از سیاستگذاریهای داخلی است. بدیهی است اگر تحریمها برداشته شود، اوضاع باید خیلی بهتر شود. اما مثلا اینکه ما در کشور تورم داریم و کیفیت کالاهای تولیدی امان پایین میآید، حتی پایینتر از آن چیزی که در دهه مثلا هشتاد تولید میکردیم، قطعا نتیجه سیاستهای غلط، اجرای غلط و از آن بدتر نظارتهای غلط حاکمیت است. چطور امکان دارد حاکمیت متوجه نباشد چه اتفاقی در این دو سه سال برای واردات خودرو و کیفیت خدمات پس از فروش رخ داده است؟ چطور امکان دارد دولت نداند چه بلایی به علت واردات غیراصولی و نظارت نشده کشندههای دست دوم اسقاطی رخ داده است؟ چطور امکان دارد سیستمهای نظارتی ندانند که سامانههای دولتی دارای چه باگهای بزرگی هستند؟ آیا خود همین بانک مرکزی تا حالا چند بار درباره اوضاع بانکها و صندوقهای بازنشستگی و بیمهها گزارش نداده است؟ اینها چه ربطی به تحریم دارند؟ البته قطعا وقتی تحریمها برداشته شوند، به علت درآمدهای بادآورده نفتی و معدنی، درآمد حاکمیت بالا میرود و بهراحتی میتواند تمام ناکارآمدیها با پوشش دهد. اما معنیاش رفع مشکلات نیست، بلکه پاک کردن صورتمسئله است.
آیا توافق میتواند به معنای واقعی جریان انتقال تکنولوژی و قراردادهای لایسنسینگ را احیا کند؟
این موضوع به سیاستگذاریهای داخلی بستگی دارد. در جریان واردات، مجلس قانون را طوری نوشت که قرار بود با واردات انتقال فناوری رخ دهد، اما نهتنها فناوری وارد نشد، بلکه همان نظام نیمبند خدمات پس از فروش عادی هم که قبلا بود، به هم ریخت. سرمایهگذاری و انتقال فناوری نیازمند سیاستگذاری است. ما در ۱۳۹۶ که دولت و حاکمیت دنبال توسعه صنعت خودرو بود، توانستیم کارهای مفیدی انجام دهیم. هرچند زود توافق به هم خورد. اما الان که مجلس کلا با تولید مخالف است و دنبال واردات است. هرچند در حرف عکس این را میگوید، اما عمل مهم است که ما مشاهده کردیم همین وکلای مجلس در دوران جنگ هم از حمایت از واردات دست بر نداشتند. حتی اگر امروز به ظاهر تمام وکلای مجلس بیایند و قانون ساماندهی صنعت خودرو را به مسیرش توسعه واردات است، اصلاح کند؛ دولت بیاید و نظام اجرایی حکمرانی صنعت خودرو را یکشبه اصلاح کند، و...، باز هم سرمایهگذاری برای انتقال فناوری بهراحتی شکل نمیگیرد؛ چراکه اولا نظام ارزی و بانکی ما به نفع دلال و واردکننده است تا تولیدکننده و سرمایهگذار و دوما نظام جهانی امروز در یک رقابت نوظهوری قرار گرفته که به این راحتی سرمایهگذاری برای انتقال فناوری روز صورت نخواهد پذیرفت.
آیا فضای پس از توافق، انگیزه فرار سرمایه از صنعت را کاهش میدهد؟
فعلا که اینطور است، اما امیدوارم مسئولان و سیاستگذاران با توجه به اتفاقات اخیر و رودررویی با امریکا و مشاهده اثربخشی در سرمایهگذاری بلندمدت روی فناوریها و تولید داخل در صنایع نظامی، کمی عبرت بگیرند و درباره صنایع مهمی مانند خودرو هم باور کنند که مقاومسازی اقتصاد مبتنی بر ثبات رویه، بسترسازی درست و تمرکز روی فناوریهای راهبردی و همزمان ایجاد رقابت است و نه واردات و توسعه دلالی.
چگونه توافق میتواند بازارهای صادراتی از دسترفته را در رقابت با رقبا بازپس بگیرد؟
اصلا فعلا فکرش را نکنید. بازار خودروی دنیا دچار چالشی مرگبار شده و جنگی بزرگ بین چینیها و بقیه دنیا درگرفته است. فعلا برآورد من این است که اروپایی که تا اینجا باختهاند و در حال بازسازی خود هستند. امریکا هنوز در اوج جنگ است و در حال ایجاد موانع تعرفهای و غیرتعرفهای است. ژاپن و کره هم این وسط سعی م کنند از هر دو طرف سود کنند. اما بهزودی آنها هم در چالش بزرگ مقابله با نظام تولیدی و نوآوری چینی قرار میگیرند. مزیت رقابتی ما هم اصولا انرژی بود و نه فناوری. ولی الان که ما خودمان کمبود انرژی در دسترس داریم، صادرات کالاهایی مانند بلوک سیلندر و سیلندر که ریختهگری هستند هم از توان رقابتی فعلا افتادهاند. از اینرو برای پاسخ به این سوال شما نیاز داریم ببینیم که اولا نتیجه توافق چه میشود، دوما جنگ غولهای فناوری و تولید چه میشود و سپس ببینیم که اصولا سیاستگذار داخلی چه خوابی برای صنعت دیده است.
معمای بزرگ شاید این باشد که بعد از توافق، شوک آزادسازی برای اقتصاد و صنعت خطرناکتر است یا تداوم انزوا؟ نظر شما در اینباره چیست؟
از هر دوی اینها خطرناکتر سیاستگذار ضدتوسعه است. حتی اگر در تحریم باشیم، اما درست سیاستگذاری کنیم میتوانیم از تهدیدها، فرصتها بسازیم و برعکس. وقتی سیاستگذاری غلط باشد، فرصتسوزی کاری عادی میشود، حتی تبدیل به تهدید میشود.