افزایش دمای بیشینه در بیش از ۹۶ درصد شهرها
قرار گرفتن کشور در کمربند خشک و نیمهخشک زمین و میانگین بارش سالانه تنها ۲۵۰ میلیمتر، ایران را به یکی از حساسترین مناطق جهان در برابر این بحران تبدیل کرده است. دادههای علمی از ۱۹۹۲ تا ۲۰۲۲ در ۲۹ مرکز استان نشان میدهند که افزایش دمای میانگین و حداکثر، تشدید تبخیر و کاهش بارشهای موثر، منابع آب سطحی و زیرزمینی را در سراسر کشور تحت فشار شدید قرار داده است. بارشهای کوتاه و شدید جایگزین بارشهای آرام شده و خشکسالیهای طولانی، کشاورزی و اکوسیستمها را در معرض خطر قرار داده است. مناطق مرکزی و جنوبی ایران با ترکیبی از دمای بالا و کاهش روزهای بارانی، بیشترین آسیب را متحمل میشوند، در حالی که شمال کشور باوجود افزایش بارش، قادر به جبران کمبود آب سایر مناطق نیست. پژوهشگران هشدار میدهند که پنجره فرصت برای سازگاری با این شرایط در حال بسته شدن است و بدون تغییر در استراتژیهای مدیریت آب، بسیاری از استانها در کوتاهمدت با بحران جدی برای تامین آب شرب و کشاورزی روبهرو خواهند شد.
تغییر اقلیم، بحران آب و زندگی روزمره
تغییر اقلیم یک پیشبینی دوردست یا سناریویی مربوط به دهههای آینده نیست؛ بلکه واقعیتی ملموس است که همین حالا بر زندگی انسانها، اکوسیستمها و مهمتر از همه منابع حیاتی آب در سراسر جهان اثر گذاشته است. در این میان، خاورمیانه و بهطورمشخص ایران، بهدلیل قرارگیری در کمربند خشک و نیمهخشک زمین، بیش از بسیاری از مناطق دیگر در معرض پیامدهای این بحران قرار دارد. ایران با میانگین بارندگی سالانه حدود ۲۵۰میلیمتر (کمتر از یکسوم میانگین جهانی) و نرخ بالای تبخیر، از پیش با کمبود آب دستوپنجه نرم میکرده؛ اما شواهد علمی نشان میدهند که تغییر اقلیم این وضعیت شکننده را وارد مرحلهای بحرانیتر کرده است.
براساس مقاله «ارزیابی شاخصهای اقلیمی مرتبط با منابع آب در ایران طی سه دهه گذشته» که در نشریه «Scientific Reports» (وابسته به Nature) منتشر شده، دادههای اقلیمی روزانه از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۲۲ در ۲۹ مرکز استان ایران بررسی شده است. این پژوهش با استفاده از ۱۲ شاخص معتبر اقلیمی بینالمللی، تصویری کمسابقه از روندهای دما و بارش در کشور ارائه میدهد. نتایج نشان میدهد که تغییر اقلیم در ایران صرفا بهمعنای گرمتر شدن هوا نیست، بلکه نشانههای آن در بهمریختگی الگوی بارش، افزایش دورههای خشکسالی، کاهش بارشهای موثر و همزمان افزایش بارشهای ناگهانی و مخرب دیده میشود.
این تغییرات در شرایطی رخ میدهد که طی دهههای اخیر، رشد جمعیت، گسترش کشاورزی پرمصرف، برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی و مدیریت ناپایدار منابع آبی، فشار شدیدی بر ذخایر آب کشور وارد کرده است. اکنون دادههای علمی نشان میدهند که پارامترهای اقلیمی با سرعتی نگرانکننده در حال تغییر است؛ تغییری که میتواند مستقیما امنیت غذایی، سلامت عمومی، پایداری شهرها و آینده محیط زیستی ایران را تهدید کند.
افزایش همزمان دمای میانگین و دمای حداکثر در اغلب شهرهای ایران، باعث تشدید تبخیر و تعرق شده است؛ بهطوریکه حتی همان میزان اندک بارندگی نیز کارایی خود را از دست میدهد. بهبیان سادهتر، آبی که میبارد، فرصت نفوذ به خاک یا تغذیه منابع زیرزمینی را پیدا نمیکند.
در کنار این موضوع، الگوی بارش نیز تغییر کرده است؛ بارشهای آرام و پیوسته جای خود را به دورههای خشک طولانی و بارشهای رگباری کوتاهمدت دادهاند؛ بارشهایی که بیشتر منجر به رواناب، سیلاب و تخریب میشوند تا تقویت منابع آب.
ایران در آستانه داغ شدن همیشگی
یافتههای این مطالعه تایید میکند که ایران با شتابی نگرانکننده در حال گرمتر شدن است. تحلیل دادههای ۲۹ مرکز استان نشان میدهد که «تب اقلیمی» تقریبا سراسر کشور را فرا گرفته است. بیش از ۷۵ درصد شهرهای بررسیشده، افزایش معناداری در میانگین دمای روزانه (TMm) تجربه کردهاند. این یعنی گرما دیگر پدیدهای مقطعی یا محدود به چند منطقه خاص نیست، بلکه به یک روند غالب ملی تبدیل شده است.
وضعیت دمای حداکثر حتی نگرانکنندهتر است. براساس نتایج پژوهش، بیش از ۹۶ درصد شهرهای مورد مطالعه با افزایش معنادار دمای بیشینه روزانه (TXm) مواجه بودهاند. بهبیان دیگر، تقریبا تمام شهرهای ایران روزهای داغتری را نسبت به 3 دهه قبل تجربه میکنند. شهر زنجان بالاترین نرخ افزایش دما را ثبت کرده و در برخی شهرها، افزایش دما به حدود ۰.۱۶ درجه سانتیگراد در سال رسیده است؛ عددی که در مقیاس ۳۰ساله، بسیار چشمگیر محسوب میشود.
افزایش دمای حداکثر فقط یک عدد در نمودار نیست. این روند بهمعنای تبخیر سریعتر منابع آب سطحی، خشک شدن رطوبت خاک، افزایش نیاز آبی محصولات کشاورزی و فشار بیشتر بر شبکههای آب و برق در فصل تابستان است. تابستانهایی که هر سال طولانیتر، داغتر و پرهزینهتر میشوند.
از خشکسالی صلب تا سیلابهای آنی
اما وقتی به بخش بارش نگاه میکنیم، تصویر بهظاهر متناقضی از وضعیت ایران ارائه میشود. از یکطرف، کشور در خشکی بیسابقهای گرفتار شده و منابع آب سطحی و زیرزمینی در سراسر فلات ایران بهشدت کاهش یافتهاند. از طرف دیگر، الگوی بارشها نهتنها کاهش یافته، بلکه ماهیت آن نیز بهشدت تغییر کرده است. یافتههای این تحقیق نشان میدهند که شاخص «مجموع بارش سالانه» در بسیاری از نقاط ایران روند کاهشی دارد، اما واقعیت پیچیدهتر از این عدد ساده است: همان بارش اندک نیز دیگر به شکل مطمئن و یکنواخت نمیبارد.
یکی از شاخصهای مهم، تعداد «روزهای خشک متوالی» است. این شاخص نشان میدهد که در بسیاری از مناطق نیمهجنوبی و مرکزی ایران، بازههای طولانی بدون بارش افزایش یافته است. برای مثال، شهر خرمآباد در این مطالعه بهعنوان نمونهای بارز از افزایش چشمگیر روزهای خشک متوالی معرفی شده است؛ در برخی سالها بیش از ۴۰ روز پشتسر هم بدون بارش ثبت شده است. چنین وضعیتی بهمعنای آن است که خاک و پوشش گیاهی برای مدت طولانی تحت استرس شدید خشکی قرار میگیرند، کشاورزی دچار شوک میشود و فشار مضاعفی بر منابع آب زیرزمینی وارد میآید.
در مقابل، شاخصهای مربوط به بارشهای شدید مانند R۹۵p نشان میدهند که وقتی باران میبارد، غالبا به شکل رگبارهای کوتاه و شدید است. این نوع بارش، بهدلیل خشک و متراکم بودن خاک و کاهش ظرفیت نفوذ آن، بهسرعت به رواناب و سیلاب تبدیل میشود. در واقع، ایران اکنون با پدیدهای روبهرو است که در آن «کمبارشی» و «سیلخیزی» با هم گره خوردهاند؛ وضعیتی که مدیریت منابع آبی را به یک چالش مهندسی و برنامهریزی پیچیده بدل کرده است. مهندسان و مسئولان منابع آب اکنون باید با سیلابهای ناگهانی که میتوانند جادهها، شهرها و اراضی کشاورزی را تخریب کنند، در کنار خشکی شدید مقابله کنند.
تفاوتهای منطقهای
تحلیل خوشهبندی دادههای اقلیمی نشان میدهد که ایران از نظر رفتار بارشی به چند منطقه کاملا متفاوت تقسیم میشود. در شمال کشور، رشت همچنان بهعنوان پربارشترین مرکز استان باقی مانده و حتی در طول 3 دهه اخیر روند افزایشی در مجموع بارش سالانه داشته است. با این حال، این بارشها بههیچوجه نمیتوانند کمبود شدید آب در مناطق مرکزی و جنوبی ایران را جبران کنند.
در مناطق مرکزی و شرقی ایران، ترکیب 2 عامل «افزایش دما» و «کاهش روزهای بارانی» باعث شکلگیری یک چرخه مخرب شده است. شهرهایی مانند یزد، کرمان و زاهدان نهتنها بارش کمی دریافت میکنند، بلکه همان میزان اندک نیز بهسرعت تبخیر میشود و قبل از اینکه فرصتی برای مصرف انسانی، کشاورزی یا تغذیه سفرههای زیرزمینی پیدا کند، به هوا میرود. در این شرایط، شکاف اقلیمی میان شمال پربارش و مرکز و جنوب خشک، هر سال عمیقتر میشود و ریسک نابرابری دسترسی به آب افزایش مییابد.
فراتر از هواشناسی
این تغییرات صرفا اعداد و شاخصهای آماری نیستند؛ آنها مترادف با پیامدهای واقعی زندگی انسانها و اکوسیستمها هستند. وقتی پژوهشگران از افزایش ۰.۱۶ درجه سانتیگراد دما در هر سال صحبت میکنند، یعنی طی یک بازه ۳۰ ساله، دمای یک منطقه حدود ۵ درجه سانتیگراد افزایش یافته است. برای اکوسیستمی که هزاران سال با یک ریتم مشخص زیسته، چنین تغییر سریعی به معنای یک شوک شدید است که میتواند بقای گیاهان، جانوران و فعالیتهای کشاورزی را تهدید کند.
افزایش دما همچنین باعث افزایش تبخیر از منابع آب شده است؛ سدها، کانالها و حتی برکهها عملا به «تشتهای بزرگ تبخیر» تبدیل شدهاند. کاهش بارش برف در ارتفاعات و تبدیل آن به بارانهای زودهنگام پاییزی نیز ذخیره استراتژیک آب کشور، یعنی برفچالها و منابع زیرزمینی کوهستانی، را بهشدت تحتتاثیر قرار داده است. نتیجه این است که مدیریت سنتی آب که تنها بر ساخت سد و سازههای مهندسی مبتنی بود، اکنون دیگر پاسخگوی نیاز کشور نیست و در برابر شدت و غیرقابلپیشبینی بودن تغییرات اقلیمی، شکست خورده است.
«پنجره فرصت» برای سازگاری با این شرایط در حال بسته شدن است. هر روزی که میگذرد، افزایش طول و شدت روزهای خشک، داغتر شدن بیسابقه هوا و تغییر ماهیت بارشها از برف پاییزی به بارانهای سیلآسا، زنجیرهای از بحرانها را شکل میدهد. اگر استراتژیهای کلان کشور از تمرکز صرف بر «تأمین آب جدید» بهسمت «سازگاری با کمآبی» و «مدیریت تقاضا» تغییر نکند، بسیاری از مراکز استانها در کوتاهمدت با چالش جدی برای تامین ابتداییترین نیازهای ساکنان خود روبهرو خواهند شد.
در واقع، ایران اکنون در نقطهای قرار گرفته است که تغییرات اقلیمی دیگر یک مسئله محیطی یا علمی نیست؛ بلکه یک بحران اجتماعی، اقتصادی و امنیتی است که زندگی روزمره مردم را بهشکل ملموس تحتتاثیر قرار میدهد.